اضطراب

همه ما در مراحل مختلف زندگی اضطراب را تجربه می کنیم و طبیعی است که هر فردی در مواجهه با موقعیت های تنش زا مضطرب شود. اما احساس اضطراب شدید و مزمن بدون وجود دلیل آشکار بیرونی عادی نیست و بیماری یا اختلال محسوب می شود.

 
اضطراب با احساساتی همچون نداشتن اطمینان، درماندگی و نگرانی شدید همراه است و به طور کلی احساس بسیار ناخوشایند همراه با دلواپسی است که با واکنش های جسمانی مانند تنگی نفس،تپش قلب، تعریق یا سردرد بروز پیدا می کند.

در بیشتر موارد فرد می تواند با در پیش گرفتن چند راهکار ساده این علایم را تحت کنترل درآورد اما در مواردی مراجعه به روان شناس ضروری است. امروزه در زندگی شهری با وجود مشکلات عدیده اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، قطعا همه ما گهگاه دچار اضطراب می شویم بنابراین خواندن ادامه مطلب را به خوانندگان توصیه می کنیم.

تفاوت اضطراب و ترس
دکتر اکرم پرند روان شناس و مشاور در این باره می گوید: آن چه عامه مردم از اضطراب می دانند، اضطراب فراگیر است که یکی از انواع اختلالات اضطرابی محسوب می شود. اختلالات اضطرابی دامنه گسترده ای از اختلالات روانی شامل انواع وسواس های فکری و عملی، اختلالات وحشت زدگی ، هراس ها یا ترس های مرضی و اختلالات اضطرابی ناشی از مصرف مواد مخدر یا الکل را تشکیل می دهد اما شایع ترین آن همان اضطراب فراگیر است که نگرانی مفرط و مداوم است.

در واقع نگرانی بدون منشاء اضطراب نامیده می شود، مثلا مادری که به محض خارج شدن فرزندش از منزل دایم نگران اوست و دچار اضطراب می شود. نکته این جاست که هراس ها دسته ای از اختلالات اضطرابی است که با اضطراب فراگیر توسط عموم اشتباه گرفته می شود. این دسته از هراس ها که به «فوبیا »معروف است ، منشاء دارد یعنی فرد از یک جسم یا موقعیت یا فضای خاص می ترسد و یا ممکن است از ارتفاع، آسانسور یا خون دچار هراس شدید شود.

 
هم چنین ممکن است فردی دچار هراس های اجتماعی شود مثلا از حضور در جمع یا گفت وگو با دیگران هراس داشته باشد و مدت ها طول می کشد تا به بی دلیل بودن هراس خود پی ببرد. از این رو ترس ها در واقع زیرمجموعه اختلالات اضطرابی قرار می گیرد. اضطراب فراگیر شایع ترین نوع اضطراب محسوب می شود و ممکن است در درازمدت به اضطراب شدید، مزمن و بیمارگونه تبدیل شود.

بیشتر علایم اضطراب فراگیر به صورت واکنش های جسمی بروز پیدا می کند. تپش قلب، تعریق فراوان، احساس بی قراری و بی تابی و خستگی مفرط در بیشتر موارد قابل مشاهده است اما گاه علایم دیگری هم بروز می کند. مثلا ممکن است فردی به پرخوری یا کم خوری روی آورد و اگر به اضطراب مزمن تبدیل شود ممکن است فرد را پرخواب یا کم خواب کند. در بسیاری از مواقع کیفیت خواب فرد تحت تاثیر قرار می گیرد و او ممکن است وحشت در خواب را تجربه کند.

عوامل ایجاد اضطراب
دکتر پرند با اشاره به این که اضطراب مانند دیگر اختلالات روانی منشاء درونی یا بیرونی دارد،می گوید: ژنتیک ازجمله عوامل درونی است که در ایجاد اضطراب نقش مهمی دارد. ویژگی های شخصیتی بعضی از افراد در ابتلا به اختلالات اضطرابی نقش دارد به عنوان مثال افراد کمال گرا بیشتر از دیگران در معرض ابتلا به اضطراب قرار دارند زیرا همواره انتظارات و توقعات بالایی دارند و ممکن است نتوانند به آن ها برسند.


 
ازجمله عوامل محیطی موثر در ایجاد اضطراب نیز می توان به بعضی از مشاغلی که استرس زاست، اشاره کرد که تاثیر قابل توجهی در بروز اضطراب دارد.

نکته این جاست که این دسته از اختلالات مانند دیگر اختلالات روانی، مسری است و وقتی یکی از اعضای خانواده مضطرب باشد، آن را ناخودآگاه به دیگران منتقل می کند. اما نبود اضطراب باعث کاهش بار انگیزشی عملکرد و رفتارهای فرد می شود. کسانی که هیچ اضطرابی ندارند و در اصطلاح به آن ها «خونسرد» می گویند، افرادی هستند که درباره انجام امور و کارهای روزانه نگرانی ندارند و بیشتر کارهایشان را با خونسردی افراطی انجام می دهند و ممکن است همین امر مانع پیشرفت آن ها شود.

 
بنابراین اگر اضطراب به اختلال تبدیل نشود می تواند مفید باشد و به فرد کمک کند تا به پیشرفت و ترقی برسد. اضطراب طبیعی توسط خود فرد قابل تشخیص است اما مشاور می تواند با یک سری سوالات درباره کیفیت خواب، خوراک، فعالیت های روزانه و بررسی واکنش های جسمی سطح اضطراب فرد را تعیین کند.

هم چنین پرسش هایی درباره تحریک پذیری، بی قراری، ناآرامی و ... به مشاور کمک می کند تا سطح اضطراب فرد تعیین شود. اضطراب به ۳ دسته خفیف، متوسط و شدید تقسیم می شود و بسته به نوع و شدت آن درمان ها آغاز می شود.

درمان های اختلالات اضطرابی
دکتر پرند درباره شیوه های متفاوت درمان اختلالات اضطرابی چنین توضیح می دهد: یکی از شیوه های درمانی، روان تحلیل گری است که شیوه درمانی بسیار طولانی و زمان بری است و توسط روانکاو صورت می گیرد. شیوه رایج تر درمان، شیوه شناختی و رفتاری است که طی آن مشاور به فرد کمک می کند تا بتواند به ریشه اضطراب پی ببرد و آن را درمان کند.

روان شناس در این روش ها روی افکار و باورهایی که در شکل گیری اضطراب نقش داشته است، تمرکز و به فرد کمک می کند تا این باورها را اصلاح کند. اصلاح این باورها باعث می شود فرد زندگی و پیرامون خود را از زاویه جدیدی ببیند و دچار اضطراب های بیهوده نشود.

پس از اصلاح باورها، او باید به صورت عملی کارهایی انجام دهد تا اضطرابش کنترل شود. به عنوان مثال او وضعیت جسمی خود را به هنگام احساس اضطراب مشاهده و سعی می کند با اضطراب مقابله کند. کنترل ضربان قلب، نبض، وضعیت تعریق و... به او کمک می کند تا دریابد با اضطراب در واقع چقدر بدن خود را مستهلک کرده است و به خود آسیب می زند. به این ترتیب می تواند با کنترل شرایط جسمی با اضطراب مقابله کند.

 
این روان شناس با اشاره به این که اضطراب از بدو تولد با انسان همراه است، تاکید می کند: اگر نیازهای اولیه یک کودک به غذا، توجه، امنیت و پوشاک را تامین نکنید، می توانید اضطراب را در او ببینید، بنابراین زمانی که نیازهای انسان برآورده نشود، اضطراب خود را نشان می دهد.

همان طور که قبلا اشاره کردیم اگر اضطراب سلامت روانی و جسمانی فرد را تحت تاثیر قرار ندهد، مفید است و مشکلی برای وی به وجود نمی آورد. دکتر پرند با بیان این که اگر فردی «چراهای »زیادی در ذهن داشته باشد و جوابی برای آن نیابد باید روی تغییر افکار و باورهایش تلاش کند، تصریح می کند: بعضی افراد تفکر همه یا هیچ دارند یعنی می خواهند در زندگی فردی یا اجتماعی خود به تمام افکار و باورهای خود پای بند بمانند و انعطاف پذیری لازم را در زندگی اجتماعی ندارند.

این دسته از افراد در طول زمان حمایت اجتماعی اطرافیان را از دست می دهند و ممکن است به علت پای بند بودن به این باورها دچار مشکلات بیشتری شوند، درون نگری و سپس ارزیابی باورها و تلاش برای اصلاح و تغییر باورها یکی از اولین راهکارهای مقابله با اختلالات اضطرابی محسوب می شود.

پذیرش، کلید رفع اضطراب
آنچه بیش ازهرچیزدیگری در جوامع امروز باعث افزایش اضطراب می شود، بالا رفتن سطح توقعات و انتظارات انسان از خود و اطرافیانش است. وی می گوید: هر قدر سطح توقعات بالاتر باشد، دستیابی به آن چه موردنظر است دشوارتر و اضطراب فرد بیشتر خواهد شد، بنابراین داشتن انتظارات منطقی به افراد کمک می کند تا کمتر دچار اضطراب شوند.

از سوی دیگر رفع تنش ها و گرفتاری های روزانه با دید منطقی و صحیح سطح اضطراب را کاهش می دهد. در بسیاری از موارد توجه به علایق و نیازهای فردی در زندگی روزمره در مقابله با اضطراب کمک کننده است. این موضوع به ویژه در مورد مادران صادق است زیرا همواره عادت دارند تمام زندگی خود را صرف فرزندان کنند غافل از این که توجه صد در صد به فرزندان در طول زمان و نادیده گرفتن علایق و نیازهای فردی اضطراب زاست و سلامت روان را به خطر می اندازد.

 

عامل بروز اضطراب و افسردگی چیست؟

روانشناسان در یک مطالعه جدید دریافته‌اند کودکانی که سریعتر بالغ می‌شوند اضطراب و افسردگی بیشتری را تجربه می‌کنند.

این روانشناسان تایید کردند با توجه به این یافته والدین و معلمان مدرسه باید علاوه بر سن بالغ شدن، سرعت بلوغ را نیز در مواجهه با نوجوانان در نظر بگیرند.

کریستین مارئسو، نویسنده اصلی این مطالعه خاطرنشان کرد: ما جزئیات فراگیر بیشتری از آنچه که در دوران بلوغ در بدن یک نوجوان اتفاق می‌افتد، بدست آوردیم و بررسی کردیم که چرا حاصل این تغییرات می‌تواند بروز مشکلات رفتاری باشد.

دکتر الیزابت سوسمان از دانشگاه ایالتی پن که سرپرستی این مطالعه را برعهده داشته اطلاعات مر بوط به 364 پسر و 373 دختر نوجوان را مورد تجزیه و تحلیل قرار داد. این اطلاعات از انستیتو ملی سلامت کودک و رشد انسان جمع‌آوری شده و نتایج مطالعات در مجله روانشناسی رشد منتشر شده است.

به گزارش روزنامه واشنگتن پست، این متخصصان می‌گویند: وقتی تغییرات مهم مربوط به دوران بلوغ در یک مدت زمان کوتاه بروز می‌کنند نوجوانان زمان کافی برای کنارآمدن و هماهنگ شدن با آنها نخواهند داشت، بنابراین به لحاظ احساسی و اجتماعی آمادگی تمام این تغییرات را ندارند و در نتیجه دچار مشکلات رفتاری می‌شوند که مشکلات درونی به مشکل اضطراب و افسردگی بروز می‌کند.

 

زنان 2برابر مردان دچار اضطراب می‌شوند

یک روانپزشک گفت: زنان بیشتر از مردان دچار اضطراب می‌شوند؛ البته این مسئله در انواع اضطراب‌ها متفاوت است مثلاً در اختلالات وسواسی حدوداً نسبت زن و مرد مساوی است ولی در اکثر اضطراب های دیگر تقریباً زنان 2برابر مردان دچار اختلال می‌شوند.
 
حمید طاهرخانی درباره اختلال اضطراب با بیان اینکه اضطراب درحد معمول، جزئی از زندگی روزمره است میگوید: کمی نگرانی و اضطراب می‌تواند به تمرکز و انگیزه فرد کمک کند اما اگر اضطراب زیاد و بیش از اندازه باشد، ممکن است احساسی از ناامیدی به همراه گیجی و همچنین احساس نگرانی بیش از حد نسبت به رویدادهای غیر جدی و معمولی زندگی به وجود آورد. در واقع افزایش نگرانی و اضطراب به حدی که بر زندگی روزمره تسلط یابد پدیده ای طبیعی نیست و اضطراب هنگامی در فرد بروز می‌کند که شرایط استرس‌زا در زندگی او بیش از حد طولانی شود یا به‌طور مکرر رخ دهد که در این صورت بدن فرسوده و در برابر بیماری‌های جسمی و روانی آسیب‌پذیر می‌شود.
 
علل‌ بروز اضطراب: با فعال‌ شدن‌ مکانیسم‌های‌ دفاعی‌ بدن‌ برای‌ مبارزه‌ یا استرس ترشح‌ آدرنالین‌ از غدد فوق‌کلیوی‌ افزایش‌ می‌یابد، و موادی‌ که‌ از تجزیه‌ آدرنالین‌ در بدن به نام کاتکول‌ آمین‌ها جمع‌ می‌شوند نهایتاً بخشهای‌ مختلف‌ بدن‌ را تحت ‌تأثیر قرار می‌دهند. تلاش‌ برای‌ پرهیز از اضطراب،‌ خود موجب‌ اضطراب‌ بیشتر می‌شود و استرس‌ با هر منشاء مثل مشکلات‌ اجتماعی‌ یا مالی، سابقه‌ خانوادگی‌ اضطراب‌، خستگی‌، کار زیاد یا بیماری‌ جسمانی، بروز اضطراب را تسریع می‌کند.
 
اضطراب یکسری علائم بدنی و فیزیولوژیک مانند لرزش و گرفتگی عضلات، احساس گرفتگی یا پری در ناحیه گلو یا قفسه سینه، نفس تنگی و افزایش ضربان قلب، سبکی سر یا گیجی، عرق سرد و دستان مرطوب، انقباض و دردهای عضلانی، خستگی مفرط، اختلال در خواب دارد.
 
اضطراب‌های معمولی برای همه رخ می‌دهد و معمولاً گذراست ولی پذیرش اضطراب‌های شدیدتر برای فرد معمولاً سخت است و آن را به صورت عدم احساس راحتی، بی قراری، احساس تحریک‌پذیری بیش از اندازه، نگرانی بیش از حد تجربه می‌کند. همچنین ممکن است ترس دائم از اینکه اتفاقی بد در حال وقوع است یا احساسی مبنی بر اینکه دنیا به آخر رسیده است یا اینکه عدم توانایی در تمرکز برای فرد رخ می‌دهد.
 
اضطراب به تنهایی یک بیماری محسوب نمی‌شود و انسان‌ها حتی در بعضی از وضعیت‌های مثبت مانند ازدواج‌کردن، بچه‌دارشدن، ارتقای تحصیلی و غیره دچار اضطراب می‌شوند ولی اگر اضطراب‌ها طول‌کشنده باشند یا اینکه به قدری شدید باشند که عملکرد روزانه فرد را تحت تاثیر قرار دهد، می توان از آنها به عنوان اختلالات اضطرابی نام برد.
 
‌ اختلالی که نزدیک به بحث ماست اختلال اضطرابی منتشر است و بدین معنا است که فردی حداقل در یک دوره 6ماهه اضطراب و دلشوره مداوم داشته باشد. ولی اختلالات اضطرابی دیگر نیز داریم که می‌توان از پانیک یا هراس، فوبیا یا ترس مرضی، وسواس و اختلال استرس پس از سانحه نام برد که هرکدام تعریف مشخص خود را دارند.
 
زنان بیشتر از مردان دچار اضطراب می‌شوند. البته در انواع اضطراب‌ها متفاوت است مثلاً در اختلالات وسواسی حدوداً نسبت زن و مرد مساوی است ولی در اکثر اضطراب های دیگر تقریباً زنان 2 برابر مردان دچار اختلال می‌شوند.
 
شاید بتوان گفت که تمام اضطراب‌ها نیاز به درمان ندارد ولی تمام اضطراب‌هایی که منجر به اختلال عملکرد می‌شود و فرد را آزار می‌دهد یا به نوعی در دسته اختلالات اضطرابی قرار می‌گیرند باید درمان شوند.
 
طاهرخانی در پاسخ به این سوال که آیا درمان اضطراب فقط داروهای آرامش‌بخش است یا نه تصریح کرد: این سوال مهمی است و باید توجه کنیم که کلاً درمان اضطراب می‌تواند بر اساس درمان دارویی به علاوه روان‌درمانی باشد ولی متاسفانه مصرف خودسرانه داروهای خواب آور و آرامبخش مثل دیازپام و غیره برای کنترل اضطراب خیلی شایع است. درست است که برای موارد کوتاه مدت اضطراب می‌توان از این داروها استفاده کرد ولی درصورت وجود اضطراب‌های طولانی‌تر از یک ماه نباید به هیچ وجه این داروها بدون تجویز روانپزشک مصرف شود چرا که داروهای خواب‌آور و آرامبخش می‌تواند در درازمدت اعتیادآور باشند.
 
این روانپزشک گفت: دراضطراب‌های طولانی‌مدت باید از داروهای دیگری استفاده کرد که حتما باید با تجویز روانپزشک باشد. علاوه بر دارودرمانی و روان‌درمانی، توصیه‌های مفیدی برای کاهش شدت یا حتی جلوگیری از اضطراب وجود دارد که امتناع از خوردن کافئین مانند قهوه، چای، کولاها و شکلات یکی از این راه‌هاست چرا که کافئین فرد را در یک حالت تحریک‌پذیر قرار می‌دهد. خودداری از مصرف سیگار نیز راه دیگر است زیرا نیکوتین موجود در سیگار سبب افزایش تحریک پذیری، افزایش انقباض عروقی و افزایش کارکرد قلبی می‌شود.از طرف دیگر انجام فعالیت بدنی به طور منظم می‌تواند بسیار کمک‌کننده باشد، حتی یک پیاده‌روی کوتاه می‌تواند شخص را آرام نگه دارد.
 
طاهرخانی: داشتن رژیم غذایی سالم، افزایش اعتماد به نفس، عدم گوشه‌نشینی و اجتماعی بودن نیز از دیگر مواردی است که می تواند به شخص درجهت کنترل اضطراب کمک کند.

 

چگونه احتمال وقوع حملات اضطرابی را کاهش دهیم؟

اضطراب شامل احساس عدم اطمینان، درماندگى و برانگیختگى فیزیولوژیکى است. به ‌طور کلى اضطراب یک احساس بسیار ناخوشایند، همراه با دلواپسى است که با واکنش‌های جسمى مانند تنگى قفسه سینه، تپش قلب، تعریق یا سردرد بروز می‌کند. در برخی موارد ممکن است فرد بتواند با چند راه ‌کار موثر این علائم را در کنترل درآورد اما در موارد شدیدتر که کنترل دشوار می‌شود مراجعه به روانپزشک ضروری است.

کارشناسان بهداشت روانی در مرکز تخصصی مایوکلینیک در یک مقاله جدید که در سایت این مرکز به چاپ رسیده به چند اقدام موثر برای کاهش احتمال حملات اضطرابی توصیه کرده‌اند. در این مقاله آمده است:

-
از خوردن کافئین خودداری کنید چون کافئین شما را در یک حالت تحریک پذیر قرار می دهد.

-
سیگار نکشید زیرا نیکوتین موجود در سیگار سبب افزایش تحریک پذیری فیزیکی و فیزیولوژیکی

می‌شود، همچنین سبب افزایش انقباض عروقی و افزایش کارکرد قلبی خواهد شد.

-
انجام ورزش روزانه می‌تواند در کنترل اضطراب بسیار موثر باشد. حتی یک پیاده روی کوتاه اطراف آپارتمان می‌تواند شما را آرام نگه دارد.

-
درمانهای شناخت رفتاری نیز تا حد زیادی در کنترل اضطراب و حمله‌های ترس موثر هستند.

-
از تکنیکهای آرام سازی مثل مراقبه و رلکسیشن استفاده کنید.

-
به اندازه کافی استراحت کنید و اگر برای خوابیدن مشکل دارید حتما با مراجعه به پزشک این مشکل را حل کنید.

-
همیشه برای خود یک سرگرمی یا شغل مناسب داشته باشید. برای لذت بردن به بیرون بروید و در فعالیت‌هایی چون تماشای یک فیلم کمدی، پیاده روی و یا کوهنوردی شرکت کنید.

-
برنامه ریزی روزانه داشته باشید، داشتن کار بیش از حد و یا بیکار بودن در طی روز می تواند به اضطراب شما بیفزاید.

-
علائم خود را یادداشت کنید و گاهی با یک دوست صمیمی آنها را بازگو کنید. گاهی اوقات درد و دل کردن با یک دوست از اضطراب شما می کاهد.

-
در گروه‌های اجتماعی شرکت کرده و یا داوطلبانه به دیگران کمک کنید.


نور هم به اندازه تاریکی درایجاد ترس و اضطراب موثر است

روانشناسان و متخصصان زیست شناسی از مدتها پیش دانسته‌اند که نور روی خلق وخو تاثیر می‌گذارد اما در یک مطالعه جدید معلوم شده است که نور می‌تواند نقش مهمی در تغییر و میزان ترس و اضطراب داشته باشد.

متخصصان روانشناسی در دانشگاه ویرجینیا با استفاده از مدل‌های آزمایشگاهی دریافته‌اند که نور شدید می‌تواند موجب ترس و اضطراب موش‌های شب بیدار شود. نکته جالب این است که با مکانیسمی مشابه در انسانها تاریکی می‌تواند موجب ترس واضطراب شود.

به گزارش شبکه خبری ای بی سی، بریان ویلتگن استادیار روانشناسی و کارشناسی آموزش در دانشگاه ویرجینیا در این باره گفت: در آزمایشات تاثیر نور را روی ترس اکتسابی بررسی کردیم چون نور یک ویژگی حاکم و اثرگذار در محیط زیست است که پیامدهای عمیق و شدیدی روی رفتار و فیزیولوژی دارد.

ویلتگن تصریح کرد: ترس اکتسابی یک خصیصه ذاتی نیست بلکه از تجاربی چون موقعیت‌های خطرناک و بد ناشی می‌شود و این یادگیری می‌تواند ما را از خطرات محافظت کند.

این مطالعات نشان می‌دهد که نور روی یادگیری، حافظه و اضطراب تاثیر می‌گذارد. نور همچنین در تنظیم یا تغییر واکنش‌های ترسی شرطی تاثیرگذار است.

این یافته می‌تواند در بررسی و بهبود اختلالات روانشناسی کاربردهای سودمندی داشته باشد.

 

چگونه اضطراب را در بیماران سرطانی کاهش دهیم؟

یک بررسی آماری نشان داد گوش دادن به موسیقی مناسب و ملایم در کاهش اضطراب مبتلایان به سرطان مفید است و در عین حال تأثیرات مثبتی در بهبود خلق و کیفیت زندگی بیماران و کاهش درد در آن‌ها دارد.

در بررسی‌ کارشناسان روی گروهی از بیماران مبتلا به انواع مختلف سرطان مطالعه کردند که در جلسات مختلف موسیقی درمانی شرکت کرده بودند.

دکتر جوک برادت از کارشناسان دانشگاه فیلادلفیا و دستیاران وی اطلاعات مربوط به 1891 بیمار را که در 30 آزمایش بالینی شرکت کرده بودند مورد تجزیه و تحلیل قرار دادند.

به گزارش روزنامه سان، نتایج بررسی‌ها نشان داد: موسیقی درمانی در مقایسه با سایر روش‌های درمانی استاندارد در کاهش اضطراب بیماران تأثیر بیشتری دارد و بعلاوه کیفیت زندگی بیماران را نیز بهبود می‌بخشد. این روش هم‌چنین به میزان کمتری در بهبود ضربان قلب، فشار خون و عملکرد دستگاه‌ تنفس تأثیر مثبت دارد.