خانواده شاد چگونه است؟

 

خانواده شاد چگونه است؟

شادکامی احساس خوشبختی و خرسندی پایداری است که آدمی به صورت پایدار در طول زندگی خود به دست می‌آورد و چیزی جز هماهنگی بین انسان و زندگی نیست.
زهره سپهری شاملو، دکتری تخصصی روان‌شناسی پژوهش بالینی و سلامت، برای ایجاد شادی، ارتباط فرد با اعضای خانواده‌ای را که در آن زندگی می‌کند، تأثیرگذار می‌داند.
وی معتقد است، یکی از ویژگی‌های افراد سالم و شاد، انعطاف‌پذیری بجا و درست آن‌هاست. این افراد به زندگی نگاه حقیقت‌گرایی دارند؛ نقش و مسؤولیت خود را در زندگی می‌شناسند؛ درونی آرام دارند و اهل فریب‌دادن دیگران و خود نیستند؛ یعنی اگر در رفتار خود دچار اشتباه یا نقصی می‌شوند پذیرای انتقاد دیگران‌اند. چنین افرادی به دنبال زندگی سالم و راحتی هستند و خود را درگیر قضاوت‌های دیگران و دخالت آن‌ها در زندگی نمی‌کنند.
اگر مسأله‌ای در زندگی آن‌ها اتفاق بیفتد به جای درگیر شدن با ظاهر مسأله، به عمق آن نگاه می‌کنند و به دنبال نقش خود در حل مشکل‌اند.
دکتر سپهری اذعان دارد 5 عامل یکپارچگی در خانواده، قدرت انتخاب کردن، ارتباط مؤثر و انعطاف‌پذیری، پذیرش یکدیگر، شناسایی تفاوت شخصیت‌ها و آموزش از کودکی را در مهارت شادی مهم و مؤثر است.
وی یکی دیگر از شاخصه‌های خانواده‌ی شاد را تقسیم قدرت می‌داند. در خانواده‌ی شاد به تناسب جایگاه هر فردی، به او قدرت انتخاب و نظر داده می‌شود و در ادامه بیان می‌کند: همسران جوان باید این نکته را دریابند که بعد از انتخاب شریک زندگی‌شان، او را همان‌گونه که هست بپذیرند و درصدد تغییر او برنیایند. فراموش نکنیم در زندگی می‌توانیم بر روی یکدیگر تأثیر بگذاریم اما نمی‌توانیم همدیگر را تغییر دهیم. تغییر فقط مربوط به خود هر فرد است. به همین دلیل سعی کنیم از انتقاد مداوم در زندگی پرهیز کنیم و به جای پررنگ‌کردن نقاط ضعف همسر، جنبه‌های مثبت وجودی او را ببینیم و پیوسته قدردانی کنیم.
او معتقد است در خانواده‌ای شاد افراد به دنبال شبیه شدن به یکدیگر نیستند بلکه تفاوت‌‌ها را شناخته و راه رشد را به کمک این تفاوت‌ها بررسی می‌کنند. در خانواده‌ی سالم و شاد افراد از کودکی می‌آموزند کنترل درونی خود را فعال کنند و همیشه منتظر این نباشند تا شخصی مانند والدین آن‌ها را کنترل کنند.
دکتر سپهری معتقد است در مقابل 7 رفتار مخرب مانند عیب‌جویی، سرزنش‌کردن، شکوه و گلایه، غُرزدن، تهدیدکردن، باج‌دادن و کنترل‌کردن افراد که به کانون خانواده آسیب می‌زند، 7 عادت سازنده را به کار گیریم که عبارت است از: گوش‌دادن درست، حمایت‌کردن، گفت‌وگوهای همیشگی برای حل اختلافات، تشویق‌کردن، احترام گذاشتن، اعتماد داشتن و پذیرش بی‌قید و شرط افراد خانواده.
ایشان در پایان گفت‌وگو، خانواده‌ی شاد را خانواده‌‌ای می‌داند که هر کدام از اعضای آن محترم و دارای حقوقی هستند و این حقوق هم از طرف خودشان و هم از طرف بقیه‌ی اعضاء رعایت می‌شود. در این خانواده هدف‌‌های مشترکی وجود دارد که برای رسیدن به آن همه‌ی اعضا با یکدیگر تلاش می‌کنند. اعضای خانواده‌ی شاد همدیگر را دوست دارند، اگر فردی دچار مشکل خاصی بشود می‌داند بقیه‌ی اعضاء با حمایت خود همراه او هستند و از پیش درباره‌ی او قضاوت نمی‌کنند.

تنظیم:سیده فرشته مصطفوی

سوال: خانواده خوشبخت و شاد چه ویژگی هایی دارند؟
جواب: هر کدام از اعضای خانواده بدانند که محترم هستند و حقوقی دارند و در مقابل این حقوق وظایفی دارند . هدف های مشترکی دارند که برای رسیدن به این هدفهای مشترک باید با هم تلاش کنند.بدانند در مواقعی که دچار افت انرژی یا مشکل خاصی می شوند از طرف بقیه اعضا حمایت می شوند. و بدانند که همه اعضا آنها را دوست دارندو برایشان اهمیت داشته باشد که رسیدن من خواسته هایم به قیمت آسیب زدن به بقیه اعضای خانواده نباشد.

سئوال: بهترین زمان برای آموزش زوجین چه زمانی است؟
جواب: از همان دوران کودکی آغاز می شود فرد خودش چه ویژگی هایی دارد و جنس مخالف چه ویژگی دارد. تعامل با اعضای خانواده خیلی موثر است. آموزش رامی توانیم به شکل مسئولیت پذیری، حق انتخاب از دوران ابتدایی به بچه هامون یاد بدهیم و وقتی سن بالا می رود این آموزش شکل وسیع تری به خود می گیرد. اما یک مقطعی که این آموزش زوجین خیلی به نظر دارای اهمیت است قبل از ورود زوجین به زندگی واقعی آنها را مورد سنجش قرار دهیم و ببینیم آیا این آموزش واقعا اتفاق می افتد یا خیر. ما برای تمام مهارتها این سنجش را انجام می دهیم . مثلا رانندگی که باید امتحان بدهم ولی وقتی می خواهم وارد زندگی بشم هیچ امتحانی لازم نیست! من با هر باورهای درست یا نادرست وارد یک زندگی می شوم که اون زندگی نتها به من و شریک زندگیم بلکه به نسل بعد از من هم آسیب می رساند.

سوال: تقسیم وظایف در خانواده باید به چه صورت باشد؟
جواب:اگر به یک اصل توجه کنیم که همه ما انسان هستیم با توانایی ها و انرژی هایی متفاوت که بضی مواقع این انرژی هاکم و زیاد می شود، اگر به مسئله این طور نگاه کنیم ، هیچ وقت نمی گویم من باید چکار کنم، تو باید چکار کنی؟ مخصوصا در زمان حال که عده ای از خانم ها خارج از منزل هم کار می کنند و فقط وظیفه خانه داری راندارند،اگر خانواده آموزش ببیند که همه ما انسان هستیم و برای رسیدن به هدف های خانواده لازم است به همدیگر کمک کنیم ، این موقع شاید تقسیم وظایف لازم نباشد ، در این صورت علاقه و احساس مسئولیت من کمک می کند که وظیف ای را برعهده بگیرم.

 

فصل سوم : توانایی برقرار کردن ارتباط موثر

موضوعات :

1.شکایت را به خواسته تبدیل کنید.
2.به طور پیوسته قدر دانی کنیم.
3.رابطه صادقانه داشته باشیم.
4. خواسته هایمان را بررسی کینم.
5.عادت های سازنده را جایگزین عادت های مخرب کنیم.


 آیا ما در خانواده توانایی برقراری ارتباط موثر و صحبت کردن با هم را داریم؟  
 فرض کنید من با خواهرم امروز ساعت 6 میدان احمدآباد قرار دارم . من راس 6 اونجا هستم هوا سرد و بارانی است . ساعت 6:10 شده خواهرم هنوز نیامده است. به خواهر تلفن می زنم و از او می پرسم کجایی؟ تازه راه افتادم .من خیلی عصبانی می شوم ولی پشت تلفن هیچی نمی گویم . وقتی میاد می گویم الحمدالله که رسیدی! ولی منظور من این نیست که از دیدن خواهرم خوشحال شدم .
اما بار این کلام من یعنی چی؟ این چیزی است که ما باید در گفتمان یاد بگیریم.
از نظر هیجانی چند لایه وجود دارد:
لایه اول: تو چه انتظاری را داریم ؟ انتظار داشتم خواهرم راس ساعت6 اینجا باشد.
لایه دوم : الان تو چه احساسی داری؟ به شدت عصبانی هستم.
لایه سوم: تو چه باوری داشتی اون لحظه که در طی مدتی که منتظر بودی حرص می خوردی؟ این که من آدم مهمی برای خواهرم نیستم و برای خواهرم قرار با من اهمیت نداردو ...
لایه چهارم: تو واقعا چه انتظاری داشتی؟ خواستم به موقع اینجا باشد
راه حل : وقتی با خواهرت برخورد می کنی خواسته ات را بگو اما نه با کنایه و طعنه چون مجادله کردن فایده ندارد. اما اگر به به خواهرم بگویم که قرارمون ساعت 6 بود شما 6:20 اینجا آمدی و برای من این عمل ناراحت کننده بود.
این بیان خواسته شما به طرف مقابل اجازه می دهد در مورد این مسئله توضیح بدهد. اما چند پهلو حرف زدن و لایه هایی که فقط شما معنی اش را می دانید فایده ای ندارد.
بهتر است به جای استفاده کردن از کلمات مخصوص به شخص خودتان خیلی ساده و روان منظور خود را به دیگران منتقل کنید تا در نتیجه خیال خودتان هم آسوده تر باشد.
 تمرین کنید برای اینکه خانواده شادی داشته باشید شکایت را به خواسته تبدیل کنید.
اگر من به عنوان مادر وارد منزل شدم و مشغول کارهای روزمره خود هستم فرزندم می خواهد مسئله ای که براش پیش آمده برای من تعریف کنه و من بدون توجه و نگاه کردن در حالی که حواسم هم به کارهای خودم هست در انتهای صحبت های فرزندم فقط به او می گویم که "من تو را درک می کنم" این دردی را برای فرزندم دعوا نمی کند.
 بهتر است وقتی می خواهید با کسی همدردی کنید سعی کنید رو در روی هم قرار بگیرد و با اشتیاق به حرف هایش گوش دهید. به صورت کلامی و غیر کلامی نشان بدهم که همدرد تو هستم . سعی کنید که حس هایمان را تقویت کنید. برای اینکه حس ها را تقویت کنیم باید در محیط قرار بگیریم .و خودتان را چند لحظه به جای طرف مقابل خود بگذارید.
برای فرد سیگاری می رند خواستگاری و می گویند که ان شألله در زندگی با هم سیگار را کنار می گذارد!!!
قرار است که ما بر روی هم تاثیر بگداریم قرار نیست که دیگران را تغییر بدهیم . وقتی پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم  حال ناخوشی نسبت به قوم و ملت داشتند از طرف خداوند وحی نازل شد " ما تو را برای بشارت فرستاده ایم و لاغیر ".
" به طور پیوسته قدر دانی کنیم" از انتقادها پرهیز کنیم. اگر باور کنیم که در زندگی به دنبال این نیستیم که در این بازی برنده و بازنده وجو داشته باشد به خانواده شاد نزدیک می شویم . در غیر این صورت حتما در این بازی بازنده می شویم .
 " رابطه صادقانه داشته باشیم"
برای اینکه کمتر انتقاد کنیم بهتر است مسئولیت های را به صورت ساده ،شفاف مشخص کنید. پیامد زیر پا گذاشتن این قانون هم روشن باشد. به طور مثال آقا باید تا ساعت فلان برای شام خرید کنند اگر این کار انجام نشود ، پیامدش نداشتن شام است . حالا شما انتخاب کنید یا اول خرید بروید و یا شب شام نداشته باشید. ولی اگر این قانون نباشد از بدو ورود آقا که کمی هم با تاخیر آمده است انتقاد  کردن ها شروع می شود : مثل همیشه ، دوباره و... تنها نتیجه ای که این انتقاد ها در پی دارند این است که اعضای خانواده نسبت به هم دورتر می شوند و درگیری به وجود می آورد.
 در زندگی سعی کنید تنوع به وجود آورید. یک لحظه چشم هایتان را ببندید خود را در یک دشت پر از گل مریم سفید فرض کنید بدون هیچ سبزه و گل دیگری . چند لحظه می توانید آنجا طاقت بیاورید به زودی خسته می شوید و از محیط خارج می شوید . در رابطه انسانی هم دقیقا همین است . در خانواده شاد همسران باید تفاوت های را شناسایی کنند و به جای اینکه تفاوت ها را به شباهت تبدیل کنند باید ببیند که چگونه این تفاوت ها می تواند باعث رشد شود. من تو را بدون هیچ قید و شرطی دوست دارم با هر نوع طرز تفکری که داری.
باید باور داشته باشیم که آدم ها اجازه دارند که اشتباه می کنند. ولی خوب نیست وقتی اشتباه کردند  در اشتباهشن گیر کنند. باید به انها یاد بدهیم که از اشتباه های زندگی درس بگیرند تا دوباره ان را تکرار نکنند.
"بررسی مجدد خواسته ها"
 هر چند وقت یکبار خواسته ها و آرزوهاخود را بررسی کنید و بدنید که کدام یک از آنها اتفاق نیافتاده است و یادآور شوید که  اگر خواسته خود را الان و یا در آینده نزدیک بدست نیاورید و اگر این خواسته مدتی به تاخیر بیفتد اتفاق خاصی در زندگی شما رخ نمی دهد.
اگر خواهرم دیر آمد، هیچ اتفاق خاصی برای من نیفتاده است.
"6 فاجعه که به شدت به کانون خانواده آسیب می رساند:"
1- عیب جویی:بدنبال این باشیم تا از اطرافیان نقطه ضعف پیدا کنیم و روی این ضعف ها مانور بدهیم .
2- سرزنش کردن: بعد از اینکه عیب را پیدا کردیم شروع کنیم به سرزنش کردن و عیبش را به رخش بکشیدم . در نتیجه تحمل طرف مقابل به پایان می رسد و اولین کسی که آسیب می بیند شما هستید.
3- شکایت و گلایه.
4- غرغر کردن.
5- تهدید کردن ، این روشی است که برای کودکان بیشتر اسفاده می کنیم . به او می گوییم بذار شب بابات بیاد بهش می گم . نتیجه این عمل این است که کودک یاد می گیرد در تمام روز هر جور که دلش خواست کار کند بعد شب به مادر می گوید: مامان جون بذار من سفره را بندازم . یعنی بچه دور زدن را یاد می گیرد. و این کودک در چنین محیطی بزرگ می شود و در آینده یاد می گیرد اگر پلیس بود سر چهارراه ماشین را متوقف کند و اگر نبود با دنده 6 از چها راه عبور کند.
6- باج دادن یا رشوه برای کنترل دیگران: شما به دستگاه کنترل تلویزیون دقت کنید فقط تا فاصله 10 یا 20 متری عمل می کند. باید یادبگیرم که کنترل ها درونی باشد یعنی به اعضای خانواده آموزش بدهید که چگونه زندگی کنند. نتیجه کنترل های شدید پدر و مادر این می شود که بچه ها انتخاب گرا های خوبی نمی شود. برای همین است که وقتی وارد دانشگاه می شوند تحت تاثیر دوستان عوض می شود چون کنترل خانواده در محیط دانشگاه نبوده است.
"7  عادت سازنده که باید جایگزین عادت های مخرب شود:"
1- گوش سپردن سازنده است،
2- حمایت کردن،
3- تشویق کردن،
4- احترام گذاشتن،
5- اعتماد داشتن،
6- پذیرفتن بدون قید و شرط،
7- گفتگوی همیشگی برای حل اختلافات.
رابطه خوب برای زندگی شاد آن است که بفهمیم یک رابطه ی خوب فرصتی است برای شراکت نه برای کسب امتیاز.
شما یک مهمونی ترتیب می دهید و در اون مهمونی 6رقم غذا درست می کنید. بعد از مدتی شما به مهمونی دعوت می شوید و 1 رقم غذا جلوی شما می گذارند. در آن مهمومنی به شما برمی خورد که من 6رقم غذا درست کردم این عجب آدم بی نزاکتی است که فقط 1رقم غذا درست کرده است.
واقعا من از این چند رقم غذا درست کردن به دنبال این بودم که به او یاد بدهم که تو هم وقتی من به خانه ات آمدم چند جور غذا درست کنی؟ خوب این چه کاری است من این 6 رقم را در منزل برای خودم درست می کنم و می خورم. ولی اگر از درست کردن غذا برای پذیرایی مهمان لذت بردم و راضی بودم بعدا از رفتار آنها اذیت نمی شوم.موقعی اذیت می شوید که بگوید من به فلان ببانک رفتم پول گذاشتم و هنگام برداشت از پولم کم شده بود.
توی رابطه ی انسانی ما به دنبال این هستیم که شراکت داشته باشیم. تو زندگی شاید من دلم بخواد که یک زندگی شاد داشته باشم ولی همسرم هیچ دلش نمی خواد. این درسته که من هم بگم حالا اون که نمی خواد پس منم نمی خوام . فرض کنید فرزند شما تب 40درجه دارد همسر شما می خواهد بخوابد و حوصله بردن فرزند به دکتر را ندارد آیا شمات می توانید بگوید چون همسرم رفت خوابید من هم می خوابم؟ پس عشق مادری کجا رفته است؟
هر یک از ما در خانواده ای زندگی کرده ایم که فرهنگ مخصوص خودش را دارد که این فرهنگ باورهای خوب و بد را به ما انتقال داده است . این اختلاف نظرها در خیلی از موارد کمک می کند که رشد کنیم .
چه نکات مهمی است که باید انجام دهیم تا منتظر باشیم خانواده شاد پدیدار شود:

1- پذیرش بی قید و شرط خودم ، دیگان و جهانی که در آن زندگی می کنم،
2- آگاهی و شناخت دقیق نسبت به نکات ضعف و قوتم.

چند توصیه مکمل برای بهبود و تقویت روابط   

  برای تقویت روابط بین خود و همسرتان لازم است برنامه ریزی متعهدانه ای انجام دهید. با توجه به شرایط سخت زندگی و مشغله‌ی زیاد، بدون برنامه ریزی امکان این‌که زوج ها بتوانند اوقاتی را با هم بگذرانند وجود ندارد. صِرف بودن با هم در خانه منجر به گذراندن اوقات با کیفیت بین همسران نمی شود.  

لازم است که زوج ها برای این‌که بتوانند اوقاتی را با آرامش خاطر با هم بگذرانند و به این امر متعهد باشند برنامه ریزی طولانی مدتی انجام دهند، به عنوان مثال، با هم قرار بگذارند که روزهای پنج شنبه هر هفته شام بیرون بروند. برای این‌کار باید هر دو برنامه‌ی عصر پنج شنبه شان آزاد باشند. برای بعضی زوج ها امکان این‌که هر روز نیم ساعت با هم پیاده روی کنند وجود دارد، اما برای بعضی ها این امکان وجود ندارد و لذا باید برای یک روز در هفته و یا ساعاتی در آخر هفته برنامه‌ریزی کنند.  
برای گذراندن اوقاتی با همسر خود برنامه ریزی کنید و به آن متعهد بمانید. هر زمانی را هم که برای خود تعیین می کنید به اطلاع اطرافیان برسانید تا همه بدانند این وقت اختصاصی شما است و نباید از شما انتظار داشته باشند که در برنامه های خانوادگی شرکت کنید. همچنین، اگر دارای فرزند هستید، ضروری است که برنامه ریزی لازم برای مراقبت از آنها انجام دهید، چون این وقت فقط مختص شما بوده و بچه ها نباید همراه شما باشند.
  در این فرصتی که با هم دارید در مورد خودتان، روابطتان با یکدیگر، و احساس هایتان نسبت بهم و خاطرات مثبت گذشته که با هم داشته اید صحبت کنید. همچنین در مورد آرزوهایتان برای زندگی مشترک و علاقه های مشترکی که دارید صحبت کنید. البته می‌توانید در مورد ناکامی ها و آرزوهای برآورده نشده در زندگی مشترک نیز با هدف پیدا کردن راه هایی برای جبران آن‌ها صحبت کنید. توجه داشته باشید که ناکامی هایتان را با اشاره به جنبه های مثبت زندگی مشترک و با لحن ملایم بیان کنید. اگر ناکامی ها و دلخوری ها با لحن تند و شکایت آمیز بیان شوند در همسرتان مقاومت و احساس منفی ایجاد خواهد کرد و ممکن است این زمان به گله گذاری و شکایت تبدیل شود و هر دو احساس بدی پیدا کنید و این برنامه را به طور کلی قطع کنید.
  زوج های متعهد و خوشبخت دیدگاه ها و آرزوهای مشترک داشته و اگر لازم باشد تغییری در آن‌ها ایجاد کنند، با کمک هم این آرزوها و اهداف مشترک را تعریف کنید.
 زوج های خوشبخت، اهداف، خواسته ها و علایق و انتظاراتشان از زندگی مشترک مشابه بوده و اگر شرایطی ایجاب کند که تغییرها در آن‌ها بدهند هر دو این کار را می کنند.
  وقتی زوج ها، زندگی مشترکشان را شروع می‌کنند با هم در رابطه با اهداف و انتظارها از زندگی مشترک به تفاهم برسند. اما بعد از مدتی متوجه می‌شوند که شرایط و موقعیت ها ایجاب می‌کند که تغییرها در بعضی از اهداف یا خواسته‌ها و آرزوهایشان بدهند. به عنوان مثال ممکن است موقعیت شغلی مرد ایجاب کند که به شهر دیگری نقل مکان کند، یا مشکلات مالی حد اقل برای مدتی استاندارد زندگی زوج را تغییر دهد.  بعضی از زوج ها حاضر به مذاکره در این زمینه ها نبوده و بر اهداف و خواسته های خود پافشاری می‌کنند، و این وضعیت باعث اختلاف نظر و جر و بحث های طولانی و بدون نتیجه شده و نارضایتی آن‌ها را افزایش می دهد، که می تواند باعث به‌هم خوردن زندگی مشترک آن‌ها شود.

دکتر محمد کاظم عاطف وحید

برگرفته از کتاب «تحکیم پیوند زناشویی»

ده گام ساده برای داشتن روابط سالم

اغلب اوقات زوج ها می‌توانند با انجام یک سری کارهای ساده روابط خود را بهتر کنند. در این‌جا ده گام ساده که مشخص شده می‌تواند به این مسأله کمک کند توضیح داده می‌شود. زوج هایی که این گام‌ها را برداشته اند احساس بهتری نسبت به روابط خود پیدا کرده اند.  1. در همه حال خود واقعیتان باشید.

 خدا هر انسانی را خاص آفریده است. اگر شما سعی کنید کسی باشید که طبیعت و ذاتتان آن‌گونه نیست فقط به خاطر این‌که انتظارهای دیگران را برآورده کنید، مطمئنا در زمانی با مشکلات اساسی روبرو خواهید شد. کسی که واقعا به شما علاقمند باشد شما را آنطور که هستید دوست خواهد داشت. اگر متوجه شوید که کارهائی را انجام می‌دهید که معمولا تمایل به انجام آن‌ها ندارید، فقط به صرف این‌که همسرتان از شما می‌خواهد انجام دهید (مثل مصرف مواد یا رضایت به مصرف مواد توسط همسرتان و ... .) در این صورت یک اشکال اساسی در روابط شما وجود دارد و رابطه‌ی شما رابطه‌ی سالمی نیست؛ نترسید و خود واقعیتان را نشان بدهید.
    
2.    2. با یکدیگر ارتباط و گفتمان عمیق با یکدیگر ایجاد کنید.
     آیا می توانید به حرف های یکدیگر با دقت گوش کنید و در صورت لزوم به‌هم توصیه های خوبی بکنید؟
به رابطه‌ی خود با همسرتان دقت کنید. آیا رابطه‌ی شما یک رابطه‌ی عمیق و برای هردوی شما لذت بخش و آرام‌بخش است؟ آیا از مصاحبت با همدیگر احساس لذت می کنید؟ محتوای گفتگوهای شما معمولا روی چه موضوعاتی متمرکز است، موضوعات ساده و سطحی روزمره یا موضوعات مهم؟  آیا باهم در مورد احساس هایتان صحبت می کنید؟
گفتگوی صادقانه و عمیق باعث تحکیم ارتباط می‌شود. مواقعی که موضوعی شما را ناراحت می‌کند، در مورد آن صحبت کنید. راه گفتگو را همیشه باز نگهدارید.   

3. به تفاوت هایتان با یکدیگر بی توجه نباشید، بلکه آن‌ها را بررسی کنید.
 آیا شخصیت شما و همسرتان با هم هماهنگ است؟ آیا یکی از شما خوش‌بین و دیگری بد بین است؟ هرچند که در ابتدا ویژگی‌های کاملا متضاد ممکن است جذاب باشد و زوج احساس خوبی نسبت به تفاوت های خود داشته باشند، اما بعد از مدتی این تفاوت ها خود می تواند منجر به تضاد و کشمکش بین زوج شود.
 به عنوان مثال خانمی که درون‌گراست، ممکن است جذب آقایی شود که برون‌گرا و  اجتماعی است، و  یا فردی که خجالتی است ممکن است جذب فردی که اجتماعی است بشود. در ابتدا این تفاوت ها برای افراد بسیار جذاب است، و حتی ممکن است هر یک تصور کند که ویژگی های طرف مقابل به او کمک خواهد کرد که موقعیت های جدیدی را تجربه کند.  اما به مرور زمان، همین تفاوت ها عامل تعارض و تضاد بین زوج می شود، مگر این‌که هر کدام ویژگی های طرف مقابل را قبول کرده و سعی کنند وجه مثبت ویژگی های طرف مقابل را تقویت کنند و وجوه اشتراکی بین خود پیدا کنند و به تعادل برسند.  

4.بر روی علائق و ارزش های مشترکتان تمرکز کنید نه تفاوت هایتان
 لازم نیست که علایق زوج ها کاملا شبیه هم باشد. در واقع اگر علایق متفاوتی داشته باشند می تواند به آن‌ها کمک کند که چیزهای جدیدی را با هم تجربه کنند. اما باید مطمئن شوند که حداقل تعدادی علایق مشترک بین آن‌ها وجود دارد تا دائما در مورد این‌که چه فعالیت‌هایی داشته باشند و کجا ها بروند با هم جر و بحث نداشته باشند. البته لازم است که هر دو حاضر باشند در مواردی با هم کنار بیایند. باید توجه داشته باشند که کوتاه آمدن به این معنی نیست که زوج از علائق شخصی خود دست بردارند، بلکه به این معنی است که حاضر هستند در فعالیت های مورد علاقه‌ی  یکدیگر مشارکت داشته باشند.

5. در مورد باورها و اعتقادات معنویتان با هم صحبت کنید.
  سعی نکنید اعتقادات و باورهای خود را پنهان کنید به این امید که یک روزی همه چیز درست می شود، چرا که این اتفاق نخواهد افتاد.  در مورد باورها و اعتقادات خود صادقانه و واضح صحبت کنید.

6. فیزیک و شکل بدن یکدیگر را قبول کنید.
بعضی از زوج ها، فیزیک بدن یکدیگر را قبول نمی‌کنند. آن‌ها یا از هم دائما ایراد می گیرند یا سعی می کنند همسر خود را وادار کنند که فیزیک بدن خود را به صورتی که آن‌ها در تخیلاتشان دارند در بیاورند. اما اگر آن‌ها یکدیگر را همان‌طور که هستند بپذیرند، آن‌وقت می‌توانند از زندگی در کنار هم احساس خوبی داشته باشند.  
   هر فردی بی همتاست. گاهی شنیده اید که آقا یا خانمی وقتی با همسر خود صحبت می کند او را با ویژگی های خاص افراد مختلف مقایسه می کند. به عنوان مثال می‌گوید: خوش به حال دختر عمویم که شوهرش خیلی پولدار است، بعد می گوید: خوش به حال دخترخاله‌ام که شوهرش خوش تیپ است (هرچند که آن فرد از نظر مالی مشکلات زیادی داشته باشد). سپس همسر خود را با افراد دیگر که هر کدام یک ویژگی خاص دارند عتاب گونه مقایسه می کند، در حالی‌که کلیت هیچکدام از آن‌ها را قبول ندارد.
   این نوع مقایسه‌های غیرواقع‌بینانه مثل خلق موجودی شبیه فرانکشتاین است که اعضاء زیبای افراد مختلف را بهم پیوند زد و در نهایت موجودی وحشتناک خلق شد! جالب است که افراد در مقاطع مختلف همسر خود را بدون توجه به ویژگی های خاص او با ویژگی فرد دیگری مقایسه کرده و اگر از او پرسیده شود که آیا حاضر است که همسرش کاملا شبیه آن فرد شود با قاطعیت نه خواهد گفت.  این‌طور به نظر می رسد که او می خواهد همسرش همه ویژگی های مطلوب دیگران را یک جا داشته باشد.  حتی در چنین وضعیتی ویژگی مطلوب همسر خود را بی اهمیت جلوه داده (ویژگی هایی که نزدیکان فرد ممکن است به رخ همسران خود بکشند) و ویژگی های دیگران را که به نظر او همسرش ندارد مهم‌تر و اساسی تر برای رضایت از زندگی قلمداد کند. این نوع نگاه منجر به خلق موجودی در تخیلات فرد می‌شود که در عالم واقع نمی‌تواند وجود داشته باشد و لذا فرد هیچ‌گاه احساس رضایت نخواهد کرد. هر انسانی مجموعه‌ای از ویژگی ها و خصوصیت های خاصی است که او را بی همتا می سازد و وقتی فرد تصمیم به ازدواج با دیگری می‌گیرد، حداقل در ابتدا باید او را به همین صورت پذیرفته باشد.
   به عبارت عامیانه تر، فرد به همین صورت به دلش نشسته است. هر تغییر اساسی در این فرد، خاص بودن او را تغییر خواهد داد و معلوم نیست که مورد قبول طرف مقابلش باشد. حتماً از اطرافیان شنیده‌اید که گاهی شکایت می‌کنند که از وقتی همسرشان تغییر کرده دیگر آن فرد سابق نیست.  جملاتی از این قبیل شاید به گوش شما آشنا باشد: از وقتی پولدار شده یک جوری شده است، از وقتی قیافه اش عوض شده دل به زندگی نمی دهد، از وقتی کار وبارش خوب شده بد اخلاق شده است.  هیچ چیزی در این دنیا بدون هزینه به دست نمی آید. افرادی در زندگی موفق خواهند بود که متوجه باشند آیا چیزی که به دست می آورند ارزش هزینه‌ای که باید پرداخت کنند را دارد یا نه.  

7. در مورد مسائل جنسی و مسائل مالی  با هم صحبت کنید.
  این دو از موضوعات مهم و حساس در زندگی زناشویی هستند که می توانند به راحتی یک زندگی را به شکست بکشانند. اگر زوج در شروع زندگی مشترکشان وقت کافی برای صحبت در مورد انتظارها و نیازهای خود در زمینه‌ی کیفیت روابط جنسی صرف نکنند، می‌توانند بعدها با مشکلات زیادی، از جمله بی میلی، سردی، احساس تنفر نسبت به رابطه جنسی، روبه‌رو شوند. روابط جنسی از بخش‌های زندگی مشترک است که عدم رضایت از چنین روابطی می‌تواند تأثیر عمیقی در استحکام و رضایت زوج ها از زندگی مشترکشان داشته باشد. بعضی زوج ها به اشتباه صحبت در این زمینه را بد می دانند و یا تصور می‌کنند که روابط جنسی اهمیت چندانی در زندگی آن‌ها ندارد و این‌که مسائل مهم‌تری در زندگی وجود دارند که اهمیت بیشتری در رضایت از زندگی مشترک دارند. در حالی‌که تحقیقات نشان داده اند که زوج هایی که از روابط زناشویی خود احساس رضایت نمی‌کنند، در زمینه های دیگر زندگی مشترکشان نیز با مشکلات زیادی روبه‌رو هستند.  
مسائل مالی  نیز از مسائل مهم در زندگی مشترک است.  بعضی زوج ها تصور می‌کنند که مدیریت مالی خانواده کارساده ای است و نیاز به همکاری و هم‌فکری زوج ندارد و یا اینکه این مسؤولیت فقط بر عهده‌ی مرد است. در حالی‌که همکاری و همفکری زوج در مدیریت مالی خانواده می تواند هم بهبود رابطه‌ی زوج کمک کند و هم در آن‌ها این احساس رابه وجود بیاورد که هر دو با هم در ساختن زندگی مشترکشان نقش مهمی دارند. علاوه بر این، مشارکت در این امر باعث می شود که از تضاد ها و درگیری ها در مورد مسائل مالی خانواده جلوگیری شود.  

8. سعی کنید با اقوام و دوستان همسرتان کنار بیائید و آن‌ها را همانطور که هستند بپذیرید.
  هر چند که رضایت و خشنودی زوج ها در زندگی مشترک در نهایت به نوع رابطه‌ی آن‌ها برمی‌گردد، اما ارتباط با بستگان و دوستان نزدیک حمایت کننده می‌تواند به تقویت روابط زوج کمک کند. گاهی صحبت کردن در مورد بعضی از مشکلات زندگی مشترک با دوستان و بستگان با تجربه و دلسوز می‌تواند به شما کمک کند که به مسائل زندگی خود با دید بازتر نگاه کنید و راهکارهای موثرتری برای برخورد با مشکلات و همچنین تقویت روابط خود با همسرتان را پیدا کنید. البته لازم است که هر توصیه و راهکاری را که به شما پیشنهاد می شود با دقت بررسی کنید و در صورت لزوم با فرد دیگری هم صحبت کنید. توجه کنید که عملکرد فردی که شما با او مشورت می کنید در زندگی مشترک خود چگونه است. این موضوع را هم باید در نظر بگیرید که هیچ‌کس بجز شما با تبعات تصمیم های شما زندگی نخواهد کرد. لذا اگر دیگران به شما توصیه‌هایی بکنند که به‌کار بردن آن‌ها احتمال دارد به روابط شما با همسرتان آسیب برساند، لازم است که به آن‌ها عمل نکرده و با یک روانشناس بالینی یا مشاور زناشویی مشورت کنید.

همچنین ضروری است که ارتباط خوبی با خانواده‌ی همسرتان برقرار کنید و شناخت خوبی از آن‌ها بدست بیاورید. ارتباط خوب و متعادل با خانواده‌ی همسر می‌تواند در تقویت رابطه‌ی شما و همسرتان بسیار کمک کننده باشد.  بعضی از زوج ها به اشتباه سعی می کنند رابطه‌ی همسرشان را با خانواده‌اش بسیار کم و یا حتی قطع کنند بدون این‌که توجه کنند که همسرشان رابطه‌ی عاطفی با خانواده‌ی خود داشته و تلاش فرد برای جدا کردن او از خانواده اش را استرس آور و ظالمانه در نظر گرفته و حتی اگر مجبور به قبول چنین وضعیتی شود، در روابط خودشان اثرات منفی آن‌را به نحوی نشان خواهد داد.   

9. از افراد منفی، چه اقوام و چه دوستان، اجتناب کنید.  

  کسانی‌که از زندگی خود رضایت ندارند و یا نتوانسته اند با مسایل و مسؤولیت های زندگی مشترک کنار بیایند ممکن است سعی کنند نظر و دیدگاه شما را نسبت به زندگی مشترک تحت تاثیر قرار دهند. اجازه ندهید نزدیکان شما روی رابطه‌ی شما و همسرتان تاثیر منفی بگذارند. در صورتی‌که متوجه شدید افرادی از نزدیکان سعی دارند در زندگی مشترک شما خلل ایجاد کنند، به نفع شما خواهد بود که رابطه‌ی خود را با آن‌ها محدود کنید و یا حتی اگر امکان دارد و دخالت آن‌ها در زندگی شما شدید است رابطه را قطع کنید. به هر صورت لازم است که شما افراد منفی را از زندگی خصوصی خود دور نگهدارید. توجه داشته باشید که هر تصمیمی در مورد زندگی مشترکتان بگیرید، شما هستید که باید تبعات آنرا تحمل کنید. آن‌هائی که با راهنمایی‌های اشتباه ممکن است باعث شوند شما و همسرتان مشکل پیدا کنید، زندگی خودشان مختل نخواهد شد. بلکه آن‌ها فقط با شما همدردی خواهند کرد که این هم، مشکل شما را حل نخواهد کرد.  مضافاً بر این‌که بعد از مدت کوتاهی این همدردی هم دیگر وجود نخواهد داشت. اگر در این موقعیت به آن‌ها یادآوری کنید که تصمیم شما متأثر از راهنمایی‌های آن‌ها بوده، ممکن است براحتی نقش خود را انکار کنند و یا به شما انتقاد کنند که چرا خودتان درست فکر نکردید و تصمیم درست نگرفتید. ضروری است که شما و همسرتان جهت حفظ زندگی مشترک و تقویت روابط خود در مورد اجتناب از افراد منفی در زندگیتان با هم همفکر و هم عقیده باشید. اگر در این زمینه اختلاف نظر وجود داشته باشد، ممکن است دچار تضاد و کشمکش شده و نسبت بهم احساس های منفی پیدا کنید. برای پیشگیری از این وضعیت، می‌توانید زمانی را جهت صحبت در این زمینه اختصاص دهید و بدون تعصب و سوگیری تاثیر افرادی را که از نظر یکی از شما منفی هستند در زندگی مشترکتان بررسی کنید و با هم به یک نتیجه و تصمیم مشترک برسید. اگر هردوی شما معتقد باشید که زندگی مشترکتان از همه چیز مهم‌تر است، مطمئنا در این زمینه تصمیم درست خواهید گرفت.   

10 . یاد بگیرید با هم بخندید و شادی کنید.
  واقعیت این‌ است که اگر شادی وجود نداشته باشد، امید هم وجود نخواهد داشت. در روان شناسی معاصر، شادی معادل آسایش روان‌شناختی است و یکی از ملاک های مهم سلامت روانی تلقی می شود. افزون بر این نباید از نقش ترمیم کننده‌ی شادی به راحتی گذشت. سعی کنید با لذت بردن از شادی های هر چند کوچک حتی یک پارک یا سینما رفتن در اوج گرفتاری آسایش روانی خانواده را تامین کنید. اگر خانواده‌ی شما غمگین است وظیفه‌ی زن یا مرد است که رنگ شادی را به آن باز گرداند.

 

دکتر محمد کاظم عاطف وحید

برگرفته از کتاب « تحکیم پیوند زناشویی»

 

چهل توصیه  برای تقویت و تحکیم زندگی مشترک

 


آیا هیچ یک از موارد زیر در مورد شما صدق می کند؟


 -   شما و همسرتان سر مسائل جزئی با هم جر و بحث می کنید.
 -  از نوع برخورد همسرتان با خودتان احساس بدی داشته و ناراضی هستید.
-  همسرتان به نیازهای شما (از جمله نیاز به درک شدن، نیاز به توجه و محبت،
    و نیاز جنسی) بی توجه شده است.
-  شما و همسرتان نسبت بهم سرد شده اید.
-  زندگی مشترکتان کسل کننده، ملال آور ویا بهم ریخته و آشفته شده است.
-  مواقع زیادی به طلاق فکر می کنید.
اگر هر یک از موارد فوق در مورد شما صدق می کند، نشان دهنده اینست که شما و همسرتان نیاز به توجه بیشتر به زندگی مشترکتان داشته و ضروری است که در جهت تحکیم روابط خود تان بیشتر تلاش کنید. توصیه های زیر می توانند در این راستا به شما کمک کنند. 


1-    در تعامل با همسرتان هیچگاه سعی نکنید ذهن خوانی کنید، یعنی سعی نکنید آنچه را که فکر می کنید  همسرتان دوست دارد انجام دهید.  از او به طور مستقیم در مورد نوع رفتاری که دوست دارند شما با ایشان داشته باش سوال کنید.   

  
2-    بیشتر تعریف و تمجید کنید تا انتقاد
زوج هائی که از یکدیگر تعریف و تمجید می کنند نسبت به رابطه بین خودشان احساس بهتری دارند تا آنهائی که مترصد فرصت هائی هستند تا از هم انتقاد کرده و رفتار های یکدیگر را زیر سوال ببرند.  البته انتقاد سازنده به بهتر شدن رابطه کمک می کند، به شرط اینکه طعنه آمیز نبوده و در مورد رفتار فرد باشد نه اینکه شخصیت او را خدشه دار کند. 


3-     از اعتماد همدیگر سوء استفاده نکنید.
  گاهی زوج ها از اسراری که همسرشان در مورد خود یا خانواده اش با او در میان گذاشته در مواقعی که با هم اختلافی پیدا می کنند بر علیه همسرشان استفاده می کنند.  به عنوان مثال، آقائی بخاطر اعتمادی که به همسرش دارد به او در مورد پرخاشگری پدرش نسبت به مادر و تاثیر منفی آن روی افراد خانواده ضحبت می کند.  بعدها، وقتی زوج با هم مشکلی پیدا میکنند، خانم به همسر می گوید: همه شما مثل هم هستید، از پدر بد اخلا ق با دست بزن گرفته تا مادر بی عرضه ات که نتوانسته شما را درست تربیت کند. این سوء استفاده از اعتماد همسر است.


4-     هر بار که از همسرتان پیش دوستانتان گله و شکایت می کنید، سه ویژگی مثبت او را هم مطرح کنید.


5-      سعی کنید اوقاتی را با هم (بدون بچه ها ) بگذرانید.

6- توجه داشته باشید که زندگی زناشوئی همیشه زیبا و بدون مشکل نیست، بلکه زمان هائی نیز اختلافاتی پیش خواهد آمد.  ولی صرف داشتن اختلاف به این معنی نیست که ازدواجتان اشتباه بوده است.  


7- بیاد داشته باشید که بهترین هدیه ای که شما می توانید به فرزندانتان بدهید، عشق و علاقه شما به مادر / پدر آنهاست.  پدر و مادر هائی که تصور می کنند بدون عشق و علاقه به یکدیگر می توانند بطور واقعی به فرزندانشان عشق بورزند به این موضوع توجه ندارند که علاقه واقعی به فرزندان ایجاب می کند که محیط و فضای خانوادگی آرام و بدون تنش برای آنها فراهم کنند.  علاقه های والدین به فرزندانشان در شرایطی که خود آنها با هم تضاد و تنش شدید دارند فقط می تواند روشی برای جلب حمایت فرزندان در مقابله های آنها با یکدیگر باشد.  چگونه پدر و یا مادری می تواند ادعا کند که فرزندش را دوست دارد و در همان حال هر وعده غذای مسموم به او بدهد؟  محیط سرد و بی روح خانوادگی و یا فضای پر تنش خانواده همان غذای مسموم روحی است که این والدین به فرزندانشان می دهند در حالیکه به زعم خودشان نهایت عشق و محبت خود را به آنها هدیه می دهند. این افسانه ای بیش نیست که تصور شود والدین می توانند علیرغم تنش و درگیری های شدید و مستمر با یکدیگر فرزندانی سالم و متعادل تربیت کنند،

/ 0 نظر / 52 بازدید