خانواده شاد چگونه است؟

شادکامی احساس خوشبختی و خرسندی پایداری است که آدمی به صورت پایدار در طول زندگی خود به دست می‌آورد و چیزی جز هماهنگی بین انسان و زندگی نیست.
زهره سپهری شاملو، دکتری تخصصی روان‌شناسی پژوهش بالینی و سلامت، برای ایجاد شادی، ارتباط فرد با اعضای خانواده‌ای را که در آن زندگی می‌کند، تأثیرگذار می‌داند.
وی معتقد است، یکی از ویژگی‌های افراد سالم و شاد، انعطاف‌پذیری بجا و درست آن‌هاست. این افراد به زندگی نگاه حقیقت‌گرایی دارند؛ نقش و مسؤولیت خود را در زندگی می‌شناسند؛ درونی آرام دارند و اهل فریب‌دادن دیگران و خود نیستند؛ یعنی اگر در رفتار خود دچار اشتباه یا نقصی می‌شوند پذیرای انتقاد دیگران‌اند. چنین افرادی به دنبال زندگی سالم و راحتی هستند و خود را درگیر قضاوت‌های دیگران و دخالت آن‌ها در زندگی نمی‌کنند.
اگر مسأله‌ای در زندگی آن‌ها اتفاق بیفتد به جای درگیر شدن با ظاهر مسأله، به عمق آن نگاه می‌کنند و به دنبال نقش خود در حل مشکل‌اند.
دکتر سپهری اذعان دارد 5 عامل یکپارچگی در خانواده، قدرت انتخاب کردن، ارتباط مؤثر و انعطاف‌پذیری، پذیرش یکدیگر، شناسایی تفاوت شخصیت‌ها و آموزش از کودکی را در مهارت شادی مهم و مؤثر است.
وی یکی دیگر از شاخصه‌های خانواده‌ی شاد را تقسیم قدرت می‌داند. در خانواده‌ی شاد به تناسب جایگاه هر فردی، به او قدرت انتخاب و نظر داده می‌شود و در ادامه بیان می‌کند: همسران جوان باید این نکته را دریابند که بعد از انتخاب شریک زندگی‌شان، او را همان‌گونه که هست بپذیرند و درصدد تغییر او برنیایند. فراموش نکنیم در زندگی می‌توانیم بر روی یکدیگر تأثیر بگذاریم اما نمی‌توانیم همدیگر را تغییر دهیم. تغییر فقط مربوط به خود هر فرد است. به همین دلیل سعی کنیم از انتقاد مداوم در زندگی پرهیز کنیم و به جای پررنگ‌کردن نقاط ضعف همسر، جنبه‌های مثبت وجودی او را ببینیم و پیوسته قدردانی کنیم.
او معتقد است در خانواده‌ای شاد افراد به دنبال شبیه شدن به یکدیگر نیستند بلکه تفاوت‌‌ها را شناخته و راه رشد را به کمک این تفاوت‌ها بررسی می‌کنند. در خانواده‌ی سالم و شاد افراد از کودکی می‌آموزند کنترل درونی خود را فعال کنند و همیشه منتظر این نباشند تا شخصی مانند والدین آن‌ها را کنترل کنند.
دکتر سپهری معتقد است در مقابل 7 رفتار مخرب مانند عیب‌جویی، سرزنش‌کردن، شکوه و گلایه، غُرزدن، تهدیدکردن، باج‌دادن و کنترل‌کردن افراد که به کانون خانواده آسیب می‌زند، 7 عادت سازنده را به کار گیریم که عبارت است از: گوش‌دادن درست، حمایت‌کردن، گفت‌وگوهای همیشگی برای حل اختلافات، تشویق‌کردن، احترام گذاشتن، اعتماد داشتن و پذیرش بی‌قید و شرط افراد خانواده.
ایشان در پایان گفت‌وگو، خانواده‌ی شاد را خانواده‌‌ای می‌داند که هر کدام از اعضای آن محترم و دارای حقوقی هستند و این حقوق هم از طرف خودشان و هم از طرف بقیه‌ی اعضاء رعایت می‌شود. در این خانواده هدف‌‌های مشترکی وجود دارد که برای رسیدن به آن همه‌ی اعضا با یکدیگر تلاش می‌کنند. اعضای خانواده‌ی شاد همدیگر را دوست دارند، اگر فردی دچار مشکل خاصی بشود می‌داند بقیه‌ی اعضاء با حمایت خود همراه او هستند و از پیش درباره‌ی او قضاوت نمی‌کنند.

تنظیم:سیده فرشته مصطفوی

سوال: خانواده خوشبخت و شاد چه ویژگی هایی دارند؟
جواب: هر کدام از اعضای خانواده بدانند که محترم هستند و حقوقی دارند و در مقابل این حقوق وظایفی دارند . هدف های مشترکی دارند که برای رسیدن به این هدفهای مشترک باید با هم تلاش کنند.بدانند در مواقعی که دچار افت انرژی یا مشکل خاصی می شوند از طرف بقیه اعضا حمایت می شوند. و بدانند که همه اعضا آنها را دوست دارندو برایشان اهمیت داشته باشد که رسیدن من خواسته هایم به قیمت آسیب زدن به بقیه اعضای خانواده نباشد.

سئوال: بهترین زمان برای آموزش زوجین چه زمانی است؟
جواب: از همان دوران کودکی آغاز می شود فرد خودش چه ویژگی هایی دارد و جنس مخالف چه ویژگی دارد. تعامل با اعضای خانواده خیلی موثر است. آموزش رامی توانیم به شکل مسئولیت پذیری، حق انتخاب از دوران ابتدایی به بچه هامون یاد بدهیم و وقتی سن بالا می رود این آموزش شکل وسیع تری به خود می گیرد. اما یک مقطعی که این آموزش زوجین خیلی به نظر دارای اهمیت است قبل از ورود زوجین به زندگی واقعی آنها را مورد سنجش قرار دهیم و ببینیم آیا این آموزش واقعا اتفاق می افتد یا خیر. ما برای تمام مهارتها این سنجش را انجام می دهیم . مثلا رانندگی که باید امتحان بدهم ولی وقتی می خواهم وارد زندگی بشم هیچ امتحانی لازم نیست! من با هر باورهای درست یا نادرست وارد یک زندگی می شوم که اون زندگی نتها به من و شریک زندگیم بلکه به نسل بعد از من هم آسیب می رساند.

سوال: تقسیم وظایف در خانواده باید به چه صورت باشد؟
جواب:اگر به یک اصل توجه کنیم که همه ما انسان هستیم با توانایی ها و انرژی هایی متفاوت که بضی مواقع این انرژی هاکم و زیاد می شود، اگر به مسئله این طور نگاه کنیم ، هیچ وقت نمی گویم من باید چکار کنم، تو باید چکار کنی؟ مخصوصا در زمان حال که عده ای از خانم ها خارج از منزل هم کار می کنند و فقط وظیفه خانه داری راندارند،اگر خانواده آموزش ببیند که همه ما انسان هستیم و برای رسیدن به هدف های خانواده لازم است به همدیگر کمک کنیم ، این موقع شاید تقسیم وظایف لازم نباشد ، در این صورت علاقه و احساس مسئولیت من کمک می کند که وظیف ای را برعهده بگیرم.

 

فصل سوم : توانایی برقرار کردن ارتباط موثر

موضوعات :

1.شکایت را به خواسته تبدیل کنید.
2.به طور پیوسته قدر دانی کنیم.
3.رابطه صادقانه داشته باشیم.
4. خواسته هایمان را بررسی کینم.
5.عادت های سازنده را جایگزین عادت های مخرب کنیم.


 آیا ما در خانواده توانایی برقراری ارتباط موثر و صحبت کردن با هم را داریم؟  
 فرض کنید من با خواهرم امروز ساعت 6 میدان احمدآباد قرار دارم . من راس 6 اونجا هستم هوا سرد و بارانی است . ساعت 6:10 شده خواهرم هنوز نیامده است. به خواهر تلفن می زنم و از او می پرسم کجایی؟ تازه راه افتادم .من خیلی عصبانی می شوم ولی پشت تلفن هیچی نمی گویم . وقتی میاد می گویم الحمدالله که رسیدی! ولی منظور من این نیست که از دیدن خواهرم خوشحال شدم .
اما بار این کلام من یعنی چی؟ این چیزی است که ما باید در گفتمان یاد بگیریم.
از نظر هیجانی چند لایه وجود دارد:
لایه اول: تو چه انتظاری را داریم ؟ انتظار داشتم خواهرم راس ساعت6 اینجا باشد.
لایه دوم : الان تو چه احساسی داری؟ به شدت عصبانی هستم.
لایه سوم: تو چه باوری داشتی اون لحظه که در طی مدتی که منتظر بودی حرص می خوردی؟ این که من آدم مهمی برای خواهرم نیستم و برای خواهرم قرار با من اهمیت نداردو ...
لایه چهارم: تو واقعا چه انتظاری داشتی؟ خواستم به موقع اینجا باشد
راه حل : وقتی با خواهرت برخورد می کنی خواسته ات را بگو اما نه با کنایه و طعنه چون مجادله کردن فایده ندارد. اما اگر به به خواهرم بگویم که قرارمون ساعت 6 بود شما 6:20 اینجا آمدی و برای من این عمل ناراحت کننده بود.
این بیان خواسته شما به طرف مقابل اجازه می دهد در مورد این مسئله توضیح بدهد. اما چند پهلو حرف زدن و لایه هایی که فقط شما معنی اش را می دانید فایده ای ندارد.
بهتر است به جای استفاده کردن از کلمات مخصوص به شخص خودتان خیلی ساده و روان منظور خود را به دیگران منتقل کنید تا در نتیجه خیال خودتان هم آسوده تر باشد.
 تمرین کنید برای اینکه خانواده شادی داشته باشید شکایت را به خواسته تبدیل کنید.
اگر من به عنوان مادر وارد منزل شدم و مشغول کارهای روزمره خود هستم فرزندم می خواهد مسئله ای که براش پیش آمده برای من تعریف کنه و من بدون توجه و نگاه کردن در حالی که حواسم هم به کارهای خودم هست در انتهای صحبت های فرزندم فقط به او می گویم که "من تو را درک می کنم" این دردی را برای فرزندم دعوا نمی کند.
 بهتر است وقتی می خواهید با کسی همدردی کنید سعی کنید رو در روی هم قرار بگیرد و با اشتیاق به حرف هایش گوش دهید. به صورت کلامی و غیر کلامی نشان بدهم که همدرد تو هستم . سعی کنید که حس هایمان را تقویت کنید. برای اینکه حس ها را تقویت کنیم باید در محیط قرار بگیریم .و خودتان را چند لحظه به جای طرف مقابل خود بگذارید.
برای فرد سیگاری می رند خواستگاری و می گویند که ان شألله در زندگی با هم سیگار را کنار می گذارد!!!
قرار است که ما بر روی هم تاثیر بگداریم قرار نیست که دیگران را تغییر بدهیم . وقتی پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم  حال ناخوشی نسبت به قوم و ملت داشتند از طرف خداوند وحی نازل شد " ما تو را برای بشارت فرستاده ایم و لاغیر ".
" به طور پیوسته قدر دانی کنیم" از انتقادها پرهیز کنیم. اگر باور کنیم که در زندگی به دنبال این نیستیم که در این بازی برنده و بازنده وجو داشته باشد به خانواده شاد نزدیک می شویم . در غیر این صورت حتما در این بازی بازنده می شویم .
 " رابطه صادقانه داشته باشیم"
برای اینکه کمتر انتقاد کنیم بهتر است مسئولیت های را به صورت ساده ،شفاف مشخص کنید. پیامد زیر پا گذاشتن این قانون هم روشن باشد. به طور مثال آقا باید تا ساعت فلان برای شام خرید کنند اگر این کار انجام نشود ، پیامدش نداشتن شام است . حالا شما انتخاب کنید یا اول خرید بروید و یا شب شام نداشته باشید. ولی اگر این قانون نباشد از بدو ورود آقا که کمی هم با تاخیر آمده است انتقاد  کردن ها شروع می شود : مثل همیشه ، دوباره و... تنها نتیجه ای که این انتقاد ها در پی دارند این است که اعضای خانواده نسبت به هم دورتر می شوند و درگیری به وجود می آورد.
 در زندگی سعی کنید تنوع به وجود آورید. یک لحظه چشم هایتان را ببندید خود را در یک دشت پر از گل مریم سفید فرض کنید بدون هیچ سبزه و گل دیگری . چند لحظه می توانید آنجا طاقت بیاورید به زودی خسته می شوید و از محیط خارج می شوید . در رابطه انسانی هم دقیقا همین است . در خانواده شاد همسران باید تفاوت های را شناسایی کنند و به جای اینکه تفاوت ها را به شباهت تبدیل کنند باید ببیند که چگونه این تفاوت ها می تواند باعث رشد شود. من تو را بدون هیچ قید و شرطی دوست دارم با هر نوع طرز تفکری که داری.
باید باور داشته باشیم که آدم ها اجازه دارند که اشتباه می کنند. ولی خوب نیست وقتی اشتباه کردند  در اشتباهشن گیر کنند. باید به انها یاد بدهیم که از اشتباه های زندگی درس بگیرند تا دوباره ان را تکرار نکنند.
"بررسی مجدد خواسته ها"
 هر چند وقت یکبار خواسته ها و آرزوهاخود را بررسی کنید و بدنید که کدام یک از آنها اتفاق نیافتاده است و یادآور شوید که  اگر خواسته خود را الان و یا در آینده نزدیک بدست نیاورید و اگر این خواسته مدتی به تاخیر بیفتد اتفاق خاصی در زندگی شما رخ نمی دهد.
اگر خواهرم دیر آمد، هیچ اتفاق خاصی برای من نیفتاده است.
"6 فاجعه که به شدت به کانون خانواده آسیب می رساند:"
1- عیب جویی:بدنبال این باشیم تا از اطرافیان نقطه ضعف پیدا کنیم و روی این ضعف ها مانور بدهیم .
2- سرزنش کردن: بعد از اینکه عیب را پیدا کردیم شروع کنیم به سرزنش کردن و عیبش را به رخش بکشیدم . در نتیجه تحمل طرف مقابل به پایان می رسد و اولین کسی که آسیب می بیند شما هستید.
3- شکایت و گلایه.
4- غرغر کردن.
5- تهدید کردن ، این روشی است که برای کودکان بیشتر اسفاده می کنیم . به او می گوییم بذار شب بابات بیاد بهش می گم . نتیجه این عمل این است که کودک یاد می گیرد در تمام روز هر جور که دلش خواست کار کند بعد شب به مادر می گوید: مامان جون بذار من سفره را بندازم . یعنی بچه دور زدن را یاد می گیرد. و این کودک در چنین محیطی بزرگ می شود و در آینده یاد می گیرد اگر پلیس بود سر چهارراه ماشین را متوقف کند و اگر نبود با دنده 6 از چها راه عبور کند.
6- باج دادن یا رشوه برای کنترل دیگران: شما به دستگاه کنترل تلویزیون دقت کنید فقط تا فاصله 10 یا 20 متری عمل می کند. باید یادبگیرم که کنترل ها درونی باشد یعنی به اعضای خانواده آموزش بدهید که چگونه زندگی کنند. نتیجه کنترل های شدید پدر و مادر این می شود که بچه ها انتخاب گرا های خوبی نمی شود. برای همین است که وقتی وارد دانشگاه می شوند تحت تاثیر دوستان عوض می شود چون کنترل خانواده در محیط دانشگاه نبوده است.
"7  عادت سازنده که باید جایگزین عادت های مخرب شود:"
1- گوش سپردن سازنده است،
2- حمایت کردن،
3- تشویق کردن،
4- احترام گذاشتن،
5- اعتماد داشتن،
6- پذیرفتن بدون قید و شرط،
7- گفتگوی همیشگی برای حل اختلافات.
رابطه خوب برای زندگی شاد آن است که بفهمیم یک رابطه ی خوب فرصتی است برای شراکت نه برای کسب امتیاز.
شما یک مهمونی ترتیب می دهید و در اون مهمونی 6رقم غذا درست می کنید. بعد از مدتی شما به مهمونی دعوت می شوید و 1 رقم غذا جلوی شما می گذارند. در آن مهمومنی به شما برمی خورد که من 6رقم غذا درست کردم این عجب آدم بی نزاکتی است که فقط 1رقم غذا درست کرده است.
واقعا من از این چند رقم غذا درست کردن به دنبال این بودم که به او یاد بدهم که تو هم وقتی من به خانه ات آمدم چند جور غذا درست کنی؟ خوب این چه کاری است من این 6 رقم را در منزل برای خودم درست می کنم و می خورم. ولی اگر از درست کردن غذا برای پذیرایی مهمان لذت بردم و راضی بودم بعدا از رفتار آنها اذیت نمی شوم.موقعی اذیت می شوید که بگوید من به فلان ببانک رفتم پول گذاشتم و هنگام برداشت از پولم کم شده بود.
توی رابطه ی انسانی ما به دنبال این هستیم که شراکت داشته باشیم. تو زندگی شاید من دلم بخواد که یک زندگی شاد داشته باشم ولی همسرم هیچ دلش نمی خواد. این درسته که من هم بگم حالا اون که نمی خواد پس منم نمی خوام . فرض کنید فرزند شما تب 40درجه دارد همسر شما می خواهد بخوابد و حوصله بردن فرزند به دکتر را ندارد آیا شمات می توانید بگوید چون همسرم رفت خوابید من هم می خوابم؟ پس عشق مادری کجا رفته است؟
هر یک از ما در خانواده ای زندگی کرده ایم که فرهنگ مخصوص خودش را دارد که این فرهنگ باورهای خوب و بد را به ما انتقال داده است . این اختلاف نظرها در خیلی از موارد کمک می کند که رشد کنیم .
چه نکات مهمی است که باید انجام دهیم تا منتظر باشیم خانواده شاد پدیدار شود:

1- پذیرش بی قید و شرط خودم ، دیگان و جهانی که در آن زندگی می کنم،
2- آگاهی و شناخت دقیق نسبت به نکات ضعف و قوتم.

چند توصیه مکمل برای بهبود و تقویت روابط   

  برای تقویت روابط بین خود و همسرتان لازم است برنامه ریزی متعهدانه ای انجام دهید. با توجه به شرایط سخت زندگی و مشغله‌ی زیاد، بدون برنامه ریزی امکان این‌که زوج ها بتوانند اوقاتی را با هم بگذرانند وجود ندارد. صِرف بودن با هم در خانه منجر به گذراندن اوقات با کیفیت بین همسران نمی شود.  

لازم است که زوج ها برای این‌که بتوانند اوقاتی را با آرامش خاطر با هم بگذرانند و به این امر متعهد باشند برنامه ریزی طولانی مدتی انجام دهند، به عنوان مثال، با هم قرار بگذارند که روزهای پنج شنبه هر هفته شام بیرون بروند. برای این‌کار باید هر دو برنامه‌ی عصر پنج شنبه شان آزاد باشند. برای بعضی زوج ها امکان این‌که هر روز نیم ساعت با هم پیاده روی کنند وجود دارد، اما برای بعضی ها این امکان وجود ندارد و لذا باید برای یک روز در هفته و یا ساعاتی در آخر هفته برنامه‌ریزی کنند.  
برای گذراندن اوقاتی با همسر خود برنامه ریزی کنید و به آن متعهد بمانید. هر زمانی را هم که برای خود تعیین می کنید به اطلاع اطرافیان برسانید تا همه بدانند این وقت اختصاصی شما است و نباید از شما انتظار داشته باشند که در برنامه های خانوادگی شرکت کنید. همچنین، اگر دارای فرزند هستید، ضروری است که برنامه ریزی لازم برای مراقبت از آنها انجام دهید، چون این وقت فقط مختص شما بوده و بچه ها نباید همراه شما باشند.
  در این فرصتی که با هم دارید در مورد خودتان، روابطتان با یکدیگر، و احساس هایتان نسبت بهم و خاطرات مثبت گذشته که با هم داشته اید صحبت کنید. همچنین در مورد آرزوهایتان برای زندگی مشترک و علاقه های مشترکی که دارید صحبت کنید. البته می‌توانید در مورد ناکامی ها و آرزوهای برآورده نشده در زندگی مشترک نیز با هدف پیدا کردن راه هایی برای جبران آن‌ها صحبت کنید. توجه داشته باشید که ناکامی هایتان را با اشاره به جنبه های مثبت زندگی مشترک و با لحن ملایم بیان کنید. اگر ناکامی ها و دلخوری ها با لحن تند و شکایت آمیز بیان شوند در همسرتان مقاومت و احساس منفی ایجاد خواهد کرد و ممکن است این زمان به گله گذاری و شکایت تبدیل شود و هر دو احساس بدی پیدا کنید و این برنامه را به طور کلی قطع کنید.
  زوج های متعهد و خوشبخت دیدگاه ها و آرزوهای مشترک داشته و اگر لازم باشد تغییری در آن‌ها ایجاد کنند، با کمک هم این آرزوها و اهداف مشترک را تعریف کنید.
 زوج های خوشبخت، اهداف، خواسته ها و علایق و انتظاراتشان از زندگی مشترک مشابه بوده و اگر شرایطی ایجاب کند که تغییرها در آن‌ها بدهند هر دو این کار را می کنند.
  وقتی زوج ها، زندگی مشترکشان را شروع می‌کنند با هم در رابطه با اهداف و انتظارها از زندگی مشترک به تفاهم برسند. اما بعد از مدتی متوجه می‌شوند که شرایط و موقعیت ها ایجاب می‌کند که تغییرها در بعضی از اهداف یا خواسته‌ها و آرزوهایشان بدهند. به عنوان مثال ممکن است موقعیت شغلی مرد ایجاب کند که به شهر دیگری نقل مکان کند، یا مشکلات مالی حد اقل برای مدتی استاندارد زندگی زوج را تغییر دهد.  بعضی از زوج ها حاضر به مذاکره در این زمینه ها نبوده و بر اهداف و خواسته های خود پافشاری می‌کنند، و این وضعیت باعث اختلاف نظر و جر و بحث های طولانی و بدون نتیجه شده و نارضایتی آن‌ها را افزایش می دهد، که می تواند باعث به‌هم خوردن زندگی مشترک آن‌ها شود.

دکتر محمد کاظم عاطف وحید

برگرفته از کتاب «تحکیم پیوند زناشویی»

ده گام ساده برای داشتن روابط سالم

اغلب اوقات زوج ها می‌توانند با انجام یک سری کارهای ساده روابط خود را بهتر کنند. در این‌جا ده گام ساده که مشخص شده می‌تواند به این مسأله کمک کند توضیح داده می‌شود. زوج هایی که این گام‌ها را برداشته اند احساس بهتری نسبت به روابط خود پیدا کرده اند.  1. در همه حال خود واقعیتان باشید.

 خدا هر انسانی را خاص آفریده است. اگر شما سعی کنید کسی باشید که طبیعت و ذاتتان آن‌گونه نیست فقط به خاطر این‌که انتظارهای دیگران را برآورده کنید، مطمئنا در زمانی با مشکلات اساسی روبرو خواهید شد. کسی که واقعا به شما علاقمند باشد شما را آنطور که هستید دوست خواهد داشت. اگر متوجه شوید که کارهائی را انجام می‌دهید که معمولا تمایل به انجام آن‌ها ندارید، فقط به صرف این‌که همسرتان از شما می‌خواهد انجام دهید (مثل مصرف مواد یا رضایت به مصرف مواد توسط همسرتان و ... .) در این صورت یک اشکال اساسی در روابط شما وجود دارد و رابطه‌ی شما رابطه‌ی سالمی نیست؛ نترسید و خود واقعیتان را نشان بدهید.
    
2.    2. با یکدیگر ارتباط و گفتمان عمیق با یکدیگر ایجاد کنید.
     آیا می توانید به حرف های یکدیگر با دقت گوش کنید و در صورت لزوم به‌هم توصیه های خوبی بکنید؟
به رابطه‌ی خود با همسرتان دقت کنید. آیا رابطه‌ی شما یک رابطه‌ی عمیق و برای هردوی شما لذت بخش و آرام‌بخش است؟ آیا از مصاحبت با همدیگر احساس لذت می کنید؟ محتوای گفتگوهای شما معمولا روی چه موضوعاتی متمرکز است، موضوعات ساده و سطحی روزمره یا موضوعات مهم؟  آیا باهم در مورد احساس هایتان صحبت می کنید؟
گفتگوی صادقانه و عمیق باعث تحکیم ارتباط می‌شود. مواقعی که موضوعی شما را ناراحت می‌کند، در مورد آن صحبت کنید. راه گفتگو را همیشه باز نگهدارید.   

3. به تفاوت هایتان با یکدیگر بی توجه نباشید، بلکه آن‌ها را بررسی کنید.
 آیا شخصیت شما و همسرتان با هم هماهنگ است؟ آیا یکی از شما خوش‌بین و دیگری بد بین است؟ هرچند که در ابتدا ویژگی‌های کاملا متضاد ممکن است جذاب باشد و زوج احساس خوبی نسبت به تفاوت های خود داشته باشند، اما بعد از مدتی این تفاوت ها خود می تواند منجر به تضاد و کشمکش بین زوج شود.
 به عنوان مثال خانمی که درون‌گراست، ممکن است جذب آقایی شود که برون‌گرا و  اجتماعی است، و  یا فردی که خجالتی است ممکن است جذب فردی که اجتماعی است بشود. در ابتدا این تفاوت ها برای افراد بسیار جذاب است، و حتی ممکن است هر یک تصور کند که ویژگی های طرف مقابل به او کمک خواهد کرد که موقعیت های جدیدی را تجربه کند.  اما به مرور زمان، همین تفاوت ها عامل تعارض و تضاد بین زوج می شود، مگر این‌که هر کدام ویژگی های طرف مقابل را قبول کرده و سعی کنند وجه مثبت ویژگی های طرف مقابل را تقویت کنند و وجوه اشتراکی بین خود پیدا کنند و به تعادل برسند.  

4.بر روی علائق و ارزش های مشترکتان تمرکز کنید نه تفاوت هایتان
 لازم نیست که علایق زوج ها کاملا شبیه هم باشد. در واقع اگر علایق متفاوتی داشته باشند می تواند به آن‌ها کمک کند که چیزهای جدیدی را با هم تجربه کنند. اما باید مطمئن شوند که حداقل تعدادی علایق مشترک بین آن‌ها وجود دارد تا دائما در مورد این‌که چه فعالیت‌هایی داشته باشند و کجا ها بروند با هم جر و بحث نداشته باشند. البته لازم است که هر دو حاضر باشند در مواردی با هم کنار بیایند. باید توجه داشته باشند که کوتاه آمدن به این معنی نیست که زوج از علائق شخصی خود دست بردارند، بلکه به این معنی است که حاضر هستند در فعالیت های مورد علاقه‌ی  یکدیگر مشارکت داشته باشند.

5. در مورد باورها و اعتقادات معنویتان با هم صحبت کنید.
  سعی نکنید اعتقادات و باورهای خود را پنهان کنید به این امید که یک روزی همه چیز درست می شود، چرا که این اتفاق نخواهد افتاد.  در مورد باورها و اعتقادات خود صادقانه و واضح صحبت کنید.

6. فیزیک و شکل بدن یکدیگر را قبول کنید.
بعضی از زوج ها، فیزیک بدن یکدیگر را قبول نمی‌کنند. آن‌ها یا از هم دائما ایراد می گیرند یا سعی می کنند همسر خود را وادار کنند که فیزیک بدن خود را به صورتی که آن‌ها در تخیلاتشان دارند در بیاورند. اما اگر آن‌ها یکدیگر را همان‌طور که هستند بپذیرند، آن‌وقت می‌توانند از زندگی در کنار هم احساس خوبی داشته باشند.  
   هر فردی بی همتاست. گاهی شنیده اید که آقا یا خانمی وقتی با همسر خود صحبت می کند او را با ویژگی های خاص افراد مختلف مقایسه می کند. به عنوان مثال می‌گوید: خوش به حال دختر عمویم که شوهرش خیلی پولدار است، بعد می گوید: خوش به حال دخترخاله‌ام که شوهرش خوش تیپ است (هرچند که آن فرد از نظر مالی مشکلات زیادی داشته باشد). سپس همسر خود را با افراد دیگر که هر کدام یک ویژگی خاص دارند عتاب گونه مقایسه می کند، در حالی‌که کلیت هیچکدام از آن‌ها را قبول ندارد.
   این نوع مقایسه‌های غیرواقع‌بینانه مثل خلق موجودی شبیه فرانکشتاین است که اعضاء زیبای افراد مختلف را بهم پیوند زد و در نهایت موجودی وحشتناک خلق شد! جالب است که افراد در مقاطع مختلف همسر خود را بدون توجه به ویژگی های خاص او با ویژگی فرد دیگری مقایسه کرده و اگر از او پرسیده شود که آیا حاضر است که همسرش کاملا شبیه آن فرد شود با قاطعیت نه خواهد گفت.  این‌طور به نظر می رسد که او می خواهد همسرش همه ویژگی های مطلوب دیگران را یک جا داشته باشد.  حتی در چنین وضعیتی ویژگی مطلوب همسر خود را بی اهمیت جلوه داده (ویژگی هایی که نزدیکان فرد ممکن است به رخ همسران خود بکشند) و ویژگی های دیگران را که به نظر او همسرش ندارد مهم‌تر و اساسی تر برای رضایت از زندگی قلمداد کند. این نوع نگاه منجر به خلق موجودی در تخیلات فرد می‌شود که در عالم واقع نمی‌تواند وجود داشته باشد و لذا فرد هیچ‌گاه احساس رضایت نخواهد کرد. هر انسانی مجموعه‌ای از ویژگی ها و خصوصیت های خاصی است که او را بی همتا می سازد و وقتی فرد تصمیم به ازدواج با دیگری می‌گیرد، حداقل در ابتدا باید او را به همین صورت پذیرفته باشد.
   به عبارت عامیانه تر، فرد به همین صورت به دلش نشسته است. هر تغییر اساسی در این فرد، خاص بودن او را تغییر خواهد داد و معلوم نیست که مورد قبول طرف مقابلش باشد. حتماً از اطرافیان شنیده‌اید که گاهی شکایت می‌کنند که از وقتی همسرشان تغییر کرده دیگر آن فرد سابق نیست.  جملاتی از این قبیل شاید به گوش شما آشنا باشد: از وقتی پولدار شده یک جوری شده است، از وقتی قیافه اش عوض شده دل به زندگی نمی دهد، از وقتی کار وبارش خوب شده بد اخلاق شده است.  هیچ چیزی در این دنیا بدون هزینه به دست نمی آید. افرادی در زندگی موفق خواهند بود که متوجه باشند آیا چیزی که به دست می آورند ارزش هزینه‌ای که باید پرداخت کنند را دارد یا نه.  

7. در مورد مسائل جنسی و مسائل مالی  با هم صحبت کنید.
  این دو از موضوعات مهم و حساس در زندگی زناشویی هستند که می توانند به راحتی یک زندگی را به شکست بکشانند. اگر زوج در شروع زندگی مشترکشان وقت کافی برای صحبت در مورد انتظارها و نیازهای خود در زمینه‌ی کیفیت روابط جنسی صرف نکنند، می‌توانند بعدها با مشکلات زیادی، از جمله بی میلی، سردی، احساس تنفر نسبت به رابطه جنسی، روبه‌رو شوند. روابط جنسی از بخش‌های زندگی مشترک است که عدم رضایت از چنین روابطی می‌تواند تأثیر عمیقی در استحکام و رضایت زوج ها از زندگی مشترکشان داشته باشد. بعضی زوج ها به اشتباه صحبت در این زمینه را بد می دانند و یا تصور می‌کنند که روابط جنسی اهمیت چندانی در زندگی آن‌ها ندارد و این‌که مسائل مهم‌تری در زندگی وجود دارند که اهمیت بیشتری در رضایت از زندگی مشترک دارند. در حالی‌که تحقیقات نشان داده اند که زوج هایی که از روابط زناشویی خود احساس رضایت نمی‌کنند، در زمینه های دیگر زندگی مشترکشان نیز با مشکلات زیادی روبه‌رو هستند.  
مسائل مالی  نیز از مسائل مهم در زندگی مشترک است.  بعضی زوج ها تصور می‌کنند که مدیریت مالی خانواده کارساده ای است و نیاز به همکاری و هم‌فکری زوج ندارد و یا اینکه این مسؤولیت فقط بر عهده‌ی مرد است. در حالی‌که همکاری و همفکری زوج در مدیریت مالی خانواده می تواند هم بهبود رابطه‌ی زوج کمک کند و هم در آن‌ها این احساس رابه وجود بیاورد که هر دو با هم در ساختن زندگی مشترکشان نقش مهمی دارند. علاوه بر این، مشارکت در این امر باعث می شود که از تضاد ها و درگیری ها در مورد مسائل مالی خانواده جلوگیری شود.  

8. سعی کنید با اقوام و دوستان همسرتان کنار بیائید و آن‌ها را همانطور که هستند بپذیرید.
  هر چند که رضایت و خشنودی زوج ها در زندگی مشترک در نهایت به نوع رابطه‌ی آن‌ها برمی‌گردد، اما ارتباط با بستگان و دوستان نزدیک حمایت کننده می‌تواند به تقویت روابط زوج کمک کند. گاهی صحبت کردن در مورد بعضی از مشکلات زندگی مشترک با دوستان و بستگان با تجربه و دلسوز می‌تواند به شما کمک کند که به مسائل زندگی خود با دید بازتر نگاه کنید و راهکارهای موثرتری برای برخورد با مشکلات و همچنین تقویت روابط خود با همسرتان را پیدا کنید. البته لازم است که هر توصیه و راهکاری را که به شما پیشنهاد می شود با دقت بررسی کنید و در صورت لزوم با فرد دیگری هم صحبت کنید. توجه کنید که عملکرد فردی که شما با او مشورت می کنید در زندگی مشترک خود چگونه است. این موضوع را هم باید در نظر بگیرید که هیچ‌کس بجز شما با تبعات تصمیم های شما زندگی نخواهد کرد. لذا اگر دیگران به شما توصیه‌هایی بکنند که به‌کار بردن آن‌ها احتمال دارد به روابط شما با همسرتان آسیب برساند، لازم است که به آن‌ها عمل نکرده و با یک روانشناس بالینی یا مشاور زناشویی مشورت کنید.

همچنین ضروری است که ارتباط خوبی با خانواده‌ی همسرتان برقرار کنید و شناخت خوبی از آن‌ها بدست بیاورید. ارتباط خوب و متعادل با خانواده‌ی همسر می‌تواند در تقویت رابطه‌ی شما و همسرتان بسیار کمک کننده باشد.  بعضی از زوج ها به اشتباه سعی می کنند رابطه‌ی همسرشان را با خانواده‌اش بسیار کم و یا حتی قطع کنند بدون این‌که توجه کنند که همسرشان رابطه‌ی عاطفی با خانواده‌ی خود داشته و تلاش فرد برای جدا کردن او از خانواده اش را استرس آور و ظالمانه در نظر گرفته و حتی اگر مجبور به قبول چنین وضعیتی شود، در روابط خودشان اثرات منفی آن‌را به نحوی نشان خواهد داد.   

9. از افراد منفی، چه اقوام و چه دوستان، اجتناب کنید.  

  کسانی‌که از زندگی خود رضایت ندارند و یا نتوانسته اند با مسایل و مسؤولیت های زندگی مشترک کنار بیایند ممکن است سعی کنند نظر و دیدگاه شما را نسبت به زندگی مشترک تحت تاثیر قرار دهند. اجازه ندهید نزدیکان شما روی رابطه‌ی شما و همسرتان تاثیر منفی بگذارند. در صورتی‌که متوجه شدید افرادی از نزدیکان سعی دارند در زندگی مشترک شما خلل ایجاد کنند، به نفع شما خواهد بود که رابطه‌ی خود را با آن‌ها محدود کنید و یا حتی اگر امکان دارد و دخالت آن‌ها در زندگی شما شدید است رابطه را قطع کنید. به هر صورت لازم است که شما افراد منفی را از زندگی خصوصی خود دور نگهدارید. توجه داشته باشید که هر تصمیمی در مورد زندگی مشترکتان بگیرید، شما هستید که باید تبعات آنرا تحمل کنید. آن‌هائی که با راهنمایی‌های اشتباه ممکن است باعث شوند شما و همسرتان مشکل پیدا کنید، زندگی خودشان مختل نخواهد شد. بلکه آن‌ها فقط با شما همدردی خواهند کرد که این هم، مشکل شما را حل نخواهد کرد.  مضافاً بر این‌که بعد از مدت کوتاهی این همدردی هم دیگر وجود نخواهد داشت. اگر در این موقعیت به آن‌ها یادآوری کنید که تصمیم شما متأثر از راهنمایی‌های آن‌ها بوده، ممکن است براحتی نقش خود را انکار کنند و یا به شما انتقاد کنند که چرا خودتان درست فکر نکردید و تصمیم درست نگرفتید. ضروری است که شما و همسرتان جهت حفظ زندگی مشترک و تقویت روابط خود در مورد اجتناب از افراد منفی در زندگیتان با هم همفکر و هم عقیده باشید. اگر در این زمینه اختلاف نظر وجود داشته باشد، ممکن است دچار تضاد و کشمکش شده و نسبت بهم احساس های منفی پیدا کنید. برای پیشگیری از این وضعیت، می‌توانید زمانی را جهت صحبت در این زمینه اختصاص دهید و بدون تعصب و سوگیری تاثیر افرادی را که از نظر یکی از شما منفی هستند در زندگی مشترکتان بررسی کنید و با هم به یک نتیجه و تصمیم مشترک برسید. اگر هردوی شما معتقد باشید که زندگی مشترکتان از همه چیز مهم‌تر است، مطمئنا در این زمینه تصمیم درست خواهید گرفت.   

10 . یاد بگیرید با هم بخندید و شادی کنید.
  واقعیت این‌ است که اگر شادی وجود نداشته باشد، امید هم وجود نخواهد داشت. در روان شناسی معاصر، شادی معادل آسایش روان‌شناختی است و یکی از ملاک های مهم سلامت روانی تلقی می شود. افزون بر این نباید از نقش ترمیم کننده‌ی شادی به راحتی گذشت. سعی کنید با لذت بردن از شادی های هر چند کوچک حتی یک پارک یا سینما رفتن در اوج گرفتاری آسایش روانی خانواده را تامین کنید. اگر خانواده‌ی شما غمگین است وظیفه‌ی زن یا مرد است که رنگ شادی را به آن باز گرداند.

 

دکتر محمد کاظم عاطف وحید

برگرفته از کتاب « تحکیم پیوند زناشویی»

 

چهل توصیه  برای تقویت و تحکیم زندگی مشترک

 


آیا هیچ یک از موارد زیر در مورد شما صدق می کند؟


 -   شما و همسرتان سر مسائل جزئی با هم جر و بحث می کنید.
 -  از نوع برخورد همسرتان با خودتان احساس بدی داشته و ناراضی هستید.
-  همسرتان به نیازهای شما (از جمله نیاز به درک شدن، نیاز به توجه و محبت،
    و نیاز جنسی) بی توجه شده است.
-  شما و همسرتان نسبت بهم سرد شده اید.
-  زندگی مشترکتان کسل کننده، ملال آور ویا بهم ریخته و آشفته شده است.
-  مواقع زیادی به طلاق فکر می کنید.
اگر هر یک از موارد فوق در مورد شما صدق می کند، نشان دهنده اینست که شما و همسرتان نیاز به توجه بیشتر به زندگی مشترکتان داشته و ضروری است که در جهت تحکیم روابط خود تان بیشتر تلاش کنید. توصیه های زیر می توانند در این راستا به شما کمک کنند. 


1-    در تعامل با همسرتان هیچگاه سعی نکنید ذهن خوانی کنید، یعنی سعی نکنید آنچه را که فکر می کنید  همسرتان دوست دارد انجام دهید.  از او به طور مستقیم در مورد نوع رفتاری که دوست دارند شما با ایشان داشته باش سوال کنید.   

  
2-    بیشتر تعریف و تمجید کنید تا انتقاد
زوج هائی که از یکدیگر تعریف و تمجید می کنند نسبت به رابطه بین خودشان احساس بهتری دارند تا آنهائی که مترصد فرصت هائی هستند تا از هم انتقاد کرده و رفتار های یکدیگر را زیر سوال ببرند.  البته انتقاد سازنده به بهتر شدن رابطه کمک می کند، به شرط اینکه طعنه آمیز نبوده و در مورد رفتار فرد باشد نه اینکه شخصیت او را خدشه دار کند. 


3-     از اعتماد همدیگر سوء استفاده نکنید.
  گاهی زوج ها از اسراری که همسرشان در مورد خود یا خانواده اش با او در میان گذاشته در مواقعی که با هم اختلافی پیدا می کنند بر علیه همسرشان استفاده می کنند.  به عنوان مثال، آقائی بخاطر اعتمادی که به همسرش دارد به او در مورد پرخاشگری پدرش نسبت به مادر و تاثیر منفی آن روی افراد خانواده ضحبت می کند.  بعدها، وقتی زوج با هم مشکلی پیدا میکنند، خانم به همسر می گوید: همه شما مثل هم هستید، از پدر بد اخلا ق با دست بزن گرفته تا مادر بی عرضه ات که نتوانسته شما را درست تربیت کند. این سوء استفاده از اعتماد همسر است.


4-     هر بار که از همسرتان پیش دوستانتان گله و شکایت می کنید، سه ویژگی مثبت او را هم مطرح کنید.


5-      سعی کنید اوقاتی را با هم (بدون بچه ها ) بگذرانید.

6- توجه داشته باشید که زندگی زناشوئی همیشه زیبا و بدون مشکل نیست، بلکه زمان هائی نیز اختلافاتی پیش خواهد آمد.  ولی صرف داشتن اختلاف به این معنی نیست که ازدواجتان اشتباه بوده است.  


7- بیاد داشته باشید که بهترین هدیه ای که شما می توانید به فرزندانتان بدهید، عشق و علاقه شما به مادر / پدر آنهاست.  پدر و مادر هائی که تصور می کنند بدون عشق و علاقه به یکدیگر می توانند بطور واقعی به فرزندانشان عشق بورزند به این موضوع توجه ندارند که علاقه واقعی به فرزندان ایجاب می کند که محیط و فضای خانوادگی آرام و بدون تنش برای آنها فراهم کنند.  علاقه های والدین به فرزندانشان در شرایطی که خود آنها با هم تضاد و تنش شدید دارند فقط می تواند روشی برای جلب حمایت فرزندان در مقابله های آنها با یکدیگر باشد.  چگونه پدر و یا مادری می تواند ادعا کند که فرزندش را دوست دارد و در همان حال هر وعده غذای مسموم به او بدهد؟  محیط سرد و بی روح خانوادگی و یا فضای پر تنش خانواده همان غذای مسموم روحی است که این والدین به فرزندانشان می دهند در حالیکه به زعم خودشان نهایت عشق و محبت خود را به آنها هدیه می دهند. این افسانه ای بیش نیست که تصور شود والدین می توانند علیرغم تنش و درگیری های شدید و مستمر با یکدیگر فرزندانی سالم و متعادل تربیت کنند، فرزندانی که توانائی مواجهه و برخورد موثر با مسائل زندگی و روابط بین فردی را داشته باشند. 


8- عادل باشید.  کار های خانه را با همسرتان تقسیم کنبد.  البته در این زمینه ضروریست که مشغله های بیرون از خانه همسرتان را در نظر بگیرید. بعضی از مردها در ذهن خود یک تقسیم بندی انعطاف ناپذیری در رابطه با تقسیم کار دارند و تصورشان اینست که آنها فقط وظیفه تامین درآمد خانواده را بعهده دارند و زنها وظیفه

انجام کارهای خانه را.  در حالیکه مشارکت آنها در امور خانه می توانند به احساس شریک زندگی بودن کمک کند.
8- هیچگاه با عصبانیت به رختخواب نروید. سعی کنید که قبل از خوابیدن مشل را حل و فصل کنید تا بتوانید روز بعد را با خوبی شروع کنید.
9- به یاد داشته باشید که همه زوج ها ممکنست باهم تضاد داشته باشند، آنچه مهم است اینست که چگونه آنرا ابراز می کنند.


10-    قبل از اینکه جر و بحثی را با همسرتان شروع کنید، فکر کنید آیا واقعا  ارزشش را دارد.


11-    با هم توافق کنید که می توانید اختلاف نظر داشته باشید.


12-    از کلمه طلاق تا جائی که امکان دارد استفاده نکنید. 


13-    تصمیم بگیرید که آیا می خواهید همیشه حرف حرف خودتان باشد یا اینکه می خواهید زندگی مشترک داشته باشید.


14-    به فضای شخصی یکدیگر احترام بگذارید.


15-    بخاطر داشته باشید که در زندگی مشترک باید یاد بگیرید که عشق و محبت خود را نشان بدهید.


16-    ازدواج یک مسئله پنجاه پنچاه نیست، بلکه رابطه بین دو نفری است که هر یک صد در صد تلاش خود را جهت حفظ آن انجام می دهند.


17-    گاهی همسر خود را با انجام کاری یا خریدن هدیه ای غافلگیر کنید.

18-     با هم اوقاتی را بیرون از خانه و بدون فرزندانتان بگذرانید.


19-    هیچگاه فرصت ها را برای اینکه به همسرتان بگوئید که او را دوست دارید از دست ندهید.


20-     هر روز یکدیگر را در آغوش بگیرید و علاقه خود را به یکدیگر ابراز کنید.


21-    آراستن خود برای همسر
هر مرد و زنی بطور فطری زیبائی و آراستگی را دوست دارد.  متاسفانه برا ی بعضی زوج ها به این موضوع توجه کافی نمی کنند. بعضی خانم ها توجه کافی به آراستگی خود نکرده و همیشه سر و وضعشان آشفته است. آنها فقط موقع رفتن به میهمانی به سرو وضع خود می رسند و زمان هائی که در خانه هستند با لباسی نا مناسب و بدون آرایش و عطر در کنار همسر خود قرار می گیرند.  این وضعیت ها می تواند اثرات منفی شدیدی روی روابط زوج داشته باشد. زن و شوهر  باید خود را برای یکدیگر بیارایند و ظاهر خود را جذاب و دوست داشتنی نمایند .


22-    همیشه فکر کنید که همسری نصیبتان شده که بهتر از آن است که شما استحقاق آنرا داشتید.


23-    نترسید که بگوئید "ببخشید"، "عذر می خواهم" یا "متاسفم". به عبارت دیگر، از عذرخواهی کردن نترسید.


24-    کسی را برای همسری انتخاب  کنید که دوست دارید، بعد از آن کسی را دوست داشته که انتخاب کرده اید. 

25-    سعی کنید حتی الامکان خانواده های یکدیگر را از مسائل زندگی مشترکتان دور نگهدارید.


26-    عشق همیشه یک احساس و هیجان نیست، بلکه یک تصمیم است.


27-    تحمل کنید، متاهل بودن ارزش آنرا دارد.


28-    با هم شوخی کنید.  البته در شوخی ها، حد و مرز را رعایت کنید و هیچگاه شوخی های توهین آمیز نکنید.  در ضمن مراقب باشید که شوخی ها طولانی نشود چون در این وضعیت موضوعی از حالت شوخی خارج شده و به مسابقه ای تبدیل می شود که هر یک سعی می کند برنده شود و ممکنست برای برنده شدن حرمت ها را هم بشکند. این وضعیت شوخی به جنگی تبدیل می شود که در واقعیت هیچ برنده ای ندارد بلکه هر دو بازنده خواهند بود.  همچنین ضروریست که زوج از شوخی کردن، مسخره کردن و یا مطرح کردن مسائل در مورد خانواده های یکدیگر اجتناب کنند که وارد شدن در این حوزه ها می تواند به رابطه آنها آسیب های جبران ناپذیری وارد کند.


29-    هیچگاه در ملاء عام با هم جر و بحث نکنید. اگر در مسائل و مشکلاتی پیش می آید و یا با هم در حضور دیگران یا در کوچه و خیابان اختلاف نظری پیدا می کنید، سعی کنید تا رسیدن به خانه تحمل کنید.  البته در فرصتی که تا رسیدن به خانه دارید، به راهکار های موثر برای حل و فصل مشکل پیش آمده فکر کنید.


30-    هیچگاه رازی را که مربوط به زندگی مشترکتان است از هم پنهان نکنید.  بعضی زوج ها به دلائل مختلف سعی می کنند مسائلی را که به زندگی مشترک آنها مربوط می شود از هم مخفی نگهدارند.  اینکار دو مشکل را می تواند ایجاد کند. اول اینکه  اگر طرف مقابل به نحوی از آن مطلع شود احساس خواهد کرد که همسرش به او اعتماد ندارد و احساس صمیمیت نمی کند که او هم متقابلا ممکنست چنین احساس هائی در مورد همسر خود پیدا کند، که این نهایتا در رابطه آنها اثر سوئی خواهد گذاشت. دوم اینکه، با پنهان کردن بعضی مسائل می تواند فرد را از حمایت و همدلی همسرش محروم کند.  به عنوان مثال فردی که در محیط کار با مشکل جدی مالی روبرو شده و این موضوع را از همسر خود پنهان می کند خود را از همفکری و حمایت همسر خود در این بحران محروم می کند.  البته زوج ها باید بتوانند در اینگنه مواقع یکدیگر را درک کنند و برخورد هائی نکنند که شرایط را برای طرف مقابل سخت تر کنند. 


31-    در هر شرایطی از همسر خود حمایت و جانبداری کنید.  این به آن معنی نیست که از رفتار های اشتباه و نادرست او دفاع کنید، بلکه به این معنی است که در همه حال نشان دهید که شما حامی و پشتیبان او هستید. 


32-    راه گفتگو را هیچگاه نبندید.  عامل مهم در ر ضایت زناشوئی، گفتگو کردن است.  زوج هائی که به محض مواجه شدن با مشکلی در رابطه خود، از یکدیگر قهر می کنند و ارتباط کلامی خود را قطع می کنند، نه تنها مشکلی را حل نمی کنند، بلکه بدعتی را در رابطه خود ایجاد می کنند که به مرور رابطه آنها را بهم خواهد زد. 


33-    همیشه احترام  یکدیگر را نگهدارید، وبا هم با احترام و در عین حال صمیمانه رفتار کنید.
زوج هائی که به یکدیگر احترام می گذارند، رابطه بهتری دارند و احساس رضایت بیشتری از زندگی مشترکشان دارند تا آنهائی که حرمت شکنی می کنند و در صحبت با یکدیگر از کلمات توهین آمیز و تحقیر کننده استفاده می کنند. سعی کنید با همسرتان با لحنی محبت آمیز و محترمانه صحبت کنید.    

34-    کار های کوچکی که می توانید برای همسر خود انجام دهید، به عنوان مثال دادن یک لیوان آب به دست همسر، مرتب کردن کمد لباس همسر، کمک کردن در انجام کارهای خانه، می توانند به احساس صمیمیت بین شما و همسرتان کمک کند. 

 
35-    مواقعی که با هم اختلاف نظر دارید و سر موضوعاتی با هم بحث می کنید، هیچگاه از کلماتی از قبیل " هیچوقت" یا "همیشه" استفاده نکنید. به عنوان مثال نگوئید "شما هیچوقت به من اهمیت نداده اید"، یا " شما همیشه از من ایراد می گیرید"، یا " شما هیچوقت به خواسته های من توجه نکرده اید".  زوج ها برای هم خیلی کار ها انجام می دهند و بهم خیلی مواقع توجه می کنند.  زیر سوال بردن کل رابطه احساس ناکامی و خشم را در هر دو زوج  ایجاد می کند که منجر به دلسردی از رابطه شده و در صورت ادامه چنین برخورد هائی، کم کم منجر به دور شدن زوج ها از یکدیگر می شود.


36-    اشکالی ندارد گاهی زوج ها با هم سر موضوعاتی بحث کنند، اما بسیار خطرناک است که برای ابراز عصبانیت خود از کلمات زشت و توهین آمیز استفاده کنند. استفاده از کلمات زشت و توهین آمیز نشان دهنده احساس بی ارزشی در خود فرد است. کسی که برای خودش ارزش و احترام قائل است، شان خود را با استفاده از چنین کلماتی پائین نمی آورد. 


37-    هیچگاه زندگی خود را با زندگی دیگران مقایسه نکنید.  آنچه که شما در ظاهر زندگی دیگران می بینید ممکنست با آنچه در درون آن زندگی می گذرد بطور وحشتناکی تفاوت داشته باشد.  بجای مقایسه زندگی خود با زندگی دیگران، سعی کنید با همفکری با همسرتان راه هائی برای بهتر کردن زندگی مشترک خود پیدا کنید. 

38-    سعی کنید در ابراز علاقه خود به همسرتان تنوع ایجاد کنید.  ابراز علاقه بصورت یکنواخت، به عنوان مثال گفتن فقط "دوستت دارم" ، می تواند اثر بخشی کمتری داشته باشد تا اینکه فرد عبارات مختلفی را استفاده کند (به عنوان مثال، دلم برایت خیلی تنگ می شود، تو چه خوبی،)  یا علاقه خود را  گاهی بصورت غیر کلامی (به عنوان مثال، نگاه های عاشقانه، نگاه کردن به چهره همسر و لبخند زدن)  و گاهی رفتاری (نوازش کردن)  نشان دهد.


39-    اگر بعد از سعی و تلاش صادقانه برای حل و فصل مشکلات زندگی مشترکتان احساس می کنید روابط شما و همسرتان آنطور که باید گرم و صمیمانه نیست، شاید زمان آن رسیده باشد که با یک روانشناس بالینی یا مشاور خانواده مشورت نمائید.  این متخصصین دانش و تجربه زیادی در زمینه حل و فصل اختلافات زناشوئی دارند و می توانند به شما در جهت کسب مهارت های حل تعارض و حل مسئله کمک نموده و راهنمائی های لازم را در جهت تقویت روابط شما و همسرتان به شما ارائه دهند. انتخاب یک روانشناس یا مشاور باید با توجه به مهارت بالینی و سابقه حرفه ای آنها انجام شود. لذا توصیه می شود قبل از مراجعه به روانشناس یا مشاور در مورد توانائی، مهارت و حسن شهرت حرفه ای آنها از طریق سازمانها ئی که بر کار آنها نظارت دارند بررسی های لازم را انجام دهید.  


40-    طلاق همیشه اولین راه حل نیست اما می تواند آخرین راه حل باشد. توصیه می شود جوانب این تصمیم را با مشاور یا روانشناس بالینی بررسی کنید و به طور حتم یک زمان حداقل سه ماهی پس از گرفتن تصمیم تا اجرایی کردن تصمیم به خود بدهید. این زمان به شما کمک می کند تا واکنشی تصمیم نگیرید.

 در پایان این فصل شما می توانید دوباره به پاسخ های خود به پرسش نامه رضایت زناشویی نگاهی انداخته و برای آن چاره ای متناسب با راهکارها این کتاب بیندیشید. در نظر داشته باشید که هیچ کتابی همه چیز را ننوشته است و در مورد روابط زناشویی جای مشاور و روان شناس بالینی را نمی‌گیرد.

پیشنهاد برای شکوفایی دوران عقد


دوره‌ی عقد دوره‌ی شناخت های عمیق تر است. در این دوران دیگر کمرویی های دوران نامزدی نیست و دختر و پسر از نظر عرفی و شرعی، زن و شوهر هستند. این رابطه، کم دغدغه تر و نزدیک تر است و در مقایسه با دوران نامزدی، دو خانواده درگیر هستند و کل فرایند شناخت در بستر تعاملات دو خانواده شکل می گیرد، اما در عین حال که عقد کرده اند یک گوشه از ذهنشان هنوز دوست دارند اطلاعات تازه تری را کسب کنند و اگر بخواهند خود را از این اطلاعات محروم کنند بعدها احساس پشیمانی خواهند کرد. این که شما به دنبال کسب خلق و خوی طرف مقابل خود باشید و این که با دقت در جزئیات یا محبت های اطرافیان سعی در شناخت بهتر همسر خود دارید به شما فرصت می دهد تا به شناخت عمیق برسید. این اتفاقات به شما فرصت این شناخت را می دهد. سعی کنید با ذهن باز در مقابل این اطلاعات قرار بگیرید؛ امتیاز دیگر این است که شما می توانید در موقعیت های مختلف، فرصت شناخت همسر خود را بیایید، چون انسان ها در موقعیت های مختلف یاد گرفته اند که بنا بر آموزه های خویش، رسانه ها و یا تربیت خانوادگی رفتار خاصی را بروز بدهند و قرار گرفتن در این موقعیت ها برخی خصوصیات افراد را ظاهر می کند. این مشاهده کردن ها و تجربه ها در موقعیت های مختلف از ویژگی های دوران عقد است. چون از یک آرامش روانی برخوردارید و هنوز تعهدات زندگی مشترک را نیز ندارید. این آرامش به شما برای بسیاری از مسائل در شناخت و تغییرات مطلوب در زندگی مشترک کمک می کند.
اصل سازگاری در زندگی مشترک بسیار اساسی است ولی سازش نه. سازگاری، انرژی مثبت دارد و سازش بار منفی، در سازش با هر شرایطی که هست خود را وفق می دهید اتفاقی که نباید هرگز در دوران عقد بیافتد، بلکه باید سازگاری باشد، یعنی در جهت شناخت یکدیگر، سعی کنید به سازگاری بیشتری برسید. سازگاری، مستلزم تغییر است هم خودتان تغییر کنید، هم در همسرتان تغییرات مطلوب را به وجود آورید و هم شرایط را تغییر دهید؛ این سازگاری است، این دوران سرآغاز فرآیندی است که باید در کنار یکدیگر رشد کنید. برای تغییرات مطلوب، این رشد لازم است، زیرا رشدی زیباست. ویژگی اصلی ازدواج، رشد است که در قرآن نیز با لفظ رحمت و مودت آمده است. اما برای این دوران چه رفتاری را در پیش بگیرید تا این نهال به درختی بارور تبدیل شود؟ بهترین کار و نخستین راه حل، پیشگیری است. باید نکاتی را رعایت کرد:
1- نخستین نکته در این دوران داشتن ظاهر آراسته است، این آراستگی را برای یکدیگر تعریف کنید تا نه دچار سوء تفاهم شوید و نه در آینده بفهمید که علایق یکدیگر را نمی دانید.
2- برای ملاقات های خویش برنامه ریزی کنید و زمان این دیدارها را به خانواده ها نیز اطلاع دهید تا عزت و تکریم خود را نیز حفظ کرده باشید.
3- وقتی به دیدار خانواده ی همسرتان و خانه ی او رفتید چند ساعت اول را با خانواده بگذرانید. این احترام به پدر و مادر همسرتان باعث بالا رفتن جایگاه شما خواهد شد. بدانید همسر شما دست پرورده همان پدر و مادری است که شما به دیدارشان رفته اید.
4- در این ملاقات ها سعی کنید با عبارات مثبت و خوب شروع کنید سعی کنید انرژی مثبت و خوب شروع کنید سعی کنید انرژی مثبت ساطع کنید.
5- نخستین برخوردتان در هر جلسه، یک پیام مثبت کوتاه باشد با یک لبخند یا با برق چشمانتان. سعی کنید پیام غیرکلامی بدهید، 80 درصد کسانی که با آن ها ارتباط برقرار می کنیم از برخوردهای غیرکلامی ما به جای کلام، برداشت های خود را شکل می دهند، پس انرژی مثبت بدهید.
6- وقتی در مجلسی هستید، نزدیک هم بنشینید و طرف همسرتان نه در مقابل یکدیگر، در کنار هم بودن نیز از برخوردها و پیام غیرکلامی است.
7- نوازش و ابراز محبت رفتاری و عملی از جانب هر دو طرف باشد، این بار را بر دوش یک نفر نیندازید.
8- سکوت را نگذارید زیاد طولانی شود، سکوت را بشکنید حتی با تعریف لطیفه ای باشد.
9- برای گلایه کردن ها و انتقادها سعی کنید از راه درست وارد شوید. شروع این صحبت ها با بار مثبت و انرژی مثبت باشد تا در مقام پاسخگویی و جبهه گیری قرار نگیرد او را با محبت، خلع سلاح کنید تا هم به انتقاد شما گوش کند و هم در خاطرش باقی بماند.
10- در صحبت ها صریح باشید و دو پهلو حرف نزنید تا هر چه خواستید از حرف های شما برداشت کنند. پس وقتی صریح حرف می زنید به طور قاطع نظر خود را ابراز کرده اید و جای برداشت ها از میان رفته است.
11- گذشته را چراغ راه آینده کنید نه وسیله ای برای کند و کاوها و جستجوی بی نتیجه.
12- سعی کنید بین گفتار و کردارتان هماهنگی وجود داشته باشد. اختلال شخصیتی همان ناهماهنگی بین گفتار و اعمال است که متأسفانه در دوره ی عقد بسیار زیاد اتفاق می افتد. اگر می توانید عمل کنید بگویید، اگر نمی توانید بگویید آرزو دارید . . . در غیر این صورت شخصیت شما مضمحل می شود و برای همسرتان متزلزل جلوه خواهید کرد.
13- خانم ها از اطاله کلام و آقایان از اختصار کلام جداً پرهیز کنند، چون بعد از چند وقت که از ازدواج گذشت این اطاله کردن ها و یا اختصار بیش از حد در زندگی، شما را دچار مشکل و فاصله و سردی خواهد کرد.
14- برای یکدیگر خسته کننده نباشید و از سخنان تکراری بپرهیزید.
15- از واژگان زیبا و کلام لذت بخش استفاده کنید و در گفتارتان صداقت داشته باشید. دروغ، ام الفساد است. پایه ی زندگی خود را اگر روی صداقت قرار دهید مطمئن باشید فرونخواهد ریخت.
16- به خانواده ی یکدیگر احترام بگذارید، زیرا نفوذ و قدرت خانواده را نباید دست کم گرفت.
17- از قهر و بی اعتنایی به شدت پرهیز کنید، چون اتفاق های خوب در قالب گفتگو رخ می دهد و تمام سوء تفاهم ها در قهر و سخن نگفتن ها. با حرف زدن مشکل را خواهید یافت و می توانید به حل آن بپردازید.
18- اسرار زندگی همسرتان را حفظ کنید، زیرا اسرار او اسرار شماست.
19- از مقایسه ی همسرتان با دیگران بپرهیزید، چون انتخاب شما بهترین انتخاب است و همسر شما بهترین خواهد بود؛ چرا که خود شما او را انتخاب کرده اید پس حق مقایسه ندارید.
20- از مشاوری غیر از افراد خانواده استفاده کنید که هم تخصص و هم شخصیت کاری او را تأیید کرده اید. این به معنای ناتوانی شما نیست به معنای درک شما از موقعیت هایی است که می دانید باید حل شود نه اینکه صورت مسأله پاک شود.

دکتر شکوه نوابی نژاد

خانواده در جهان معاصر

خانواده، سنگ‌ بنای‌ جامعه‌ بزرگ‌ انسانی‌ است‌ و در استحکام‌ روابط‌ اجتماعی‌ و رشد یکایک‌ اعضای‌ جامعه، نقش‌ بنیادین‌ دارد. تلاش‌ در جهت‌ استحکام‌ خانواده‌ و استوارسازی‌ روابط‌ درون‌ این‌ سیستم؛ زمینه‌ را برای‌ سلامت‌ اخلاقی‌ و سعادت‌ عمومی‌ فراهم‌ می‌سازد. خانواده، عامل‌ "اجتماعی‌ کننده"، و منتقل‌ کنندة‌ اصول‌ اخلاقی‌ و مهارت‌های‌ اجتماعی‌ از نسلی‌ به‌ نسل‌ دیگر است. خانواده‌ می‌تواند در پرورش‌ توانائی‌های‌ بالقوة‌ افراد از طریق‌ مراقبت‌های‌ دوران‌ کودکی‌ و نوجوانی‌ اثر بگذارد و در اوقات‌ خوش‌ و ناخوش‌ برای‌ حمایت‌های‌ عاطفی‌ و معنوی‌ و هرچه‌ معنی‌دارتر کردن‌ تجارب، ما را یاری‌ دهد. زندگی‌ خانوادگی، یک‌ پدیدة‌ جهانی‌ است، قدیمی‌ترین، اساسی‌ترین‌ و در عین‌ حال، بادوام‌ترین‌ نهاد انسانی‌ و با ارزش‌ترین‌ جایگاه‌ تربیت‌ نسل‌ است. مراقبت‌های‌ اولیه‌ در خانواده‌ صورت‌ می‌گیرد و نیازهای‌ اساسی‌ در آن‌ برطرف‌ می‌گردد. ایجاد محیطی‌ امن‌ و باثبات‌ به‌ویژه‌ برای‌ کودکان، نیرومندترین‌ آرزوی‌ خانواده‌ است.
‌‌تزلزل‌ خانواده‌ در جهان‌ معاصر
گروهی‌ از کارشناسان‌ خانواده‌ و مسائل‌ اجتماعی‌ به‌ سرپرستی‌ بری‌(Bray) در امریکا در سال‌ 1988 پس‌ از یک‌ مطالعه‌ طولی‌ سیستماتیک‌ طی‌ 9 سال‌ به‌ این‌ نتیجه‌ رسیدند که‌ بحران‌های‌ اجتماعی‌ و روانی‌ در جهان‌ معاصر موجبات‌ تضعیف‌ و تزلزل‌ و در نهایت‌ سقوط‌ خانواده‌ها گردیده‌ است. اما بحران‌هائی‌ که‌ امروز همانند آلودگی‌های‌ هوا یک‌ واقعیت‌ تلخ‌ است، همچون‌ استرس‌های‌ رو به‌ تزاید در زمینه‌های‌ تحصیلی‌ و شغلی‌ ناشی‌ از زندگی‌ ماشینی‌ و پیشرفت‌ تکنولوژی، تغییر بنیادین‌ در الگوهای‌ تولید، تغییرات‌ در شیوه‌های‌ زندگی‌ افراد، تورم‌ و بحران‌های‌ شدید اقتصادی، تبعیض‌های‌ اجتماعی، تورم‌ جمعیت، مهاجرت‌های‌ بی‌رویه، ازدواج‌ و شهرنشینی، کاهش‌ ارزش‌های‌ مذهبی‌ و اخلاقی، آزادی‌های‌ جنسی‌ و گسترش‌ اعتیاد در جهان‌ امروز، نهاد مقدس‌ خانواده‌ را دستخوش‌ شعله‌های‌ وحشیانه‌ خود گردانیده‌ و خانواده‌ را به‌ ویژه‌ در جوامع‌ غربی، تضعیف‌ کرده‌ و ساختارهای‌ تازه‌ای‌ به‌ وجود آورده‌ است. این‌ فرایند، کودکان‌ و بزرگسالان‌ را در معرض‌ مشکلات‌ جسمانی‌ و اختلالات‌ روانی‌ قرار داده‌ است. خانواده‌ که‌ نابسامانی‌های‌ انسان‌ را متحمل‌ می‌گردد، قادر است‌ نقش‌ عظیمی‌ در سلامت‌ جامعه‌ ایفا کند و شخصیت‌ انسان‌ را شکل‌ دهد. خانواده‌ که‌ سنگ‌ زیرین‌ بنای‌ جهان‌ ماست، امروز بیش‌ از همیشه‌ در معرض‌ فشار و بحران‌ قرار دارد.
اشکال‌ مختلف‌ خانواده‌
خانواده‌ زیست‌ می‌کند و تکامل‌ می‌یابد و هزاران‌ سال‌ در معرض‌ تغییرات‌ مداوم‌ تحولات‌ جهان‌ بوده‌ است. شاید بهتر باشد به‌ جای‌»خانواده» سخن‌ از «خانواده‌ها» بگوئیم- زیرا شکل‌ خانواده‌ در مناطق‌ و فرهنگ‌های‌ گوناگون‌ تغییرات‌ شگرف‌آوری‌ کرده‌ است.
اشکال‌ متداول‌ خانواده‌ عبارتند از:
1) «خانواده‌ هسته‌ای»: از زن‌ و شوهر و فرزندان‌ تشکیل‌ یافته‌ است. از هر ده‌ خانواده، 9 مورد هسته‌ای‌ است.
2) «خانواده‌ گسترده»: معمولاً‌ شامل‌ بیش‌ از دو نسل‌ است؛ والدین، پدربزرگ‌ و مادربزرگ‌ و فرزندانشان‌ و ممکن‌ است‌ دیگر بستگان‌ را نیز شامل‌ گردد. این‌ خانواده‌ها عمدتاً‌ در مناطق‌ کشاورزی‌ رایج‌ است.
3) «خانواده‌ مشترک»: گروهی‌ از افراد به‌ شکل‌ مشترک‌ زندگی‌ می‌کنند. این‌ زندگی‌ اشتراکی‌ از گروه‌های‌ مختلف‌ هسته‌ای‌ تشکیل‌ یافته‌ است، لکن‌ افراد در آشپزی، غذا خوردن، مراقبت‌ از کودک‌ و کار کردن‌ با یکدیگر مشترک‌ هستند. تصمیمات، جمعی‌ اتخاذ می‌شود. مالکیت‌ اموال‌ و دارایی‌ نیز اشتراکی‌ است. در گزارش‌ یونسکو حدود 350 اجتماع‌ اینچنینی‌ در امریکای‌ شمالی‌ و 50 اجتماع‌ در انگلستان‌ تخمین‌ زده‌ می‌شود.

دکتر شکوه نوابی نژاد

خانواده، سلامت و امنیت اجتماعی

ازدواج‌ و تشکیل‌ خانواده، مطمئن‌ترین‌ راه‌ سلامت‌ و امنیت‌ جامعه‌ است. هنگامی‌ که‌ مبانی‌ خانواده‌ مستحکم‌ باشد و جوانان‌ به‌ ازدواج‌ و تشکیل‌ خانواده‌ بپردازند، انحطاط، سرگردانی، طغیان، تجاوز جنسی‌ و شیوع‌ بیماری‌های‌ خطرناک‌ جنسی‌ به‌ طرز چشمگیری‌ کاهش‌ می‌یابند. براساس‌ آمار سازمان‌ بهداشت‌ جهانی‌ و پژوهش‌ کانون‌های‌ اصلاح‌ و تربیت‌ ایران، بیشتر افرادی‌ که‌ به‌ نوعی‌ به‌ انحراف‌ کشیده‌ می‌شوند از فضای‌ گرم‌ و عاطفی‌ خانواده، محروم‌ بوده‌ و آغوش‌ پدر و مادر را تجربه‌ نکرده‌اند.
هرگونه‌ تغییر مثبت‌ یا منفی‌ در خانواده، در جامعة‌ بزرگ‌ انسان‌ها نیز تأثیر مستقیم‌ دارد. ثبات‌ یا بی‌ثباتی‌ خانواده‌ مستقیماً‌ بر جامعه‌ تأثیرگذار است. در جوامعی‌ که‌ ارزش‌های‌ خانواده‌ متزلزل‌ گردد بی‌شک‌ ارزش‌های‌ اخلاقی‌ عمومی‌ نیز سقوط‌ خواهد کرد. خانواده، واحد اساس‌ اجتماعی‌ زندگی‌ هر فرد است‌ و آنچه‌ بزرگسالان‌ در جامعه‌ عمل‌ می‌کنند فراگرفته‌های‌ آنان‌ در خانواده‌ است. براساس‌ آخرین‌ گزارشات‌ ادارة‌ امور جوانان‌ وزارت‌ دادگستری‌ امریکا در سال‌ 1982، 118655 پرونده‌ قتل‌ و تجاوز و دزدی‌ و حملات‌ خشونت‌آمیز تنها به‌ دست‌ نوجوانان‌ زیر 18 سال‌ به‌ ثبت‌ رسیده‌ است‌ (روزنامه‌ کریستن‌ ساینس‌ مانیتور 1992).
"ادل‌ هارل" متخصص‌ انستیتوی‌ امور شهری‌ در واشنگتن‌ در این‌ رابطه‌ خاطرنشان‌ می‌کند که‌ بر اساس‌ مدارک‌ موجود، این‌ نوجوانان‌ عمدتاً‌ از نسل‌ مادرانی‌ هستند که‌ به‌ مواد مخدر، اعتیاد دارند و حدود 30 درصد آنها دارای‌ خانواده‌های‌ از هم‌ گسیخته‌اند که‌ با پدر و مادر زندگی‌ نمی‌کنند. به‌ گفتة‌ هارل، نفوذ فرهنگ‌ گانگستری‌ در بین‌ جوانان‌ که‌ محصول‌ خانواده‌ای‌ از هم‌ پاشیده‌ است‌ از عوامل‌ مهم‌ افزایش‌ جنایات‌ در امریکاست. در پژوهشی‌ که‌ نویسنده‌ در سال‌ 1362 روی‌ جوانان‌ بزهکار در کانون‌ اصلاح‌ و تربیت‌ ایران‌ انجام‌ داد، 39 درصد از آنها متعلق‌ به‌ خانواده‌های‌ از هم‌ گسیخته‌ و یا معتاد بوده‌اند.
علی‌رغم‌ همة‌ این‌ بحران‌ها که‌ ساختار خانواده‌ را متأثر ساخته‌ و علیرغم‌ تغییرات‌ ساختاری‌ در خانواده‌ها، خانواده‌ سنتی‌ در مقایسه‌ با دیگر شکل‌های‌ خانواده، مقامی‌ برتر دارد. این‌ وابستگی‌ عاطفی‌ به‌ واحد خانواده‌ و فرزندان، همراه‌ با پیدایش‌ پاره‌ای‌ ساختارهای‌ جدید خانواده، نشان‌ تجدید ستایش‌ از حریم‌ خانه‌ و خانواده‌ است. جایگاه‌ تفاهم‌ و روابط‌ مهرآمیز و محل‌ تأمین‌ نیازهای‌ روانی‌ - اجتماعی‌ افراد و بستر امنیت‌ و آسایش، خانواده‌ است. در همه‌ جوامع‌ به‌ویژه‌ جوامع‌ غربی‌ که‌ بیشترین‌ قربانیان‌ تضعیف‌ جایگاه‌ خانواده‌ هستند، تنها وظیفه‌ نهادی‌ خانواده‌ که‌ هنوز تا حدودی‌ پابرجاست، محبت‌ غریزی‌ است.
آرامش‌ جسمی‌ - روانی، پویایی‌های‌ زندگی‌ و رشد شخصی‌ زن‌ و مرد تنها در خانواده‌ شکل‌ می‌گیرد، هرچند ممکن‌ است‌ در مواردی‌ این‌ شکل‌گیری‌ ناسالم‌ و نامطلوب‌ باشد. این‌ عملکردهای‌ خانواده‌ یعنی‌ محبت، عشق‌ورزیدن، فرزند‌‌پروری، احساس‌ تعلق‌ و وابستگی، به‌ تنهایی‌ قادر خواهد بود خانواده‌ را بین‌ نهادهای‌ مختلف‌ اجتماعی، ناهمانند و منحصر به‌ فرد سازد. مطالعات‌ «اداره‌ بهداشت‌ عمومی‌ امریکا» در 1980 نشان‌ می‌دهد که‌ بین‌ سلامت‌ روانی‌ و ازدواج، همبستگی‌ معنی‌دار مثبتی‌ وجود دارد. افراد متأهل‌ در مقایسه‌ با افراد مجرد در وضعیت‌ بهتری‌ از سلامت‌ روانی‌ قرار دارند، نشانه‌های‌ نوروتیکی‌ در مقایسه، کمتر در آنها دیده‌ می‌شود و درصد کمتری‌ از آنها در بیمارستان‌های‌ روانی، بستری‌اند. ازدواج‌ و تشکیل‌ خانواده‌ برای‌ انسان‌ها یک‌ نیاز طبیعی‌ است‌ که‌ از فطرت‌ و آفرینش‌ ویژه‌ آنان‌ سرچشمه‌ می‌گیرد و نباید آن‌ را یک‌ قرارداد متعارف‌ اجتماعی‌ تلقی‌ نمود که‌ در صورت‌ عدم‌ تحقق‌ آن، آسیبی‌ به‌ نظام‌ اجتماعی‌ وارد نمی‌شود. بلکه‌ برعکس‌ هرگونه‌ آسیب‌ به‌ این‌ بنیان‌ مقدس، پیامدهایی‌ را درتحول‌ ساختار کلی‌ و نظام‌ ارزشی‌ و فرهنگی‌ آن‌ به‌ دنبال‌ دارد. ازدواج‌ و تشکیل‌ خانواده‌ به‌ عنوان‌ یک‌ میل‌ ذاتی‌ و طبیعی، مورد تأئید و تأکید همة‌ ادیان‌ الهی‌ به‌ویژه‌ دین‌ مبین‌ اسلام‌ بوده‌ است. اسلام‌ همة‌ پیروان‌ خود را به‌ ازدواج‌ و تشکیل‌ خانواده‌ ترغیب‌ نموده‌ است. پیامبر گرامی‌ اسلام‌ صلی‌الله‌ علیه‌ و آله‌ می‌فرمایند: «هیچ‌ نهادی‌ نزد خداوند محبوبتر از ازدواج‌ نیست.» ازدواج، ازجمله‌ نیازهای‌ اساسی‌ انسان‌ در طول‌ تاریخ‌ است‌ و تضعیف‌ آن‌ کاملاً‌ غیرمعقول‌ و دور شدن‌ از سنت‌های‌ سالم‌ اجتماعی‌ است.