چگونه می توان اختلالات شخصیت را تشخیص داد:تشخیص اختلالات شخصیتی را از 18 سالگی به بعد می توان مطرح کرد و این سنی است که در آن شخصیت شکل گرفتـه است . ایـن اختلالات بسیار شایع هستنـد و نزدیک به 10 درصد کل جمعیت بالای 19 سال به یکی از انواع آن و یا بیش از یک نوع آن مبتلا هستند و نسبت کلی زنان و مردان مبتلا برابر است . می توانیم اختلالات شخصیتی را در سه گـروه عمـده جای دهیم که هر یک از این گروه ها نیـز به انواعی تقسیم می شوند :

 الف - گـروه عجیـب و  غیـر عادی شامـل اختلالات شخـصیتـی بـدبـیـن ( پارانوئیـد ) ، گسیخته وار ( اسکیزوئید ) ، گسیخته گون (اسکیزوتایپال ) .

ب - گروه نمایشی و هیجانی شامل اختلالات شخصیتـی نمایشی ( هیستریونیک ) ، خودشیفته (نارسیتیک ) ، مرزی  ضداجتماعی (آنتی سوشیال ) .   

ج - گروه مضطـرب ، خلقی و ترسان شامل اختلالات شخصیتی اجتنابی ، وابسته ، وسواسی - اجباری ، پرخاشگری انفعالی ، افسرده

عوامل پدید آورنده اختلالات شخصیتی کدامند:این عوامل دو دسته اند : 1- علل زیـست شناختی است که تحت عنـوان گـرایـش ذاتـی و سـرشـت هم مـورد بحث قـرار می گیـرد و می تـوان به مسائل ژنتیک و ارث ، ضربـه بـه جمجمـه قبـل یا حیـن تولد ، زایمان های طولانی و سخت و التهاب و تورم اشاره کرد .

از مهم تریـن علل روان شناختی اختلالات شخصیتـی می تـوان به مـوارد زیـر اشاره کرد . فـقـدان یا غیبت پدر و مادر و یا یکی از آن دو و تماس های اجتماعی محدود ، برآورده نشدن نیازهای بنیادی کودک همچون عشق ، تفاهم ، احترام ، امنیت و موفقیت .

 2- علل روانـی - اجتماعی است که ناشی از محیط پـرورشی و تـربـیـتـی نامناسـب است .

ایـن عوامل باعث می شوند کودک نتواند هـویـت مثبت مبتنی بـر سازگاری اجتماعی کسب کنـد و حتـی مـوجـب می شوند، کودک هـویـت منفی پیـدا کنـد و تبـدیل بـه فـردی رنـجـیـده ، طغیانـگر و ضد اجتماعی شود .

اختلال شخصیت وسواسی:مبتلایان به اختلال شخصیـت وسواسی ، افـرادی هستنـد با پشتکار و سخت کوشی زیـاد که گاه کار آنها جنبه سماجت و بسیاری از اوقات شکل سر سختی به خود می گیرد . در عین حال در تصمیم گیـری های خود دچار تردیدهای زیاد هستنـد ، به نظم و ترتیب و کمال آرمان گرایانه ای دلبسته اند که نیل به آن در جهان خاکی ما بسی دشوار است . مبتلایان به شخصیت وسواسی قادر بـه ابـراز عواطف و هیجانات مثبت و منفی خود نیستند و این عـواطـف را تنـها بـه صـورت غیر مستقیم ابـراز می کنند . ایـن افـراد با سخت گیری و تنگ نظری ، زندگی را بر همسر و فرزندان و همکاران و زیردستان تلخ میکنند و تازه در شگفت هستند که چرا محبوب نیستند و چرا دیگران در پذیرش رفتارها و دیدگاه های آنان مشکل دارند . این افراد قادرند برای ساعات متمادی کار کنند و از نظر شغلی عموما افرادی با کفایت هستند و شیفته کسانی هستند که خواسته های خود را به روشی مقتدرانه اعمال می کنند . بـه نـدرت از کسی تعریـف می کنـنـد ، اما در دلسرد کـردن دیـگـران استاد هستـنـد . خانواده ، دوستان و همکاران ایـن افـراد ممکن است از خشکی و سرسختی همیشگی آنان سرخورده شونـد . اینها پیرو افراطی ایـن ضـرب المثل هستند « هر چیز که خوار آید یک روز به کار آید » . دور ریختن اشیای بی مصـرف را مصلحت نمی داننـد . در ابـراز عواطـف و احساسات لطیـف و ظریـف مشکل دارنـد . به عنوان پدر و مادر یا رئیس خیلی زیاد به جزئیات زندگی و رفتـار فـرزنـد یا زیـردست خود توجه نشان می دهند و می خواهند از همه چیز سر در بیاورند نرم افزار سالنامه وزارت بهداشت

چه عواملی در ابتلا به شخصیت وسواسی دخالت دارند:در سابـقـه زنـدگی ایـن افـراد اغلـب انضباط سخـت در دوران کودکی را می تـوان کشف کـرد . عموما عقیـده بـر ایـن است که سخت گیـری پـدر و مادر در آموختن زودهنگام رفتارهای شایسته اجتماعی و از جمله کنتـرل کامل ادرار و مدفـوع تـا پیش از دو سالگی ، از عوامل ایجاد شخصیـت وسواسی است . بـرخی عقـیـده دارنـد که رفتـارهای دفاعـی ناخودآگاه علیـه تمایل بـه بی نظمی و بی بـرنامگی و کثیـف بودن است . چنیـن پـنداشته می شود که فـرد با توسل به رفتارهای تشریفاتی ، وسواس خود را در برابـر اضطراب شدیـد و مـزمـن حفظ می کنـد و منـش های وسواسی ، سدی در بـرابـر انگیزه های تهاجمی و پرخاشگری و احساس گناه ناخودآگاه هستند . این بیماران در میان سایر مبتلایان اختلال شخصیت،مستثنی هستنـد و اغلب با آگاهی از مشکل خود بـه درمان می پـردازنـد . با روان درمانی طولانی و پیچیـده و بااستفاده ازداروهای جدیـد ، امکان کنترل این اختلال فراهم آمده است

اختلال شخصیت مرزی یعنی چه:مهم تـریـن ویژگی های « شخصیت های مرزی » عبارت هستنـد از : بی ثباتی دائمی در روابط با افراد دیگر ، بی ثباتی در هویت و ارزیابی از خویشتن ، بی ثباتی در عواطف و رفتارهای ناگهانی و مهارنشدنی به ویژه به صورت تظاهر شدید خشم و پرخاشگری . بدیهی است که ایـن بی ثباتی ها و ایـن فوران های خشم با روابط شغلی ، دوستی و زنـاشویی سازگاری نـدارد . آغـاز ایـن اختلال از اول جوانـی است و اگـر درمان نـشـود بـرای همیشـه ادامـه می یابـد و وخیم می شود . عـوارض آن تنها بـه احساس ناراحتـی و رنـج محـدود نمی شود ، بلکـه به شکل صدمـه بـه خود ، خودکشی ، اعتیاد و ضرب و جرح اطرافیان نیز تظاهر می یابد . وضعیـت ایـن مبتلایان چنان است که گویی همیشه در بحران هستند . نوسانهای خلقی در آنها شایع است . فـرد در یک لحظه مجادله گر و در لحظه بعد افسرده است . رفتار ایـن افراد ، پیش بینی ناپـذیـر و به میـزان زیـاد به زمینه ارتباط آنان با دیگران مرتبط است

چه عوامل در ابتلا به شخصیت مرزی دخالت دارند:اختلال شخصیت مرزی در میان بستگان درجه یک مبتلایان به این اختلال ، پنج درصد کل جمعیت مبتلایان است . در خانواده این بیماران میزان اختلال شخصیت ضد اجتماعی ، اعتیاد و افسردگی نیز بالاتر از جمعیت عادی است . این نوع شیوه خانوادگی نماینده عوامل ژنتیک و یادگیری است که همراه یکدیگر اثر می کنند و شخصیت مرزی را پدید می آورند . در بسیاری از افراد مرزی، دوره هایی از افسردگی شدید وجود دارد که گاه تبدیل به نشانه های پابرجای افسردگی می شود. این بیماران از درمان، چه به صورت سرپایی و چه به صورت بستری در بیـمارستان ( در زمان بی ثباتی شدیـد و بـحران های افسـردگی و روان پـریـشی سوء رفتار ) استقبال می کنند . روان درمانی انفرادی طی جلسات متعدد به بیمار کمک می کند تا دگرگونی های بنیادی در ساختار شخصیتی خود پدید آورد . یاری گرفتن از اعضای خانواده ، بهبـود در موقعیت های نامناسب خانوادگی ، تغیـیـر در روابط بیمار گونه اعضای خانواده و خانواده درمانی مفید است. دارو درمانی نیز برای کنترل نشانه های خاص موثر است

اختلال شخصیت بدبین یاپارانوئید:مهم تریـن ویژگی این اختلال عبارت است از سوءظن و بی اعتمادی به دیگران . مبتلایان چنین می پندارند که دیگران آنان را مورد آزار ، بهره کشی یا فریب قرار می دهند ، در حالی که واقعیت چنین نیست . این افراد بدون هیچ دلیل ، یا بر پایه شواهد ناچیز و بی اهمیت، دچار این شک هستند که دیگران بـر ضد آنان توطئـه می کننـد . درباره وفاداری همسر ، بستگان و دوستان خویش همیشه تـردیـد دارند و اعمال آنان را به دقت مورد ریزبینی قرار می دهند تا شواهدی حاکی از نیات خصمانه آنان بیابند . حتی تشویق و تعریف ، اغلب مورد سوءتعبیـر قـرار می گیـرد . این افراد به صورت بیمار گونه ، حسود هستند . اغلب بدون اینکه شواهدی موجود باشد ، مظنون به خیانت همسرشان هستند . از آنجا که قادر به اعتماد کردن به دیگران نیستند ، نیاز شدید به خودکفایی و استقلال دارند

چه عواملی در بروز اختلال شخصیت بد بین نقش دارند:عوامل ارثی را در ایـن اختلال دخیل دانسته اند ، اما به نظـر می رسد نقش محیط اولیه پرورش کودک نیز بسیار مهم است.محیط خانوادگی سرد، انزواجو، بی اعتمادی و سوءظن، موقعیت های برانگیزنده حسادت و کاهنده احترام به نفس ، بدرفتاری از سوی والدین و رفتار و گفتار طعنه آمیز و دارای معانی دوگانه از سوی آنان همه در ایجاد شخصیت پارانوئید نقش دارند . این اختلال در 5/. تا 5/2 درصد کل جمعیت جهان گزارش شده است .

 درمان اختصاصـی اختلال « شخصیت پارانوئید » عبارت است از :

1-روان درمانـی . اما ویـژگی های شخصیتی ایـن بیماران مانع عمده ای در ایجاد رابطه درمانی مناسب است .

2-درمان دارویی بـرای مقابله با اضطـراب و پریشانی بیـمار و یا دوره های آشفتگی شدید و اندیشه های شبه هذیانی او مفید است

اختلال شخصیت وابسته یعنی چه:مهمترین ویژگی های این اختلال عبارت هستند از : داشتن اطمینان به افراد ، وابستگی کامل به دیگران ، رفتار تسلیم جویانه ، کم رویی ، تردید و پرهیز از مسئولیت ها . نیـاز بیش از حد شخصیـت وابستـه بـرای اینکه تحت حمایت و مراقبت قرار گیـرد ، سبب می شود تسلط دیگران و اجحاف و بدرفتاری آنان را بپـذیـرد . تـرس وی از جدایی موجب می شـود . رفتـاری تسلیم جویانه و حقارت آمیز و در بـرابـر دیگران در پیش گیـرد . این رفتارها در ابتـدای جوانی ظاهـر می شود و در زمینه های گوناگون تجلی می یابد . یک شخصیت وابستـه در تصمیم گیـری های معمولی روزانـه هم مشکل دارد . ایـن افـراد هیچ گاه نمی تواننـد آغازگـر کاری باشنـد و تـوانایـی نه گفتـن را هم ندارنـد . او می خواهد روابط خـود را با دیگـران به هـر قیـمـت حفظ کند پس مجبـور به تحمل انـواع پستی ها می شود و پیـونـدهای او با دیگران نامتوازن و مخدوش است . ایـن افـراد دیـدی منفی و بدبیـنانـه و مـردد نسبـت به خویـش دارنـد و تـوانایی های خود را نـاچیـز می شمارند . افسردگی و اضطراب در این افراد بسیار شایع است

چه عواملی در بروز اختلال شخصیت وابسته نقش دارند:تـشخیـص اختلال شخصیـت وابـستـه زمانـی امکان داردکه فـرد با وجـود امکاناتی که دارد ، رفـتارهای وابستـه را ادامه می دهـد . روابط اجتماعی مبتلایان ، محدود به افـراد مـورد اتـکایشان است و از نظر خانوادگی هم بسیاری از آنان نسبت به بدرفتاری جسمی یا روانی از سوی همسر در رنج هستند ، اما جرات اعتراض ندارند  در صورت قطع رابطه با فـرد مورد وابستگی ، در معرض خطر افسردگی شدید قرار می گیرند . در عین حال در صورت درمان ، امکان بهبـود ، زیاد است . بنیـان درمان بـر روان درمانی و دارو درمانی است . روان درمانی بینش گرا بیـمار را قادر می سازد که زمینـه رفتار خود و چگونگی شکل گیری آن را دریابد . بیـمار با حمایت پزشک می تواند نسبـت بـه پیـش از درمان مستقل تـر ، پـرجرات تـر و متکی تر به خود شود . رفتار درمانی، درمان جرات ورزی، خانواده درمانی و گروه درمانی موفقیت آمیز بوده اند و جهـت مقابلـه با علائم اضطـراب و افسـردگی شایـع در ایـن بیـماران تـرکیـب روان درمانی و دارو درمانی موثر است

اختلال شخصیت گسیخته واریا اسکیزوئید: بنیادی ترین ویژگی اختلال شخصیت اسکیزوئید عبارت است از دوری گزیدن از روابط اجتماعی . ایـن افراد در ارتباط با دیگران قادر بـه ابراز عواطف عادی نیستند و اصولا دامنه عواطف آنان محدود است . این ویژگی از ابتدای جوانی و در زمینه های گوناگون زندگی آنان ، چه در محیط خانه و چه در تحصیل ، چه در کار و چه در زناشویی قابل ملاحظه است . ایـن افراد اشتیاقی برای برقراری دوستی و صمیمیـت با دیگران ندارند . از رابطه با دیگران پـرهـیـز می کنند و بـر خلاف اکثـر انسان ها که از تـعـلـق بـه خانـواده یا گـروه های اجتماعی دیـگر لـذت می برنـد ، از ایـن تعلقات رضایـت خاطر ندارند . آنها کار شبانه را بـه کار روزانه ترجیـح می دهند ، زیـرا به ایـن ترتـیـب مجبـور نیستند با عده زیادی سر و کار داشته باشنـد . دوستان نزدیک یا افراد مورد اطمینان ندارند . این افراد در نخستین دیدارها معذب و ناراحت به نظـر می رسنـد و از تماس چشمی دوری می کنند . در ابراز خشم خود حتی در واکنش به تحریک مستقیم مشکل دارند که در نتیجه این تاثیر را پدید می آورد که آنان فاقد هیجان هستند اینترنت.

چه عواملی در ابتلابه شخصیت اسکیزوئید نقش دارند:دوره کودکی یا نوجوانی مبتلایان به اختلال شخصیت اسکیزوئید ممکن است با انزوا ، روابط کم با همسالان و دستاوردهای پایین تـر از انتظار در مدرسه مشخص شود . ایـن کودکان یا نوجوانان به علت تفاوت با دیگران مورد اذیت و آزار همسالانشان قـرار می گیرنـد که طبعا بر انزواطلبی آنان می افزایـد .  رابطه ژنتیک بین ایـن اختلال با اسکیـزوفـرنیا و اختلال شخصیت اسکیزوتایپال ذکـر شده است . مبتلایان بـه اختلال شخصـیـت اسکیزوئید می تـوانـنـد بـیـماران خوبـی بـرای درمان بـه شیـوه روان درمانی باشنـد . تمایـل آنـان بـه درون گـری با انتظارات روان درمانـگـر سازگار اسـت . بـا بـرقـراری اعتماد نسبـت بـه پـزشک ، ممکن است به تدریج و بـا هـراس فراوان ، خیال پـردازی ها ، دوستان تـصـوری و تـرس از وابستگی ، حتی درباره ارتباط بـا درمانـگـر فـرد را آشکار کنـنـد . درمان دارویـی بـا مـقـادیـر جـزیـی از داروهای ضـد روان پریشـی ، ضـدافسـردگی و محرک های روانی در بـرخـی بیماران موثر بوده است نرم افزار سالنامه وزارت بهداشت

اختلال شخصیت ضد اجتماعی یاآنتی سوشیال:ویـژگی اصلی ایـن اختلال شخصیـت ، نداشتـن ظرفیـت بـرای دلبستگی و وفاداری به دیگران یا قوانـیـن زندگی اجتماعی است . این افـراد احساس مسئولیـت ندارنـدو بی عاطفه به نظر می رسنـد و تنها لذت های آنی وفوری بـرایـشان مهم است . بـا دلیـل تـراشی های لفاظانه ، خود را متقاعد می کنند که اعمالشان منطقی و مجاز است . به نظر می رسد ایـن افـراد نمی توانند دریابند اعمالشان چه نتایج و عواقب ناخوشایند و دردناکی برای دیگران به بار می آورد ، از این رو به دنبال کارهای مصیبت بار خود احساس پشیمانی و گناه نمی کنند . این افراد به دنبال لذت های آنی هستند و تصمیم گیـری های آنان شتابـزده و ناشی از انگیـزه های فـوری است . از ایـن رو قادر بـه برنامه ریزی بـرای آینـده نیستـنـد و درگرگونی های ناگهانی در شغل ، محل زندگی و روابط فردی بین آنان شایع است . در همیـن خانواده هاست که پایـه شخصیـت ضداجتماعی و یا ده ها مشکل روانی دیگر در کودک گذاشته می شود

عوامل ایجاد کننده شخصیت ضد اجتماعی کدامند:در سـوابـق خـانـوادگی مبـتـلایـان بـه « اختـلال شخـصـیــت ضـداجتـمـاعـی » نـارسایـی ها و ناهنجاری های فراوان در رابطه پدر و مادر با کودک و با یکدیگر دیده می شود . شیوع بیشتر شب ادراری، تمایل به بازی با آتش و بی رحمی با جانوران در دوران کودکی دیده می شود. مشکل زمانی حادتر می شود که کودک به سن بلوغ می رسد . او به صـورت یک نوجوان ، فـردی بی عاطفه ، خودخواه ، خودشیفتـه و قـدرناشناس بـه نظـر می رسـد . بی اعـتـنـایـی به امکانات خانوادگی ، مهارت های شخصی و مقتضیات اجتماعی از مشخصات برجسته این گروه است . اگر عوامل اجتماعی در ایجاد شخصیت ضداجتماعی نقش داشته باشنـد ، تغییـر دادن آنها یا دور کردن فرد ضداجتماعی از آن محیط توصیـه می شود . بنیادی تـریـن عامل برای درمان موثـر عبارت است از : جای دادن کودک و نوجـوان ضداجتماعی در یک محیـط گـرم و پـذیـرنـده انسانی و حفـظ انضباط و رعایـت اصـول اخلاقی به مدت لازم در آن محیط . داروها نیز برای ایجاد تغییرات پابرجا در شخصیت و رفتار مبتلایان مفید است

اختلال شخصیت خود شیفته یا هیستریونیک یعنی:خودشیفتگی در زبـان های اروپـایـی بـه « نارسیسم » موسوم است . واژه نارسیس از همـان نرگس که در زبان فارسی است منشا می گیـرد . این افراد خود را بدون جهت بزرگ می پندارنـد که ممکن اسـت بـه صـورت رفتـارهای بـزرگ منشانه هم تظاهـر یـابـد . نسبـت به ارزیابی خود به وسیله دیگران بسیار حساس هستند .اینها نیازمند توجه و ستایش دایمی هستند و اگر دیگران از این کار غفلت کنند ، خود به جست و جوی تحسین می پـردازنـد و به لطایف الحیل ، دیگران را وادار به تـمجیـد از خویش می کننـد . اگر دوست یا همسـر آنان لحظه ای دست از تحسیـن آنان بـردارد ، خشمگیـن ، مضطـرب و افـسرده می شوند و با رنجیدگی او را به قدرناشناسی و حماقت متهم می کنند . نرم افزار سالنامه وزارت بهداشت

 درمان این بیماران و حتی متقاعد کردن آنان برای مراجعه به روانپزشک کار دشواری است زیرا آنها اظهار می کنند که مـن از دکتـر بیشتـر می دانـم . به هـر حال روان درمانی با هـدف ایجاد بینـش بـرای بیـمار ، درمان اصلی را تشکیل می دهد

اختلال شخصیت نمایشی چگونه است:مهم تـریـن ویژگی مبتلایان به ایـن اختلال شخصیتی عبارت است از تمایل به جلب توجـه . آنها برای این کار دست به کارهای غیرعادی می زنند،از جمله پوشیدن لباس های عجیب،آرایش های نابهنجار و زننده،اغواگری و تکبر.این شخص اگر در جمعی مورد توجه قرار نگیرد به شدت احساس ناراحتی می کند و به هر ترتیب می کوشد توجه دیگران را به خود جلب نماید . عواطف ایـن افـراد به صورت شدید و نمایشی و اغراق آمیـز ابـراز می شود ، اما از عمق بـرخوردار نیست . می توان گفت این افراد رفتارهای کودکانه ای دارند . برای نمـونـه بسیار تلقیـن پـذیر و به اصطلاح دهن بیـن هستند . شیفتـه مدهای جدیـد و تغییـرات پی در پی هستند ، بی آنکه واقعا نیـازی به این تغیـیرات باشد . اصـولا به دست آوردن و سپس رها کردن ، یکی از ویـژگی های بارز آنان و نماینده عدم بلوغ عاطفی است. اقدام به خودکشی های نمایشی و حملات غش و ضعف در برابر ناکامی رسیدن به خواسته ها در زنان و مردان هیستریونیک فراوان است

اختلال شخصیت اجتنابی چگونه است:ویـژگی اصلی اختلال شخصـیـت اجتنابی عبارت است از : احساس ناشایستگی ، حساسیت شدیـد به ارزیابی منفی دیگران ، ناتوانی در مهار رفتـارهای اجتماعی و لذت نبـردن از زندگی . ازآنجا که این افراد دچار ترس شدید از خرده گیری ، عدم پذیرش یا طرد از سوی دیگران هستنـد ، از هر فعالیتی که متضمن تماس و ارتباط با دیگران باشد ، اجتناب  می کنند.ایـن فعالیـت ها ممکن است ، شغلی ، تحصیلی ، ورزشی ، تفریحی و یا هـر نوع دیگـر باشد . از ازدواج خودداری می کنند ، زیرا می ترسند که از عهده خواسته های همسر برنیایند و مورد انتقاد قرار گیرند . پیشنهاد ارتقاء مقام را رد می کنند ، زیرا بار مسئولیت های جدید ممکن است توام با انتظاراتی از سوی مافوق و همکاران باشد و منجر به خرده گیری از سوی آنان شود .آنها همیشه گـوش به زنـگ و مراقـب حرکات و حالات چهـره دیگران هستـنـد و در جست و جوی نشانه های تمسخر و استهزاء و رنجش و نفرت از سوی دیگران نسبت به خود هسـتنـد . دیگران این افراد را به عنوان خجالتی ، ترسو ، تنها و منزوی توصیف می کنند

چه عواملی درایجاد اختلال شخصیت اجتنابی نقش دارند:در ایـن افراد اختلالات اضطرابی و افسردگی شایع است . وجود توام اختلال شخصیت اجتنابی با اختلال شخصیت وابستـه زیـاد ملاحظه می شـود زیـرا افرادی با شخصیت اجتنابی بـه آن عده افراد معدودی که با ایشان دوستی دارند ، خیلی پیوسته و وابسته می شونـد . رفـتـار اجتنابی اغلب از دوره شیرخوارگی یا کودکی با خجالت ، انزوا و ترس از بیگانگان و موقعیت های تازه آغاز می شود . هنگامی که روابط اجتماعی با مردم ناآشنا اهمیت بیشتر پیدا می کنـد یعنی در دوره نوجوانی و ابتدای جوانی ، فرد به نحوی فزاینده خجالتی تر و رفتارهای او اجتنابی تـر می شود . درمان در درجه نخست عبارت است از روان درمانی . درمانگر ضمن اینکه رفتارهای اجتنابی بیمار را در ابتدا می پذیرد و نسبت بـه آن تفاهم نشان می دهد به تدریج بـیـمار را تشویق می کند که به سوی جهان بیرون برود و آنچه را به عنوان خطرات بزرگ، تحقیر ، طرد و شکست تلقی میکند ، بپذیرد . درمان گروهی و آموزش جرات که نوعی رفتار درمانی است هر دو می تواند مفید باشد . داروهای ضد اضطراب و ضدافسردگی قابل استفاده است