نقاشی کودکان

بسمه تعالی

تفسیری بر نقاشی کودکان

نقاشی زبان کودکان است . کودکان بر خلاف بزرگسالان هستند . آنها از طریق نقاشی کشیدن قصه گویی بازی کردن و ... شناخته می شوند . نقاشی به ما کمک می کند تا به دنیای درونی و روح کودک پی ببریم و بدانیم چه نیازهایی دارد ؟ آیا کودک ناسازگار یا بیمار است ؟ در بزرگسالی می خواهد چه کاره شود ؟ و....

البته با یک نقاشی ما به قضاوت نمی پردازیم بلکه باید چندین نقاشی کودک را بررسی کرد. توجه داشته باشید که تجزیه و تحلیل نقاشی کودکان که کاری بسیار ظریف و حساس است چون یک کار تخصصی و تجربی است شما رأی قطعی نمی دهید. کودک شما باید خودش به میل خودش موضوع نقاشی را اتنخاب کند. شما نباید بالای سر او بنشینید و به او مداد رنگی به میل خودتان بدهید. او در نقاشی کردن باید آزادی کامل داشته باشد. در پایان نقاشی از کودک بخواهید که درمورد تصاویر کشیده شده برای شما حرف بزند. این گونه اطلاعات به شما در تجزیه و تحلیل نقاشی کودک کمک می کند. کودکان را به کشیدن تشویق کنید اما آنها را مجبور نکنید که همین الان برای شما نقاشی بکشند.

کودک نیازمند گفت وگو است اما چون تسلط کافی گفتاری و الفبایی ندارد، آگاهانه و به طور غیر مستقیم از طریق نقاشی، ویژگی های شخصیتی، ناکامی ها، فشارها و تمایلات درونی خود را آشکار می کند. در واقع نقاشی مانند خواب و رویا به او فرصت می دهد تا اطلاعات و اعمالی را که از دنیای بیرون کسب کرده از هم جدا و سپس آنها را دوباره تنظیم کند.
اشکال و رنگ ها و ترکیب خطوط و دوایر در این نقاشی های به ظاهر ساده و سرسری نشانگان پیچیده ای هستند که می تواند میزان و منشأ آسیب های روانی اطفال را هم آشکار کند.

خطوط در نقاشی کودک- به طور کلی خطوط رسم شده ترجمه ای از حالات هیجانی کودک است :

خطوط پر رنگ و ضخیم  نشان دهنده تمایل به خوشی های جسمانی ، حتی علاقه به خوردن غذاهای لذیذ است . اگر خطوط پرنگ و ضخیم برانگیخته و خشن شود ، تا حدی که در بعضی موارد تا پاره کردن کاغذ نیز پیش برود ، نارضایتی و پرخاشگری را نشان می دهد .

خطوط کم رنگ  اگر در کشیدن افراد یا اشیاء از خطوط بسیار کمرنگ و رنگهای ملایم استفاده شده باشد ، نشان دهنده ملایمت ، ظرافت و حساس بودن کودک است . البته گاه کمروها و کودکانی که فاقد اعتماد به نفس هستند و دایم در کارها و حرفهای خود تردید دارنداز خطوط کم رنگ برای کشیدن نقاشی استفاده می کنند . خطوط نازک وملایم احساسات عاطفی کودک را میرساند.

خطوط استوار و مستقیمحاکی از اعتماد به نفس ، مصمم بودن و در عین حال تاثیر پذیری کودک است .

خطوط منقطع(مثل خط فاصله هایی کنارهم ) در کودکان و افرادی که تاثیر پذیری زیاد ازاطراف دارند و دایم نظر خود را نسبت به نظر دیگران عوض می کنند ، مردد در تصمیم گیری ها هستند و کمال طلبند ، زیاد دیده می شوند.

خطوط موازی ، سایه و چهارخانه هادر کودکان و افراد مضطرب دیده می شود . اگر سایه ها و رنگها خاکستری باشد نشانه افسردگی است .

خطوط شکسته و زاویه دار چابکی و به اضافه خشم ، نا آرامی و نیرو را می رساند .

خطوط منحنی کشیدنملایمت و مسالمت ، تبعیت جویی ، خود دوستداری و نرمش را می رساند .

حلقه هایی که دور یک محور چرخیده اندتا چهارسالگی به هنجار و عادی است . پس از چهارسالگی اگر به صورت ادامه دار کشیده شود نشانه ای از شیوع مشکلات روحی است .

خط راست و قائم آرامش ، وقار به اضافه انعطاف نداشتن شخص را نشان می دهد

خطوط سرازیر بدبینی ، افسردگی ، خستگی ، و فکر کردن به مرگ را بیشتر نشان می دهد.

خطوط سربالا شادی ، زندگی و اگر زیاد باشد انفجار احساسات حاد را می رساند.

تاکید بر خطوط عمودی و مرکزی حفظ تعادل عاطفی در فرد است

تاکید بر خطوط افقی و مرکزیشدت نیازهای ارتباطی کودک است .

خط خطی کردن و پاک کردن های مکرر نا مصمم بودن ، نارضایتی از خود و احساس خود را پایین و کم دیدن است .

لکه ها و سیاه کردن ها احساسات گناه کاری را نشان می دهد . اغلب در والدین که در اثر مشکل شخص خود مکرر به کودک می گویند تو بدی ! این طرز کشیدن دیده می شود. یا وقتی که به کودک بسیار امر و نهی می شود.
خطوط نازک و هماهنگ در نقاشی کودک نشان دهنده ی سازگاری کودک است.
خطوط کوچک وفشرده نشانه ی ناراحتی درونی کودک است.
خطوط مارپیچ نشانه ی پرخاشگری در کودک است.
خطوط کوتاه خجالتی بودن و خطوط کمرنگ کمبود جوش وخروش را میرساند.
اگر در صفحه نقاشی بیشتر از نصف صفحه خالی بماند ونقاشی کوچک باشد نشانه ی اعتماد به نفس پایین کودک است.
اگر کودک مرتب نقاشی کند وپاک کند نشانه ی ترس و اضطراب درونیست.
اگر کودک آدمکی را نقاشی کند:

شکل آدمی که کودک در نقاشی خود می کشد، پیش از هر چیز شکل خود یا درکی که از بدن و تمایلاتش دارد را بیان می کند و حتی گودیناف، نقاشی آدمک کامل و درست را نشانه پختگی فکری کودکان می داند. جزییات فراوانی در تحلیل نقاشی آدمک هست.

▪ سر: معرف مرکز شخصیت، قدرت فکری و عامل اصلی کنترل فشارهای درونی است. کودکان، همیشه سرهای بزرگ ترسیم می‌کنند؛ ولی اگر سر، زیاد بزرگ باشد، نشانگر آن است که من کودک، بیش ازحد طبیعی است. سر بزرگتر از بدن ناسازگاری کودک را میرساند. سر به تنهایی بدون بدن اضطراب را میرساند. سر کوچک با تن بزرگ نشاندهنده ی دروغگو بودن کودک است.
▪ صورت: چون بسیار اهمیت دارد، بیشتر تنها کشیده می‌شود. کودکان پرخاشگر، جزئیات آن را به حد اغراق‌آمیزی بزرگ، ترسیم می‌کند؛ در حالی که کودکان خجالتی، جزئیات را از نظر می‌اندازند و فقط دایرهٔ صورت را ترسیم می‌کنند.
▪ دهان و دندان‌ها: ممکن است معنی نیاز به مواد خوراکی را نمایان سازد و نیز به معنی پرخاشگری است. اگر لب‌ها بسته باشند، نشان‌دهندهٔ تنش و فشار است. چانه نیز تمام قدرت مردانگی است.
▪ چشم‌ها: اجتماعی بودن کودک را نشان می‌دهد. کودکان خودستا، چشم‌ها را با حالت‌های درنده و وحشی می‌کشند. چون چشم‌ها ارزش زیبائی نیز دارند؛ بنابراین دختران چشم‌ها را خیلی بزرگ می‌کشند.
▪ دست‌ها و بازوها: در دوران اولیهٔ زندگی کودک برای شناخت محیط اطراف زیاد به‌کار می‌رود. در مرحله بعد، به‌عنوان پیشرفت ”من" و سازگاری اجتماعی به‌کار می‌آید. کودکان ضعیف و درون‌گرا، بیشتر برای آدمک، پا نمی‌گذارند و یا او را به حالت نشسته، نقاشی می‌کنند. بچه های با مشکل وسواس برای آدمکها انگشت نمیگذارند.
▪ بالاتنه: اگر باریک و لاغر کشیده شود، مشخص کننده این است که کودک از اندام خود ناراضی است و یا از چاقی و بزرگ شدن، می‌ترسد. بالاتنهٔ لاغر، ممکن است نشان‌دهندهٔ ضعف جسمانی واقعی باشد.

کشیدن سر کوچک زمینه افسردگی و بی ارزشی خود، چشمان بزرگ کنجکاوی را و چشم کوچک درونگرایی و گاه امتناع از دیدن را می رساند. کشیدن دست در جیب یا پشت سر می تواند نشان از ناتوانی در برقراری ارتباط یا تمایل به پنهان کاری باشد.
● فاصلهٔ بین اشخاص نقاشی
اعضاء یک خانواده هماهنگ، در نقاشی کودکان همیشه دست در دست هم نشان داده می‌شوند. نزدیک شدن دو یا چندین شخصیت، نشانگر انس و الفت واقعی آنان و یا تمایل کودک به آنان است. ولی اگر کودکی فکر کند که خواهرش بیشتر از او مورد توجه پدر و مادر است، خواهرش را بین پدر و مادر خود را دورتر از آنان قرار می‌دهد.
اگر یک کودک، نسبت به برادر کوچکش، احساس حسادت کند و از اینکه برادرش جای او را در گسترهٔ عواطف پدر و مادرش بگیرد وحشت داشته باشد، ممکن است در نقاشی خود او را حذف کند یا آنکه در موضع فرزند بزرگتر قرار دهد و خود را به شکل بچهٔ کوچکتر ترسیم کند و یا بالاخره به سادگی جای او را بگیرد.
●جنسیت
مطالعه‌های زیادی به این نکته تأکید کرده‌اند که هنگامی‌که از کودکان درخواست می‌شود نقش یک انسان را بکشند، اول جنسیتی را می‌کشند که خود دارند.

 ـ حیوانات
اگر در نقاشی کودک شما تصاویر حیوانات دیده می شود ، ممکن است دلایل مختلفی وجود داشته باشد که شما با صحبت کردن با کودک پی به آن می برید. کودکی که در روستا زندگی می کند و یا حیوانات خانگی دارد و یا عاشق حیوانات باشد و یا حتی زیاد به باغ وحش برود طبیعی است که حیوان بکشد. پس فرهنگ و طرز زندگی کودک در خانواده از اهمیت زیادی برخوردار است. اگر کودک به نوعی با حیوانات رابطه نداشته باشد و حیوان برای او در دسترس نباشد تصویر حیوان در نقاشی او اهمیت خاصی پیدا می کند. گاهی ممکن است کودک احساس گناه و تقصیری را که تجربه کرده و جرأت نکرده آن را ابراز کند در نقاشی و در قالب حیوان نشان دهد. مثلاً کودکی ممکن است به دلیل اینکه دیشب درجایش خرابکاری کرده و سرزنش شده ، احساس گناه کرده باشد و در نقاشی اش شکل حیوان خاصی را مثل مارمولک بکشد. کشیدن حیوانات درنده نشانه ی فشارهای درونی مخفی کودک است. مثلاً کودکی که نسبت به برادر کوچکتر تازه به دنیا آمده اش حسادت می کند، در نقاشی ممکن است گرگ بکشد که این نشان دهنده ی ترس و دلهره ی کودک از تازه وارد کوچولو است.

در نقاشی کودکان زمین نماد ثبات، آسمان نماد همت و پاکی، ماه وستاره نماد خلا و نیستی، ماشین نماد قدرت، گل نماد مسایل جنسیست خصوصا گل رنگی!، ابر نماد پنهان کاری، تپه نماد وابستگی به سینه مادر و کوه نماد استقامت است.
ـ خورشید و ماه
خورشید به علت نقش مهمی که بر عهده دارد و نیز تلالو آن ، در اغلب نقاشیهای کودکان دیده می شود. تصویر خورشید بیانگر امنیت، خوشحالی، گرما، قدرت و به نظر بعضی پژوهشگران نماد پدر مطلوب است. خورشید در نقاشی کودک نماد پدر یا والدین است .خورشید با چشم و ابرو رابطه ی خوب با پدر را میرساند وقتی رابطه پدر و کودک خوب است خورشید به طور کامل و در حال درخشیدن نمایش داده می شود.

 خورشید سیاه تیرگی رابطه با پدر را میرساند.  هنگامی که این ارتباط مطلوب نیست خورشید در پشت کوه ناپدید است ویا به صورت قوسی در افق دیده می شود و اگر کودک از پدرش هراس داشته باشد، خورشید به رنگ قرمز تند یا سیاه که مضطرب کننده است ترسیم می شود.
با وجود این نحوه نمایش خورشید مانند سایر موضوعهای نقاشی ممکن است به حال و حوصله لحظه ای کودک و نه به تفاهم و عدم تفاهم بین کودک و پدر بستگی داشته باشد. بنابراین قبل از هر قضاوت و تعبیری دراین مورد، بهتر است چندین نقاشی یک کودک را مورد بررسی قرار داد تا معلوم شود آیا این پدیده مرتب تکرار می شود یا خیر. وآنگاه به تجزیه و تحلیل آن پرداخت. درتجزیه تحلیل و تفسیر نقاشی کودک باید به نقش آموزش و یاد گیریهای قبلی نیز توجه داشته باشیم .
اگر بدون درنظر گرفتن الگوهای یاد گرفته شده در گذشته بخواهیم نقاشی کودک را تفسیر کنیم، از حقیقت دور شده و به یک تشخیص غلط درباره حالات عاطفی و روانی کودک می رسیم . درثانی، در تفسیر نقاشی کودک، باید جنبه های مختلفی از نقاشی را مد نظر قرار داد که عبارتند از: رنگ، محتوا، فضای به کار گرفته شده و خطوط (اشکال ) . بدیهی است که تفسیر نقاشی کودک بدون در نظرگرفتن هریک از این جنبه ها، ما را به نتیجه مطلوب نخواهد رساند. خورشید نمایانگر اقتدار وخلاقیت مردانه است که توانایی کیفر دهی دارد اگر خورشید گسترده ونورانی باشد بیانگر اهمیت پدر در خانواده وهروقت در افق دوردست وتقریبا ناپدید نقاشی شود نشان دهنده ی چهرهی هراسناک کودک از پدر است خورشید هنگام غروب آشکار کننده ی تعارض کودک با پدر است ولی اگر خورشید در هنگام غروب با رنگ قرمز نقاشی شود مبین تمایل کودک به انهدام پدر وپرخاشگری نسبت به اواست.اگر خورشید درنقاشی های متوالی درسمت چپ کشیده شود به منزله ی اقتدار مادر است.

ماه نشانه ی نیستی است. اغلب کودکان ماه را کنار قبر و قبرستان می کشند. کودکان در نقاشی خود ماه را با مرگ معنی می بخشند. ماه رویاها وجهان پر رمز ناهشیار را نشان می دهدومحتوای آن از خوابدیده ها وترس های شبانه آشکار می شود.نشانگر زمینه ی اضطرابی به همراه کنجکاوی کودک درباره ی رمز وراز زندگی است ونماد زنانه محسوب می شود.ستارگان نشانه ی میل به درخشش وجلب توجه هستند ونیاز کودک به برانگیختن وتحسین ومحبت دیگران رانشان می دهد.
ـ آسمان و زمین
آسمان به معنی الهام و پاکی است. ولی زمین به معنی ثبات و امنیت می باشد. کودکان خیلی کوچک هیچوقت خطی برای نشان دادن زمین ترسیم نمی کنند، ولی در سن 5 یا 6 سالگی که آغاز به درک دلایل منطقی می کنند به کشیدن زمین نیزمی پردازند.
ـ اتومبیل
درجامعه ی امروزی ماشین نشانه قدرت است، به همین دلیل در نقاشیهای کودکان مخصوصاً پسر بچه ها ماشین زیاد دیده می شود. وقتی یکی از اعضای خانواده که اغلب پدر و گاهی خود کودک است، رانندگی می کنند، از دیدگاه برون فکنی اهمیت پیدا می کند. بیشتر نوجوانان به بهانه ی اینکه کشیدن تصویر آدم حوصله شان را سرمی برد یا سخت است، از کشیدن شکل آدم خودداری می کنند اما به اعتقاد پژوهشگران ترجیح دادن کشیدن ماشین در این دوره خود به خود نشان دهنده ی وابسته بودن شخص به دنیای خارج و زندگی ماشینی است. البته این مسائل بستگی به سن، فرهنگ و عوامل ذهنی و… نوجوان دارد.

-خانه وقلعه:
در نقاشیهای کودکان خانه بیش از هرچیز دیگری کشیده می شود. در شروع کار معمولا خانه به صورت یک مر بع که بر بالای آن یک مثلث قرار دارد، و سپس دیوارهای اطراف خانه کشیده می شود.
خانه نماد پناهگاه و هسته اصلی و گرمی خانواد ه ایست که ممکن است مورد علاقه یا تنفر کودک باشد. خانه هایی که کودکان ترسیم می کنند ممکن است دارای باغچه و گل و درهای بزرگ و پنجره و پرده های رنگین باشد. چنین خانه ای ، نماد یک زندگی سعادتمند است که کودک در آن احساس آرامش می کند. بر عکس اگر، خانه ای بدون در ورودی، با دیوارهایی بلند وبه گونه ای منزوی و دور افتاده ترسیم شود معنای متفاوتی پیدا می کند. مثلاً اگراین خانه بین سنین 5 تا 8 سالگی ترسیم شود نشانگر خجالتی بودن کودک و وابستگی شدید او به مادر است. بعد از 8 سالگی نشانگر احساس خود کوچک بینی و تنهایی کودک ودرنوجوانی نشانگر شرم و حیای بیش ازحد ، و داشتن احساسات رقیق است.

به‌طور معمول، کودک خانه‌ای معمولی و پیش‌پاافتاده را ترسیم می‌کند؛ ولی با رشد کودک، ساختمان خانه نیز تکامل می‌یابد. هنگامی که پدر و مادر از هم جدا شده باشند. خانه به دو قسمت تقسیم می‌شود و بیشتر، دارای دو در ورودی است که یک قسمت از خانه نماد زندگی خانوادگی واقعی و قمست دیگر، نشانگر زندگی تحمیل‌شده بر کودک است. درکشیدن خانه چنانچه کودک از خط کش استفاده کند نشان دهنده ی این است که نوعی اضباط را بر خود تحمیل می کند وخود را کامل وبی نقص نشان دهد،وسعت سقف خانه ودریچه های احتمالی بزرگ آن نمایانگر ذهن باز اوست واگر لولو وکرکره داشته باشند نشان می دهد که هرکس مجوز نفوذ به جهان درونی کودک را ندارد.همچنین رسم دریچه روی در ویا سقف نشان دهنده ی محتاط بودن کودک است. کشیدن خانه در سمت چپ ویا پنجره های بیشتر خانه دراین سمت بیان می کند که کودک بامادر بهتر از پدر ارتباط دارد،وجود علائم دیگر مثل کشیدن خورشید در سمت چپ بلند تر بودن برج سمت چپ در قلعه نیز بر آن دلالت می کند وبرعکس.(درنقاشی همیشه سمت چپ معرف مادر وسمت راست معرف پدر است)اگر پنجره ها باز باشند نشانگر برون گرایی واجتماعی بودن کودک است وبرعکس. در مورد نقاشی خانه اگر در وپنجره ای برای خانه نکشد نشانه ی وابستگی شدید به مادر است. بهترین نقاشی که نشانه ی روان سالم در کودک است کشیدن خانه با دود کش و پنجره ودر و پرده و آنتن است. چراغ یعنی عشق و محبت در زندگی و اگر آن را خاموش بکشد، نشانه ای از مرگ مادر است. رودخانه جریان زندگی است و دودکش نماد عاطفه در خانواده. اگر خانه سقف نداشت یعنی پدر نقش حمایت کننده را در خانه ندارد و پنجره و رنگ آن نماد ارتباط ذهنی کودک با جهان خارج است. در ورودی خانه نماد رفت و آمدهای خانوادگی است و اگر کوچک باشد یعنی خانواده کم رفت و آمد است و بالعکس. خانه بدون در ورودی در پنج تا هشت سالگی نشانه خجالتی بودن و وابستگی شدید به مادر است و بعد از هشت سالگی نشانگر احساس خود کوچک بینی و تنهایی است و در نوجوانی شرم حیای زیاده از حد و احساسات گرایی رقیق و سطحی را نشان می دهد. مدت زمانی که برای ترسیم هر یک از اشخاص اجزای نقاشی صرف می کند و دقتی که در مورد جزئیات به کار بسته می شود نیز دارای اهمیتی است. یا تمایل و حساسیتی که در بازگشت به بخش معینی از نقاشی خود نشان می دهد. این نکته که نقاشی در چه قسمتی از کاغذ و با چه شخصی آغاز شده است. ناحیه پایین صفحه، ناحیه غرایز بنیادی است و کودکان خسته و روان آزرده و افسرده بیشتر به این بخش گرایش دارند. بالای صفحه مطلوب و آرمان گراها و رؤیاپردازهاست و ناحیه ای برای گسترش تخیلات است.
-درخت
بسیاری از روانشناسان از درخت به عنوان موضوعی جهت شناخت شخصیت کودک استفاده کرده اند. برای تجزیه و تحلیل نقاشی درخت باید سه قسمت اصلی آن را مشخص کرد که عبارتند از ریشه، تنه، شاخه و برگها.
ریشه که در زمین فرو رفته و درخت از آن غذا دریافت می کند، نماد ناخود آگاه و فشارهای غریزی است تنه پرثبات ترین و مشابه ترین عامل به خود کودک است، بنابر این بیانگر مشخصات دایمی و عمیق شخصیت اوست. شاخه ها و برگها بیانگر طریق ارتباطی او با دنیای خارج است.
مثلاً تنه درخت ممکن است کوتاه یا بلند کشیده شود، بچه ها در سنین قبل از دبستان تنه درخت را بلند ترسیم می کنند، ولی بعد ازاین سن، بلند بودن تنه درخت اغلب نشانگر عقب افتادگی فکری و یا بیماریهای عصبی و یا آرزوی بازگشت به دنیای کوچکی و قبل ازمدرسه است. برعکس اگر تنه درخت کوتاه کشیده شود، نشانگر جاه طلبی و بلند پرواز بودن کودک است . تنه درخت ممکن است صاف یا کج کشیده شود که درحالت دوم نشانگر عدم ثبات کودک است.
شکل شاخه ها و برگها و یا قسمتهای بالای درخت نیز دارای معانی مختلفی است. به عنوان مثال شکل منظم شاخه ها نشان می دهد که کودک کمتر به تمایلاتش متکی است و بیشتر به نتیجه گیریهای منطقی دست می زند و یا بالعکس شکل نامنظم و درهم شاخه ها بیانگر این است که با کودکی بلغمی مزاج و در خود فرو رفته که آمادگی هیچ گونه تغییر و تحولی را ندارد روبرو هستیم. گاهی نیز درختی که کودک ترسیم می کند فاقد شاخه است که این امر نشانگر عدم گسترش استدلال و تفکر منطقی و درگیر بودن فرد با عالم رویاست. برگها نیز برحسب چگونگی ترسیم آن، تعابیر مختلفی دارند. مثلاً ترسیم برگهای منظم ویک شکل مخصوص کودکی است که مسایل را به سادگی می فهمد و قادر به ارتباط با دیگران است. و یا نشان دادن برگها به صورت هاله ای سبز رنگ در اطراف شاخه ها، تمایل کودک به تاثیر گذاری و تسلط بیشتر بر روی محیط را نشان می دهد. برگهای پاییزی و یا برگهای در حال ریخته شدن بیشتر در نقاشیهای نوجوانان و کودکان منزوی دیده می شود. چنین ترسیمی از برگ، مانند هر حرکت پایین رونده دیگر، مبین یاس و سرخوردگی تلقی می شود.

ریشه‌هائی که در زمین فرو رفته و درخت از آن غذا دریافت می‌کند، نماد فشارهای غریزی است. شاخه‌ها و برگ‌ها، بیانگر طریق ارتباطی با دنیای خارج است. ریشه، نسبت به بقیهٔ قسمت‌های درخت، اهمیت بیشتری دارد و نشانگر طبیعت عاشقانه و در عین حال، محاظفه‌کارانه کودک است، تنهٔ درخت ممکن است کوتاه یا بلند کشیده شود بچه‌ها در سنین قبل از مدرسه، تنهٔ درخت را بلند ترسیم می‌کنند؛ ولی بعد از این سن، باند بودن درخت، بیشتر نشانگر عقب‌ماندگی فکر و یا بیماری عصبی و یا آرزوی بازگشت به دنیای قبل از مدرسه است. اگر تنهٔ درخت، کوتاه کشیده شود، نشانر جاه‌طلبی و بلندپرواز بودن کودک است.

-راه

راه نشانگر ارتباط است هر چه عریض ومزین باشد نشان دهنده ی شادی است ونشیب وفراز وسنگلاخی بودن آن نمایانگر مشکلات کودک است.سیاه بودن راه چنانچه با نمادهای دیگر مثل پوشیده شدن خورشید با ابر ووجود لکه سیاه دیگر درنقاشی مبین اضطراب در کودک است.بن بست بودن راه نشانگر مشکلات حل نشده ازیک طرف وچنانچه راه از یک طرف به خانه متصل باشد نشانگر درخود فرورفتگی اوست.ترسیم راههای متعدد در جهات مختلف نشان دهنده ی نا آرامی وناپایداری کودک در فکر وعمل است.

کشتی

کشتی درنقاشی عده ای از کودکان گریز در خیال پردازی ودردسته ای دیگرگرایش به انزوا وبازخورد دفاعی (کشتی جنگی) ویا خواسته ی عمیق در دستیابی به قدرت است که باید توسط نماد های احتمالی دیگر تفسیر شود.وجود امواج که کشتی بروی آن قرار دارد نشان دهنده ی جهان پر رمز ناهشیار وهیجان وحساسیت است ودود کش وتوپ های کشتی پرخاشگری مردانه را نشان می دهند.

هواپیما

معنای هواپیما وکشتی مشابه هستند اما هواپیما گرایش به قدرت واعتلا وارده ی فرد برای غلبه بر مشکلات را در حد بیشتر آشکار می سازد.هواپیمای جنگی مبین پرخاشگری وتعارض است.بمب ها نشانگر خشم والدین ودرگیری شدیدی که کودک بر آن ناظر بوده می باشد همچنین بمب ها ترس کودک از واکنش های خشونت آمیز را بازگو می کند. 

- کوه ها

کوه های خشک ونوک تیز نمایانگر مشکلات وموانعی هستند که بر سر راه کودک قرار دارد(مثل مشکلات سازش اجتماعی) وکوه های انحنادار وسرسبز نماد پستان مادرانه ومعرف عشق وتغذیه وعطوفت هستند.

- آب،ابر،باران وابر

آب سرچشمه ی حیات ونماد مادری ،هیجان ها،دریافت های حسی وتخیل است.دریاچه واقیانوس نیاز به حمایت مادرانه از کودک را مشخص می کند ولی درپیوسته در نقاشی کودک آب در نقاشی غلبه داشته باشد بیانگر فعل پذیری همراه با هیجان پذیری مفرط ودریافت پذیری گسترده ی کودک است.ولی از آنجا که آب با شیب زمین منطبق است مبین انعطاف پذیری،سازش یافتگی،خیال بافی و رویا پردازی است. اگر آب به صورت ابرهای تهدید کننده و موحش در آمده باشد نشان دهنده ی ترس کودک از برونریزی خشم،کیفرها وهیجان مادراست.ابرهای درهم فشرده نشانگر مادری مداخله گر است.اگر آب به صورت باران وبرف در آید نشان دهنده ی غمگینی کودک است واگر همه ی صفحه را قطرههای باران یا دانه های برف بپوشاند نشانگر اضطراب کودک است.

- رنگین کما

رنگین کمان معرف قدرت الهی وحمایت سحر آمیز می باشد که در پناه آن می توان به آرامش دست یافت وگذرطوفان زندگی نشان می دهد که کودک خود را در پناه آن قرار می دهدتا طوفان به پایان برسد همچنین نشانگر بازگشت به آغوش مادرانه را آشکار می کند که کودک به حمایتش نیاز دارد.

رنگ در نقاشی کودکان
کودک در نقاشیهای خود به دو صورت از رنگ استفاده می کند؛ یکی نمونه سازی عینی(طبیعی ) مثلاً رنگ آبی برای دریا، رنگ سبز برای چمن و رنگ زرد برای خورشید؛ ودیگر استفاده روانشناختی از رنگ، به این صورت که کودک از طریق رنگ به برون ریزی عواطف و احساسات خود می پردازد. مثلاً برای تجسم حوادث و یا موجودات اطراف خود از رنگهایی کمک می گیرد که به طور ناخود آگاه به ذهن متبادر می شوند و قانون و قاعده خاصی ندارند. به عنوان مثال برای نشان دادن مهربانی یک شخص او را به رنگ سبز، رنگ آمیزی می کند و یا عصبانیت شخص دیگر را با رنگهای سیاه و سرخ نشان می دهد .
بسیاربجاست که کودک را به سوی رنگهای قراردادی و طبیعی هدایت نکنیم؛ چرا که از این طریق طبیعت درونی کودک را نادیده گرفته ایم و او را وادار کرده ایم رنگی را که نشان دهنده حالت روانی اوست، تغییر دهد و با دست بزرگترها زیبایی کار خود را از بین ببرد. البته شناخت رنگ برای بچه ها ضروری است؛ اما تحمیل رنگ به آنان که کدام رنگ را به کارببرند ضرورتی ندارد. چرا که کودکان دیر با زود یاد می گیرد که هرچیز رنگ مخصوص به خود را داراست.

تفسیر شخصیت ها و رنگ ها در نقاشی کودکان

- اولین شخص که با دقت تمام رسم می شود ، شخصی است که کشنده نقاشی بیش از همه به او وابسته است و می خواهد آن شخص را با خود ، یا خود را با او همسان کند و شبیه او بشود.

- نزدیکی دو شخص نشانگر صمیمیت آن هاست . اگر دست هم را گرفته باشند یا همدیگر را ببوسند یا با هم بازی کنند درجه صمیمت آن ها بازه هم بیشتر است .

- خود را با فاصله از دیگران کشیدن ، دوری از دیگران و پرخاشگری نسبت به آن ها را می رساند.

- خانه بزرگ و پررنگ با دریچه های گشوده ، برونگرایی و روحیه مشارکتی را به نمایش می گذارد و خانه کوچک و کج و معوج ، با دریچه ای کوچک و بسته رازداری ، درونگرایی و کمرویی و عدم ثبات خانواده را نشان می دهد .

رنگ سبز: نیاز به جلب توجه و میل به محبوبیت را نشان می دهد و گرایش به مبادله و ارتباط پایداری و سرسختی زیاده روی امیال را می رساند (هنگامی که رنگ سبز بیشتر متمایل به آبی می شود درونگرایی و رنگ سبز بیشتر متمایل به زرد باشد برونگرایی شخص را نشان می دهد ).

رنگ زرد: سمبل شادی و خوش بینی و میل به مشارکت و گرایش عمیق به پیشرفت است . استفاده زیاد از آن تمایل به آزاد سازی استرس هاست .

رنگ آبی:حساس بودن ، صلح و آرامش ، سکوت را نشان می دهد و استفاده افراطی از آن حکایتگر تسلیم و تمکین است

رنگ های قرمز: به معنایی عمل و کار بستن است . گاهی خشم نیز نشان می دهد . استفاد از رنگ قرمز قبل از شش سالگی عادی است و دختران بیشتر از پسران از این رنگ استفاده می کنند و این امر عادی است

منبع: ماهنامه را ه موفقیت  نوشته ی فرزانه صداقت (روان سنج و روانشناس بالینی(
سر درآوردن از دنیای نقاشی بچه‌ها

● عامل‌های شناختی و ادراکی در نقاشی‌های کودک
در نقاشی‌های کودک، تفاوت بسیار گسترده‌ای میزان تفکر منطقی و آگاهانه و رفتار ناخودآگاه همچنین بین ظاهر و باطن اشیاء و خودمحوری و مردم‌دوستی کودک، به چشم می‌خورد.

 در سنین زیر ۷ سال، کودک چیزی را می‌کشد که فکر می‌کند باید باشد؛ بدون توجه به اینکه در عمل، آن را ببیند.

کودکان با نقاشی ها یشان ابراز وجود می کنند

 انسان ها ، حتی انسان ها ی اولیه ، برای بیان افکار و برداشت های خود از نقاشی روی دیوار غارها بهره می گرفتند . به طور علمی نیز ثابت شده که انسان به خصوص در سنین نوباوگی و کودکی واقعی ترین احساساتی را که نسبت به خود و دیگران دارد . در نقاشی آشکار می سازد .

کودک آدمها را آن طور که هستند نمی کشد چون به هیچ وجه قادر به چنین کاری نیست! بلکه آدم ها را به گونه ای که خود درک می کند ترسیم می کند . حالا یک آدم که به نظر همه مهربان است احتمال دارد به نظر کودک نامهربان بیاید و او را شکل آدمهای بسیار بد جنس بکشد ! کودکان آن چه را که در دل دارند و به وسیله نقاشی بیان می کنند . این امر به والدین ، مربیان و روانشناسان کمک می کند تا به وسیله علم این کار ، محتویات روحی و درونی کودک را کشف و درک کنند. حتی در صورت نیاز به درمان آن بپردازند.

مهم نیست آنچه ما یا کودکان نقاشی می کنیم اثری عالی و هنری باشد یا نباشد . آنچه اهمیت دارد این که خود را میان جمع خانواده ترسیم کرده و آن گاه با روشهای علمی به تفسیر نقاشی خود یا کودک بپردازیم . در کودکان چون زبان بیان احساسات ناقص استو آن ها از گنجینه لغات کمتری برخوردارد ، نقاشی ها یشان بیشتر به ما کمک می کند تا از رازهای قلبی وبرداشت های خوب و بدشان درباره ی انسان ها و محیط اطراف ، مطلع شویم و چنانچه مشکلی وجود داشته باشد برای حل آن اقدام کنیم .

بچه‌ها معمولاً در یک سالگی قلم به دست می‌گیرند و با آن به کاغذ ضربه می‌زنند، بدون آن‌که بتوانند اثری روی کاغذ به جا بگذارند.

کم‌کم در حوالی 18 تا 20 ماهگی، موفق به کشیدن خطوط می‌شوند و میل ذاتی‌شان به اثر‌گذاری و لذت بردن از کارهای خودساخته، مهم‌ترین عامل در بروز شکل‌گیری این خطوط است. آن خط‌خطی‌های اولیه به مرور زمان، معنا و مفهوم بیشتری پیدا می‌کنند

در حدود سه سالگی، دیگر خط‌ نگاری کودک فقط برای لذت بردن از حرکت یا فشار مداد روی کاغذ نیست، بلکه او سعی می‌کند با ترسیم تصاویر، احساسات درونی‌اش را متناسب با تجربه‌های زندگی کوتاه‌مدتش بروز دهد.

از پنج شش سالگی به بعد، کودک قدرت و توجه بیشتری برای نظارت بر واقعیات بیرونی پیدا می‌کند و چون لغات بیشتری آموخته، بهترازقبل می‌تواند اختلاف اشیا را با هم درک کند. او در این دوران، فقط جنبه‌هایی از اشیا را ترسیم می‌کند که خودش شناخته، و نه آنچه در ظاهرمی‌بیند. بنابراین نقاشی در این دوران، ترسیمی است از چیز‌هایی که برایش مهم‌اند، حتی اگردرواقعیت قابل رویت نباشند. وقتی پای ارتباط نقاشی و خلاقیت بچه‌ها به میان می‌آید،

یک مدرس آموزش هنر به کودکان، می‌گوید: «منحنی خلاقیت تا 9 سالگی سیر صعودی دارد و بعد از آن، سیر نزولی.» او انضباط حاکم بر مدرسه، فرایند بلوغ بچه‌ها، توجه به جنس مخالف و یادگیری روش‌های جدید برای بروز احساسات و ذهنیات را از مهم‌ترین دلایل کاهش منحنی خلاقیت کودکان بیان می‌کند و می‌گوید: «به همین دلیل، نقاشی یک جوان 18 ساله از یک شی‌ء مانند درخت، تا حدود زیادی شبیه آخرین نقاشی‌های او از همان شی‌ء در سن 12 تا 13 سالگی است.
نقاشی بچه‌ها از محتوا تا عمق
همه نقاشی‌ها دارای عمق و محتوا هستند. محتوا همان موضوع نقاشی است که می‌تواند آدم، درخت و. . . باشد و عمق، آن مفهومی است که از نقاشی به ذهن می‌رسد؛ مثلاً، یک آدم خوشحال یا غمگین یا عصبانی. دکتر سهامی، فوق‌تخصص روان‌پزشکی اطفال، معتقد است تصویری که کودکان از خودشان می‌کشند، با تصویری که آن‌ها از خودشان در ذهن دارند، ارتباط مستقیم دارد. او می‌گوید: «دختر‌بچه‌هایی که همیشه در خانواده، از آن‌ها تعریف و تمجید می‌شود، معمولاً تصویر خودشان را زیبا و با لباس‌های پف‌دار می‌کشند و این خیلی خوب است که بچه‌ها خودشان را دوست داشته باشند.» نقاشی کودکان برای روان‌پزشکان اطفال آن‌قدر مهم است که گاهی آن‌ها از همین نقاشی‌ها به عنوان یکی تست تشخیصی استفاده می‌کنند. دکتر سهامی در خصوص این تست می‌گوید: «ما معمولاً با نقاشی، یک شکل نیمه‌کاره می‌کشیم و از کودک می‌خواهیم آن را ادامه بدهد؛ بچه‌هایی که آن را خوب و قشنگ ادامه می‌دهند، معمولاً بچه‌های خوشحال و شادی هستند ولی کودکانی که شکل را تبدیل به یک نقاشی زشت و ترسناک می‌کنند، معمولاً از وحشت‌های مستقیم یا غیر مستقیم رنج می‌برند.»

اصول تفسیر نقاشی کودکان روان‌شناسان معتقدند در تمام اجزای نقاشی کودکان، از رنگ‌ها گرفته تا خطوط و اندازه‌ها، رازی نهفته است. آن‌ها به عنوان مثال، دقت بیش از حد بچه‌ها را به هنگام نقاشی یا تلاش فوق‌العاده‌شان را برای این‌که هر چیزی سرجای خودش ترسیم شود، نشانه‌ای از استعداد ابتلا به وسواس می‌دانند. البته چیزی که قبل از تفسیر نقاشی‌های کودکان باید در نظر گرفت، توجه به شرایط و امکانات در دسترس آنها است. نمی‌شود از یک کودک با امکانات محدودتر و درشرایط دشوارتر همان انتظاری را داشت که از کودک دیگری با امکانات بیشتر و محدودیت‌های کمتر. اما به هر حال، اصول مشخصی در تفسیر نقاشی کودکان وجود دارد؛ مثلاً گفته می‌شود که خطوط نقاشی کودک، به تنهایی و بدون وابستگی به محتوای اثر، می‌تواند بازتاب حالتهای روحی و فکری او باشد؛ به نحوی که خطوط بازوبلند ازراحتی و خوشحالی آنها حکایت می‌کند و در مقابل، خطوط فشرده و کوتاه حاکی از ضعف عصبی آنها است و خطوط کوتاه و ناپیوسته‌ای که احساس می‌شود کودک در کشیدن آنها دچارتردید شده یا ازکشیدن آنها منع شده، نشانه خجالتی بودن اواست. فضای نقاشی هم یکی دیگر ازارکان نقاشی است که نشان‌‌دهنده نحوه ارتباط و شیوه واکنش نشان‌ دادن کودک به محیط اطراف است. بچه‌های خجالتی و کم رو که اعتماد به نفس پایین‌تری دارند، معمولاً ترجیح می‌دهند در یک کاغذ کوچک یا در گوشه صفحه یا در قسمت محدودی از فضای صفحه نقاشی بکشند. کودکان غمگین و گوشه‌گیر معمولاً نقاشی‌هایشان را متمایل به سمت چپ کاغذ می‌کشند و بچه‌هایی که خط‌خطی‌هایشان را در مرکز کاغذ قرار می‌دهند، معمولاً بر احساساتشان توجه و تمرکز بیشتری دارند. در بیشتر موارد، اولین کسی که کودک در نقاشی‌هایش شکل او را می‌کشد، مهم‌ترین فرد از لحاظ عشق و علاقه یا ترس و دلهره در زندگی او است. شکل اول، معمولاً همان کسی است که ذهن کودک را بیشتر از دیگران به خود مشغول کرده است. بچه‌ها این شکل را با دقت زیاد و رعایت جزئیات بیشتری ترسیم می‌کنند و برعکس، کم‌اهمیت‌ترین فرد برای کودک، یا اصلاً نقاشی نمی‌شود یا کوچک‌تر و دورتر از همه و با کم‌ترین جزئیات ممکن نقاشی می‌شود. اگر کودک، تصویر خودش را در نقاشی‌های خانوادگی نکشد، این امر نشانه عدم احساس راحتی او در خانواده است.

دکتر سهامی درباره اهمیت توجه به جزئیاتی از این قبیل می‌گوید: «چیزی که من در نقاشی کودکان به آن توجه می‌کنم، همین جزئیات است؛ چون جزئیات نشانه هوش است و بچه‌هایی که جزئیات را بهتر می‌کشند معمولاً باهوش‌ترند. بچه‌ای که هر 5 انگشت دست‌ آدم را توی نقاشی‌هایش ترسیم می‌کند، بچه‌ با‌هوشی است. با‌هوش‌ها معمولاً با دقت زیادی تمام اعضای بدن را می‌کشند و فراموش کردن برخی از اجزا شاید فقط از سر بی‌توجهی‌شان باشد اما اگر کودکی همیشه یک عضو یا یک چیز مشخص را نکشید، این می‌تواند معنای خاصی داشته باشد.»

 دکتر سهامی توصیه می‌کند که در دادن موضوع نقاشی به کودکانمان نیز از موضوعات کلی و ملموس استفاده کنیم: «مثلاً از آن‌ها بخواهیم یک مزرعه خوشحال، یک محل خطرناک یا یک دنیای تمیز را نقاشی کنند. مهم‌ترین رکن در نقاشی کودک، خوشحالی است. بچه می‌تواند حتی یک کوسه را خوشحال بکشد. باید اجازه بدهیم بچه‌ها بدون محدودیت نقاشی بکشند و آموزش‌هایمان را به بعد از 7 سالگی موکول کنیم؛ چون تا قبل از این سن، بازی و نقاشی آزاد به مراتب بهتر و مفیدتر از هر آموزشی است» کپی کردن از نقاشی دیگران، مانع بروز خلاقیت کودکان می‌شود و تکرار این کار می‌تواند نشانه ضعف اعتماد به نفس کودک باشد. اما در مقابله با چنین مواردی، واکنش شدید و مستقیم والدین نه تنها مشکلی را حل نمی‌کند بلکه باعث افزایش حساسیت و گرایش بیشتر کودک به این کار می‌شود. در چنین شرایطی بهتر است از یک مشاور یا کارشناس کمک خواست و البته نباید فراموش کرد که اصلاً نیازی نیست بچه‌ها حتماً خوب نقاشی بکشند یا در آینده یک نقاش ماهر و حرفه‌ای بشوند.

/ 0 نظر / 24 بازدید