فوبی اختصاصی و فوبی اجتماعی چیست ؟

فـوبـی اختصاصی عبارت است از : تـرس شـدیـد ، دائـمی ، افـراطی و یا نامعقول که در صـورت وجـود و یـا انتظار شی یـا موقعیتی معیـن ( ماننـد بلنـدی ، حیـوانات ، تـزریـق ، دیـدن خون ، سوار هواپیما شدن ) بروز می کند در این بیماران به محض مواجهـه با محـرک هراس آور مذکور اجتـنـاب می کنند و در غیر این صورت ، با اضطراب یا رنج و عذاب شدید ، آن را تحمل می نمایند . فـوبـی اجتماعی نیـز همانند فوبی اختصاصی است با این تفاوت که هراس ناشی از یک موقعیـت جمعی یا انجام عملی که در آن فـرد در بـرابـر چشمان افـرادی ناآشنا واقع می شود و یـا احتمال موشکافی او ازسوی آنان وجود دارد ، است .

 درمان غیـر دارویی شامل رفتـار درمانی به ویـژه مواجهـه و حساسیـت زدایی منظم است سایـر روش ها مانند هیپنوز ، روان درمانی حمایتی ، خانواده درمانی و درمان های آنالیتیک است .

دارو های ضدافسردگی رایج ترین درمان های  دارویی ضدفوبی هستند.

اختلال پانیک چیست؟

حمله پانیک دوره ای از ترس یا ناراحتی شدید است که ابتدا و انتهای مشخصی دارد و طی آن حداقل 4 تا از علائـم ذیـل به طور ناگهانی پیـدا می شود و در عـرض 10 دقیقـه به حداکثـر شدت خود می رسد . ایـن علائم عبارتند از : تپش قلب ، تـعـریـق ، احساس لـرزیـدن ، احساس کـوتـاه شدن تنفس ، احساس خفه شدن ، احساس ناراحتی یا درد در قفسه سینه ، تهوع  یا ناراحتی شکمـی ، احساس سرگیجـه ، تلوتلو خـوردن ، منگـی یا ضعــف ، واقـعـیـت زدودگی یـا شخصیـت باختگی ، تـرس از دسـت دادن تسلط بـر خود ، تـرس از مـردن ، پـارستـزی ( احساس کرختـی یا سوزن سوزن شدن ) .   این بیماران اغلب نمی توانند علت ترس خود را بیان کنند . حمله پانیک 30 – 20 دقیقه و به ندرت بیش از یک ساعت به طول می انجامد . علائم ممکن است به سرعت یا به تدریج برطرف شود . اختلال پانیک عبارت است از وجـود حملات غیرمنتظـره وعود کننده پانیک ، که لااقل به دنبال یکی از ایـن حملات علایمی نظیر : نگرانی دائم از وقوع حمله ای دیگر ، نگرانی از نتایج ضمنی حمله یا عواقب آن ، پیدایش تـغیـیـر چشمگیری در رفتـار بـه دلیل حملات مزبـور به وجود می آید . اختلال پانیک اغلب با آگورافوبیا (گذر هراسی) همراه است . بیمار از فضاهایی نظیـر خیابان های شلوغ ، فضاهای سربسته ، وسایل نقلیه دربسته ( اتوبوس و هواپیما ) اجتناب می کند . میانگیـن سنی تظاهر این اختلال 25 سالگی است .

 درمان : به بیمار اطمینان دهیـد که گرچه علائم بیماری شدید و ناراحت کننده است ، ولی خطری او را تـهدیـد نمی کنـد . دارو درمانی ، درمان های شناختی – رفتاری ( بیمار از نحوه ایجاد علائم آگاه شود ، تمرینات تنفسی ، مواجهه ) از دیگر روش های درمانی است. نرم افزار سالنامه وزارت بهداشت

اختلال پس ازاسترس تروماتیک و واکنش حاد به استرس چیست ؟

اختلال پس از استرس تروماتیک عبارت است ازمجموعه ای علائم که در پی مواجهـه با عامل فشار آسیب زای بسیار شدید پیـدا می شود . این مواجهه می توانـد به صـورت دیدن ، حضور ، یا شنیدن باشد . فـرد به صـورت ترس و درماندگی به ایـن تجربه پاسخ می دهـد . واقعه را در ذهن خود مجسم می کند و در عین حال می خواهـد از یادآوری آن اجتناب کند . علائم مزبور باید لااقل یک ماه طول کشیـده باشد و بـر حوزه های مهمی از زندگی بـیـمار مانند خانواده و شغل او تاثیـر گذاشته باشد . علائم حدود 3 ماه طول می کشد . اختلال واکنش حاد به استرس نیز شبیه  PTSD  است به جز اینکه علایمش در ظرف چهار هفته پس از واقـعـه پـیـدا می شود و به مـدت 2 روز تا 4 هفته طول می کشـد .

عوامل مستعد کننـده آسیب پذیری که در ظاهر نقش عمـده را در ایجاد یا عدم ایجاد اختلال ایفا می کنند ، عبارتند از : وجود آسیب در کودکی، وجود صفاتی از اختلال شخصیت فردی، بدگمان، وابسته یا ضداجتماعی بی کفایتی نظام حمایتی ، آسیب پـذیـری وراثتی – سرشتی ، بیماری های روان پـزشکی ، بـروز تغییرات پرفشار تازه در زندگی فرد و مصرف مفرط الکل به تازگی .                                                                                                                  ویژگی های بالینی PTSD واکنش حاد به استرس عبارت است از احساس دردناک وقوع مجدد واقعه ، الگویی از اجتناب و کرختی هیجانی و بیـش برانگیختگی نسبتا دادیم . ممکن است اختلال تا ماه ها و حتی سالها پس از وقوع واقعه پیدا نشود . در معاینه وضعیت روانی بیماران ، اغلب احساس گناه ، طرد شدن و تحقیر دیده می شود . خطای ادراکی و توهم نیز ممکن است وجود داشته باشد .                                                                                                                در آزمایش شناختی بیمار ممکن است مختل بودن حافظه و توجه دیده شود . از نظر سیر و پیش آگهی بیماری قابل ذکر است که علائم بیماری ممکن است در طول زمان نوسان داشته باشد . بیشترین شدت  این علائم در دوره هایی است که فشار روانی بیمار زیاد است . حدود 30 درصد بیماران کاملا بهبود می یابند . 10 درصد نیز یا هیچ تغییری درعلایمشان پیدا نمی شود و یا بدتر می شوند. نرم افزار سالنامه وزارت بهداشت

درمان واکنش حاد به استرس

اجازه دهیـد بیمار از نظـر عاطفی تخلیه شود ، او را تشویق کنیـد تا آزادانـه تجربه ناراحت کننده خود را بازگو کند . بیمار می توانـد این کار را در جریان روان درمانی فـردی ، گروهی یا تحـت تاثـیـر هیپنوز انجام دهد . در مـدت کوتاهی از داروهای ضـداضطـراب استفاده شـود  . سعی شود بیمار هر چه سریع تـر به سطح عملکردی قبلی خود باز گردد                                                                                                                                                                                           

درمان  PTSD  : دارو درمانـی - درمان های غیـردارویـی : روان درمانـی فـردی و گـروهـی ، رفـتـار درمانی ، شناخت درمانی ، هیپنوز نرم افزار سالنامه وزارت بهداشت

اختلال اضطرابی ژنرالیزه (فراگیر) چیست ؟

اختلال اضطرابی فراگیر عبارت است از اضطراب و نگرانی مفرط درباره چندین واقعه یا فعالیت در اکثر اوقات روز و طی یک دوره لااقل 6 ماه ، نگرانـی مذکور بـه سختـی مهـار می شود و با علایم جسمی نظیر تنش عضلانی ، برافروختگی ، دشواری در خواب و بی قراری همراه است . علایم عمده آن عبارتند از : اضطراب ، تنش حرکتـی ، پـرکاری دستگاه خودکار و آژیـر بـودن از نظـر شناختی . اضطراب مزبور باید بسیار شدید و مخل سایر جنبه های زندگی فرد باشد .                                                                                                                                شایع ترین تظاهرات تنش حرکتی عبارتند از : لرزیدن، بی قراری و سردرد. تظاهرات شایع پرکاری دستگاه خودکار مانند کوتاه شدن تنفس،تعریق مفرط، تپش قلب و علائم مختلف گوارشی است. برانگیختگی بیمار از نظـر شناختی ، از روی برافروختگـی او و زود از جا پـریدنـش معلوم می شود .

 درمان: تـنـها در مواردی ماننـد ناتوانی و ناراحتی یا علائم شدید از دارو  استفاده کنید.

 درمان های غیردارویی نظیر انواع روان درمانی ، تغییر محیطی ، ورزش ، تمرینات آرام سازی هستند.نرم افزار سالنامه وزارت بهداشت

اختلال وسواس فکری – عملی چیست و علل آن کدامند ؟

وجـود وسواس ها یا اجبارهایی مکرر و چنان شـدیـد است که رنـج و عذاب قـابـل ملاحظه ای را بـرای فـرد بـه بـار می آورنـد . ایـن وسواس ها یـا اجبارها سبـب اتلاف وقـت می شونـد و اختلال قابل ملاحظه ای در روند معمولی و طبیعی زندگی ، کارکرد شغلی ، فعالیت های معمول اجتماعی ، بـا روابط فـرد ایجاد می کنند . بـیـمار مبتلا بـه وسواس ممکن است فقط وسواس فکری ، وسواس عملی یا هر دوی آنها را با هم داشته باشد.                                                              

وسواس عبارت است  از فکر ، احساس ، اندیشه یا حس عودکننده و مزاحم .

 بـرخلاف وسواس فکری که یک فرآیند ذهنی است . اجبار یا وسواس عملی نوعی رفتار است . بیمار وسواسی از غیر منطقی بـودن وسواس هایش آگاهی دارد . میـزان شیوع حدود 2 تا 3 درصد است . احتمال ابتلا در بزرگسالان در زن و مرد یکسان است اما در نوجوانان به خصوص در پسرها است . میانگیـن سن شروع حدود 20 سالگی است . مجردها بیش از متاهل ها مبتلا می شونـد . ایـن بیماری چهارمین بیماری شایع در روان پزشکی است . علت احتمالی اختلال در دستگاه عصبی و بهم خوردن تنظیم ماده ای به نام سروتوئین در مغـز است ، هرچنـد مطالعات جدید در صدد یافـتن سایر موارد دخیل در ایـن بیماری هستـنـد . عوامل ارثی هم در ابتلا بـه ایـن بیـماری نقش دارند و بعضی از افراد درجه اول خانواده بیماران وسواسی نیز به این بیماری مبتلا هستند .گاهی فرد پس از بروز حادثه ای مثل بیماری ، حاملگی و ضربه روحی به طور ناگهانی دچار علائم وسواس می شود . مسائل رفـتـاری از جملـه سخت گیـری زیـاد والدیـن بـه کودکـان جهت رعایت تـمیـزی و شست و شوی فراوان ، نیز گاهی سبب بروز علائم وسواس در بزرگسالی می گردد.

برای درمان بیماران وسواسی چه اقداماتی نیاز هست ؟

موارد شدیـد وسواس باعـث اختلال در کار روزانـه و غـیـبـت از محل کار می شود . چون بیماران علایم خود را مخفی نگـه می دارنـد ، بهتـر است در خانواده بـه ایـن موارد تـوجـه شود و در صورت مشاهده  رفتارهای مکرر و خارج از معمول آنها را جهت درمان به روان پزشک ارجاع دهند . جلوگیـری از انجام کارهای تکراری مانند شستن و نظافت زیاد و کنترل فراوان سبب ازدیاد اضطراب مبتلایان وسواس می شود . خانواده این بیماران می توانند نقش موثری جهت ارجاع و درمان آنها ایفا کنند                                                                                                                                                                                                                        

      داروهای موثر و روش های درمانی موثر و مفیدی جهت درمان وسواس در دسترس است . مطابق بررسی ها و تحقیقات انجام شده در زمینه درمان بیماران وسواسی ، بهترین اقدام ، رفتار شناختی – درمانی و دارو درمانی می باشد .  درمان وسواس عملی: بهترین روش غیرداروی یارویارویی است.  ( exposure ) این روش شامل                                                                                                                       

1-رویارویی ارادی و عمدی با همه موقعیت های اجتنابی قبلی

 2 - رویارویی مستقیم با محرک های ترسناک ( از جمله افکار ) 

 3 - جلوگیـری از آیـیـن مندی های اجباری و رفـتـارهای خنثی ساز و از آن جمله رفتارهای ناآشکار (یعنی جلوگیری از پاسخ) .

هدف این روش درمانی ارائه شده ، قراردادن فرد در بالاترین سطح ممکن  رویارویی و در عین حال حذف هر نوع خنثی سازی است . درمان با مشارکت بیمار و با این هدف که بیمارهرچه زودتر در فرآیند درمان ، مسئولیت برنامه ریزی و ادامه آن را خود بپذیرد ، صورت می گیرد . استفاده گسترده از تکالیف خانگی ( Task ) باعث می شود که نیل به هدف های درمان زودتر و با کارایی بیشتری انجام پذیـرد . در مراحل بعدی درمان ، بیمار ، خود مسئولیت اجرا و برنامه ریزی درمان را بر عهده می گیرد.

درمان وسواس فکری شامل دو روش است                                                                                                                                        

عادت آموزی : بـر ایـن فرضیـه استوار است که تمـریـن های اولیه بایـد به طور مکرر پیش بینی نـاپـذیـر ،

 1-افکاری را در طی دوره لازم بـرای کاهش اضطراب ، بـرانگیـزاننـد و در عیـن حال ، هر نوع اجتناب نهفتـه و رفتارهای خنثی سازی را متوقف نماید .

 برای آنکه بتوان افکار را به طور مکرر و به شیوه ای پیش بینی پذیر مطرح کرد ، چند راهبرد وجود دارد :                                                                                                        الف - بازخوانی آگاهانه فکر و فکر را ایجاد کنید ، تا زمانی که نگفته ام نگه دارید و بعد مکث کنید. این کار را چند بار تکرار کنید .

ب - نوشتن فکر به طور مکرر                                                                                                        ج - گوش دادن به یک « نوارلوپ » فکر با صدای خود بـیمار . خصوصا ترکیبی از این راهبردها که با نوار لوپ شروع می شود ، میزان اثر بخشی را بیشتر می کند .                                                                               2-ایجاد وقفه در فکر: درمانگر از بیمار می خواهد که صحنه برانگیزاننده فکر و سوالی را تجسم نماید . در صورت لزوم فکر و سوالی را توضیح دهد ، پس یک دفعه درمانگر  دستور توقف فکر را به صورت بس کن می دهد و بعد از بیمار می پرسد که چه اتفاقی در مورد فکر وسواسی افتاد؟

  تریکوتیلومانیا ( وسواس موکنی ) چگونه است ؟ 

ویـژگـی اساسی تریکوتیلومانیا یا وسواس کنـدن مو ، عبارت است از کندن مکرر مو که سبب از دست دادن محسوس مو می شود . پیش از اقدام به کنـدن مو ، بیمار دچار حس فـزایـنـده ای از تنش می شود و با کنـدن مو احساس رضایـت یا تسکیـن به وی دست می دهد .

در ایـن اختلال همه مناطق بدن ممکن است درگیر شود ، ولی کندن موی سر شایع تر از سایر قسمت هاست. سایر نواحی درگیر عبارتند از : ابروها ، پلک ها و ریش . کندن مو دردناک نیست ، هرچند خارش و سوزش در نواحی مبتلا ممکن است وجود داشته باشد .  این بیماران معمولا به نظر نمی رسد از رفتارشان ناراحت باشند . در زنان شایع تر از مردان است. عموما در کودکی یا نوجوانی آغاز می شود .

 درمان آن عبارت است از :

 الف )مرحله اول که شامل سه قسمت است.

 1 - رفتاردرمانی به ویژه بیزاری درمانی:همراه کردن یک محرک دردناک مثل شوک خفیف الکتریکی با عمل کندن مـو به وسیله بـیـمار ، سبب شرطی شدن وی نسبت به کندن موها می شود . یا بـه بـیـمار تـوصیـه می شود ، یک کش لاستیکی به دور موچ خود ببندد و در مواقعـی که احساس اجبار برای کندن موهایش دارد ، به جای آن از کش لاستیکی استفاده نماید .

 2 - درمان با هیپنوتیزم و تلقین                                                                             

خانواده درمانی   3-

ب ) درمان دارویی

اختلال انفجاری متناوب:

شخیص اختلال انفجاری متناوب زمانی مطرح می شود که شرح حال بیمار نشان دهنده وجود چنـدیـن دوره مـشـخـص بـاشـد که در طی آنـهـا شخص قـادر بـه مـقـاومـت در بـرابـر تـکـانـه های پرخاشگرانه نیست و منجر به اعمال تهاجمی جدی و اعمال تخریبی می شود . میـزان پرخاشگری ابراز شده در طی هر دوره هیچ تناسبی با عوامل زمینه ساز روانی اجتماعی استرس زا ندارد .                                                                                                            سوابـق بـیـمار معمولا  نشان می دهد که دوران کودکی در جـوی ازاعتـیـاد به الکل ، خشونـت و بی ثبـاتی هیجانی سپری شده است . سوابـق کاری بیماران بد است و اغلب اظهار می کننـد ، شغلشان را از دست داده اند و دچـار مشکلات زنـاشویـی و درگیـری با قـانـون هستـنـد . معمولا بیماران مبتلا بـه ایـن اختلال ، مردان تنـومنـد و وابستـه ای هستند که حس مردانگی آنها ضعیـف است .                                                                                                      پس از دوره خشونت اغلب خود دچار اضطراب ، احساس گناه و افسردگی شدیـد می شود . در اکثر موارد شدت اختلال با شروع میانسالی فروکش می کند .                                                                                                   درمان غیر دارویی شامل : روان درمانی فردی و گروهی ، خانواده درمانی و درمان دارویی است

اختلالات تجزیـه ای:

ویـژگـی اساسی اختلالات تجزیـه ای « حالت گسیختگی هشیاری ، حافظه ، هویت و یا ادراک محیط » ذکر شده است . چهار اختلال تـجزیـه ای شامل فـراموشی تجزیه ای ، فـرار تجزیـه ای ، اختلال هویت تجزیه ای و اختلال مسخ شخصیت است.

فراموشی تجزیه ای:

این فراموشی بین اختلال فراموشی، فرار و اختلال هویت تجزیه ای مشترک است. نشانه کلیدی آن ناتوانایی در به خاطر آوردن اطلاعاتی است که معمولا با حادثه ای آسیب رسان یا استرس زا در زندگی فـرد ارتباط دارند  ایـن ناتوانایی را نمی توان بـا فـراموشکاری عادی توجیه کرد و قرائنی به نفع اختلال مغزی زمینه ای وجود ندارد . ایـن بیـماران بـه جـز فـراموشکاری مشکل دیگری ندارند و عملکرد آنان سالم است .

فـرامـوشکاری ممکن است بـرای بـیـمار ، نفع اولـیـه یـا ثانویـه داشتـه باشد . علایـم فراموشکاری تـجـزیـه ای معمولا بـه طور ناگهانـی برطرف می شوند و بـهبـودی کامل است و عود بـه ندرت روی می دهد.

 فـرار تجزیـه ای :

بیمار معمولا در مسیر هدفداری از خانه خود دور می شود و این حالت اغلب چند روز طول می کشد . در خلال ایـن دوره بیمار نسبت بـه زندگی و ارتباطات گذشته خود فراموشی کامل دارد . آنها قادر نیستنـد جنـبـه های مهم هـویـت پیشین ( نام - خانواده - شغل ) را بـه یـاد آورنـد . ایـن اختلال نادر و کوتـاه مدت است که چنـد ساعت تا چنـد روز طول می کشد . بـه طـور کلی بهبود سریـع و خود به خودی و عود آن نادر است

اختلال هویت تجزیه ای:

ایـن اختلال که قبلا به اختلال شخصیت چندگانه نـیـز مشهـور بـود ، علت آن به طور مشخص با حوادث آسیب رسان و معمولا با سوءرفتار جنسی یا جسمی در کودکی مربوط است .                                                                     ایـن افـراد دو یـا چنـد شخصیـت مجزا دارنـد که هـر یـک از آنها در دوره ای که آن شخصیـت خاص تسلط دارد ، تعیین کننده رفـتـار و نگرش فرد است . گذر از یک شخصیت به شخصیت دیگر  اغلب به صورت ناگهانی و نمایش گونه صورت می گیرد . بـیـماران به طور عمده در هر وضعیـت شخصتی ، از وجود شخصیت های دیگر و رویدادهایی که در جریان تسلط  آنها گذشته است ، آگاه نیستند

مسخ شخصیـت:

ایـن اختلال که عبارت است از یک احساس مداوم یـا عود کننـده جدایی از فرایندهای ذهنی یا بدنی به طوری که گویی شخص از بـیـرون نظاره گـر ایـن فـراینـدهاست . در خلال احساس مسخ شخصیـت ، واقعـیـت سنجی فـرد دست نخورده می مانـد . هم چنـیـن اختلال به حدی است که سبب اختلال در کارکردهای شغلی ، اجتماعی و یا سایر کارکردهای مهم فرد می شود .                                                                                                                               ویژگی اساسی آن ، کیفیت غیـرواقعی بودن و بیگانگی است . مسخ شخصیـت بـه عنوان تجربـه اتفاقـی در زندگی بسیـاری از افـراد ، پـدیـده ای شایع است ولی لزوما بیمارگونـه نیست . مسخ گذرای شخصیت در 70 درصد کل جمعیت ممکن است روی دهد .                                                                                                                  درمان: مصاحبه کامل روان پزشکی و تخلیه هیجانی،مصاحبه با استفاده از دارو و تخلیه هیجانی، مصاحبه با استفاده از هیپنوتیزم،روان درمانی و دارو درمانی از انواع روش های درمانی این اختلال است.

اختلالات انطباق:

اختلالات انطباقـی و واکنـش های غـیـر انطباقـی کوتـاه مـدت نسبـت بـه مـوضـوعاتی هستـنـد که شخص عادی آن را یک مصیبت شخصی و روانپزشک آن را یک استرس زای روانی - اجتماعی می دانـد . انتظار می رود که اختلال انطبـاق مـدت کوتاهی پـس از رفع عامل استـرس زا بـرطرف شود و یا اگر پایدار می ماند ، سطح جدیدی از سازگاری حاصل شده باشد .                                                                                                                                استرس زاها بیشتر رویدادهایی روزمره هستند که به کرات دیده می شوند. مثل فقدان شخصی محبوب ، تغیـیـر شغل یا تغیـیـر وضعیت مالی .

 اختلالات انطباق یکی از شایع تـریـن تشخیص روان پزشکی در بیمارانی است که به دلیل مشکلات جراحی و طبی بستـری شده اند .

 فهم عواملی نظیر ماهیت عامل استرس زا ، معنی خودآگاه و ناخودآگاه عامل استرس زا و آسیب پذیری قبلی بیمار مهم است . اختلال انطباقی ممکن است توام با خلق افسرده ، اضطراب ، آشفتگی رفتاری و هیجانی باشد و درمان آن شامل دارو درمانی و روان درمانی است.

اختلال فراموشی:

اختلال فراموشی عبـارت است از « اختلال حافظه که همراه بـا اختلالات چشمگیـر کارکردهای شناختی نباشد » .

ویـژگی اصلی اختلال فرامـوشی ، مختـل بـودن حافظه است که باعـث افـت کارایـی شغلی فـرد می شـود . معمولا در اختلال فراموشی حافظه کـوتـاه مـدت و حافـظـه اخیـر مختل می شود ولی حافظه دور و حافظه فوری مختل نمی شود . در برخی از بـیـماران اختلال به قدری شدید است که جهت یابی زمان و مکان دچار مشکل می شود .                                   باید توجه داشت که اگر فراموشی همراه با اختلال بارز هوشیاری باشد ، تشخیص دلیروم مطـرح می شـود و چنانچه کارکـردهای شناختـی فـرد بـه تـدریج مختل شود ، تشخیص دمانس بـایـد در اولویت قرار گیرد .                                 مقداری از علل مهم بیماری عبارتنـد از : کمبود ویتامین ، هیـپـوگلسمی ، هیپوکسی ، تشنج ها ، درمان با الکتروشوک ، اختلالات جریان خون مـغـزی و انجام جراحی مغز و بیماری MS را نام بـرد . 

درمان: درمان کلی برای این بیماری وجود ندارد . بهترین کمکی که می شود به این بیماران کرد ، اقدامات حمایتی و درمان و کنترل علت ایجاد کننده است . نرم افزار سالنامه سلامت وزارت بهداشت

دلیریوم:

دلیریوم عبارت است از اختلال در هشیاری و کاهش میزان آگاهی فـرد از محیط پـیـرامـون که در طی مدت زمانی کوتاهی بروز نمایـد . علامت عمده دلیریوم ، اختلال هشیاری است که معمولا با اختلالاتی در کارکردهای شناختی فـرد همراه می شود . در صورت یافـتـن علت ایجاد کننده آن و درمان مناسب ، بهبود به سرعت حاصل خواهد شد .             دلیـریـوم یک سندرم است نه بیماری . علل ایجاد کننده دلیـریـوم متعدد است . برخی از ایـن علل عبارتند از : صرع  ، نارسایی کبدی و کلیوی ، مسمومیت با برخی از داروها . دلیـریـوم ، اختلالی شایع است و بیشتـریـن درصد دلیریوم متعاقب عمل جراحی قلب است که تـا 90 درصد گزارش شده است . سن بالا ریسک فاکتور مهمی است .                   درمان : دارو درمانی - درمان های عمومی و حمایتـی ( حتی المقـدور افـراد آشنا بـر بالیـن بـیـمار حضور یابند ) - از علائم نشان دهنده زمان مانند ساعت و تقویم استفاده شود . تغذیه کافی - خودداری از ایجاد محرومیت یا تحریک حسی بیش از حد ( نور و صدا) نرم افزار سالنامه وزارت بهداشت

دمانس:

دمانس عـبارت است از «  نـواقصی در کارکردهای شناختـی فـرد  » که شامـل اختلال حافظه می باشد . اصولا کارکردهایی که در دمانس مختل می شوند ، شامل حافظه، هوش ، یادگیری، زبان ، توانایی حل مسئله ، جهت یابـی ، ادراک ، تـوجه ، تمرکز ، قضاوت و توانایی های اجتماعی و شخصیت است . هم چنین ایـن نواقص بـه تدریج اختلال چشمگیـری در کارکردهای اجتماعی یا شغلی فرد ایجاد می کند . سیر دمانس ممکن است پیشرونده یا ثابت، پایدار یا مواج باشد . با وجود آنکه دمانس ویژه سنین بالاست ، اما گاهی در سنیـن  50 – 40  سالگی نـیـز دیـده می شود که بـه آن دمانـس زودرس می گویند . شایع ترین نوع دمانس ، آلزایمر است . تقریبـا 5 درصد افراد سنیـن 65 سال ، آلزایمـر دارند  ریسک فاکتـورهای دمانس نـوع آلزایمـر عبارتنـد از : جنس مونـث ، سابـقـه ایـن بیماری در بستگان درجه اول ، سابقه ضربه سر.

چه کسانی خودکشی می کنـنـد:

امروزه بیـشتـر محققـیـن غربی خودکشی را پدیـده اجتماعی پیچیده ای می دانند که با عوامل روان شنـاختـی ، بـیـولـوژیـک و اجتماعی در ارتـبـاط است . اعتـقـاد بر ایـن است که خودکشی از احساس غیر قابل تحمل بودن زندگی به وسیله فرد ناشی می شود . این افراد مرگ را تـنـها راه گریز از درد و مصیبت های فراوان ، بیماری های لاعلاج ، شکست های عاطفی و ... می دانـنـد .                                                                                                شخصی که خودکشی می کنـد ، تـنهایـی و ناامیـدی را تـجربـه کرده است . ایـن افـراد تعارضات دوگانه ای بین زندگی همراه با استرس بی پایان و عدم امکان هرگونه تغییر یا بهبود در شرایط آن را دارند . بـه طور کلی نمی توان خودکشی را یک عمل تصادفی دانست ، بلکه خودکشی نـوعی رهایی از مشکلات و بحران هایی است که رنج بسیار زیادی را برای فرد ایجاد کرده است . 95 درصد افرادی که خودکشی می کنـنـد ، دچار نـوعی بیماری روانی هستنـد که در ذیل توضیح داده می شود                                                                                                 

شایع ترین بیماری روانی در این بیماران افسردگی ( به ویژه بیماران افسرده هذیانی ) است.

1- مهم ترین عامل پیش بینی خودکشی در بیماران افسرده ، احساس ناامیدی و درماندگی است .

 2 - اسکیزوفرنی 10 درصد موارد را شامل می شود. این بیماران به دلیل افکار هذیانی یا توهمات شنوایی آمرانه دست به خودکشی می زنند .                                     

 3 - دمانـس و دلیـریـوم در 5 درصد مـوارد علت خودکشی هستـنـد . در ایـن بـیـماران علـت اصلی افسردگی یا اختلال شناختی همراه با دنمانس یا دلیریوم است .                                                                                            4 - اختلالات همراه به ویژه اعتیاد به الکل یا موادمخدر یا اختلالات شخصیتی نیز از اختلالات زمینه ای موجود در بیمارانی است که اقدام به خودکشی می کنند .                                                                                        5 - پنچ درصد افرادی که خودکشی می کنند ، بیماری روانی خاصی ندارند . از دست دادن روحیه ، بیماریهای کشنده و انتهایی ، دردهای مزمن ، از علل خودکشی در این گروه است .                                                                   سایر عوامل موثر در ارزیابی خطر خودکشی عبارتند از : انزوای اجتماعی و نداشتن منابع حمایت کننده ، داشتن یک هدف و نقشه برای خودکشی ، سابقه خودکشی های قبلی به خصوص اگر آخرین اقدام جدی و برنامه ریزی شده بوده است ، احساس اینکه خودکشی تنها راه حل است ، جنس مذکر ، افزایش سن ، تجرد ( مرگ همسر یا طلاق ) ، بیکاری و مهارت های شغلی پایین .                                                                                                               درمان : بهترین درمان پیشگیری است . چرا که اغلب خودکشی ها در بیماران روان پزشکی اتفاق می افتد ، که با درمان مناسب می توان از بروز آن جلوگیری کرد .                              

 الف : درمان سرپایی و فرستادن بیمار به خانه ( در بیمارانی که افکار جدی خودکشی ندارند و افراد خانواده یا دوستان بتوانند در منزل از بیمار حمایت و مراقبت کنند ، درمان سرپایی انجام می شود ولی اگر بیمار تنها زندگی می کند ، نباید به حال خود رها شود ) .                                                                                                               ب - بستری کردن در بیمارستان عمومی ( این حالت خصوصا در بیمارانی به اجرا در می آید که دنبال اقدام به خودکشی دچار عوارض جسمانی شده اند . در این بیماران مشاوره روان پزشکی الزامی است ) .                                                                                                                                                                                   ج - بستری کردن در بخش روان پزشکی                                                                                             د - درمان اختصاصی بیماری اولیه نرم افزار سالنامه وزارت بهداشت

پرخاشگری:

رئیـس اداره معاونـش را مـورد سرزنـش قـرار می دهـد ، معاون کارمند خود را تـوبـیـخ می کند ، کارمند بر سر آبدارچی فریاد می کشد ، آبدارچی در خانه زنـش را مـورد اهانـت قرار می دهد ، و زن و فـرزندش را تنبیـه بـدنی می کند و سرانجام فـرزند خانواده گربـه خانه را با لگدی از در بیـرون می اندازد ... ایـن نمایشنامه غم انـگیـز و کوتاه اداری - خانوادگی بیانگر « پـرخاشگـری » است و واقعیتی را که در زبان روان شناسی به « جابجایی » موسوم است نشان می دهد .                                                                                                                                   زمانی که فـرد نـتـوانـد در مـوقـعیتـی احساس اصلی خـود را ابـراز کنـد و جرات گفتگو با مافـوق را نداشته باشد ، آن احساس به شکل پرخاشگری بر سر زیـر دست فرو می ریـزد . فـردی که خود را درمعرض اجحاف و زورگویی می بیند، اگر نیاموخته باشد که به روشی پخته و انسانی واکنش نشان دهد، آنگاه یا دست به پرخاشگری مستقیم می زند و یـا به طور غیر مستقیم با لجبازی ، مـخفـی کاری ، تـرشـرویـی و مانـع تـراشـی پـرخاشگـری خویش را به شکل نهفتـه ابراز می دارد ( پرخاشگری انفعالی ) . عموما افراد پـرخاشگر ، کسانی هستنـد که روشهای سازنده رویارویی با ناکامی و شکست را نـیـاموخـتـه و تـنـها بـه روش ابتدایی خشونت مجهـزنـد . اگر کودکی در محیط نامناسـب خانواده ، خواسته های خود را با داد و فریاد و پا به زمین کوبیدن و مشت زدن به دیگران به دست بـیـاورد و به ادامه ایـن روش تشویق شود ، پس از مدتی با فرد بزرگسالی مـواجـه می شویـم که در بـرابـر ناکامی ها به جای برخورد سازنده ، با ابـراز خشم و پـرخاشگری واکنش نشان می دهد و یـا بـه گریستن و افسردگی پنـاه می بـرد که نوعی تغییر جهت پرخاشگری به سوی خود است . اما در محیط مناسب و پـرمهـر کودک به تدریج صبـرکردن ، اعتماد ، مدارا ، تـوجه بـه دیگران ، سازگاری و ملایمت را می آمـوزد

چه عواملی در پرخاشگری نقش دارند:

هر چند عجیب به نظر می رسد ، اما در ظاهر پرخاشگرترین افراد،شیرخواران و کودکان هستند به ویژه در سه سالگی پرخاشگری کودک به بیشترین حد می رسد ، شاید به این دلیل که کودکان پـرخاشگری خویش را بـه روش آشکار و مستـقـیـم ابـراز می کنـنـد و بـه روش های غیـر مستقیم خودآگاه یا ناخودآگاه برای نمایش آن مجهز نیستند .                   یک ویژگی کودک که با پرخاشگری های او پیوستگی نزدیک دارد ، عبارت است از خودمداری : کودک فقط خود را می بیند و تنها دیدگاه خویش را نسبت به امور می شناسدو در نتیجه تنها آن را درست می داند. برای او عجیب است که دیگران چون او نیندیشند. روشن است که جلوگیری از پرخاشگری ها تنها با زور و قوه قهریه عملی نیست زیرا ایـن خود نقص غرض است. تنها زمانی می تـوان پرخاشگری را رفـع کـرد که زمینـه آن را از بیـن بـرده شود . اگر همچون دوران کودکی به دیگـران فـرصـت گفت و شنـود بـدهیم ، آن گاه در می یابند لزوما همه مردم به یکسان و چون آنان نمی انـدیشنـد و هـر یـک بـه دلیلـی ممکـن است دیدگاهی دیـگـر داشتـه بـاشنـد . انـسان بالـغ می کوشد از این تنوع دیدگاه ها به هماهنگی و وحدت دست یابد .                                                                                                         در باب پرخاشگری پنج فرضیه وجود دارد :                                        

 1 ) دیدگاه روان کاوی : اگر غـریـزه مرگ مـهـار نشـود مـنجـر به انهدام خود می شود مگر اینکه از طریق «والایش» یا «جا به جایی» تـغیـیـر کنـد .                                                                                                          2 ) دیدگاه لـورنـز : پـرخاشگری از غـریـزه جـنـگ سرچشمـه می گیـرد که بـیـن انسان و جانـوران مشترک است .       3 ) دیدگاه سائـق بـرانگیختـه : پـرخاشگری بـه طور عمده از موقعیت های بیرونی ریشه می گیرد که منجر به ناکامی شده اند .                                                                                                                                  4 ) پرخاشگری به عنوان رفتار آموخته شده :پرخاشگری هم به علت واکنش های پرخاشگرانه که از راه تجربه کسب شده اند و هم به علت پاداش ناشی از رفتارهای پرخاشگرانه روی می دهد .                                                          5 ) دیدگاه زیست شغلی تکاملی : نظربه اینکه پرخاشگری دارای شالوده زیست شناختی است و از جمله تحریک نواحی گوناگون « هیپوتالاموس » درمغزوافزایش یا کاهش برخی مواد شیمیایی چون سروتونین سبب ایجاد دگرگونیهایی در رفتارپرخاشگرانه می شود . در انسان فعال شدن مکانیسم های پرخاشگری در اختیار کنترلهای شناختی و تحت تاثیر مغز است . افراد دچار آسیب مغزی ممکن است در برابر محرکی که به طور طبیعی رفتار پرخاشگری پدید نمی آورد ، واکنش پرخاشگری نشان دهند . در بیماران « روان پریش » بروز پرخاشگری بیش از جمعیت عادی است . در بیماران اسکیزوفرنیک احتمالا پردازش نادرست اطلاعات موجب رفتار پرخاشگرانه می شود .  در مبتلایان بـه شخـصـیـت های « ضد اجتماعی » و « بدبیـن » هم در اثـر مجموعه ای از عوامل زیستی و روانی و اجتماعی ، رفتارهای پرخاشگرانه خیلی بیشتر از مردم عادی است . حال آنکه در شخصیت ها اسکیزوئید ( گوشه گیـر ) ، افـسرده ، وابسته ، اجتنابی ، وسواسی - اجباری ، رفتارهای پرخاشگـرانه آشکار خیلی از جمعیت عادی کمتر است و ایـن افـراد اصولا قادر به ابراز خشم و عصبانیت خود نیستند

بیش فعالی:

ایـن اختلال عبارت است از « الگوی پایدار بیش فعالی و یا کمبود توجه » به طوری که شدت آن بیش از حد طبیعی یـک کودک در طی روند رشد باشد . بـرای تشخیص این اختلال لازم است که دست کم بـرخی از علائم تـا قبـل از سن 7 سالگی بـروز نـمایـد . علائم بـایـد حداقل 6 ماه باقی بمانند و علائم ایـن اختلال دست کم در دو محل از بیـن مدرسه ، خانه و محیط کار و ... مشاهده شود . ممکن است کودک فقط یکی از مجموعه علائم بیـش فعالی یا کمبـود توجه و یا رفتارهای تکانشی را داشته باشد . کم توجهی و بی دقتی عدم موفـقیـت تحصیلی ، بی اعتنایی بـه خواست های والدیـن ، رفـتـارهای تـکانشی ، عدم ثـبـات هیجانی ، رفتارهای تحریـک پـذیـر و تهاجمی ، از جمله علائم بالینی این اختلال هستنـد . معمولا کودکان بیش فعال بیـشتـر از کودکان کم توجـه بـه نـزد پزشک برده می شوند.

درمان بیش فعالی:                                                                                       

الف ) آموزش خانواده والدین نبایـد خود یا دیگران را به خاطر مشکل کودک سرزنش کنند و یا احساس گناه نمایند . والدین بـایـد روش مشابـه در تربیـت کودک به کار گیـرند . روش های فرزندپروری به والدین آموزش داده شود ، برخی از مشکلات مانند اختلال در تـوجه و تمرکز ، با اقدامات تربیتی و روان شناختی بـهبـود نمی یابـنـد . اما برخی از مشکلات نـیـز مانند عدم همکاری در مـصـرف دارو و نافـرمانـی با اقدامات تربیتی و روان شناختی بهبود می یابند. اصل رفتار درمانی به والدین آموزش داده شود . توجه به رفتار درمانی شامل تشـویـق درفتارهای منـاسـب ، نـادیده گرفتن و عدم توجه به رفتـار های نامناسب کودک است .

ب ) روان درمانی کودک:

روان درمانی فـردی هم شامل از بـیـن بردن احساس حقـارت و افـزایـش اعتماد بـه نـفـس در کودک و جلب همکاری وی در مصـرف دارو و گروه درمانـی کودکانی است که مشکلات مشابه دارند .                                        

ج ) آموزش آموزگاران                              

د ) دارو درمانی

تیک های عصبی:

تیک عصبی یاشایعترین مشکل روانی و راه حل آن

تیک‌، یکی از شایع‌ ترین مشکلات روانی است که به گفتهکارشناسان دلایل شیوع آن چندان مشخص نیست، ولی تخمین زده می‌ شود بین 5 تا 25 درصدکودکان در سنین مدرسه نیز نوعی از اختلال تیک را تجربه می ‌کنند. تیک ‌ها حرکاتغیرطبیعی ناگهانی، مکرر، سریع و هماهنگی هستند که معمولا به راحتی قابل تقلیدهستند...
حرکات به‌ صورتی مشابه مکررا رخ می ‌دهند و بیمارقادر است به ‌صورتی ارادی برای مدتی کوتاه آن ها را مهار کند، اما این امر ممکن استسبب اضطراب بیمار شود. تیک‌ ها در نتیجه فشار روانی تشدید می ‌شوند و حین فعالیت‌های ارادی و تمرکز فکری کاهش یافته و در خواب از بین می‌ روند.
روان‌شناسان تیک‌ ها را فعالیت‌های حرکتی - صوتیمی ‌دانند که به ‌صورت ناگهانی اتفاق می‌ افتند و در آن، فرد توان مقاومت خود را ازدست داده و ظاهرا مقابله با‌ آن هیچ فایده‌ای نخواهد داشت.

پریدن گوشه‌ چشم، پرش در ناحیه ‌گردن و حرکاتاضافه در شانه را از تیک ‌های حرکتی می ‌داند و در تیک ‌های صوتی در این ‌گونه تیک‌ ها علاوه بر تکان‌های عضلات، سیستم صوتی نیز(مانند صافکردن گلو، خرخر کردن و بالا کشیدن بینی وغیره) درگیر می ‌شود.تیک‌ هایی که به تازگیآغاز شده‌اند، اغلب نیاز به درمان ندارند.
توصیه مناسب به والدین و اطرافیانکودک مبتلا به تیک این است که توجهی به تیک ‌ها نداشته باشند، زیرا تمرکز روی تیک،باعث تشدید آن می‌ شود.
اکثر تیک‌ هایی که تازه آغاز شده‌اند، مسیر محدود وگذرایی دارند و به سمت اختلال جدی ‌تری پیش نمی ‌روند و حداکثر طی دوره‌های استرس‌آور عود می‌ کنند. معدودی از تیک‌ ها بیشتر از یک ‌سال طول می ‌کشند.
تیک درآقایان سه‌ برابر بیشتر از خانم ها است و تیک‌ های مزمن بیشتر بین سنین 6 تا12سالگی دیده می ‌شوند.

تیک‌ ها را می‌ توان بر اساس ساده یا متعدد بودن،گذرا و مزمن بودن به 4 گروه تقسیم کرد:

تیک‌های ساده گذرا:
در کودکی بسیار شایع‌اند ومعمولا پس از یک ‌سال (‌اغلب طی چند هفته) خود به‌ خود بهبود می ‌یابند و عمدتانیاز به درمان ندارند. تیک‌ های حرکتی معمول که اغلب در حدود 5/3‌سالگی شروع می‌شوند ،به کودکان کمک می‌ کنند تا انرژی عصبی را آزاد کنند. 75 درصد از کودکان، ایننوع تیک را در عرض 6 ماه پشت سر می ‌گذارند.
تیک به دفعات در طول روز، برای حداقل 4 هفته، رخ می دهد.طول دوره بیماری کمتر از 12 ماه است . شروع اختلال قبل از 18 سالگی است . حدود 24 - 5 درصد تمام کودکان سنیـن مدرسه سابقـه ای از تیک را می دهند . نسبـت ابتلا پسرها به دخترها 3 به 1 است . اگر چه تمام انـواع تیک بـا استـرس یا اضطـراب تشدیـد می شوند ، اما تـاکنـون هیچ مدرکی دال بـر اثبـات ایـن موضوع پـیـدا نشده است                                                                                                                            

درمان : در موارد خفیف درمان لازم نیست . تنها به والدین و اطرافیان توصیه می شود از توجه زیاد به کودک و دادن تذکرات مکرر به او یا تحقیر وی خودداری نمایند. اگر تیک ها به حدی شدیـد است که سبب ناتوانی فـرد و یـا اختلال هیجانی بارز شده اند ، معاینـات کامل نورولـوژی اطفال تـوصیـه می شود . شما می ‌توانید برای جلوگیری از تبدیل شدن این عمل به یک عادت، با تمرین کردن روش ‌های پیشگیرانه، به کودکان تان کمک کنید، ولی تیک ‌های گذرا نباید در برنامه کامل ترک عادت مورد توجه قرار گیرد.

روان درمانی : در موارد شدیـد از رفتار درمانی به ویژه اشباع ، روان درمانی فردی و یا گروهی و دارو درمانی استفاده می شود.

تیک‌ های مزمن:
اگر تیک بیش از 12ماه ادامه یابد،تیک مزمن محسوب می‌ شود. تیک‌ های مزمن پایدار هستند و معمولاً انقباض ماهیچه در آنها بیش از حد و بسیار شدید است. این تیک ‌ها مشخصاً به‌ صورت حمله‌ های دوره‌ایهستند و غالباً شدت آن ها ماه به ماه، روز به روز یا حتی ساعت به ساعت تغییر می‌کند. در حقیقت رفتار تیکی ممکن است برای هفته‌ ها یا ماه‌ها کاملاً محو، امادوباره ظاهر شود.
ممکن است در هر سنی پدیدار شوند، اما اغلب در کودکی شروع می‌شوند. درمان در اکثر موارد لازم نیست. باید به بیمار توضیح داد که این اختلالاهمیتی ندارد.

تیک‌ های ساده یا متعدد مداوم:
معمولا از کودکی یانوجوانی و قبل از 15‌سالگی آغاز می ‌شود. در بسیاری از موارد تیک ‌های موردی روی می‌دهد، اما بهبود کامل در خاتمه نوجوانی رخ می‌ دهد.

سندرم تیک‌ های حرکتی و صوتی متعدد مزمن:
اینسندرم به نام پزشک فرانسوی ‌ای که نخستین بار این بیماری را توصیف کرد، "سندرم ژیلدولا توره" نامیده می ‌شود.
این اختلال معمولا همراه با تحریک ‌پذیری و وسواساست که می ‌تواند موجب رانده شدن فرد از اجتماع شود و این واکنش ‌های اجتماعی منفیمی ‌‌تواند فرد را به افسردگی دچار کند و حتی در بعضی مواقع او را به سوی خودکشینیز سوق ‌دهد. تیک ‌های توره درصورت عدم ‌درمان می ‌توانند به حالتی مزمن در فردتبدیل شود. در این افراد حرکات لب و دهان شان به‌ گونه‌ای هست که انگار حرف‌ هایرکیک به زبان می‌ آورند، در صورتی که این طور نیست. به جز تیک ‌های گذرا در سایرتیک ‌های عصبی احتمال بازگشت وجود دارد.

علت‌ ها:
زمانی اعتقاد بر این بود که تیک‌ هاعلائم بیرونی احساسات سرکوب شده و کشمکش‌های درونی ‌اند. امروزه در بسیاری از نقاطجهان آن را ترکیبی از عوامل محیطی و زیستی می ‌دانند. تیک تقریباً در یک سوم موارد،پایه ژنتیک دارد، اما در برخی حالات ممکن است. این عادت از طریق تقلید به دستآید. همچنین مشخص شده است که رفتارهای تیکی در زمان فشارهای عصبی افزایش می ‌یابدکه این امر به "تیک عصبی" منجر می ‌شود.

در صورتی که از وجود تیک‌ های عصبی در کودک ‌تان رنجمی‌ برید، نکات زیر را مد نظر داشته باشید:

کاهش فشار روحی:
به لحاظ این که رفتارهای تیکیغالباً با فشار روحی تشدید می‌ شوند، مواردی را در زندگی کودک ‌تان جست ‌وجو کنیدکه ممکن است منشأ ناراحتی یا نگرانی او باشند. مثلا ببینید آیا او تلاش می‌ کند کهاز تکالیف مدرسه و درس‌ها عقب نمانند؟ آیا انتظارات ورزشی او بالاست؟
برای کاهشتنش‌های احتمالی کودک و ایجاد آرامش و اطمینان در او، تا آنجا که ممکن استموقعیت‌های فشارزا را از بین ببرید و با او مهربان باشید. تعداد تیک ها اغلب باکاهش فشار روحی، تقلیل می‌ یابند.

چه باید کرد؟
یکی از نکاتی که درباره ی انواع تیک‌ها حائز اهمیت است، نوع برخورد و نگاه عوام به آن است که باعث می ‌شود، فرد مبتلادچار احساس ناخوشایندی شود و خود را از انظار پنهان کند و در صورت افزایش بیش از حداین اختلال، حتی در رفتارهای اجتماعی او نیز تاثیر بگذارد.
اگر افراد با نشانه‌های طولانی‌ مدت تیک مواجه شدند، باید برای جلوگیری از اختلالات وسیع  تر به روان‌پزشک یا روان ‌شناس مراجعه کنند

ناخن جویدن:

ناخن جویدن ممکن است از سنین پایین (حتی یک سالگی ) شروع شود و میزان بروز آن تا 12 سالگی افزایـش یـابـد . معمولا تمام ناخن ها بـه یک نسبت جویـده می شونـد . در موارد شـدیـد صدمه ناخنها جدی است و ممکن است منجر به عفونت انگشتان و بستر ناخن ها شود . ناخن جویدن در موقعیت های اضطراب آور و ناکامی ها تشدید می یابد :                                                                                                                                                        الف ) چند توصیه به والدین                                                                                                                                                                                                           

1-تا آن جا که ممکن است این رفتار را نادیده بگیرند .

 2 - کودک را تنبیه نکنند.

 3 - محیط امنی برای کودک فراهم آورند تا نیاز او به این گونه رفتارها کاهش یابد.                    

 4 -  توجه کودک را به رفتارش جلب نکنند.                                                                  

 5 - کودک را بـه ویـژه هنگام خواب سرگرم نـگـه دارنـد ( مثلا با اسبـاب بازی ) تـا حواسش از ایـن عادت به فعالیت دیگری منحرف شود .                                                                                                                  

ب ) دارودرمانی ( در موارد بسیار شدید و در کودکان بالای 7 سال) نرم افزار سالنامه وزارت بهداشت

اوتیسم:

این بیماری قبل از 30 ماهگی بـروز می کنـد و شاخص تـریـن علائم و نـشانـه های مهارت های ارتباطی کلامی و غیـر کلامی رشـد نـیافـتـه یاکم رشـد یافـتـه ، الگوهای گفتـاری غیـر طبیعی ، اختلال در بـرقـراری ارتباط کلامی ، بـازیهای اجتماعی غیـرطبیعی ، فقدان همدلی و ناتوانی در برقراری دوستی است .                                                        حرکات کلیشه ای بـدن نـیـاز به حفظ یکنواختی ، محدود بودن علائق و مشغولیت ذهنی با اعضاء بدن نیز شایع اند .  بیمار کناره گیر بوده و اغلب ساعات طولانی را به بازی و تنهایی می گذارد .                                                  علت اوتیسم بـراحتمالات گوناگونی نـظیـر آسیـب مـغـزی ، آسیـب پذیـری ذاتی ، آفازی تکاملی ، نارسایی در سیستم فعال کنـنـده مشبک ، اثـر متقابـل نـامساعـد عوامل رشد عصبـی و روانی و تغییرات ساختمانی درمخچه تاکید کرده اند .        روش های درمانی متعددی در این اختلال به کار رفته ولی میزان موفقیت محدود بوده است .                                 برای پیشرفت در یادگیری گفتار از رفتار درمانی و برای رفتار مخرب و پرخاشگری از کنترل رفتاری و دارودرمانی استفاده می شود. نرم افزار سالنامه وزارت بهداشت

لکنت زبـان:

لکنت زبـان عبارت است از اختلال در روان بـودن والگوی زمانی تکلم بـه نحـوی که نامتنـاسب با سن فرد باشد . در لکنت زبان یک یا چند مورد از موارد ذیل دیده می شود : تکرار اصوات، طولانی کردن کلمات ، مکث هایی دروسط کلمات ، عوض کردن کلمات به منظور جلوگیـری از گیر کردن و بلاخره توقف ها یا مکث های بارز .                     در بیشتر افراد این اختلل از دوران کودکی آغاز می شود . لکنت زبان ممکن است در طی تمرینات شفاهی یا آواز خواندن یا حرف زدن با اشیا یا حیوانات خانگی برطرف کرد .                   

درمان : گفتار درمانی ، آمـوزش ریلکسیشن ، انجام هیـپنـوتـیـزم همراه با تلقـیـن ، روان درمانی و خانواده درمانی ( در صورت وجود پاتـولـوژی بارز در بیمار و خانوداه ، روان درمانی و خانواده درمانی انـدیکاسیـون دارد ) ، تکنیک جدید درمانی ( Self – Therapy ) است با فرض اینکه لکنـت زبان یک علامت نیـست ، بلکه رفـتـاری قابل تـعدیـل است و درمان دارویـی هـم نـوعی دیـگـر از روش های درمانی است.اینترنت

برای کمک به کودکی که لکنت زبان دارد ، چه اقداماتی باید انجام داد؟

1-برخوردی کاملا آرام ، صمیمی و عادی با او داشته باشید .

 2- با صبر و حوصله به صحبت های اوگوش کنید .                                                      

 3 - هرگز از نحوه صحبت کردن او تقلید نکنید .                                                                                   

  4 - مراقب باشید تا او با بینی هوا را وارد ریـه و از دهان خارج نـکنـد (تمرینات تنفسی مناسب) .

  5 - به او آموزش دهید که شمرده و آرام صحبت کند و مراقب وضعیت تنفسی خود باشد .      

  6 - از او بخواهید که با آرامش کامل در مقابل آینه با خودش یا شما صحبت کند .                                              7 - بـرای اصلاح تکلم فـرد لکنـتــی از کلمـات و جملات ساده شـروع کنیـد و پـس از آن بـر مـیـزان دشواری آن بیفزایید

 8 - او را بـه صحبـت در جمـع تـشویـق کنـیـد ، بـهتـر است در ابتدا از جمع کودکان یا افراد کوچکتر استفاده کنید و پس از آن از او بخواهید تا در شرایط پیچیده تر نیز صحبت کند. برای مثال از فردی که با عجله سرکار می رود ، آدرسی بپرسید .

 9 - به او آموزش دهـیـد که قبل از صحبـت کردن به مطالبی که می خواهد بیان کنـد ، بیندیشد و آنها را در ذهن خود نظم دهد و پس از آن ، مطالب را به زبان آورد .                                                                                        

 10 - هیچ گاه به خاطر مشکل او اظهار تاسف نکنـیـد و همواره مشوق او در صحبت کردن و اظهار نظر نمودن درباره پدیده ها و امور مختلف زندگی باشید .                                             

 11 - با دادن مسئولیت هایی که از عهده آنها برمی آیـد و مایل است آنها را انجام دهـد ، اعتماد به نفس او را تقویت کنید . 12 - حس مشارکت اجتماعی و گروهی را در او افزایش دهید و موجبات ارتباط با دیگران را فراهم سارید                                                                                                                                                                                                                                   نباید انتظار داشته باشید که با شروع درمان،لکنت زبان فرد فورا بـرطرف شود. گاهی ممکن است بهبودی نسبی چند ماه طول بکشد.

یک سوم ایرانیها بیمار روانی هستند

دکتر دماری عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران، سوم یعنی 35 درصد از جمعیت ایران، بیماری روانی دارند. روند بیماری روانی در میان ایرانیان، همچنان رو به افزایش است. به نظراو" سال 79 شیوع بیماری‌های روانی 21 درصد بود در حالی که اکنون این رقم به  34 و 9 دهم درصد افزایش یافته است و طبق پیمایش‌های کشوری و داده‌های اولیه این روند رو به افزایش است." " در سیاستگذاری‌های کلان کشور، بعد اجتماعی و معنوی رها شده است."

در رتبه‌بندی نشاطملتهای جهان، در سال 2006 رتبه ایران در میان 170 کشور 96 بود. اکنون با توجه به اینکه در نمودار توزیع جمعیت ایران بیشتر به سمت سنین بالای دوره جوانی متمایل است، می توان محاسبه کرد در ایران بیش از 25 میلیون بیمار روانی زندگی می کنند.

حسین باهر رفتارشناس: فقر جامعه امروز ما ، فقر فرهنگی است و تنها فقر اقتصادی نمی تواند عامل اصلی ارتکاب عمل خلاف قانون باشد: روان پریش بودن 75 درصد از زنان در جامعه ایران نشان ازنبود امنیت ذهنی آنان دارد و این که زیر ذره بین بودن زنان در جامعه ما باعث بلا تکلیفی آنان در اجتماع شده و درنهایت زنان نمی دانند باید درچه جایگاهی چه هنجارهایی را رعایت کنند.

بیماریهای روانی، اولین عامل بیماری در ایران

محققان بارها هشدار داده اند تهدید سلامت ایرانیها، ابتدا با بیماریهای روانی انجام می شود.

"بیشترین بار بیماری‌ها در ایران به بیماری‌های روانی، حوادث و تصادفات و امراض قلبی- عروقی اختصاص دارد."

اصلی ترین عوامل مربوط به شیوعبیماریهای روانی را متوجه بخش دولتی عهده دار سلامت مردم می داند: " نبود برنامه‌ای مشخص در این زمینه از سوی وزارت بهداشت، ضعف نظارت،اجرا نشدن قوانین و ضوابط موجود سر راه ساماندهی بیماریهای روانی در کشور است."

" عمده برنامه‌های کشوری در برخی حوزه‌های خاص- و نه همه حوزه‌های سلامت روانی و اجتماعی- تعریف شده و معطوف کودکان، زنان و سالمندان است و به سلامت روان مردان جوان و میانسال و اختلالات جنسی با منشاء روانی که تهدیدگر زنان و مردان در گروه‌های سنی مختلف هستند، تبعات روانی منفی تجرد در این برنامه‌ها توجه چندانی نشده و نمی‌شود."

" وزارت بهداشت چندی پیش در ساختار جدید خود، دفتر سلامت روانی - اجتماعی و اعتیاد را به حاشیه راند و فعلاً باید منتظر نتایج دورخیز این وزارتخانه برای ایجاد تحولی تازه در عرصه نظام سلامت و پرداختن بیش از پیش به بهداشت روان آحاد مردم ماند."

محققان می گویند بیماریهای روانی یکی از عوامل اصلی بروز جرایم و ناهنجاریهای اجتماعی مانند کودک آزاری، خشونتهای خیابانی، قتل و حتی اختلافات مالی است. گفته می شود در سال 88، اصلی ترین عامل شکایات مردم از همدیگر، "ضرب و جرح" بوده که نشان می دهد آستانه تحمل افراد به دلیل مشکلات فراوان زندگی، به شدت پایین آمده. این مشکلات، هم اکنون سلامت ایرانیان را نیز به خطر انداخته و امروز اعلام می شود بیش از یک سوم ایرانیان، بیمار روانی اند.اینترنت

شخصیت متعادل و میانه

روح، نفس و عقل سه عنصر از عناصر اصلی ساختار وجود انسان می‌باشند که هر کدام از این سه عنصر در مثبت و یا منفی نمودن هویت آدمی نقش مهمی را ایفا می‌کنند و هرگونه عیب و نقصی در یکی از این عناصر، موجب آشفتگی و بی‌نظمی در هویت انسان می‌شوند، دوره‌ی سنی، سطح درک و فهم، اصول فکری و فرهنگی و محیط زندگی از جمله چیزهای هستند که در ساختار عناصر سه‌گانه تأثیرگذار می‌باشند.
به همین خاطر است که در رشته‌های روان‌شناسی، اجتماعی و علوم تربیتی به این سه عنصر اصلی توجه بیشتری می‌شود و اصول، قواعد علمی و قانونی را برای آن طرح‌ریزی می‌نمایند و تمامی جوانب و صور قدرت و ضعف هویت آدمی را مورد بررسی قرار می‌دهند تا بتوانند عوامل پیشرفت و عقب افتادگی را به بیانی شیوا و رسا بیان دارند و در نهایت شخصیتی متعادل و متوازن و میانه را معرفی کنند که مورد پذیرش خدا و مردم باشد.
پس برای مسلمان آگاه و فهیم لازم است که خود را به آن صفات مزین کند و خود را در آن قوالب جا دهد و به طرف آن قدم بردارد.
اینک ویژگیهای یک هویت متعادل و میانه:
 
1-تعامل و واکنش متوازن
گذر زمان، وقایع روزگار و مواضع گوناگون، از جمله نکاتی هستند که انسان را عجول پرورش می‌کنند و او را از میانه‌روی دور می‌نمایند و در نهایت آثاری منفی را بر پیکر او به جا می‌گذارند، پس لازم است هر کس به مقتضای اوضاع و شرایط و به اندازه‌ی نیاز و طبق موضوع در میدانهای مختلف زندگی و در حین ارتباط با دیگران تعادل خویش را حفظ کند و از آن محافظت و پاسداری نماید.
و از جمله مواضعی که لازم است انسان واکنشی متعادل و میانه را در برابر آن نمایش دهد موارد زیر می‌باشند:
در هنگامی که چیزهای مختلفی با هم قاطی و مخلوط و مفاهیم آنها مبهم و پیچیده می‌شود.
در هنگام اجرای امور.
کشش میان دو امر و تعامل میان دو واجب.
در هنگام مسابقه و مبارزه.
هنگام رو در رویی با مشکلات و مواضع سخت و ناگوار.
اینها مشتی از خروار در میان بسیاری از میدانها می‌باشد که لازم است انسان واکنشی میانه را در برابر آن اتخاذ نماید.
 
2-تولید کننده و مولد
این شخصیتی تولید کننده و سازنده است، زیرا طبق قوانین و برنامه‌‌‌های زندگی قدم بر می‌دارد و از تمامی عوامل خیر برای رسیدن به اهداف عالی خویش استفاده می‌کند.
تولیدات در زمینه‌‌‌های مادی، اقتصادی، سیاسی و... به همان اندازه‌ی درخواست و اهداف تحقق می‌یابد و امکان‌پذیر می‌باشد و انسان نیز متناسب با آن قدم بر می‌دارد و تولید می‌کند.
اما بهترین روش آن است که انسان طبق فقه اولویات و مقایسه و متعادل‌سازی میان تولیدات قدم بردارد و دستاورد خویش را بر عرصه‌ی زندگی به نمایش بگذارد.
 
3-نرمش و انعطاف‌پذیری
نرمش صفت جذابی است که در زمینه‌‌‌های مختلف زندگی انسان را برای پذیرش صفات متعالی آماده و مهیا می‌سازد.
و از جمله قدرتهای که انسان در این زمینه کسب می‌کند نکات زیر می‌باشد:
توانایی بر شکل‌گیریهای گوناگون و عادات مختلف.
توانایی کامل بر برنامه‌ریزی و طراحی‌‌‌های صحیح و درست.
توانایی بر تعامل با محیطهای گوناگون و شخصیتهای مختلف.
توانایی بر تغییرات مثبت و متعالی.
توانایی بر رویارویی با فاجعه‌‌‌ها و مشکلات.
توانایی برای تحولات در میدانهای تلاش و کوشش.
توانایی بر کنترل وسائل و روش استفاده از آنها.
 
4-به کارگیری تجربه‌‌‌های شخصی و استفاده کردن از تجربه‌‌‌های دیگران
شخصیتهای پیروز و نوآور و خلاق، این گزینه را بسیار مورد استفاده قرار می‌دهند و از دیدنیها و شنیدنیها و خواندنیها بهره می‌گیرند؛ به طوری که بدیها را به دیوار می‌زنند و بهترینها را دنبال می‌کنند و همچنین از تجربه‌ها و تواناییهای پیروزمندانه‌ی خویش در میدانهای مختلف زندگی بهره برداری می‌کنند.
پس شخصیت متعادل کسی است که در تمامی میدانها پا به پای ضروریات زندگی نکات زیر را دنبال می‌کند:
حلال مشکلات
تکمیل پروژه‌‌‌ها
تسهیل فرامین
چگونگی ارتباطات
و در برنامه‌ی اسلامی نیز با توجه به قرآن و سنت نبوی استفاده کردن از تجربه‌ها، مسأله ای واضح و دنبال شدنی است، زیرا مدام قرآن به ما یاد می‌دهد که تجربه‌‌‌های پیغمبران و امتهای گذشته را مورد بررسی خویش قرار دهیم و از آنها پند و اندرز بگیریم (وکلاً نقص علیک من أنباء الرسل ما نثبت به فؤادک وجاءک فی هذه الحق وموعظة وذکری للمؤمنین = این همه از اخبار پیامبران بر تو فرو می‌خوانیم، کلا برای این است که بدان دلت را بر جای و استوار بداریم. برای تو در ضمن این حق آمده است و برای مؤمنان پند و یاد آوری مهمی ذکر شده است ) ‹‹ ۱۲۰ / سورة هود ›› ( لقد کان فی قصصهم عبرة لأولی الباب ( و پیغمبر (ص) نیز جهت پند و اندرز و پرورش امت خویش، ضرب المثلها و داستانهای گذشتگان ( همانند سه نفری که وارد غار شدند ) را برای پیروان خویش تعریف می‌کند. و خود نیز از تجربیات عصر خویش استفاده می‌کرد و آنها را به کار می‌گرفت ؛ مسأله‌ی تلقیح درختهای خرما در کتابهای سیره مشهور و زبان زد خاص و عام است.
به طور عموم این مسأله از جانب دین حنیف و عقل سلیم مقبول و مؤید می‌باشد و شخصیتهای متعادل به صورت متوازن از این مسأله بهره می‌برند و بدون هیچ گونه افراط و تفریط و یا تعصبی با آن برخورد می‌کنند.
 
5-تعامل و برخورد اجتماعی
به خاطر اهمیت داشتن این ویژگی لازم است از همه بیشتر به این مسأله اهمیت بدهیم، زیرا انسان طبیعتا موجودی اجتماعی است و داشتن این طبیعت ویژگیهای عقلانیت و روحانی بودن و تعادل درونی و رفتار با هم نوعان خویش را در انسان به وجود می‌آورد، پس شرعا و عقلا لازم است بر حسب واقعیات و نیازمندیها با دیگران رفتار نمود.
این ویژگی تمامی میدانهای زندگی را در بر می‌گیرد و در بسیاری اوقات پایه و مغناطیسی برای شهروندی و همبستگی و رهیافت متقابل می‌باشد.
پس لازم است اشخاص فهیم و دانا قوانین این ویژگی و عامل اساسی تأثیر گذاری را بپذیرد.
و اینک جهت آسان جلوه دادن مسئولیات این ویژگی پایه‌‌‌های محکم و اساسی آن را معرفی می‌نماییم:
احساس به وابستگی شهروندی
توجهی متعادل و میانه به دایره‌ی عاطفه‌‌‌ها
اجرا کردن مسئولیتهای شهروندی
ضایع نکردن حقوق شهروندی به دلیل مشکلات جانبی
تقسیم کردن دائره‌‌‌های اجتماعی طبق نقشه‌ای میانه و متوازن
صبر کردن در برابر مشکلات شهروندی با استفاده از روحیه‌ای متعالی و تفاهم واقعی
 
6-تعادل در میان کلیه‌ی میدانهای زندگی
بدون شک هر کدام از ما از جوانب مختلفی با زندگی ارتباط و هماهنگی داریم پس انسان عاقل و منظم کسی است که با استفاده از نسبتهایی متوازن در میان کلیه‌ی میدانها، تعادل و توازنی دقیق و مدام را راه اندازی می‌کند و متعادلانه میان آنها زندگی را به سر می‌برد.
و این را هم اضافه کنم که تساوی نسبتها با هم مهم نیستند، بلکه آنچه مهم و حساس می‌باشد عبارت است از اینکه اهتمامی جدی به آن نسبتها در کلیه‌ی زمینه‌‌‌های زندگی بشود ؛ به عنوان مثال:
تاجر می‌تواند ۵۰/. از وقت خویش را مخصوص تجارت و مسایل اقتصادی نماید و تنها ۱۰/. و یا کمتر را برای کسب علم و دانش باقی بگذارد، ولی باید به طوری دقیق و جدی روی آن درصد پافشاری کند و از آن غافل نشود. و بعد دستاور موفق و عالی خود را برای دیگران بیان دارد و به نمایش بگذارد. و باید همین گونه در کلیه‌ی زمینه‌‌‌ها به درصد تعیین شده توجه و اهتمام داده شود.
زمینه‌‌‌های اصلی در زندگی- نه به طور کلی - حول برنامه‌‌‌های زیر می‌چرخند.
 
1-برنامه‌ی تربیت فرهنگی، درونی، روانی
 
2-برنامه و پروژه‌‌‌های امرار معاش و فراورده‌های حلال
3-در حد نیاز آگاهی از سیاست روز، دعوت، نقشه کشی و طراحی کردن
 
4-پروژه‌‌‌های اجتماعی میان زندگی خانواده و ارتباط با دیگران همراه با رعایت کردن اختلاف مقام و منزلت اجتماعی و مرحله‌ی سنی و اهتمام دادن مرحله ای برای هر جنسی بر حسب ظروف و شرایط خویش.
به این امید که همه‌ی ما بتوانیم در زندگی متعادلانه و به گونه‌ای میانه قدم برداریم و زندگی را سپری بنماییم.

شاخص‌های یک شخصیت متعادل در اجتماع چیست؟

تا تعادل را به چه معنا و مفهومی فرض کنیم. امروزه روان‌شناسانی که به علوم رفتاری گرایش‌دارند و شاخه اصلی مطالعاتشان رفتارشناسی است (‌مانند حکما و اطبای قدیم که سخن از مزاج و اخلاط‌ می‌کردند معتقدند که یک "‌شخصیت متعادل" وجود ندارد. از این رو صحبت از معتدل فرضی می‌کنند. در نظر‌اینان یک شخصیت متعادل اجتماعی شخصیتی است که در سازگاری کامل با فرهنگ اجتماع خود بوده و در‌تعاملات خود با جامعه دچار هنجارها و ناهنجاری‌های افراطی و تفریطی نمی‌گردد. البته باید توجه داشت که‌کلمه سازگاری به معنای متابعت، پیروی یا کنار آمدن با فرهنگ نیست، بلکه به معنای کنش و واکنش‌های‌معقول است. ندا گاهی سازگاری با یک فرهنگ در ترک آن فرهنگ و هجرت از آن جامعه معنای می‌یابد و گاه در‌تلاش برای اصلاح آن و... به هر صورت، یک شخصیت متعادل اجتماعی در نزد روان‌شناسی امروز شخصیتی‌است که نقش اجتماعی) سوسیودرام) و نقش روانی (‌پسلیکودرام) خود را به گونه مطلوب و معقول ایفا‌می‌کند. اینترنت