ضرورت مشاوره

 

) ضرورت مشاوره تحصیلی برای دانش‌‌آموزان
مشاوره تحصیلی به دانش‌آموزان کمک می‌کند ویژگی‌‌ها و استعدادهای خود را بهتر شناخته و به موارد و خصوصیاتی که به آنها توجه نداشته‌اند و یا میزان توجه به آنها کمتر بوده، بیشتر توجه نمایند. علاوه بر این اطلاعات آنها را در زمینه‌های مختلف تحصیلی تقویت کرده و در صورت وجود نواقصی در عملکردشان آنها را شناسایی و راه‌حل‌هایی برای رفع نواقص ارائه می‌دهد و به این ترتیب دانش‌آموزان می‌توانند عملکرد بهتری نسبت به گذشته در زمینه درسی داشته باشند و انتخاب‌های بهتری انجام دهند و اشکالات احتمالی را نیز مرتفع نمایند.


۲) ضرورت مشاوره تحصیلی برای والدین
در امر تحصیل، خانواده و والدین نقش بسزایی دارند به طوری که عامل خانواده از عوامل مهم در زمینه پیشرفت تحصیلی دانش‌آموز یا وقوع افت تحصیلی است. انگیزه‌ها و علایق تحصیلی دانش‌آموز در خانواده شکل یافته و به آن جهت داده می‌شود و مسیری برای هدایت آن فراهم می‌شود. خانواده سرعت دانش‌آموز در رسیدن به اهداف تحصیلی را تنظیم می‌کند.
خانواده‌های بدون انگیزه و بدون اطلاع و غیرفعال موجب کاهش سرعت دانش‌آموزان با استعداد می‌شوند. بدین جهت در فرایند مشاوره تحصیلی لزوم انجام مشاوره با والدین ضرورت و اهمیت خاصی پیدا می‌کند. از این‌رو لازم است والدین و به طور کلی خانواده نیز اطلاعات کافی از ویژگی‌ها و استعدادهای فرزندان خود کسب نمایند و کمک‌ها و یاری مفیدی برای فرزندانشان فراهم نمایند.


۳) ضرورت مشاوره تحصیلی در زمینه انتخاب رشته‌ها و مشاغل
گاه انتخاب‌هایی که دانش‌آموزان در زمینه رشته‌ها و مشاغل انجام می‌دهند عاری از هرگونه دلیل منطقی و اطلاعات مناسب است. معیارهایی که دانش‌آموزان در چنین مواردی برای انتخاب‌های خود برمی‌گزینند ملاک‌هایی کاذب و نامناسب است. مثل انتخاب رشته ریاضی فیزیک به خاطر وجهه اجتماعی آن یا به خاطر چشم همچشمی و یا به خاطر دنباله‌‌روی از یک دوست و یا همراه با او بودن در طول تحصیل. چنین انتخاب‌هایی به احتمال بیشتری محکوم به شکست خواهند بود.
مشاوره از آن جهت ضرورت می‌یابد که اهمیت چنین انتخاب‌هایی به دانش‌آموز گوشزد شود تا او ملاک‌های مناسبی برای تصمیمات خود اتخاذ کند و از احتمال شکست خویش در آینده پیشگیری نماید.


۴) ضرورت مشاوره تحصیلی در زمینه جلوگیری از افت تحصیلی
برخی از دانش‌آموزان به خاطر شرایط ویژه‌ای که دارند بیشتر در معرض افت تحصیلی هستند و برخی از آنها افتان و خیزان تجربه‌هایی از افت تحصیلی داشته‌اند. برخی از علل افت تحصیلی این دانش‌آموزان به عوامل بیرونی مثل: خانواده، مدرسه و ... مربوط می‌شود و برخی علل فردی هستند مثل: انگیزه خود فرد- روش‌های مطالعه، برنامه‌ریزی و ... . مشاوره تحصیلی برای این دسته از دانش‌آموزان اهمیت بسزایی دارد که در جریان مشاوره به این دانش‌آموزان کمک می‌‌شود علت افت‌ها و شکست‌های خود را بشناسند و با راهکارهایی آشنا شوند که به آنها در رفع آن علل و یا کاهش تاثیر آنها در مسائل تحصیلی‌شان کمک می‌کند، در واقع انجام چنین مشاوره‌هایی می‌تواند با احیای نیروهای بالقوه فرد، او را در تمام مسیر تحصیلی‌اش همراهی کند.


۵) ضرورت مشاوره تحصیلی در زمینه سرعت بخشیدن به فرایند تحصیل و مطالعه
برخی دانش‌آموزان و خانواده‌های آنها مایلند عملکرد بهینه خود را در زمینه تحصیل بهبود بخشند. این دانش‌آموزان ممکن است دانش‌آموزانی متوسط و یا قوی باشند. به هر حال تمایل دارند روش‌هایی را بیاموزند و اطلاعاتی مناسب و مفید کسب کنند که کارایی آنها را در زمینه تحصیلی بالا ببرد. مشاوره، چنین راهکارهایی را برای افراد فراهم می‌سازد و بر احتمال موفقیت آنها در سطح پیشرفته‌تر می‌افزاید.


۶) ضرورت مشاوره تحصیلی برای تشخیص و هدایت دانش‌آموزان استثنایی
درصد کمی از دانش‌آموزان در گروه دانش‌آموزان استثنایی قرار دارند. دانش‌آموزان استثنایی شامل دانش‌آموزانی می‌باشند که معلولیت‌هایی در زمینه‌های مختلف جسمی مثل شنوایی، بینایی و یا هوش دارند. لزوم مشاوره برای این دسته از دانش‌آموزان به وفور احساس می‌شود و به دلیل اینکه آنها و خانواده‌هایشان نیازمند اطلاعات بیشتری در ارتباط با آینده تحصیلی و شغلی آنها هستند، با بررسی توانایی آنها در مورد شغل و تحصیلاتشان تصمیماتی اتخاذ می‌شود. این افراد با توجه به ضرورت اینکه زودتر از بقیه دانش‌آموزان باید حرفه و مهارتی را بیاموزند احتیاج مبرمی به مشاوره تحصیلی دارند.


۷) ضرورت مشاوره تحصیلی برای دانش‌آموزان تیزهوش و نابغه
این دسته از دانش‌آموزان، قشر پر نیرو و قابل توجهی برای دست اندرکاران تعلیم و تربیت و جامعه هستند. سرمایه‌گذاری و استفاده از انواع خدمات مشاوره‌ای در کنار سایر امکاناتی که برای آنها در مدارس ویژه فراهم می‌آید ضرورت دارد. از دست رفتن چنین نیروهایی به خاطر انتخاب‌ها و تصمیمات نادرست، زیان‌های قابل توجهی به بار خواهد آورد.
دوره نوجوانی در انتقال علم و دانش به نوجوانان دوره مهمی محسوب می‌شود. از آنجا که نوجوان از نظر ذهنی دارای تفکر انتزاعی می‌شود، علوم را به طور انتزاعی درک می‌کند و معمولا با جنبه‌های مختلف علم و مهارتهای مورد نیاز مشاغل آینده آشنا می‌شود.
عده‌ای از نوجوانان در مسائل تحصیلی دچار شکست می‌گردند که می‌توان گفت مواجهه نوجوان با شکست‌ها و ناکامی‌ها و تحصیل که معمولا با بی‌علاقگی نسبت به مسائل تحصیلی و کاهش نمرات درسی شروع می‌شود افت تحصیلی نام دارد.

باید متذکر شد؛ والدین در مواجهه با افت تحصیلی نوجوانان باید انعطاف پذیر بوده و رفتارهای خشونتآمیزی با وی نداشته باشند و در عوض، موفقیت‌های تحصیلی او را تقویت نموده و به او پاداش دهند زیرا در یادگیری همیشه حضور پاداش و تقویت انگیزه اهمیت بسیاری دارد زیرا فرد از طریق تقویت انگیزه می‌تواند به یادگیری بیشتری دست یابد و در غیر این صورت عدم تقویت فرد در هنگام افت تحصیلی موجب ترک تحصیل نوجوان خواهد شد.
به عبارت دیگر والدین باید به نوجوان توجه کافی را مبذول داشته و روحیه اعتماد به نفس وی را افزایش دهند و در وی نسبت به درس خواندن، انگیزه و هدف ایجاد کنند. در غیر این صورت هر گونه رفتار مخالفی در والدین موجب شکست و از بین رفتن اعتماد به نفس وی خواهد شد. مربیان نیز به هنگام افت تحصیلی نوجوانان باید توجه کافی داشته باشند که افت تحصیلی نشانه عدم توانایی تحصیلی آنها نیست و باید آنها را به اندازه کافی تقویت نمایند

 

 

راهنمایی و مشاوره یک جریان یادگیری است
راهنمایی بخش تفکیک ناپذیری از نظام تعلیم و تربیت محسوب می‌شود. هدف تربیت شکوفا کردن و به فعلیت رساندن همه استعدادهای انسان است و شکوفا کردن و به فعلیت رساندن استعدادها، مستلزم شناسایی و پی بردن به کم و کیف آنهاست. کودکی که پا به مدرسه می‌گذارد با مشکلات متعددی در زمینه‌های عاطفی، خانوادگی، تحصیلی و اجتماعی مواجه است، که اگر در وهلهِ نخست برای پیشگیری و درمان آن اقدامهای جدی صورت نگیرد، ممکن است عواقب وخیمی به دنبال داشته باشد و سلامت روانی وی مختل شود.‌
تعلیم و تربیت زمانی با موفقیت و صحیح عملی خواهد شد که دانش‌آموزان اولاً مشکلات عاطفی که مانع یادگیری است، نداشته باشند و ثانیاً محتوای آموزشی با توجه به اختلافات فردی، تدوین و ارائه شود. بنابر این بر هر معلم لازم است که در مرحلهِ نخست اقدام به شناسایی دانش‌آموزانی کند که هرکدام به نوعی با مسائل و مشکلات اجتماعی و عاطفی روبرو هستند.
مرحلهِ دوم شناسایی هریک از دانش‌آموزان از لحاظ استعدادها و تفاوت‌های میان آنهاست. از آنجا که هر فرد شخصیت ویژه و بی‌همتایی دارد، نباید تمام دانش‌آموزان یک کلاس درس را به یک درجه از توانایی‌ها و میزان هوشمندی در نظر گرفت. راهنمایی تاکید دارد که تفاوت‌های فردی دانش‌آموزان در جریان تعلیم و تربیت لحاظ و برنامه‌های آموزشی براساس نیازهای فردی و اجتماعی تدوین و ارائه شوند.
آموزش ابتدایی که پایه و اساس سازندگی بنیادی جامعه است، دورهِ ایجاد رفتارهای پسندیده و پیشگیری از مشکلات آینده نامیده می‌شود و هر اقدام پیشگیرانه، نتایج ارزنده‌ای در رفتار دانش‌آموز در جهت نیل به خودکفایی کشور خواهد داشت.‌
پژوهش‌های بیشماری نشان داده‌اند که بسیاری از مشکلات و اختلالات روانی - عاطفی، ریشه‌های اجتماعی دارند. سازمان بهداشت جهانی (۱۹۹۹) اعلام کرده است که تقریباً، ۱۰ تا ۲۰درصد کودکان در مدرسه دارای گرفتاری‌های عاطفی و روانی هستند و ریشه این نوع مشکلات را باید در خانواده جستجو کرد. با توجه به اینکه کودکان از خانواده‌های متفاوت پا به مدرسه می‌گذارند، دارای مشکلات گوناگونی هستند. ارزیابی کودکان در محیط مدرسه از اهمیت خاصی برخوردار است. در این رابطه، معلمان با عدهِ بسیاری سر و کار دارند و از نزدیک با مشکلات رفتاری آنان در تماسند. بنابر این فرصت مشاهدهِ رفتار آن‌ها را نیز دارند. معلمان با کمک مشاور مدرسه می‌توانند با تشخیص مشکلات رفتاری و عاطفی دانش‌آموزان، میان کودکان دارای مشکل و کودکان عادی تمایز قایل شوند. بنابر این در هر آموزشگاه وجود افراد متخصص در مشاوره و راهنمایی ضروری به نظر می‌رسد. پس باید حداقل یک یا دو مشاور در هر آموزشگاه باشند که در چنین مواردی به راهنمایی و مشاوره دانش‌آموزان بپردازند.‌


راهنمایی در مدارس‌
برای آنکه هدف‌های راهنمایی در مدارس روشن شود، بهتر است بدانیم که راهنمایی در دبستان، مدارس راهنمایی و دبیرستان‌ها، شامل چه موضوعاتی می‌شود؟ اگر راهنمایی را جریان پیوسته‌ای از کمک به دانش‌آموز بدانیم، باید این کمک از مقطع ابتدایی آغاز شود و تا پایان تحصیلات دانشگاهی ادامه داشته باشد و مسائل و مشکلات دانش‌آموزان در هر دورهِ تحصیلی توسط گروه راهنمایی و مشاوره مورد بررسی و تحقیق قرار گیرد. در مدارس ابتدایی مسائل و مشکلات دانش‌آموزان متنوع‌تر از سطوح دیگر آموزشی است. در این دوره مساله امنیت روانی و ثبات عاطفی کودکان و دانش‌آموزان از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار است. اگر یک کلاس ابتدایی را با ۳۰ دانش آموز در نظر بگیریم، متوجه می‌شویم که هیچ یک از این دانش‌آموزان چه از لحاظ خصوصیات بدنی، روانی و اجتماعی با هم برابر نیستند. بنابر این، هر دانش‌آموز شخصیت ویژه‌ای دارد که دیگران ندارند. رشد شخصیت صرف‌نظر از عوامل ارثی به محیط خانواده و به دنبال آن به محیط اجتماعی وسیعتر، یعنی مدرسه ارتباط دارد و از این محیط‌ها تاثیر می‌پذیرد. محیط‌های یاد شده می‌تواند در سازگاری و یا ناسازگاری فردی و اجتماعی کودکان مؤثر باشد. رشد شخصیت سالم و متعادل و شکوفایی استعدادهای کودکان در سایه راحتی جسم و امنیت روان و ثبات عاطفی آنان امکان‌پذیر است. بی‌ثباتی عاطفی، دوگانگی احساس و تعارضات روانی، از موانع مهم در فرایند رشد شخصیت و سازگاری فردی و اجتماعی است. کودکانی که دچار تعارض و نبود امنیت روانی هستند، به ناچار بخش قابل توجهی از نیروی فکری خود را صرف حل مسائل خواهند کرد که آنان را اشغال کرده است. بالطبع در این شرایط دقت و توجه مطلوب و مشارکت در فعالیت‌های اموزشی کلاس بسیار اندک خواهد بود. نبود امنیت روانی در کودکان و دانش‌آموزان نه تنها بر چگونگی رشد شخصیت اثر می‌گذارد و عمدتاً موجب بروز و ظهور بسیاری از رفتارهای نامطلوب نظیر گوشه‌گیری و خیال‌پردازی، افسردگی، بی‌قراری، عصبانیت و پرخاشگری و غیره می‌شود، بلکه بیشترین تاثیر را بر شکوفایی هوش و تفکر و پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان خواهد داشت.‌


شیوه‌های رفتار کارکنان مدرسه با دانش‌آموزان نقش بسزایی در سلامت روانی آنان دارد و هرگونه اختلال در روابط، کودکان و نوجوانان را با مشکلات فراوان مواجه می‌سازد. در این میان نقش معلم، بویژه در مدارس ابتدایی اهمیت بیشتری دارد. معلمان و مدیران علاقه‌مند و آگاه، با دانش‌آموزان ارتباط حسنه برقرار می‌کنند، ترس و وحشت آنان را کاهش می‌دهند، ابتدا به موارد مثبت توجه می‌کنند و در جهت رفع نقص‌ها می‌کوشند و برای کمک به دانش‌آموزان با سایر همکاران مشارکت جدی به عمل می‌آورند. ارائه و بهره‌گیری از خدمات راهنمایی و مشاوره در مدارس چنین وضعیتی را آسان و ممکن می‌کند.‌
راهنمایی و مشاوره بهترین نوع تعاون و همکاری در سطح مدارس است. هدف این تعاون و همکاری حل مشکلات و آسیب‌های اجتماعی، خانوادگی، تحصیلی و... است. شناسایی مشکلات دانش‌آموزان با همکاری والدین و اولیای مدرسه با عوامل راهنمایی در مدرسه صورت می‌پذیرد و مشاور نقش اساسی‌را در این رابطه ایفا می‌نماید.‌
نقش معلم در راهنمایی و هدایت دانش‌آموزان به حدی مهم است که موفقیت یا شکست برنامهِ راهنمایی در مدرسه را تا حدود زیادی مرهون همکاری و فعالیت معلمان دانسته‌اند. معلم با شاگردان همه روزه تماس مستقیم دارد و منبع بسیار ارزشمندی در شناخت دانش‌آموزان محسوب می‌شود.

معلم همچنین می‌تواند در شناسایی دانش‌آموزانی که به کمک‌های خاص نیاز دارند گام‌های مهمی بردارد وآنها را به مشاور معرفی کند.
معلم مقام رسمی مدرسه است که از لحاظ تاریخی ارشدیت وی در مدرسه محرز است. معلم می‌تواند نقش تسهیل‌کننده را در راهنمایی به عهده بگیرد. معلم می‌تواند بطور موثر در برنامه تغییررفتار در کلاس درس شرکت کند. در حفظ بهداشت روانی دانش‌آموزان مقام مدیریت به عهدهِ اوست و جانشین والدین دانش‌آموزان است. بنابراین از معلمان انتظار می‌رود که بر طبق آموزش و تجربیات خویش مسئولیت‌هایی را در برنامه‌های راهنمایی و مشاوره مدارس به عهده بگیرند.‌


معمولا در کلاس‌های درس معلمان با برخی از مشکلات تحصیلی، روانی و اجتماعی و عاطفی دانش‌آموزان آشنا می‌شوند که ممکن است سئوالاتی برای آنان مطرح شود و به فکر پاسخ یا چاره‌جویی آن برآیند. برای نمونه ممکن است دانش‌آموز شناخت واقعی از استعدادها، توانایی‌ها و علائق خود نداشته باشد. عواملی چون: وجود نامادری، پدر سخت‌گیر، فقر مالی، محرومیت‌های عاطفی و تعارضات روانی، مانع اصلی ظهور توانائیها و استعدادهای بالقوه شاگردان و شکوفایی اندیشه‌های خلاق است.‌


مشاهده چنین مشکلاتی موجب می‌شود، معلم برای چاره‌جویی با دیگر همکاران خود یعنی مدیر مدرسه، مشاور و مربی پرورشی و والدین دانش‌آموزان به صحبت بنشیند و پس از تصمیم‌گیری گروهی، اقدامات خود را عملاً شروع کند. لازمهِ چنین فعالیتی نیاز به آگاهی و تخصص معلم از اصول، فنون و روش‌های مشاوره و راهنمایی دارد، که باید در برنامه‌های درسی مراکز تربیت معلم واحدهایی از دروس مشاوره و راهنمایی گنجانده شود و در کلاس‌های بازآموزی از طریق مراکز آموزش ضمن خدمت برای تمامی معلمان و اولیای مدرسه، نتایج یافته‌های تحقیقات مشاوره و راهنمایی در اختیارشان قرار داده شود.‌


طبیعی است که در این رهگذر خانواده در سلامت روانی کودکان نقش چشمگیری دارد. اگر محیط خانواده امن و آرام باشد، آنان قدرت سازگاری بیشتری با محیط خواهند داشت و آماده پذیرش مسئولیت و ایفای نقش‌های مختلف اجتماعی خواهند شد. برای ایجاد یک جامعهِ سالم و کارآمد، رفتار والدین باید در جهت مطلوب تغییر کند و توانایی آنان برای تربیت صحیح فرزندشان گسترش یابد. والدین با استفاده از خدمات راهنمایی و مشاوره، با خصوصیات و نیز مشکلات کودکان و نوجوانان آشنا می‌شوند، و شیوه‌های برخورد صحیح با فرزندشان را می‌آموزند و نقش مهمی در هدایت فکری و تربیت اخلاقی و اجتماعی کودکان برعهده خواهند داشت.‌


صاحبنظران معتقدند که راهنمایی و مشاوره در واقع یک جریان یادگیری است که از طریق ارتباط حسنه میان دو نفر انجام می‌گیرد و معلمان به سبب اینکه بیشترین ارتباط را با دانش‌آموزان دارند، می‌توانند از فرصت به موقع استفاده کرده و آنان را منطبق بر نیازمندی‌هایشان یاری دهند تا خود را بهتر بشناسند و با محیط خود نیز سازگار بشوند. یادگیری و سلامت روانی دانش‌آموزان با عوامل مدرسه و عملکرد آنان رابطهِ بسیار نزدیکی دارد و در این رابطه بهره‌گیری از خدمات راهنمایی و مشاوره نیز یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر است. آموزش و پرورش عبارت از فراهم آوردن زمینه‌ها و عوامل متعدد برای به فعلیت رساندن و شکوفا کردن تمام استعدادهای انسان و سوق دادن او به سوی هدفهای مطلوب از طریق برنامه‌ای سنجیده و حساب شده است.
باید توجه داشت که در جریان مطالعه و بررسی مشکلات دانش‌آموزان باید تمام جنبه‌های زندگی کودک مورد توجه قرار گیرد.


مطالعه در خصوص ویژگی‌های بدنی، عاطفی، عقلانی جهت کمک به وی لازم و ضروری است.
در این ارتباط افراد متخصص دیگری نظیر، روانپزشک، پزشک، روانشناس و مددکار اجتماعی هستند که همراه مشاور برای حل مشکل همکاری دارند.‌
در بسیاری از موارد نارسایی‌های جسمی دانش‌آموزان مشکلات تحصیلی و روانی را موجب می‌شوند. مثلا نقص در بینایی و یا شنوایی و یا اختلال در ترشح غدد داخلی ممکن است عقب‌ماندگی تحصیلی و یا نابهنجاری رفتار را سبب شود. در چنین مواردی کشف علل این مسائل و یا نارساییها و کمک به رفع آنها در حوزهِ وظایف پزشک قرار می‌گیرد.‌


روانشناس براساس مطالعات خود، دانش‌آموزان را در جهت رشد و تکامل شخصیتی راهنمایی می‌کند. از طرف دیگر با بررسی‌هایی که انجام می‌دهد راه‌های مفیدی را به معلمان توصیه می‌کند که از آن طریق امکانات و فرصت‌های مناسبی برای رفع مشکلات آنان فراهم سازند.


روانشناس با استفاده از آزمون‌های روانی و با تعبیر و تفسیر نتایج آنها برای معلمان، آنان را یاری می‌کند که از توانایی‌ها، نیازمندیهای روانی و خصائص شخصیتی شاگردان خودآگاه شوند و روش تعلیم خود را با نیازمندیهای فردی آنان هماهنگ سازند.


در بعضی موارد ممکن است دانش‌آموزانی در مدارس مشغول تحصیل باشند که نشانه‌های بیماری‌های روانی در آنها مشاهده شود کمک به درمان این گونه دانش‌آموزان معمولاً از وظایف روانپزشک یا روانشناس بالینی است که از طریق روان‌درمانی و یا شیوه‌های خاص روانپزشکی به درمان دانش‌آموزانی که مبتلا به بیماری‌های روانی هستند، اقدام می‌کند.‌
جلسات گفت و شنود اولیای کودک و آگاه کردن آنان از برنامه‌های راهنمایی و مشاوره و تقاضای همکاری از ایشان و توجه دادن والدین به موضوع مهم بهداشت روانی و ثبات عاطفی کودک و تبعات ناگوار ناشی از تعارض و نبود امنیت روانی می‌تواند کمک مؤثری در این جهت باشد.‌ 

 

 مشاوره و بهداشت حلقه مفقوده نظام آموزشی
جای تردید نیست که مبنای تحول اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی، علمی و صنعتی در هر جامعه از آموزش و پرورش آغاز می شود. در واقع آموزش و پرورش در ادبیات توسعه همه کشورهای دنیا وجود دارد. علی رغم تصور برخی برنامه ریزان، آموزش و پرورش، نهاد مصرفی نیست بلکه نهادی تولیدی است و جایگاه خطیری دارد. آموزش و پرورش مرکز تولید و تربیت اندیشه، نیرو، انگیزه و انسان است. انسان هایی که در آینده مسوولیت محوری ترین بخش توسعه را بر عهده خواهند گرفت.
آموزش و پرورش برای آنکه مبنای توسعه و آغازگر تحولات مختلف باشد، باید از درون متحول شود که برای این کار لازم است ساختار، طرز تفکر، شیوه های آموزشی و نوع ارتباط آموزگار و دانش آموزان متحول شود. در این راستا باید شاخص های مناسب برای تحول تعیین شوند.


آموزش و تربیت در هم تنیده شده اند و از یکدیگر جدا نیستند، بنابراین ما نمی توانیم جریان تربیتی را جدا از آموزش پیش بینی کنیم. جریانی که آموزش را طراحی می کند، تربیت را نیز پیش بینی خواهد کرد و بر عکس، جریانی که تربیت را طراحی و برنامه ریزی می کند، آموزش را نیز در متن خود دیده است. پس آموزش همان تربیت و تربیت همان آموزش است و برای توسعه آنها باید جریان تربیتی و آموزشی به صورت یکپارچه مورد توجه قرار گیرند. به طور کلی در مجموع روند آموزشی جهان، فرآیند یکپارچه سازی آموزش و پرورش تحمیل شده است، یعنی چند فعالیت را نمی توان در کنار هم داشت. به عنوان مثال شما نمی توانید مشاوره را در کنار بهداشت و آنها را در کنار مقوله دیگر ببینید زیرا آنها جریان یکپارچه هستند.


بخش های مختلف آموزش و پرورش برای خود هویت صنفی مستقلی قایل هستند. این دیدگاه از یک زاویه قابل تقدیر است زیرا نشانه تعصب و تلاش هر بخشی برای انجام بهینه کارها است اما از دریچه دیگر موجب محدودیت فعالیت های هر بخش خواهد شد اگر بهداشت بیش از آنکه یک جریان فراگیر تلقی شود، یک جریان صنفی باشد، محدود خواهد شد و به تدریج نوع استقلال طلبی حادث می شود که از درون تجزیه طلبی نشات گرفته است. البته استقلال فنی در هر حوزه تخصصی و کاربردی ضروری است.


اداره کل مشاوره و بهداشت مدارس نیز باید در راستای نهادینه کردن این جریان فراگیر تلاش کند. یکی از مهمترین اقدامات لازم در این خصوص وارد کردن فعالیت های مختلف در برنامه درسی آموزش و پرورش است. اگر برنامه ای وارد برنامه رسمی گردد ماندگار خواهد شد، پس در مرحله، اول باید یک برنامه بسیار فنی، دقیق، گسترده و کارشناسی شده تهیه و اجرا شود تا برنامه های بهداشت و مشاوره بتوانند در برنامه های رسمی آموزش و پرورش وارد شده و از حوزه فعالیت های فوق برنامه خارج شوند. در حال حاضر آموزش در کشور ما نهادینه شده و برنامه و سازمان دارد ولی تربیت در آموزش و پرورش چنین وضعیتی ندارد، البته باید متذکر شد که فعالیت ها و تلاش های فراوانی در زمینه تربیت صورت گرفته و حجم برنامه ها گسترش یافته است.


یکی از دلایل انجام این فعالیت ها در سطح وسیع، جبران ضعف فوق برنامه و فعالیت های تربیتی و هم تراز کردن آنها با فعالیت های آموزشی است. اما ما معتقدیم که برای هم وزن شدن تربیت با آموزش باید فعالیت های تربیتی در برنامه های رسمی وارد شوند. هم اکنون برنامه های تربیتی از جمله بهداشت و مشاوره فوق برنامه محسوب می شوند. از این رو برخی افراد، فعالیت های تربیتی را به عنوان کار درجه دوم تلقی می کنند و تدریس را کار مهمتری می دانند که باید برای آن سختی کار را نیز در نظر گرفت. همان طور که برای جریان آموزش در کشور معاونت آموزشی، سازمان پژوهش و برنامه ریزی درسی، مدیریت آموزشی، معاون و دبیران مختلف با تخصص های ویژه در نظر گرفته می شود، باید برای تربیت نیز چنین توجه مبذول گردد اما در حوزه بهداشت و مشاوره چنین نیست، یعنی یک مشاور به تنهایی انواع فعالیت های مربوط به شاخه های مختلف مشاوره از جمله مشاوره تحصیلی، سازشی، گروهی و.... را در مدرسه انجام می دهد. در سایر حوزه های تربیتی نیز چنین وضعیتی وجود دارد. مثلا تربیت هنری، اجتماعی، اخلاقی، ادبی، دینی و... هر کدام به تخصصی جداگانه نیازمند است. پس در درجه اول ما باید فعالیت های تربیتی را در برنامه های رسمی بگنجانیم و در مرحله بعد سازمانی مناسب برای آن طراحی شود.


شرط بعدی تحول در جریان تعلیم و تربیت، دگرگونی در حوزه مشاوره و بهداشت است. مشاوره و بهداشت باید در قلب هر جریان آموزشی وجود داشته باشد. ما در حال حاضر با حجم انبوه و متراکم کتاب های درسی مواجه هستیم، اما آیا به راستی این کتاب ها براساس نیازهای زمان طراحی شده اند؟ آیا فارغ التحصیلان رشته ها با انبوهی از آموخته ها قادرند به نیازهای اجتماعی پاسخ دهند؟ مشاوره باید گره های کور در این خصوص را باز کند و خود را به هدایت تحصیلی و آزمون استعدادها محدود نکند

 

میلیون ها دانش آموز، محروم از مشاور تحصیلی
کارشناسان نسبت به تبعات و آسیب های ناشی از کاستی های مشاوره و راهنمایی در مدارس هشدار می دهند و خواستار توجه و رسیدگی مسئولان امر برای رفع

/ 0 نظر / 171 بازدید