درباره نویسنده
اشوان
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
نویسندگان وبلاگ
  • اشوان
صفحات اختصاصی
  • برون گرایی
مطالب اخیر
  • نفس لوامه یعنی چه؟
  • قدمت دره شهر
  • میگرن
  • ضرورت مشاوره
  • رابطه زناشویی
  • شخصیت شناسی با میوه
  • مقابله با مشکلات
  • اختلال4
  • اختلال3
  • اختلال2
  • اضطراب
  • جک
  • تست روانشناسی
  • برونگرایی
  • اختلال
  • روانشناسی امضاء
  • روانشناسی رنگها
کلمات کلیدی مطالب
  • شخصیت (۱)
  • اختلال (۱)
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • اردیبهشت ٩۱
  • آذر ٩٠
  • آبان ٩٠
  • امرداد ٩٠
دوستان من
     
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • باشگاه مدیران و متخصصان
کدهای اضافی کاربر



روانشناسی
میگرن
نویسنده: اشوان - سه‌شنبه ٢٢ آذر ،۱۳٩٠

 

میگرن

واژه میگرن از لفظ یونانی Hemicrain  به معنی نیمی از سر گرفته شده است که خود این کلمه ریشه در زبان مصری دارد. میگرن، نوعی اختلال سردرد است که با ترکیب متنوعی از تغییرات عصبی و گوارشی مشخص می‌شود. درد میگرن اغلب اوقات به صورت درد ضربان‌دار یک طرفه است که ابتدا خفیف است و کم کم شدید می‌شود. دردهای میگرنی در همه موارد با بی‌اشتهایی و تهوع و گاهی اوقات با استفراغ همراه هستند. در هنگام حملات میگرنی، بیماران به وضوح دچار تحمل نکردن نور هستند (فوتوفوبی) و برای استراحت، به محلی تاریک می‌روند. ممکن است تحمل نکردن صدا (فوتوفوبی) و گاهی اوقات تحمل نکردن بوها  (Osmophobia) نیز وجود داشته باشد. در کودکان، میگرن اغلب با حملات درد شکم، بیماری حرکت  (Motion Sickness) و اختلالات خواب همراه است. شروع دیررس میگرن (در سنین بالای 50 سال) نادر است. با وجود این، عود میگرنی که بهبود یافته است، غیرمعمول نیست. تشخیص بیماری، بر اساس خصوصیات سردرد و علائم همراه صورت می‌گیرد. چرا که نتایج معاینه فیزیکی و مطالعات آزمایشگاهی به طور معمول طبیعی است. در مورد میگرن انواع متعددی از آن توصیف شده‌اند که شایع‌ترین آنها عبارتند از: میگرن معمولی (میگرن بدون وجود پیش‌درآمد یا اورا) و میگرن کلاسیک (میگرن همراه با اورا)

 

مراحل میگرن

حمله‌های سردرد میگرن بطور معمول صبح‌ها و اغلب آخر هفته شروع می‌شود. هر حمله از چند ساعت تا چند روز به طول می‌انجامد و تعداد حمله‌ها در هر ماه بین 1 تا 3 بار تکرار می‌شود یک سردرد میگرنی بطور معمول دارای دو مرحله است:

  • الف) مرحله پیش درآمد (Aura):در این مرحله، مجراهای خونی مغز منقبض می‌شوند و علایم این مرحله عبارتند از: اختلال در گفتار، مشکلات بینایی، بی‌حسی، سوزش خفیف، کم‌سو شدن چشم، وجود صدا در گوش، ضعف و کرختی در اندام. بیشتر اوقات دیده شده است که به علت سردرد میگرنی، آشفتگی‌هایی در سیستم گردش خون و عروق به وجود می‌آید. دست و پا (بویژه انگشتان) در حین حمله‌های درد، سرد و به عکس پیشانی خیلی گرم می‌شود. این مرحله و علایم آن کمتر از یک ساعت طول می‌کشد. افراد در پایان این مرحله کمی باید صبر کنند.
  • ب) مرحله مغزی یا سفالیک (Cephalic): در این مرحله مجراهای خونی مغز، منبسط می‌شوند و علایم این مرحله عبارتند از: دردهای ضربان‌دار در کنار سر، تهوع و حال به هم خوردگی، حساسیت زیاد به صدا و نور، کاهش اشتها و احتقان در بینی. مرحله سفالیک حدود 2 ساعت تا حداکثر 3 روز طول می‌کشد. بنابراین بهتر است تا قبل از شروع میگرن از داروهای خود استفاده کنید و با پرهیزهای لازم، شدت آن را کاهش دهید.

 

شیوع میگرن

بر اساس متون روانشناسی مرضی، حدود 10 درصد کل جمعیت جهان به سردرد میگرن مبتلا هستند و همه انواع میگرن در هر سنی، از اویل کودکی تا بعد از آن می‌تواند شروع شود. با این وجود حمله‌های میگرن کمتر قبل از 5 سالگی رخ می‌دهد و بیشترین سن شیوع بیماری در دوران بلوغ و اوایل بزرگسالی است. با افزایش سن، زنان بیش از مردان از سردردهای میگرنی رنج می‌برند، زیرا شیوع میگرن در زنان حدود 15 درصد و در مردان 7 درصد گزارش شده است. هم چنین شیوع میگرن در میان شهرنشینان بیشتر از روستاییان است.

 

عوامل غذایی تشدید کننده میگرن

·          1-گلوتامات: نمک یا اسید آمینه‌ای که در بافت‌های عصبی موجود است. این ماده در محصولات آماده شده به میزان زیادی وجود دارد. به این منظور باید برچسب روی محصولات را به دقت مطالعه کرد. این ماده در کنسروهای متفاوت و غذاهای یخی وجود دارد.

·          2-آمین‌ها: بعضی غذاهای حاوی آمین‌ها، فعال کننده رگ‌ها هستند و به نظر می‌رسد آغازگر انقباض رگهای خونی در مغز باشند. گمان می‌رود تیرآمین و فنیل اتیل آمین دو ماده اصلی مسبب این مشکل باشند. اگر چه سایر آمین‌ها نیز ممکن است اثرات مشابهی داشته باشند.

در ذیل به بررسی منابع برخی آمین‌ها می‌پردازیم:

·         تیرآمین (Tyramine) در الکل، برخی پنیر‌ها بالاخص پنیر‌های مانده، میوه‌ها و سبزی‌های کال و فاسد، خوراک کلم، مخمر‌ها، انواع آجیل، ماهی شور، کنسرو شاه ماهی، خامه ترش، آواکادو، سوسیس‌های تخمیری و گوشت‌های مانده یا چرب وجود دارد.

  •  فنیل اتیل آمین  (Phenylethylamine) در کاکائو، شکلات، پنیر و مواد غذایی‌ای که دارای این سه خوراکی هستند یافت می‌شود.
  • اکتوپامین(Octopamine)  در مرکباتی مثل لیمو، پرتقال، گریپ فروت و … یافت می‌شود.

مواد غذایی نام برده از گروه آمین‌ها باعث افزایش آزاد شدن سروتونین در مغز می‌شوند و اعصاب مغز را تحریک کرده همچنین ایجاد سردرد می‌کنند.

·          3-مس: گمان می‌رود که مس در متابولیسم آمین‌های فعال کننده رگ‌ها  (Vasoactive) نقش داشته باشد و احتمال بروز حمله میگرن را افزایش دهد. آجیل‌ها، شکلات، جوانه گندم  و صدف خوراکی از منابع غذایی حاوی مس به شمار می‌روند. پرتقال و گریپ فروت و نارنگی باید از رژیم غذایی حذف شوند. زیرا مرکبات جذب روده‌ای مس را افزایش می‌دهند و ممکن است در فرآیند آغاز حمله‌های میگرن نقش داشته باشند. 

·         4 ـ کافئین: زیاد مصرف کردن و یا کاهش کافئین در بدن نیز در تشدید میگرن موثر است. همچنین ترک ناگهانی مصرف چای و قهوه، که هر دو کافئین دارند، ممکن است در برخی اشخاص مستعد، زمینه ساز بروز میگرن باشد.

·         5 ـ مواد غذایی چرب و سرخ شده : مواد چرب و مواد غذایی ای که با روغن زیاد سرخ می‌شوند عامل تشدید میگرن هستند

·         6- نیتریت : سوسیس و گوشت نمک سودکه به آنها ماده نگهدارنده نیتریت افزوده شده است، نباید مصرف شود، چون می‌توانند عامل بروز میگرن در افراد مستعد باشند.

غذاهای مفید

مرغ، خروس و بوقلمون از دسته غذاهای کم چرب و غنی از پروتئین هستند. مصرف غذاهای پروتئینی منجر به نوسان میزان قند خون نمی شود. گمان می‌رود که کمبود میزان قند خون از جمله عوامل میگرن است. غذاهای پروتئین دار نظیر تخم مرغ، گوشت گاو و حبوبات باید در هر وعده غذایی گنجانده شود. مصرف میان وعده‌های حاوی پروتئین فراوان نیز مفید است. سیب، گلابی، گیلاس،‌زردآلو و انگور میوه‌های هستند که مصرف آنها موجب افزایش منظم قند خون می‌شود. این میوه‌ها میان وعده‌های غذایی بسیار خوبی برای حفظ و کنترل قند خون هستند. حلیم جو، نان چاودارو حبوباتی نظیر لوبیا قرمز، عدس سبز و قرمز، نخود و لوبیا همگی دارای فیبرهای محلول بوده و به تثبیت قند خون کمک می‌کنند. این غذا‌ها منابع خوب کربوهیدرات بوده و حبوبات نیز منابع خوب پروتئین هستند.

میگرن چیست؟

http://img.tebyan.net/big/1381/06/95147249131827723961202706810521020715962.jpg

 میگرن عبارت است از اختلال یاسردردی که معمولا" تکرار می شود و با تغییرات موقتی قطر رگ های خونی در سر، صورت می گیرد.

امروزه سردردها، یکی از هدف های تحقیقات پزشکی به شمار می روند . تخمین زده می شود که شش نفر از صد نفر به میگرن ها، که نوعی از سردردهای مزمن محسوب می شوند، مبتلا هستند و معمولا" خانم ها بیشتر به میگرن مبتلا می شوند.

میگرن می تواند به علائم عصبی غیر از سر درد، شامل تغییرات بینایی، اشکال در گفتار ، ضعف یا کرخی در قسمتی از بدن، احساس مورمور و سوزش منجر شود. بسیاری از بیماران میگرنی به علائم قبل از شروع درد یا auraعادت کرده اند و ممکن است پیش از آغاز سردرد اقداماتی انجام دهند که موجب کاهش درد شود. از چند دقیقه تا چند ساعت بعد از منبسط شدن عروق خونی، سردرد شدیدی عارض خواهد شد. در مورد میگرن ها، فاکتورهای وراثتی و محرک های محیطی در ایجاد شرایطی که قطر غیر طبیعی و التهاب عروق خونی را موجب شود، شرکت دارند.

http://img.tebyan.net/big/1381/06/1051418116115713818282291297315712311222104.jpg

حمله های میگرنی ممکن است در اثر عکس العمل های آلرژیک، نورهای شدید، سروصداهای بلند، فشار روحی و جسمی، تغییر درعادت خواب، کشیدن سیگار یا قرارگرفتن در معرض دود سیگار، گرسنگی، مصرف الکل، کافئین، نوسانات هورمونی(مصرف قرص های ضدبارداری) و... ایجاد شوند.

ارتباط غذاها با میگرن شامل غذاهایی است که حاویAminoasidTyramine هستند مثل: پنیر کهنه، ماهی دودی، جگر مرغ، انجیر ، بعضی از انواع حبوبات، شکلات ها، آجیل، خمیر بادام زمینی، میوه هایی مثل آواکادو ، موز ، مرکبات همچنین پیاز ، لبنیات، گوشت های حاوی نیترات(مثل بیکن، سوسیس، سالامی، گوشت دودی شده )، غذاهای اشباع شده، فرآوری و تخمیرشده، ترشی یا غذاهای خوابانده شده در ترشیجات و آبلیمو موادی هستند که می توانند در بروز این بیماری موثر باشند.

راه های پیشگیری

در برابر سوالاتی که درباره دلایل میگرن ها می شود ، باید گفت : سردردهای واقعا" میگرنی نتیجه وجود غده های مغزی یا مشکلات دیگر جسمی نیستند، با این حال فقط یک پزشک متخصص می تواند تشخیص دهد سردردها،میگرنی هستند یا دلیل دیگری دارند.

در مورد پرهیز غذایی، به طور کلی هر یک از بیماران شخصامی تواند تشخیص دهد کدامیک از غذاهای یاد شده با بروز میگرن در وی ارتباط دارد . یک روش برای این امر حذف این غذاهاست. و فرد بیمار می تواند دوباره و به تدریج مواد حذف شده را به رژیم غذایی خود بیافزاید.

 با این روش بسیاری از بیماران می توانند غذاهایی را که باید از خوردن آن پرهیز کنند ، تعیین نمایند .

http://img.tebyan.net/big/1381/06/12711125016618711641282318234843322145181.jpg

علائم میگرن

غالبا" سردرد میگرنی به صورت کوبیدن در یک طرف سر شروع می شود و به دو طرف گسترش می یابد یا درهمان یک طرف باقی می ماند. بعضی ها از وجود درد در پشت چشم ها و پشت سر در گردن خبر می دهند .میگرن معمولا" به صورت سردردی گنگ شروع شده و ظرف چند دقیقه تا چند ساعت به دردی بسیار شدید مبدل می شود.حتی ممکن است ساعت ها یا روزها طول بکشد. 

Aura یا علائم اولیه ومقدماتی میگرن، ممکن است چند دقیقه تا 24 ساعت قبل از شروع سردرد پیش بیاید و موجب تغییرات در دید، زیگزاگ دیدن خطوط ،کم اشتهایی، احساس سرما، لرز، حالت تهوع وافزایش ادرار، پف کردگی صورت، خستگی وزودرنجی شود.

پس بنابرین اگر با سردردهایی غیر معمولی، تغییر رنگ پوست ، خواب آلودگی، سرفه مداوم ، استفراغ، تهوع ، اسهال، یبوست، گرفتگی عضلات یا درد شکم مواجه شدید بهتر است به پزشک مراجعه کنید

 

تعریف:اختلال وسواس اجباری

الگوی نافذ کمال طلبی و انعطاف ناپذیری که در اوایل بزرگسالیشروع شده و در زمینه های گوناگون خود را ظاهر می سازد.

ملاک های تشخیص:

حداقل با 5 مورد از خصوصیات زیر قابل تشخیصاست:

1-
کمال طلبی که در تکمیل کار تداخل نماید، مثل ناتوانی برای تکمیل طرح به دلیلبرآورده نشدن معیارهای بسیار دقیق شخصی.

2-
اشتغال ذهنی با جزئیات، اصول،فهرستها، ترتیب، سازمان یا برنامه  به گونه ای که نکته اساسی فعالیت لوثشود.

3-
اصرار غیر منطقی برای وادار ساختن دیگران به رعایت روش او در انجامامور، یا دودلی غیر منطقی برای اجازه دادن به دیگران برای انجام امور به دلیلایناعتقاد که آنان قادر به انجام صحیح آن نیستند.

4-
علاقه به کار و کارائی بهقیمت حذف فعالیت های تفریحی و آمد و رفت با دوستان(بدون ضرورت اقتصادیواضح).

5-
بلاتصمیمی: از تصمیم گیری اجتناب می کند یا آن را به تعویقانداخته و طول می دهد، مثلاً به علت نشخوار ذهنی در مورد تقدم ها به انتصاب ها نمیرسد.( شامل مواردی که بلا تصمیمی به علت نیاز به مشاوره یا اطمینان بخشی است نمیگردد.)

6-
در امور اخلاقی و رعایت ارزش ها بیش از حد جدی و وظیفه شناس، دقیقو انعطاف ناپذیر است.(بدون ارتباط با همانند سازی فرهنگی یا مذهبی)

7-
محدودیت ابراز عواطف.

8-
فقدان سخاوتمندی در دادن وقت، پول، یا هدایا وقتیکه هیچ نفع شخصی از این کار عایدش نمی گرد.

9-
ناتوانی برای دور انداختناشیاء فرسوده حتی اگر فاقد ارزش برانگیختن احساسات بودهباشد.

شیوع:

میزان شیوع در جامعه نامعلوم ولی در مردها شایعتر و غالباً دربزرگترین فرد خانواده است.

خصوصیات :

خصوصیتاصلی این اختلال الگوی نافذ کمال طلبی و انعطاف ناپذیری است. طبق فرضیات فروید ایناختلال با مسائل مقعدی رشد روان جنسی معمولاض حدود 2 سالگی ارتباط دارد.
فاقد حسشوخی هستند.
صفات وسواسی می تواند پیش درآمد اسکیزوفرنی باشد یا بعدها تبدیل بهافسردگی شود. عواطف کند و سطحی نیست ولی محدود است. پاسخ به سوالات بطور غیر عادیمعظل است. مکانیسم  های دفاعی معمولاً " دلیل تراشی" ، "جدا سازی" ، اندیشه ورزی" ،واکنش سازی" و " ابطال" می باشد.

درمان:

رفتار درمانی و گروه درمانی به ندرت اپر دارند.
داروها : کلونازپام، کلومیپرامین، فلئوکزین.

بیماری اختلال شخصیت وسواسی، تفاوت‌هایی با بیماری وسواس اجباری دارد ازجمله:

- طول مدت بیماری

- هنوز به‌طور کامل عادت نشده است.

- خود بیمار، بیمار بودنش را باور ندارد و تصور می‌کند که حق با اوست.

- در عملکردهای روزانه، اشکال زیادی ایجاد نشده و دیگران هم متوجه رفتار وسواس‌گونه نمی‌شوند.

- شدت عملکردهای وسواسی، ضعیف‌تر است اما میزان نظم و ترتیب، دست و پاگیر می‌باشد.

- بیمار، قابل تحمل است و نظم و ترتیب خوبی دارد.

- بیمار به دلیل آگاه‌نبودن از بیماری خود، به‌دنبال درمان نیست.

- بیمار، فرافکنی نموده و تصور می‌کند کار خودش، درست است و دیگران اشتباه می‌کنند.

- عوامل افسردگی، کمتر دیده می‌شود ولی فراوانی بیش‌تری در بین مردم دارد و پنهان و مرموز می‌باشد.

● خصوصیات فرد دارای اختلال شخصیت وسواسی

- به‌طور معمول از انجام کارهای خود راضی نمی‌شود به‌طوری که از دیگران می‌خواهد تسلیم او شوند.

- توانایی محدودی در بیان و اظهار احساسات گرم و محبت‌آمیز، به‌خصوص نسبت به خانواده دارد. هم‌چنین از دادن هدیه یا پول یا حتی وقت صرف‌کردن برای دیگران، خودداری می‌کند.

- کمال‌گراست و همه‌چیز را در حد کمال می‌خواهد.

- بدون توجه به‌ احساس دیگران، از آنان می‌خواهد تا روش او را اعمال کنند.

- برای انجام کارها، بسیار دقت صرف‌می‌کند تا جایی که وقتی برای استراحت و یا تفریح خودش باقی‌نمی‌ماند.

- دچار دودلی و بلاتکلیفی است زیرا از اشتباه‌کردن، بسیار هراس دارد.

- زمان بسیاری را صرف جزئیات، مقررات، لیست‌ها و برنامه‌ریزی‌ها می‌کند.

- کنترل‌کننده (خود و دیگران را زیاد کنترل می‌کند) و به‌طور معمول انعطاف‌ناپذیر است.

- در دورانداختن اشیاء بی‌ارزش و کهنه، ناتوان است.

● دلایل بروز بیماری

- میل‌های نادرست و ناپاک: مانند میل به مرگ مادر به دلیل خشن و سخت‌گیر بودن، بداخلاق و تندخو بودن و رعایت بیش‌ازحد نظافت یا پاکیزگی که خود موجب احساس گناه می‌گردد و به‌دنبال آن، عناد و خودتنبیهی؛ یکی از تنبیه‌ها، این است‌ که دچار وسواس شده است.

- مشکلات خانوادگی، شغلی و یا حتی بارداری و...

- جلب‌توجه اطرافیان

- اختلال بیوشیمی مغز (عدم تعادل سروتونین در مغز و یا التهاب مغز، جراحت‌های مغز و یا تومورهای مغزی) و اختلال در گیرنده‌های عصبی

- احساس بی‌کفایتی که به‌طور معمول در کنار یک مادر کمال‌طلب به بیمار القاء شده است.

- اختلال در روابط با دیگران، خانواده و یا محیط

- نبود ارتباط خوب با مادر

اختلال وسواس اجباری که اغلب با افسردگی و اضطراب نیز همراه است، خود موجب موارد زیر می‌شود:

کاهش اعتمادبه‌نفس و ایجاد اضطراب بیش‌تر، چاق شدن، بالا رفتن فشارخون، چربی‌خون، مشکلات تیروئید و درکل مشکلات هورمونی، کم‌خونی و...

بنابراین بیمار باید رفتارهای جرأت‌ورزی مانند ابراز صحیح خشم، اندوه، رنجش و نه‌گفتن را بیاموزد. او باید هم به خود و هم به نیازهای خود اهمیت دهد. درضمن باید بتواند نیازهایش را مطرح کند.

 

آسان نیست که بیان کنیم منظورمان از معنی کلمه شخصیت چیست. آن به نظر کاملاً روشن می آید ولی بیان آن بوسیله لغات سخت است. قسمتی از دلیل آن این است که بسیاری از لغاتی که ما برای توضیح افراد بکار می بریم معانی وسیعی دارند و این معانی اغلب با هم همپوشانی دارند.
  

   این کلمات می توانند بیش از یک ناحیه از تجربه را پوشش دهند. اضطراب توضیح احساس نگرانی است، عصبانیت  رفتاری را توضیح می دهد که دیگران ممکن است متوجه آن شوند وقتی شما این احساس را دارید. خجالت توضیح احساس ناراحتی با دیگر مردم است ولی همچنین ساکت بودن بیش از حد را هم شامل می شود.
  

   این اغلب مشکل است چون روشی را که ما با دیگر مردم ظاهر می شویم می تواند در شرایط مختلف، گوناگون باشد. اگر شما فقط فردی را در محیط کار می شناسید، شما ممکن است کاملاً رفتار متفاوتی را اگر با آنها در محیط و اجتماع مواجه شوید نشان دهید.

     با این وجود، در سلامت روان، کلمه شخصیت به اجتماع خصوصیات یا ویژگی هایی که هر کدام از ما را به عنوان یک فرد می سازد

 

برمیگردد.  اینها شامل روشهایی است که ما:

 

  •  فکر می کنیم
  • احساس می کنیم
  • رفتار می کنیم

در انتهای دهه اول یا ابتدای دهه دوم زندگی، اغلب ما با روشهای مشخص فکر کردن، احساس کردن و رفتار کردن شخصیتمان را پرورش می دهیم. این اغلب تا حد زیادی برای تا آخر عمر باقی می ماند. معمولاً شخصیت ما به ما اجازه می دهد که با دیگر مردم به طور قابل قبولی- اگر نه کاملاً- کنار بیائیم.
 

 

 اختلالات شخصیتی:
  

   با این وجود برای بعضی از ما، این اتفاق نمی افتد. به هر دلیل قسمتی از پرورش شخصیت ما در راهی است که زندگی با خودمان و یا با دیگران را برای ما مشکل می سازد. یاد گرفتن از تجارب و تغییر این ویژگی ها- روشهای غیر سودمند فکر کردن ، احساس کردن و رفتار کردن – که باعث این مشکلات می شود می تواند مشکل باشد. بجز تغییرات و شخصیت که به علت حوادث ضربتی یا آسیب به مغز حاصل می شود، این ویژگیها معمولاً از دوران کودکی و یا اوایل دهه اول زندگی قابل تشخیص است.
 

    شما ممکن است در موارد زیر مشکل داشته باشید:

  •  ایجاد یا ادامه رابطه با دیگران
  •  کنار آمدن با همکاران
  •  کنار آمدن با دوستان و خانواده
  •  دور ماندن از مشکلات
  •  کنترل احساسات یا رفتار
    اگر به عنوان یک نتیجه شما:
  •  نا خشنود یا مضطرب هستید

ویا

  •  شما اغلب ناراحت هستید و یا موجب آزار دیگر مردم می شوید

 

پس شما ممکن است دچار یک اختلال شخصیت باشید( برای توضیح انواع مختلف به شرح پایین توجه فرمائید) داشتن یک اختلال شخصیتی زندگی را مشکل می سازد. بنابراین سایر اختلالات سلامت روان ( مانند افسردگی و یا مشکلات وابسته به مصرف الکل و مواد مخدر) معمولاً شایع هستند.


صحبت درباره اختلالات شخصیتی:


روشهای مختلفی برای توضیح اختلالات روانی و گروه بندی آنها وجود دارد.مشکل بودن توضیح اختلالات شخصیتی به طرز روشن آن را بیشتر مباحثه ای در مقایسه با سایر اختلالات روانی ، مانند افسردگی یا روان پریشی ( شیزوفرنی) می سازد. بعلاوه، بسیاری از مردم احساس میکنند که برچسب زدن اختلالات شخصیتی به این روش سودمند نمی باشد. با این وجود، اگر چه ما همه افرادی جدا هستیم، الگوهای مشخص اختلالات شخصیتی به نظر می رسد که بین گروه نسبتاً بزرگی از مردم مشترک است. با مشخص کردن این الگوها، ما می توانیم در روشهای کمک کردن و درمان که می تواند توسط بسیاری از مردم مورد استفاده قرار گیرند -نه فقط به صورت فردی- پرورش یابند.

اختلالات شخصیتی – مورد مناسب برای درمان؟

مدارک خوبی وجود دارد که افراد با تشخیص اختلالات شخصیتی توجه کافی توسط سرویسهای سلامت روان را آنطور که باید دریافت نکرده اند. این سرویسها عموماً روی بیمارهای روانی مانند شیزوفرنی، اختلالات دو قطبی و افسردگی متمرکز شده اند. بعضی تردیدها وجود دارد که آیا آنها چیز مفیدی برای ارائه به اختلالات شخصیتی دارند. تحقیقات روشن ساخته است که سرویسهای سلامت روان می توانند و باید به افراد با اختلالات شخصیتی کمک کنند.

انواع مختلف اختلالات شخصیتی:

تحقیقات نشان  داده اند که اختلالات شخصیتی بر اساس مزه و طعم احساسی به سه گروه تقسیم می شوند:

 

دسته A   مشکوک

دسته B   احساسی و از روی انگیزه آنی و بدون فکر قبلی عمل کردن

دسته C    مضطرب 

 

همانطور که شما در تشریح هر گروه می خوانید، شما ممکن است بعضی جنبه های شخصیت خودتان را به خوبی تشخیص دهید. این ضرورتاً به این معنی نیست که شما یک اختلال شخصیتی دارید. بعضی از این خصوصیات حتی  ممکن است در بعضی نواحی زندگی شما سودمند باشد . با این وجود اگر شما یک اختلال شخصیتی دارید این جنبه های شخصیت شما می تواند کاملاً مفرط باشند. آنها ممکن است زندگی شما و افرادی را که در اطراف شما هستند ضایع سازند. مردم ممکن است علائم بیش از یک اختلالات شخصیتی را نشان دهند.

 

دسته A   = > مشکوک

 

شخصیت  پارانوئید:

 

  •  مشکوک
  •  احساس کریه و زننده بودن بقیه مردم نسبت به خود (حتی وقتی که شواهد نشان می دهد که این درست نیست).
  •  حساس به عدم پذیرش
  •  تمایل به لجاجت و بیزاری

شخصیت اسکیزوئید:

  •  سرد احساسی
  •  تماس با بقیه مردم را دوست ندارد، ترجیح می دهد در خود باشد.
  •  داشتن یک دنیای غنی مجازی.

شخصیت  شیزو تایپال

  •  رفتار غیر عادی
  •  عقاید عجیب و غریب
  •  اشکال در فکر کردن
  •  کمبود احساس یا واکنشهای احساسی نامناسب
  •  می تواند چیزهای عجیب ببیند یا بشنود
  •  وابسته به بیماری روانی شیزوفرنی
    دسته
    B  = >  احساسی و از روی انگیزه آنی و بدون فکر قبلی عمل کردن

شخصیت   غیر اجتماعی یا غیر مناسب برای معاشرت: 

  •  بی اهمیت بودن به احساس دیگران
  •  به راحتی نا امید شدن
  •  تمایل به رفتار خشن
  •  ارتکاب جرم
  •  مشکل داشتن در ایجاد ارتباط صمیمی
  •  از روی انگیزه آنی عمل کردن – انجام کارها بدون فکر به آنها در یک لحظه
  •  عمل احساس گناه
  •  عدم یادگیری از تجارب ناخوشایند

 شخصیت   مرزی یا از نظر احساسی  بی ثبات:

  •  از روی انگیزه آنی عمل کردن
  •  مشکل در کنترل احساسات
  •  احساس بد در مورد خود
  •  اغلب خود آزاری مانند خود زنی یا تلاش برای خودکشی
  •  احساس تو خالی بودن
  •  ساختن ارتباط سریع ولی ازسریع دست دادن آنها
  •  می تواند احساس سوءظن ( پارانوئید) یا افسردگی کنند
  •  شنیدن صدا وقتی تحت فشار قرار گیرند.

 شخصیت  نمایش عمدی احساسات:

 

  •  حوادث فوق نمایشی
  •  خود محوری
  •  نشان دادن احساسات قوی که سریعاً تغییر می کند و طولانی نیستند
  •  می توانند پیشنهاد کردنی باشند
  •  نگرانی زیاد در مورد ظاهر خود
  •  تمایل زیاد برای چیزی جدید و مهیج
  •  می توانند اغوا کننده باشند.

شخصیت   علاقه مفرط به خود  و ظاهر فیزیکی اش:

  •  داشتن یک حس قوی از خود مهم بودن
  •  رویاهای نامحدود موفقیت، قدرت و هوش سرشار
  •  تمایل زیاد برای جلب توجه دیگران ولی نشان ندادن احساسی گرم به نوبه خود
  •  استثمار دیگران
  •  درخواست برای لطفی که نمی توانند آنرا جبران کنند
    دسته
    C = > مضطرب

شخصیت وسواسی- اجباری:

  •  نگران و شک  داشتن زیاد
  •  کامل گرا – همیشه چیزها را چک می کنند
  •  سخت در آنچه انجام می دهند
  •  محتاط، غرق شده در جزئیات
  •  نگران در مورد انجام دادن اشتباه چیزها
  •  سخت یافتن تطابق با شرایط جدید
  •  اغلب داشتن معیارهای اخلاقی بالا
  •  داوری کننده
  •  حساس به انتقاد
  •  می توانند افکار و تصورات وسواسی داشته باشند( اگر چه نه به بدی در بیماران وسواسی)
    شخصیت اجتناب کننده:
  •  خیلی مضطرب و عصبی
  •  نگرانی زیاد
  •  احساس نا امنی و پست بودن
  •  باید دوست داشته شوند و مقبول باشند
  •  شدیداً احساس به انتقاد
    شخصیت وابسته:
  •  منفعل
  •  وابسته به دیگران در تصمیم گرفتن
  •  انجام دادن کارهایی که دیگران می خواهند انجام دهند
  •  سخت یافتن کنار آمدن با کارهای روزانه
  •  احساس نا امیدی و بی کفایتی
  •  براحتی احساس تسلیم شدن بوسیله دیگران

علتهای اختلالات شخصیتی چیست؟
      پاسخ روشن نیست ولی به نظر می رسد که مانند سایر بیماریهای روانی ژن، مشکلات مغز و روش تربیت       می توانند قسمتی نقش داشته باشند.
     شواهدی برای اهمیت موارد زیر وجود دارد:
     روش تربیت:

  •  سوء استفاده جسمی یا جنسی در کودکی
  •  خشونت در خانواده
  •  والدینی که الکل زیاد می نوشند


اگر بچه ها از این گونه محیطهای سخت خارج شوند احتمال کمتری برای پیشرفت یک اختلال شخصیتی وجود دارد.
مشکلات زودرس:

  مشکلات رفتاری در بچگی مانند خشونت شدید، سرپیچی و خلق وخوی قهر کننده تکرار شونده

مشکلات مغزی:

     بعضی افراد با اختلال شخصیتی ضد اجتماعی   دارای تفاوتهای بسیار جزئی در ساختمان مغزشان و روشهای عمل بعضی از مواد شمییایی در مغزشان هستند. با این وجود تصویربرداری مغز یا تست خون برای اختلالات شخصیتی وجود ندارد.

     چیزهای که آن را بدتر می سازد:

  •  مصرف زیاد الکل یا مواد مخدر
  •  مشکلات کنار آمدن با خانواده  یا همسر
  •  مشکلات مالی
  •  اضطراب، افسردگی، یا سایر اختلالات روانی

 کمک :


     در مان افراد با اختلالات شخصیتی می تواند بر پایه روانشناسی (صحبت درمانی) و یا جسمی (دارو درمانی) باشد.

1.      درمان بر پایه روانشناسی

  •  مشاوره: صحبت کردن وگوش دادن، این بستگی به رابطه اعتماد آمیز بین مشاور و فرد مشاوره شونده دارد.
  •  روان درمانی پویا: نگاه به چگونگی اثرات تجارب گذشته بر رفتار فرد دارد.
           .      شناخت درمانی :یک راه به تغیییر روشهای ناسودمند فکر کردن
  •  درمان تحلیل شناختی : یک روش برای تشخیص و تغییر روشهای نا سودمند در روابط و رفتار
  •  درمان رفتار لهجه ای : این روش ازترکیب درمان شناختی و رفتاری با بعضی ازفنون مذهب بودائی استفاده می کند.

این شامل فرد درمانی و گروه درمانی می باشد:
درمان در یک جامعه درمانی –این یک محل است که افراد با سابقه طولانی مشکلات احساسی می توانند برای هفته ها یا ماهها به آنجا رفته ( و یا گاهی اوقات در آنجا اقامت گزیند) .اغلب کار در گروه انجام می شود. شما از گذراندن یا نگذراندن با سایر اقامت کنندگان می آموزید. این از زندگی واقعی بدین لحاظ متفاوت است که هر گونه عدم موافقت و یا ناراحتی در یک محیط امن روی می دهد. کارکنان و سایر افراد مقیم به شما کمک می کنند تا از این مرحله مشکلات عبور کرده و از آنها بیاموزید. استفاده کنندگان و یا افراد مقیم اغلب صحبتهای زیادی در مورد چگونگی اداره شدن این محل دارند ولی مجبورند که آماده ی ماندن و مقابله با مواقع دشوار شوند.

 

2 .- جسمی

داروها می توانند در بعضی  اختلالات شخصیتی کمک کنند.


داروهای ضد روان پریشی( معمولاً در مقدار کم)

  •  می توانند که حالت مشکوک بودن سه گروه A  اختلالات شخصیتی ( پارانوئید، اسکیزوئید، اسکیزوتایپال) را کاهش دهند.
  •  می توانند در اختلال شخصیتی مرزی اگر احساس سوءظن شدید دارند و یا صدا می شنوند کمک کننده باشد.

 

داروهای ضد افسردگی:


می توانند در اشکالات احساسی و یا خلقی که افراد گروه
B اختلالات شخصیتی ( ضد اجتماعی، مرزی و یا نا ثبات احساسی و نمایشی و یا علاقه مفرط به خود ) کمک کننده باشد.

  •  بعضی از داروهای ضد افسردگی مهار کننده بازگشت انتخابی  سروتونین  می توانند به این افراد با اختلال شخصیتی مرزی و یا ضد اجتماعی کمک کرده تا کمتر لحظه ای و خشن  باشند.
  •  می توانند کاهش دهنده اضطراب در گروه C اختلالات شخصیتی باشند( وسواسی – اجباری. اجتناب کننده و وابسته)

ثبات دهنده خلق:
داروهای مانند لیتوم، کاربامازپین والپرات سدیم همچنین می توانند کاهش دهنده رفتارهای آنی و خشن باشند. این داروها و درمانها همچنین می توانند در افراد با اختلال شخصیتی که در حال پیشرفت به سوی افسردگی و یا شیزوفرنی هستند کمک کننده باشند.

نوع درمانی که پیشنهاد میشود بستگی دارد به:

  •  ترجیح فرد( بیمار یا استفاده کننده از خدمات)
  •  نوع اختلال شخصیتی
  •  دسترسی نوع درمان در ناحیه جغرافیایی
    اگر شما یک اختلال شخصیتی دارید شما ممکن است اصلاً نیازی به درمان نداشته باشید ولی شما ممکن است درمان دارویی و یا صحبت درمانی وگاهی هر دو را مفید یابید. بستری در بیمارستان معمولاً به عنوان آخرین پناهگاه می باشد . ( مثلاً وقتی یک فرد با اختلال شخصیتی مرزی خودزنی بدی را انجام دهد) و فقط برای کوتاه مدت می باشد. تعداد زیادی از کمکهایی که فقط در بخشهای بیمارستان قابل ارائه بوده اکنون در درمانگاهها ویا مراکز روزانه در دسترس می باشند.

چقدر اختلال شخصیتی شایع می باشد؟

  •  در حدود 40 تا 70 درصد افراد در بخش روانپزشکی یک اختلال شخصیتی خواهند داشت
  •  30 تا 40 درصد از بیماران روانپزشکی که توسط سرویسهای روانپزشکی در جامعه تحت درمان قرار گرفته اند یک اختلال شخصیتی خواهند داشت.
  •  در حدود 10 تا 20 درصد از بیماران دیده شده توسط پزشک عمومی یک اختلال شخصیتی خواهند داشت.

آیا اختلال شخصیتی طی زمان تغییر می کند؟
بله شواهدی وجود دارد که آنها تمایل کندی به بهبودی با افزایش سن دارند. رفتارهای ضد اجتماعی و اعمال آنی به خصوص به نظر می رسد که در سنین دهه3 و 4 کاهش می یابند. با این وجود می تواند گاهی اوقات در جهت مخالف کار کند. برای مثال اختلال شخصیتی شیزوتایپال  می تواند به طرف اختلال روانی  شیزوفرنی پیشرفت نماید.

آیا دخالتهای درمانی در درمان موثر است؟
شواهد وجود دارد که روانی درمانی و دارودرمانی هر دو موثر است ولی این شواهد ضعیف می باشد زیرا:

  •  مداخلات درمانی معمولاً کاملاً پیچیده هستند بنابراین مشکل است تا بدانیم که کدام قسمت یا قسمتهای مداخله درمانی واقعاً موثر بوده است.
  •  گروههای شرکت کننده معمولاً کوچک هستند
  •  روشهای اندازه گیری پیشرفت درمانی معمولاً ضعیف هستند.
  •  مطالعات انجام شده روی مداخلات درمانی و درمان اغلب کاملاً کوتاه بوده اند.

 

زندگی با اختلالات شخصیتی:


افراد با اختلالات شخصیتی مانند هر فردی که یک اشکال سلامت روانی دارد می توانند به علت تشخیصشان در معرض بد نامی و  تهمت قرار گیرند. آنها می توانند جذب کننده ترس و عصبانیت و رد شدن باشند تا دلسوزی، پشتیبانی و درک شدن. این مشکلی است که نیازمند کمک واقعی می باشد. ما می توانیم با گسترش روابط دوستانه ، پشتیبانی و درک در مقابل با قضاوت و تبعیض در مورد افراد با اختلال شخصیتی کمک نمائیم.

 

کمک توسط خود:

  •  سعی کنید وقتی تحت فشار قرار می گیرید گره را باز کنید. گرفتن یک دوش آب گرم یا قدم زدن.- شما ممکن است ورزش یوگا، ماساژ یا درمان با رایحه خوش را مفید یابید.
  •   مطمئن شوید که شما یک خواب خوب شب دارید ولی اگر نمی توانید بخوابید ناراحت نشوید.
  •  مراقب سلامت جسمی و آنچه می خورید باشید. شما احساس بهتری را خواهید داشت وقتی یک رژیم غذایی متعادل با مقدار زیادی سبزیجات و میوه جات داشته باشید.
  •  از مصرف زیاد الکل و داروهای خیابانی و مخدر اجتناب نمائید.
  •  مقداری ورزش منظم انجام دهید این نباید شدید باشد. حتی پیاده شدن از اتوبوس یک ایستگاه زودتر ویا راه رفتن در بقیه مسیر می تواند موثر باشد.
  •  در شرایطی که کارها دچار اشکال شده است و یا در یک شرایط تحت فشار قرار گرفته اید درمان شوید( البته نه الکل یا مواد مخدر).
  •  به یک علاقه و یا سرگرمی  روی  آورید. این روش خوبی است تا دیگران را ملاقات کرده و به فکر خود در مواجه با فشارهایی که همه ما روزانه برخورد می کنیم استراحت دهید.
  •  در مورد آنچه احساس می کنید با یک نفر صحبت نمائید. او می تواند یک دوست و یا فامیل و یا اگر ترجیح می دهید یک درمانگرو یا یک مشاور باشد. اگر شما به درمانگرو یا مشاور دسترسی نداریدی به پزشک عمومی خود مراجعه نمائید.
  •  جستجوی اطلاعات در اینترنت یک منبع خوب می باشد. ( اطلاعات تکمیلی را ببینید)
  •  اگر کارها واقعاً دشوار هستند سعی کنید به بنگاه نیکوکاری تلفن نمائید( اطلاعت تکمیلی را ببینید)
    زندگی با کسی که یک اختلال شخصیتی دارد:

     شما ممکن است در مورد اثرات اختلال شخصیتی روی آنها و یا حتی روی زندگی خودتان نگران باشید. آنها چه واکنشی نشان خواهند داد اگر شما در این باره با آنها صحبت نمائید.اگر آنها نگرانی شما را جدی می گیرند  اطلاعات بیشتری را از منابعی که در انتهای این جزوه آمده است جمع نمائید. حتی اگر آنها متوجه هیچ مشکلی در حال حاضر نیستند ممکن است در آینده متوجه شوند. زندگی روزانه با فردی که دارای اختلالات شخصیتی می باشد می تواند مشکل باشد ولی این همیشه مشکل نیست . فضا دادن به این افراد ، گوش دادن به آنها و تصدیق کردن دلواپسی هایشان و درگیر کردن دیگران ( دوستان، فامیل و بعضی مواقع حرفه ای های سلامت روان – پرستارها ، درمانگرها و پزشکان) می توانند همه مفید باشند. مراقبت از سلامت جسمی و روانی خود همچنین مهم می باشد.

شناخت اختلال وسواسی اجباری

اختلال وسواسی اجباری (OCD) بیماری است که باعث می‌شود فرد درمورد فعالیت‌های روزمره‌اش دچار وسواس فکری و عملی شود.
▪
ظهور این رفتارها ممکناست نشانه ابتلا به این اختلال باشد:
ـ اشتغال خاطر با اینکه آیا چیزها درست وبه صورتی دقیق در جای خود قرار گرفته‌اند یا نه.
ـ ترس غیرمعمول از کثیفی یامیکروب‌ها؛ و در نتیجه پرداختن مکرر به کارهایی مانند شستن دست‌ها یا حمام رفتن.
ـ وارسی کردن مداوم و همیشگی یک موقعیت، مثلا اطمینان حاصل کردن از اینکه درهاقفل یا پنجره‌ها بسته هستند.
ـ اشتغال فکری مکرر در مورد اصوات، تصاویر، کلماتیا شماره‌ها.
ـ مطالبه مداوم اطمینان‌بخشی و تایید از جانب دیگران.

 

وسواس فکری

اختلال وسواس فکری عملی اغلب موضوع لطیفه‌ها ، بذله گویی‌ها و شوخی‌ها بوده است. برخلاف الگوهای کلیشه‌ای ، اختلال وسواس فکری عملی واقعی موضوعی خنده‌دار نیست. وسواس یک اختلال اضطرابی دارای پایه زیست شناختی است که اغلب از کودکی شروع می‌شود و ممکن است الگوی خانوادگی داشته باشد. اختلال وسواس فکری – علمی با وسواس‌های فکری ، رفتارهای اجباری و یا هر دو آنها مشخص می‌گردد.

وسواس‌های فکری افکار یا تجسم‌های نا خوانده‌ای هستند که به صورت مکرر وارد آگاهی می‌گردند. در حالی که رفتارهای اجباری ، در ظاهر امر رفتارها و عادات مکرر غیر قابل توقف هستند که شخص با هدف کاهش ناراحتی و اضطراب خود آنها را انجام می‌دهد. هم افکار وسواسی و هم رفتارهای اجباری معمولا توسط خود مبتلایان به آنها غیر واقع گرایانه و غیر منطقی ارزیابی می‌شوند، اما مبتلایان ، خود را ناتوان از متوقف کردن آنها می‌دانند.
نشانه‌های وسواس
گرچه انواع افکار و رفتارها در اغلب موارد از شخصی به شخص دیگر فرق می‌کند، بعضی از الگوها مشترک هستند. به عنوان مثال ، مبتلایان به وسواس امکان دارد در وارسی‌های مکرر درگیر گردند. این عمل ممکن است به صورت وارسی درها و کلیدها جهت کسب اطمینان ، خاموش کردن همه وسایل ، قرار دادن کلیدها در مکان خاص و از قبیل آنها باشد. بعضی از مردم ممکن است بصورت افراطی از طریق دست شستن و تمیز کردن مکرر از میکروب‌ها اجتناب نمایند.
بعضی از مردم ممکن است تشریفات رفتاری ویژه‌ای در مورد فعالیت‌های روزمره داشته باشند، از قبیل: پوشیدن یا در آوردن لباس به شیوه و نظم خاص ، وارد شدن یا ترک کردن خانه یا اتاق به شیوه‌ای معین ، سعی در تکرار (یا اجتناب از تکرار) یک عمل یا فکر خاصی به تعداد مشخص جهت بدست آوردن خوشبختی و غیره. در بعضی موارد رفتارهای مرتبط با سایر اختلال‌ها ، از قبیل بی‌اشتهایی عصبی ، پراشتهایی و جنون موکندن (کندن موها ، کندن مژه‌ها) می‌توانند کیفیت وسواس به خود بگیرند.
خیلی مهم است که به این نکته توجه داشته باشید که بسیاری از مردم بعضی از الگوهای رفتاری و فکری فوق را در دوره‌ای از زندگی خود تجربه می‌کنند، بدون اینکه به اختلال وسواس فکری – عملی مبتلا باشند. به عنوان مثال ، وارسی درها جهت ایجاد امنیت بیشتر و یا شستن دست‌ها بعد از مواجه شدن با میکروب‌ها امری طبیعی است.
آیا هر نوع توجه به پاکیزگی نشانه وسواس است؟
نشان دادن درجاتی از پاکیزگی و توجه به جزئیات متناسب به نظر می‌رسد و حتی به هنگام رشد و بالغ شدن به عنوان نشانه‌هایی از بلوغ در کودکان در نظر گرفته می‌شود. همین طور ، هر کسی یک شیوه و اسلوب برای انجام کارهای خود دارد. فقط زمانی که افکار و رفتارها به طور افراطی مکرر بود ، و یا به جای کمک ، در فعالیتهای روزمره زندگی تداخل کرد، باید به اختلال وسواس مظنون بود. بنابراین ، افراد دارای اختلال وسواس زمان زیادی را صرف انجام تشریفات یا اجتناب از رفتارهای (خاص) می‌کنند، طوری که مسائل مهم زندگی‌شان مورد غفلت قرار می‌گیرد.

آنها آن‌قدر زمان صرف بهداشت شخصی خود می‌کنند که از کلاس جا می‌مانند. آنها ممکن است آنقدر نگران میکروب و آلودگی باشند که از صرف غذا در سالن غذاخوری و به همراه دوستان‌شان خودداری نمایند. آنها همچنین ممکن است به خاطر ترس و شرمندگی از فاش شدن نشانه‌های وسواسی‌شان در پیش دیگران از فعالیتهای اجتماعی خودداری کنند.

دریافت کمک
اگر شما فکر می‌کنید که خودتان و یا کسی که شما می‌شناسید، از اختلال وسواس رنج می‌برد (می‌برید) با یک متخصص بهداشت روانی مشاوره نمایید. اختلال وسواس فکری ـ عملی، اختلالی است که می‌توان به آن از طریق مشاوره ، رفتار درمانی و یا دارو درمانی کمک کرد.

ختلال افسردگی ماژور (عمده)M.D.D

افسردگی ماژور(عمده) طیف وسیعی از اختلالات گوناگون را در بر می گیرد که تنها تشابه و نکته مشترک آنان خلق افسرده است. بیمارانی که تشخیص افسردگی ماژور برای آنها داده می شود ممکن است هم شامل بیماران افسرده ای با حداقل اختلالات وژتاتیو باشند که عملکرد اجتماعی آنان چندان افت نکرده است و هم بیماران شدیداً پسیکوتیک، هذیانی، کاشکتیک، ملانکولیک، نگاتیویستیک و در حالت استوپور یا دچار علایم زوال شدید عقلی که نیاز به مراقبت دایمی دارند را در بر می گیرد.

تعریف اختلال افسردگی ماژور عبارت است از یک یا چند حمله افسردگی ماژور بدون سابقه ای از حملات مانیا،مختلط یا هیپومانیا. حمله افسردگی عمده لااقل باید دو هفته طول بکشد. همچنین حملات افسردگی عمده باید دست کم 4 علامت از علایم تغییرات اشتها و وزن، تغییرات خواب و فعالیت، فقدان انرژی، احساس گناه، مشکل در تفکر و تصمیم گیری و افکار عودکننده مرگ یا خودکشی را داشته باشد.

 خلق افسرده یا بی علاقگی یا بی لذتی علایم کلیدی افسردگی است. بیمار ممکن است بگویداحساس اندوه، نومیدی، غمگینی، یا بی ارزشی می کند. این بیماران اغلب کیفیتی غیرقابل وصف، اما مشخص برای حالت مرضی خود قایل اند. بیماران اغلب علایم افسردگی را نوعی درد مشقت بار روحی توصیف می کنند. گاه از این شکایت می کنند که نمی توانند گریه کنند. حدود این بیماران به فکر خودکشی می افتند و حدود 15 تا 10 درصد از آنها دست به خودکشی می زنند. در عین حال گاه نیز برخی بیماران از افسردگیشان خبر ندارند، ولو اینکه از خانواده، دوستان و فعالیت هایی که سابقاً مورد علاقه شان بود، کناره گرفته باشند. تقریباً همه بیماران افسرده (97 درصد) از کم شدن انرژی خود که موجب اختلال در انجام وظایفشان مانند شغل، تحصیل و ... می شود، شکایت دارند. انگیزه این بیماران برای قبول طرح های جدید کم شده است.حدود 80 درصد این بیماران از اشکال در خواب، بویژه سحرخیزی(بی خوابی انتهایی)، بیدار شدن های مکرر در طول شب که طی آن دایم به مشکلات خود فکر می کنند، شاکی هستند. بسیاری از بیماران دچار کاهش اشتها و وزن می شوند. اما برخی نیز افزایش اشتها، افزایش وزن، و افزایش خواب پیدا می کنند. اضطراب از علایم شایع افسردگی است که حدود 90 درصد از آنها را گرفتار می کند. انواع و اقسام تغییراتی که در مصرف غذا و میزان استراحت این بیماران پیدا می شود، می تواند بیماری های طبی ای نظیر دیابت، افزایش فشار خون،copd و بیماری قلبی همراه با افسردگی را تشدید کند. غیر طبیعی بودن قاعدگی و کاهش علاقه و عملکرد جنسی از دیگر علایم افسردگی است. حدود50 درصد بیماران ذکر می کنند که علایمشان در طول روز تغییر می کند به این شکل که شدت آن در صبح بیشتر است و هرچه روز به غروب می روند، کمتر می شود.

علایم شناختی افسردگی عبارت است از احساس ذهنی ضعف تمرکز و مختل شدن تفکر. حدود این بیماران به فکر خودکشی می افتند و حدود 15 تا 10 درصد از آنها دست به خودکشی می زنند. در عین حال گاه نیز برخی بیماران از افسردگیشان خبر ندارند، ولو اینکه از خانواده، دوستان و فعالیت هایی که سابقاً مورد علاقه شان بود، کناره گرفته باشند. تقریباً همه بیماران افسرده (97 درصد) از کم شدن انرژی خود که موجب اختلال در انجام وظایفشان مانند شغل، تحصیل و ... می شود، شکایت دارند. انگیزه این بیماران برای قبول طرح های جدید کم شده است.حدود 80 درصد  این بیماران از اشکال در خواب، بویژه سحرخیزی(بی خوابی انتهایی)، بیدار شدن های مکرر در طول شب که طی آن دایم به مشکلات خود فکر می کنند، شاکی هستند. بسیاری از بیماران دچار کاهش اشتها و وزن می شوند. اما برخی نیز افزایش اشتها، افزایش وزن، و افزایش خواب پیدا می کنند. اضطراب از علایم شایع افسردگی است که حدود 90 درصد از آنها را گرفتار می کند. انواع و اقسام تغییراتی که در مصرف غذا و میزان استراحت این بیماران پیدا می شود، می تواند بیماری های طبی ای نظیر دیابت، افزایش فشار خون،copd و بیماری قلبی همراه با افسردگی را تشدید کند. غیر طبیعی بودن قاعدگی و کاهش علاقه و عملکرد جنسی از دیگر علایم افسردگی است. حدود50 درصد بیماران ذکر می کنند که علایمشان در طول روز تغییر می کند به این شکل که شدت آن در صبح بیشتر است و هرچه روز به غروب می روند، کمتر می شود. علایم شناختی افسردگی عبارت است از احساس ذهنی ضعف تمرکز و مختل شدن تفکر.

 درمان

برای دارو درمانی باید به پزشک متخصص روانپزشک (اعصاب و روان) مراجعه نمود.

مانیا(mania)

مانیا سندرمی درست برخلاف جهت افسردگی است و به عنوان قسمتی از اختلال دو قطبی (bipolar disorder) شناخته می شود. در این بیماری حملات مانیا و افسردگی دیده می شود.

تظاهرات بالینی

تظاهرات اصلی مانیا عبارتند از سرخوشی (elation) , تحریک پذیری , پرکاری و عقاید خود مهم انگاری(self -important ideas)

خلق بالابصورت شادی , افکارمثبت بیش از حد(undue optimism) و خوشحالی سرایت کننده تظاهر می کند .و گاهی اوقات
به صورت تحریک پذیری خود را نشان می دهد. خلق در طول روز تغییر می کند هر چند که مانند افسردگی شدید تغییرات منظمی ندارد. گاهی اوقات شادی مفرط با دور های کوتاه و ناگهانی افسردگی همراه می شود.

ظاهر بیمار منعکس کننده خلق اوست بیمار لباس های روشن می پوشد و با شدت یافتن بیماری ظاهر بیمار نامرتب به نظر میرسد.
بیماران مانیک بیش از حد فعال می باشند(over active) که منجر به خستگی جسمی می شود. همچنین به آسانی کارها را ناتمام رها می کنند و کار دیگری را شروع می کنند( معادل distractible)

خواب غالبا کاهش و اشتها افزایش می یابد و تمایل زیاد جنسی وجود دارد. بیمار زیاد و سریع صحبت می کند که نشان دهنده سرعت بالای تفکر است که فشار کلام(pressure of speech) نامیده می شود. و با شدید شدن سرعت تفکر , پرش افکار(flight of idea) ایجاد می شود

افکار خود بزرگ بینی (grandios) شایع است. بسیاری از بیماران ولخرج می شوند. مثلا ممکن است خود را یک پیغمبر و یا متخصص جهت راهنمائی سران کشور بداند. گاهی اوقات دچار هذیان گزند و آسیب می شود و فکر می کند دیگران به دلیل اهمیت ویژه او قصد توطئه علیه او را دارند. هذیان انتساب (refrences) و passivity feeling ممکن است ایجاد شود. هذیان ها اغلب با گذشت زمان تغییر می کنند.

توهم هم در موارد شدید ایجاد می شود که با خلق هماهنگ است و در طول زمان دچار تغییر می شود.

بینش(insight ) همواره مختل است بیمار دلیلی برای جلوگیری از افکار خود بزرگ بینی یا محدود کردن ولخرجی خود نمی بیند. بندرت خود را بیمار می داند و نیازی به درمان احساس نمی کند. مانیا هم به سه نوع خفیف , متوسط و شدید طبقه بندی می شود

مانیای خفیف : افزایش فعالیت بدنی و تکلم , خلق متغییر و ولخرجی وجود دارد
مانیای متوسط: فعالیت زیاد به همراه فشار کلام و تکلم سازمان یافته ( disorganised speech ) , خلق یوفوریک که با کلام دوره های بی قراری و افسردگی قطع می شود و افکار خود بزرگ بینی ممکن است هذیانی شوند.

مانیای شدید: فعالیت شدید غیر قابل کنترل و افکار در هم ریخته و هذیان عجیب و غریب (bizarre) می شوند و توهم هم به وجود می آید. ندرتا بیمار بدون حرکت و گنگ می شود (manic stupor)

__________________
اطلاعیه مدیریت سایت- دعوت به همکاری : سایت ایران سلامت , جهت تکمیل و توسعه بخش ها و فعالیت های مختلف ,از افراد علاقه مند دعوت به همکاری می نماید.

ویسنده: شادمان کلاه زری

اختلال سیکوتایمیک شکل علامتی خفیفی از اختلال دوقطبی || و مشخصه اش وجود حملات هیپومانیا و حملات خفیف افسردگی است . در این اختلال دوره های متعددی با علایم هیپومانی و نیـز دوره های متعددی با علایم افسردگی بـدون آنکه واجـد معیـارهای حمله افسردگـی ماژور باشنـد ، به مدت حداقل 2 سال وجود دارد .

طول این دوره در کودکان و نوجوانان حداقل یک سال است . این بیماران در طی این دو سال هیچ حمله ای از نوع افسردگی ماژور ، مانیـا یا مختلط نداشتـه انـد . همچنـیـن طی ایـن دوره 2 ساله بیمار هرگز بیش از 2 ماه فاقد علایم نبوده است . اینها به ویژه کسانی هستند که از مشکلاتـی در زمـیـنـه زنـاشـویـی و روابط بین فردی شکایت دارند .

نـسبــت زن بـه مـرد در اخـتـلال سیـکـلـوتـایـمـیـک حدود 3 بـه 2 است . در 75 - 50 درصـد از کل ایـن بیماران سن شروع 25 - 15 سالگی است .

درمان : دارودرمانی - روان درمانی ( فردی ، گروهی و خانوادگی )

امیل کریپلین (Emil Kraepelin ۱۹۲۹-۱۸۵۶) روانشناس آلمانی، در تلاش اولیه خود برای دسته بندی بیماریهای روانی، از اصطلاح پارانویای مطلق برای شرح حالت روانی ای استفاده کرد که توهم، جزء اصلی آن باشد اما این توهم هیچ صدمه و زوال آشکاری به سلامت عقل شخص وارد نکند و نشانه بیماریهای دیگری چون جنون زودرس (یا dementia praecox)، که اصطلاح قدیمی بیماری شیزوفرنیاست، در آن نباشد. پارانویا، در معنای اصیل یونانی خود، به معنای دیوانگی است (پارا para = خارج و نوس nous = عقل). کریپلین با استفاده از این ریشه لغوی، نامی برای تشخیص افکار توهمی به وجود آورد. بنا به تعریف او هرگونه افکار توهمی، بدون احساسات خودآزارانه، در این دسته می‌گنجند. برای مثال کسی که دچار این توهم شده‌است که یک شخصیت مهم سیاسی یا ادبی است، می‌تواند در دسته مبتلایان به پارانویای مطلق بگنجد.

هرچند که اصطلاح پارانویای مطلق دیگر چندان استفاده ندارد و اصطلاح اختلال هذیانییا Delusional disorder جایگزین آن شده‌است اما جدیدا، از این لغت برای شرح حالتی به کار می‌رود که شخص مبتلا به آن، از توهمات خود بسیار آزار می‌بیند زیرا:

1.     این شخص تصور می‌کند که صدمه یا حادثه آزار دهنده در حال رخ دادن است یا قرار است رخ دهد.

2.     شخص تصور می‌کند که شخصی قصد آزار و صدمه رساندن به او را دارد.

مثالهایی از پارانویای بالینی

ه طور کلی و با استفاده بی قید و شرط از اصطلاح پارانویا، می‌توانیم بگوییم توهمات پارانویید می‌توانند شامل مواردی چون اینکه شخص تصور می‌کند تحت تعقیب است، مسموم شده‌است یا شخصی بسیار مهم (مانند یک شخصیت سینمایی، سیاسی یا ورزشی)، دورادور عاشق اوست. چنین توهماتی به عنوان جنون جنسی نیز شناخته می‌شوند. توهمات پارانویید معمول دیگر شامل این باور است که شخص خود را مبتلا به بیماریی تخیلی یا آلودگی انگلی می‌داند، یا اینکه باور دارد ماموریتی ویژه داشته و یا اینکه برگزیده خداوند است، یا اینکه اعمال وی توسط نیرویی خارجی کنترل می‌شود.

بسیاری از حکام مستبد، به پارانویا مبتلا بوده‌اند. برای مثال استالیننمونه بارزی از شخص پارانویید بوده‌است. این مورد می‌تواند سوال خوبی را به وجود بیاورد که در مورد استالین، در واقع دشمنان زیاد او توهم نبودند.

آیا این ممکن است که داشتن دشمنان زیاد، برای ابتلا به پارانویا کافی نیست؟ این مبحث، موجب بروز مباحث فلسفی فراوانی شده‌است که به این لطیفه نیز منجر شده‌است: « اینکه تو پارانویا داری دلیل نمی‌شود که کسی آن بیرون نخواهد تو را بکشد.»

درمان پارانویا

درمان پارانویا بیش از هرچیز با رفتار درمانی (behavior therapy) انجام می‌شود که هدف آن کاستن از حساسیتهای فرد مبتلا، نسبت به انتقادها و همچنین تقویت تواناییهای اجتماعی او است. سر و کار داشتن با افراد پارانیید بسیار مشکل است زیرا بسیار زودرنج هستند و رفتارشان معمولاً خصمانه‌است و از نظر احساسی بسیار بسته و نسبت به هر فعالیتی بی میل هستند.

به همین دلیل، درمان این مشکل، از پیشرفت کندی برخوردار است.برای درمان این افراد باید کوشش شود که در ابتدا چرخه شک و تردید او شکسته شود و او با تمرینهای آرامش بخش و روشهای کنترل اضطراب، از حالت انزوا خارج شود و کمکم با کمک پزشک و اطرافیان خود، تغییراتی اساسی در رفتارهای خود به وجود آورد.

بروز پارانویا در فرهنگ عمومی

در فرهنگ عامه امروز، پارانویا اشکال و روش‌های مختلفی برای ابراز خود پیدا کرده‌است از جمله :

• اعتقاد به اینکه قدرت خاصی دارند یا در یک ماموریت مخصوص هستند (هذیان عظمت) • تئوری توطئه یا اعتقاد به اینکه اخبار و وقایع کاملاً نامربوط، درواقع اجزا یک نقشه بزرگ و توطئه‌آمیز هستند. • تعقیب شدن توسط دشمنان قدرتمندی چون تروریست‌ها، بشقاب پرنده، سازمان‌های مخفی یا شیاطین • کنترل افکار توسط اشعه نامرئی و دستگاه‌های پیشرفته • ترس از مسموم شدن و اعتقاد به اینکه بعضی مواد غذایی اصولا برای مسموم کردن بشر ساخته شده‌اند (مانند قند مصنوعی و آب‌های معدنی) [۱]

پارانویا و روشنفکران

زیگموند فروید (۱۹۳۹- ۱۸۵۶) پدر روانکاوی، اختلال پارانویا (Paranoia) را خاص روشنفکران می‌داند و می‌گوید: «بیماران پارانویا که عموماً افراد مجرد و از زمره روشنفکران اند، از شک و بدگمانی خود رنج می‌برند، از دشمنان خیالی وحشت دارند و برای مبارزه با آنان، تلاش و وسایل بکر و بدیعی ابداع می‌کنند.» [۲]ناگفته پیداست این مفهوم فروید را نمی‌توان به تمام گروه روشنفکری تعمیم داد و از طرف دیگر نیز نمی‌توان مصادیق بارز رفتار پارانوئیدی را در کثیری از روشنفکران و سردمداران افکار بلند بشری نادیده گرفت. اینجاست که با صرف نظر از مفهوم «بیماری» که به نوعی اختلال روانی آن هم به تنها تعداد کمی از افراد جوامع اشاره دارد، می‌توان با تعدیل این مهم، آن را به تمامی افراد بشری تعمیم داد و آن را امر طبیعی دانست، چرا که سوءظن در حد کوچکی لازمه تعامل و تصمیم گیری درست است. ثانیاً پارانویا را جزء اجتناب ناپذیر اندیشه صاحبان افکار بلند و انتزاعی نگر به شمار آورد تا ضمن صحه گذاشتن بر این فرض فروید، منظور او را به درستی فهمید. از این رو با مراجعه به زندگینامه روشنفکران و نفوذ در لایه‌های زیرین و پنهانی زندگی و افکار آنان، شاید به جرات بتوان گفت افرادی همچون گالیله، ژان ژاک روسو، نیچه، شوپنهاور، کافکا، همینگوی، تولستوی، فروید و ... اگرچه از اختلال شخصیت پارانوئیدی به دور بوده‌اند لیکن اندیشه‌های پارانوئیدی داشته‌اند و آن را در گفته‌ها و نوشته‌های خود تصویر کرده‌اند.

شاید فروید به این دلیل پارانویا را درباره روشنفکران مطرح می‌کند که روشنفکران افرادی هستند که قدم به مناطق ممنوعه می‌گذارند، به مطلق تردید دارند، به مقدسات حمله ور می‌شوند، از تابوها عبور می‌کنند، علیه حکومت می‌شورند، جانب محرومان و رنجدیدگان را می‌گیرند و نه تنها از برخورداران قدرت و ثروت طرفداری نمی‌کنند، بلکه استبداد و دیکتاتوری را به چالش می‌خوانند که بازخورد این امر سبب شکل گیری «توهم توطئه» در آنان می‌شود و برای خنثی کردن توطئه‌های دشمن فرضی به واکنش‌های پارانوئیدی پناه می‌برند تا از این مجرا امنیت روانی خود را بازیابند.

گالیله در یک اقدام نمادین «کاپرا را به سرقت ادبی متهم می‌کند و تا محکوم کردن او به وسیله مقامات پادوا پیش می‌رود... در ونیز هجونامه یی بر ضد کاپرا منتشر می‌کند.» [۳]علاوه بر آن قاطعیت و اصرار او در راه ابراز عقایدش و واژگونی اصول فکری دانشمندان پیشین، سبب شد هم عصرانش «تکبر» و «جاه طلبی بیهوده» را نیروی محرک اعمال و نظرات او بدانند. ژان ژاک روسو که خود را دوستدار بشریت می‌دانست و انرژی فکری - روانی خود را صرف آزادی انسان از قید و بندهای طبیعی و ماوراء طبیعی کرد، با انتشار کتاب «امیل» به جرم فتنه جویی و اغتشاش گری علیه مذهب کاتولیک، کتابش را آتش زدند و خود او تا چندی متواری بود و به قول سیمون دوبووار: «روسو از هذیان تحت آزار و تعقیب بودن رنج می‌برد و در آخر از آن خسته شد و به خوف اینکه نقشه‌هایی بر ضد وی در کار است، پایان داد. او این کار را با تمجید از خود عملی ساخت که این نیز شکلی از اختلال دماغی است. ولی این وضع آرامش وی را فراهم آورد.» [۴]نیچه به محض اینکه معشوقش او را قال گذاشت، به جنون روی آورد و به زنان بدبین شد. علیه آنان مطلب نوشت و تا آخر عمر از آنها واهمه داشت. شوپنهاور و مادرش علیه همدیگر نامه‌های توهین آمیز می‌نوشتند و همدیگر را به باد دشنام و ناسزا می‌گرفتند. کافکا یک روز صبح از خواب برخاست، احساس می‌کرد «محاکمه» خواهد شد و بایست در دادگاه حاضر شود. همینگوی «پس از معالجه‌های گوناگون برای افسردگی و پارانویا، بهترین تفنگ دولول شکاری انگلیسی خود را برداشت، دو فشنگ در آن گذاشت و جمجمه خویش را متلاشی ساخت.» [۵]تولستوی دچار هذیان عظمت شد و خود را «برادر بزرگ خداوند» [۶]برشمرد و حتی خود فروید از پارانویا در امان نبود. همانندسازی او با موسی که نشان از داعیه پیامبری او بود، این باور را در او ایجاد کرده بود که به سان موسی می‌تواند وعده دهنده «ارض موعود» باشد و بشریت را زیر سلطه فکری خود گرد آورد. این نگرش او از این شعارش در کتاب «تعبیر رویا» که «اگر نتوانم آسمان را مطیع سازم، جهنم را زیر و رو خواهم کرد.» [۷]به آسانی قابل درک است و آن هنگام که اوج مخالفت‌ها علیه او برپا شده بود در نامه یی به «فرنتسی» چنین نوشت: «امکان دارد بعد از آنکه این همه سرود تدفین بیهوده بر سر ما نواخته شده‌است، این بار ما واقعاً دفن شویم، این مساله به میزان زیادی سرنوشت شخصی ما را تغییر خواهد داد ولی تغییری در سرنوشت دانش ما ایجاد نخواهد کرد، ما حقیقت را در تملک خود داریم.» [۸]

روشنفکر بسته به متدولوژی که دارد اغلب رگه یی از پارانویا جزء جدایی ناپذیر شخصیت و اندیشه او است چرا که او ارزشی بیش از حد برای خود قائل است، اعتقادات دیگران را به چالش می‌برد، گاهی مواقع قضاوتی خشک و یکجانبه دارد، به طرزی دیوانه وار از یک موضوع دفاع می‌کند یا به رد دیگری می‌پردازد و علاقه مند به تحلیل و تفسیر است. بیش از افراد عادی از حساسیت، زودرنجی، شکاکی، بدبینی و یک دندگی بهره مند است و چه بسا همین ویژگی‌ها و حالت‌های متفاوت است که موجب شکل گیری اندیشه‌های عمیق در او می‌شود.

بدین ترتیب شخصیت روشنفکر تا حدی به انقباض می‌گراید. چانه زن و اهل بگومگو می‌شود، وضع موجود را بهتر از آنچه هست، می‌خواهد، خود را یگانه و منحصر به فرد می‌داند، در برابر دنیای بیرون حالت دفاع به خود می‌گیرد و گاهی دوستان نزدیک خود را نیز در شمار دشمنان سرسخت قلمداد می‌کند.

روشنفکر بلندپرواز و خودبزرگ بین است. از این رو همواره یک گرایش ناهشیار به اصلاح گرایی و ایجاد رفرم دارد، ادعای عظمت و جاودانگی می‌کند، خود را دانای کل می‌داند که باید معلم اخلاق دیگران باشد، همیشه به دنبال نقص زدایی از کار دیگران است در حالی که نقایص خود از نظرش دور می‌ماند و خود را صاحب رسالت و ماموریت برای تحول و دگرگونی وضع موجود و نجات بشریت از چالش‌ها می‌داند.

خلاصه اینکه چون روشنفکر به طور فطری موجودی معترض است، اعتراض پایان ناپذیر او سبب می‌شود مدام در معرض بی مهری و تهدید باشد و به ویژه مورد هجوم و آزار حاکمان و صاحبان قدرت، ثروت و دانش قرار بگیرد. از این رو روشنفکر یا از حکومت وحشت دارد و از چوبه دار می‌هراسد یا از هم طبقه‌هایش و از اینکه در صدد تخریب و حذف او برآیند و از گردونه رقابت بیرونش کنند. شریعتی در سال‌های آخر عمر نوشت: «مرگ هر لحظه در کمین است. توطئه‌ها در میانم گرفته‌اند. من با مرگ زندگی کرد ه‌ام، با توطئه خو کرده‌ام... آنچه نگرانم کرده‌است ناتمام مردن نیست... ترسم از نفله شدن است...» [۹]و جلال آل احمد از «یک چاه و دوچاله» یی که احساس می‌کرد دوستان و رقبایش برای سقوط او کنده‌اند کتاب نوشت.

گاهی پارانویای روشنفکر فلسفی است. روشنفکر گمان آن دارد که توسط نیروهای نامرئی و ماوراء طبیعی معدوم شود و در قبضه انهدام خدایان قهار محو شود یا به سان «پرومته» در زنجیر خدایان گرفتار شده یا همچون سیزیف، به انجام کار بیهوده و بی امید گماشته شود.[۱۰]

 

انواع اختلالات شخصیتی

شخصیت یعنی مجموعه‌ای از رفتار و شیوه‌های تفکر و هیجانی شخص در زندگی روزمره که با ویژگی های بی همتا بودن، ثبات(پایداری) و قابلیت پیش بینی مشخص می‌شود. از این تعریف این نکات قابل استنباط است:  

بی همتایی و تفاوت:

شخصیت یک فرد بی‌همتاست و با وجود بعضی مشابهت‌ها، دو شخصیت یکسان و همسان وجود ندارد.

ثبات داشتن و پایداری:

اگر چه افراد در شرایط و محیط های گوناگون، ظاهرا رفتارهای متضاد و مختلفی دارند، ولی در طول زمان (مثلا چندین دهه) رفتار و همچنین شیوه تفکر آن ها دارای یک ثبات نسبتا دائمی است.

قابلیت پیش بینی:

با توجه و مطالعه رفتار و نوع تفکر اشخاص می‌توان سبک رفتاری و تفکری آنها را با احتمال زیاد پیش بینی کرد. قابلیت پیش بینی رفتار با "ثبات در رفتار" رابطه متقابل دارد.

اختلال شخصیت چیست؟

آیا تا به حال کسی را دیده‌اید که در برابر یک انتقاد ساده، واکنش خشمگینانه شدیدی داشته باشد؟

آیا از خود پرسیده‌اید که:

چرا بعضی از افراد انواع "خال کوبی" را روی پوست خود دارند؟

چرا بعضی از افراد برای خود، خانواده و ... برنامه ریزی سختگیرانه دارند، به صورتی که در شرایط بحرانی هم حاضر به تغییر آن نیستند؟

اختلالات شخصیتی گروهی از حالات روانی می باشند که بیماری نبوده، بلکه شیوه های رفتاری هستند. خصوصیات این اختلالات عبارتند از:

* الگوهای رفتاری نسبتاً ثابت، انعطاف ناپذیر و ناسازگار که به بروز مشکلاتی در ارتباط برقرار کردن با دیگران و مشکلات شغلی و قانونی منجر می گردد.

* افراد دچار این حالات تصور می کنند که الگوهای رفتاری شان طبیعی و صحیح است.

* شخصیت این  افراد در برخورد با موقعیت‌هایی که واکنش با آن ها مستلزم تغییرات و تصمیمات جدید است، ناسازگارمی باشد، یعنی تفکر و رفتار انعطاف ناپذیری از خود بروز می‌دهند.

 بنابراین، اختلال شخصیت یعنی رفتارهای ناسازگار و انعطاف ناپذیر در برخورد با محیط و موقعیت ها.

انواع اختلال شخصیت:

بدبین(پارانویید):

این افراد دارای شک و بی اعتمادی غیر منطقی هستند و حالت تدافعی و حساسیت بیش از حدی نسبت به دیگران دارند.

منزوی(اسکیزویید):

از نظر هیجانی سرد هستند. در برقراری ارتباط با دیگران مشکل دارند. گوشه گیر، خجالتی، خرافاتی و از نظر اجتماعی منزوی هستند.

وسواسی:

کمال گرا، دارای عادت خشک  و مردد بوده و نیازهای طبیعی خود را مهار می کنند.

نمایشی(هیستریک):

وابسته، فاقد بلوغ فکری، زود رنج، عاطل و باطل، دائم خواستار تشویق و توجه دیگران بوده و با ظواهر یا رفتار خود با دیگران ارتباط برقرار می کنند(جلب توجه می کنند).

خودشیفته(نارسیستیک):

دارای یک حس خودباوری بیش از حد بوده و شیفته قدرت هستند. نسبت به دیگران بی علاقه هستند. خواستار توجه دیگران بوده و احساس می کنند که سزاوار توجه ویژه هستند.

دوری گزین(اجتنابی):

ترس و واکنش بیش از معمول نسبت به رد شدن، اعتماد به نفسپایین، از نظر اجتماعی گوشه گیر و وابسته هستند.

وابسته:

غیرفعال، بیش از حد پذیرای نظرات دیگران، ناتوان در تصمیم گیری و فاقد اطمینان هستند. بی تفاوت، مهاجم، سرسخت، بدخلق و قهرکننده، ترسان از صاحب اختیار بودن و سهل انگار هستند. همیشه کارها را به تعویق انداخته، استدلالی بوده و به سختی از دیگران کمک پذیرفته یا عقاید خود را کنار می گذارند.

ضداجتماعی:

خودپسند، بی عاطفه، بی نظم و بی قاعده، تحریک پذیر و بی پروا هستند. از تجارب، درس عبرت نمی گیرند و در تحصیل و کار ناموفق هستند.

بینابینی:

تحریک پذیر، دارای شخصیت ناپایدار و تغییر شخصیتی هستند. احساسات خود از جمله خشم، ترس و احساس گناه را نابجا بروز می دهند. نمی توانند خود را کنترل کنند. مشکلات هویتی دارند. ممکن است اقدام به خودزنی کنند(ایجاد جراحت یا سوزاندن قسمتی از بدن برای کاهش تنش خود) و گاهی دست به خودکشیمی زنند.

عوامل افزایش دهنده خطر:

* سابقه سوء رفتار دیگران با فرد در کودکی

* سابقه خانوادگی اختلالات خلقی

عواقب مورد انتظار:

درمان برای برخی بیماران مؤثر بوده و یک تغییر تدریجی در شخصیت و رفتار به همراه دارد. برای سایر بیماران درمان نقش نگه دارنده داشته و در مورد برخی بیماران، نتیجه ی درمان ناامید کننده است.

عوارض احتمالی:

- مشکل در حفظ شغل و ارتباط با دیگران،اضطرابو افسردگی

- سوءمصرف داروها

- عدم پایبندی به درمان

- خودکشی

میزان شیوع اختلال شخصیت

شیوع در جمعیت کلی

میزان شیوع اختلال شخصیت در کل جمعیت حدود 4 تا 6 درصد برآورد شده است. اگر چه در بین انواع مختلف اختلالات شخصیتی، تفاوت های معنی‌داری وجود دارد، برای مثال برآوردها برای اختلال پارانوئید حدود(5/0 تا 5/2 درصد) است، در حالی که برای اختلال اجتنابی بین(1 تا 10 درصد) اعلام شده است.

شیوع در بین دو جنس

در میزان شیوع اختلال شخصیت بین دو جنس، تفاوت های معنی‌دار دیده می شود. برای نمونه طبق برآوردها، اختلال ضداجتماعی واختلال وسواسی- جبری در مردان بیشتر از زنان است. اختلال نمایشی و وابسته در زنان بیشتر از مردان(گاهی دو برابر مردان) است.

 درمان :

درمان این اختلالات مستلزم اعتماد متقابل بین درمانگر و بیمار است. تحقق این امر ممکن است مشکل باشد، زیرا در این اختلالات اغلب انگیزه دریافت درمان مربوط به اطرافیان بیمار است نه خود بیمار. دو راه کار درمانی وجود دارد:

1- درمان روان شناختی

* خانواده درمانی و گروه درمانی

* روش های تغییر رفتار با یادگیری مهارت های اجتماعی، تقویت رفتارهای به جا، محدودکردن رفتارهای نابجا، یادگیری بروز احساسات، تحلیل شخصی از رفتار و مسؤولیت پذیری در مورد رفتارها.

2- دارو درمانی

هیچ دارویی برای علاج یا درمان اختلالات شخصیتی وجود ندارد، ولی ممکن است داروهایی برای درمان بیماری های همراه با آن تجویز شوند، مثلاً:

- داروهای ضد افسردگی

- داروهای ضد اضطراب

- داروهای ضد روان پریشی

*************************************************************************************************

اگـر مـایـلید اطلاعات بیشتری درباره شخصیت خودتان و خصوصیاتی که باعث مـی‌شوند دیگران شما را بیشتر دوست داشته باشند، پیدا کنید به تست زیر با کمال صداقت پاسخ دهید.

  1 ــ فرض کنید شما مشخصه صورت کسی هستید، کدام قسمت از صورت او هستید؟
الف: چین و چروک
ب: لکه
ج: خال زیبایی
د: کک و مک
هــ : لبخند

2 ــ دوست دارید چه نوع پرنده‌ای باشید؟
الف: شباهنگ
ب: جغد
ج: عقاب
د: فلامینگو
هــ : پنگوئن

3 ــ کدام یک از آلات موسیقی را دوست دارید؟
الف: پیانو
ب: ویولن
ج: سازدهنی
د: گیتار
هــ : دف

4 ــ کدام یک از برنامه‌های تلویزیونی برای شما جالب‌تر است؟
الف: اخبار و برنامه‌های مستند
ب: فیلم‌های درام و زندگینامه
ج: هیجانی و پلیسی
د: عشقی و ماجرایی
هــ : کمدی و کارتون

5 ــ کدام یک از بازی‌های شهر بازی را بیشتر دوست دارید؟
الف: ترن‌های هوایی سریع‌السیر
ب: قطار یا قایق
ج: نمایش و اجرای کمدی
د: چرخ و فلک و وسایلی که سریع می‌چرخند
هــ : هیچ کدام، من از شهربازی متنفرم

6 ــ آیـا شـمـا بـه اشـتـبـاهـات خـودتـان می‌خندید؟
الف: هرگز
ب: بندرت
ج: برخی مواقع
د: معمولا
هــ : همیشه

 

7 ــ اگـر دوسـت شـمـا سـر بـه سرتان گذاشت،چه عکس‌العملی نشان می‌دهید؟ 
 الف: عصبانی می‌شوید
ب: ناراحت می‌شوید
ج: برایتان جالب است
د: تلافی می‌کنید
هــ : چندین برابر تلافی می‌کنید

8 ــ اولین چیزی که صبح موقع بیدار شدن به فکرتان خطور می‌کند،چیست؟
الف: کار یا تحصیل
ب: مشکلات زندگی
ج: صبحانه
د: روزی که در پیش دارید
هــ : کاری که تا شب انجام خواهید داد

9 ــ در زندگیتان چه شعاری دارید؟
الف: وقت طلاست
ب: سحرخیز باش تا کامروا باشی
ج: آنچه برای خود می‌پسندی، برای دیگران هم بپسند
د: زندگی کن و به دیگران هم اجازه زندگی کردن بده
هــ : بی‌خیال باش، هرچه باداباد

10 ــ آیا به حیوانات علاقه‌مندید؟
الف: اصلا
ب: تعداد کمی از حیوانات
ج: برخی از حیوانات
د: بیشتر حیوانات
هــ : تمام حیوانات

11 ــ شما لبخند می‌زنید؟
الف: هرگز
ب: بندرت
ج: گاهی اوقات
د: اغلب
هــ : آنقدر زیاد که برخی فکر می‌کنند دیوانه هستم

12 ــ نظر دیگران راجع به شما اغلب کدام مورد است؟
الف: بی‌رحم
ب: سرد و بی‌احساس
ج: زیبا
د: دوست‌داشتنی
هــ : خوشگذران

13 ــ شما احساس عشق و قدردانی خود را نشان می‌دهید؟
الف: هرگز
ب: بندرت
ج: گاهی
د: اغلب
هــ : حداکثر تا جایی که امکان دارد

14 ــ شما اعتقاد دارید که برای شاداب بودن باید ساعاتی از روز را منحصرا صرف خودتان کنید؟

الف: اصلا
ب: احتمالا نه
ج: گاهی
د: بله
هــ : البته، تا جایی که امکان دارد به خودتان می‌رسید

15 ــ آیا زندگی شما با برنامه‌ریزی پیش می‌رود؟
الـــف: مــن حـتــی در تـعـطـیــلات هــم برنامه‌ریزی می‌کنم
ب: همیشه برنامه‌ریزی می‌کنم
ج: بستگی به روز هفته دارد
د: درصورت امکان اجازه می‌دهم که خودش پیش آید
هــ : همیشه بدون برنامه‌ریزی روزها را طی می‌کنم

حال امتیازات کنار گزینه‌هایی را که انتخاب کرده‌اید،جمع کنید.
گزینه الف1 امتیار،گزینه ب 2 امتیاز،گزینه ج 3 امتیاز،گزینه د 4 امتیاز و گزینه هــ 5 امتیاز دارد.سپس امتیازات خودتان از 15 سوال تست را مطابق با متن‌های زیر مقایسه کنید.

* اگر امتیاز شما بین یک تا 20 باشد:
بدین معنی است که شما سوسن سفید هستید.مردم شما را به خاطر پشتکارتان،ازجــــان و دل مــــایــــه گــــذاشــتــــن‌تــــان و مـوفـقـیـت‌هـایـتـان تقدیر می‌کنند.اهداف مشخصی دارید و فکرتان بر کارتان متمرکز است.احتمالا فرزند اول خانواده هستید.احساستان را بسختی ابراز می‌کنید. یکی از مهم‌ترین نگرانی‌های شما این است که چگونه در برابر افراد مختلف ظاهر شوید.اندیشه‌هایتان کمی متمایل به بدبینی است.اعتماد به نفس دارید ولی در باطن گاهی به خود اعتماد ندارید.قادرهستید که هدفی تعیین کنید و به آن برسید.بعضی مواقع دنیا را با دیدی باریک‌بین می‌نگرید.احساس می‌کنید که وقت کمی برای رسیدن به آرزوهایتان دارید.مواظب باشید جدی بودنتان شما را از دنیای اطراف دور نکند.خونسرد باشید و از زندگیتان لذت ببرید.کارهایی انجام دهید کـه از آنـهـا لـذت مـی‌برید.با انجام این دستورات قوه خلاقیت‌تان شکوفا می‌شود.سعی کنید که بیشتر بخندید و با دیگران در تماس باشید.

 

اگر امتیاز شما بین 21 تا 54 باشد:
بدین معنی است که شما یک گل رز هستید.کمی تیغ دارید ولی زیبایی‌های بسیاری دارید.حس شوخ‌طبعی دارید ولی از شنیدن جوک لذت می‌برید.احتمالا فرزند وسط خانواده هستید.مردم دوست دارند دوروبر شما باشند.خونگرم هستید.دوستان صمیمی بسیاری دارید.زندگی را بـا دیـد واقـع‌بـیـنـانـه می‌نگرید.آگاهید که زندگی از خوبی‌ها و بدی‌ها تشکیل شده است.قادرید شانس خودتان را با توجه به سـرمـایـه‌هـایـی کـه داریـد،امـتـحـان کـنید.سختکوش هستید و به اهدافتان پایبندید.دوست دارید خودتان باشید و این مساله به شما اعتماد به نفس می‌دهد. مشکل‌ترین مساله در زندگیتان یکنواخت بودن مسائل است.یکنواختی در هر مساله‌ای شما را آزار می‌دهد و باعث کسل شدن روحیه شما می‌شود.
به شما پیشنهاد می‌گردد که افق دیدتان را وسیع‌تر کنید.مسائل جدیدی را تجربه و کشف کنید.آن‌گاه متعجب خواهید شد که چه نتایج زیبایی به دست آورده‌اید و مهم‌تر از همه این‌که فراموش نکنید که در همه چیز دنبال زیبایی بگردید مخصوصا در خودتان.

 

اگر امتیاز شما بین 55 تا 75 باشد:
بـدیـن مـعـنـی اسـت که شما یک گل آفتابگردان هستید در بستری از گل‌های رز.یک ویژگی بارز در شما وجود دارد که باعث گرمادهی به دیگران و جلوه‌گری شــمـــا مـــی‌شـــود.مــمــکـــن اســـت شــمــا کوچک‌ترین فرزند خانواده یا تنها فرزند باشید. در وقت لازم جدی هستید، ولی دوستانتان شما را به عنوان یک شخص شوخ‌طبع می‌شناسند.از گفتن جوک لذت می‌برید.گاهی شیطنت می‌کنید.مایلید که با افراد جدید و جالبی در زندگیتان آشنا شوید.با افرادی که هیچ وقت نمی‌خندند،راحت نیستید.دید مثبتی به زندگی دارید.در همه چیز به دنبال خوبی‌ها هستید.بیدی نـیـسـتـیـد کـه بـا هـر بـادی بـلـرزید.گرم،دوست‌داشتنی،باوفا و اجتماعی هستید و هر کدام از این صفات می‌تواند دلیلی برای خوب بودن شما باشد.انرژی نامحدودی دارید ولی انگیزه‌تان کم است.برای شما مشکل است که فقط روی یک کار متمرکز شوید. به شما پیشنهاد می‌گردد که اجازه دهید مردم روی جدی شما را هم ببینند.همان‌طور که چهره شاد شما را می‌بینند. در این صورت می‌خواهند که همیشه با شما بـاشـنـد.بـه احـسـاسـات دیـگـران احـتـرام بگذارید.از این شاخه به آن شاخه نپرید و کاری را که دوست دارید،انتخاب کنید و تا پایان آن را انجام دهید.

مقدمه

در سه ربع اول قرن حاضر درباره شخصیت نظریه‌های متعدد و گوناگون آورده شده است. بطوری که تعاریف مختلفی برای شخصیت ارائه شده است که ناشی از گوناگونی این نظریه‌هاست که صاحبانشان نظرات متفاوتی از چگونگی تشکیل و تحول شخصیت و مفاهیم انگیزشی رفتار آدمی دارند. نظریه‌های مربوط به شخصیت هر چند که باهم فرق دارند، در مواردی و در اصولی نزدیک به یکدیگرند و تا حدی همانند هستند. از این رو چنین به نظر می‌رسد که می‌توان آنها را با توجه عامل یا عواملی که در هر کدام مهمتر از عوامل دیگر پنداشته شده‌اند، طبقه بندی کرد. ولی لازم است خاطرنشان سازیم که هیچ طبقه بندیی ، به خصوص در مورد نظریه‌های مربوط به شخصیت ، نمی‌تواند خالی از عیب و نقص باشد و قطعی محسوب شود. نظریه‌ای که به یک اعتبار در طبقه‌ای آمده است، ممکن است به اعتباری دیگر در طبقه‌ای دیگر قرار گیرد و این خود دلیل اختلاف طبقه بندیهایی است که تاکنون صورت گرفته است.

سوال اصلی در مطالعه شخصیت (Personality) و نظریه‌های شخصیت این است که شخصیت چیست؟ با وجود مطالعات و تحقیقات زیاد به دلیل پیچیدگی شخصیت که ناشی از پیچیدگی انسان است هنوز پاسخ واحد یکسانی به این سوال داده نشده است و به همین دلیل نظریه‌های مختلفی پیرامون این موضوع شکل گرفته است که می‌توان آنها را در هشت رویکرد اصلی روانکاوی، تیپ شناسی ، رفتاری ، یادگیری اجتماعی ، تحلیل عاملی ، شناختی ، انسان گرایی و رویکرد حیطه محدود مورد بررسی قرار داد. در کنار این رویکردها که رسمی هستند یک رویکرد شخصی نسبت به انسان و شخصیت در اکثر ما انسانها وجود دارد که اگر بخواهیم می‌توانیم با مطالعه و تحقیق در این باره ، آن را به یک نظریه رسمی تبدیل کنیم.

وجوه اشتراک و افتراق نظریه‌های شخصیت

در بعضی از این نظریه‌ها اهمیت فراوان به ضمیر ناخودآگاه داده شده است و پیروان آن معتقدند که آدمی از انگیزه‌های واقعی رفتار و اعمال خود بی اطلاع است، زیرا آنها در شعور باطن یا ناخودآگاه هستند. در نظریه‌های دیگر ، ناخودآگاه مورد انکار است، یا کم اهمیت است و یا این که تاثیرش فقط در افراد نابهنجار مورد قبول است. در این نظریه‌ها خود آگاه حاکم بر رفتار آدمی دانسته شده است. نظریات فروید و یونگ و ماری جزو دسته اول و نظریه آسپرت متعلق به دسته دوم است. نظریه‌هایی هستند که اهمیت فراوان به تاریخ زندگی و به دوران کودکی می‌دهند و هر کس را بنده و اسیر گذشته خود می‌پندارند و نظریه‌های دیگر آدمی را از قید گذشته آزاد ساخته، حال و آینده و گرایش به سوی غایت و غرض را در رفتار او موثر می‌دانند، یا این که چگونگی هر عمل را وابسته به محیط خارجی و میدانی می‌پندارند که شخص در موقع اجرای آن عمل در آن محیط یا میدان قرار گرفته است.

البته در نظریه‌های دیگر بیشتر به محیط روانی یا ذهنی توجه شده است. به این معنی که عالم خارج و رویدادهای آن ، آنچنانکه هر کس شخصا آنها را درک می‌کند، در رفتارش موثر واقع می‌شوند و چون ادراک افراد از عالم خارج و رویدادها متفاوت است، افراد آدمی در محیط واحد و در شرایط یکسان ، رفتاری متفاوت خواهند داشت. در نظریه‌های دیگر آدمی به صورت یک واحد کل دیده می‌شود که هر یک از اعمالش وابسته به سایر اعمال و متاثر از آنهاست و درک آن عمل بدون شناخت این زمینه به درستی میسر نیست. در نظریه‌های دیگر چگونگی یادگیریمعیار پدیده‌های رفتار پنداشته شده است. خواه این یادگیری بر مبنای اصل مجاورت باشد و خواه بر مبنای اصل تقویت و پاداش. در نظریه‌های دیگر این توجیه و بیان بدون استعانت از علوم دیگری چون تاریخ ، مردم شناسی و جامعه شناسی و یا چون عصب شناسی ، فیزیولوژی و زیست شناسی و ... غیر میسر اعلام شده است.

نظریه رسمی در برابر نظریه‌های شخصی

همه ما انسان‌ها تصوری از مفهوم شخصیت داریم و از پیش فرض‌های معینی درباره شخصیت افرادی که با آنها در تعامل هستیم برخورداریم. علاوه بر این برداشت‌هایی نیز درباره ماهیت کلی انسانداریم. برای مثال ممکن است معتقد باشیم که همه انسان‌ها ذاتا خوب هستند و یا برعکس. این پیش فرض‌ها یا برداشتها همان نظریات شخصی هستند که بر اساس اطلاعات حاصل از ادراک رفتارهای اطرافیان شکل می‌گیرند و در واقع برمشاهده رفتار دیگران مبتنی هستند. نظریه‌های شخصی در مورد انسان و شخصیت با توجه به آنکه حاصل مشاهدات هستند همانند نظریه‌های رسمی (علمی) هستند ولی با وجود این با آنها تفاوتهای بارز دارند. نظریه‌های رسمی حاصل داده‌های مشاهدات روی تعداد زیادی از افراد با ویژگی‌های مختلف هستند و از پشتوانه اطلاعاتی وسیعتری برخوردار هستند. در کنار نظریات شخصی حاصل دید شخصی و ذهنی خودمان است، در صورتی که یک نظریه شخصیت رسمی حاصل مشاهدات عینی و بی‌طرفانه است و در واقع از عینیت بیشتری برخوردار است.

از طرف دیگر نظریه‌های رسمی از سوی کسانی که وضع کننده آن نظریه نیستند، پیوسته مورد آزمون قرار می‌گیرند، حمایت می‌شوند، اصلاح می‌شوند. و یا کنار گذاشته می‌شوند. اما در نظریه‌های شخصی چنین موضوعی صادق نیست. تفاوت بین نظریه‌های شخصی و رسمی همیشه آن گونه که مطرح شد، روشن و بارز نیست. چنین مطرح شده است که نظریه پردازان شخصیت ، رویدادهای زندگی خودشان را به عنوان منبع اصلی داده‌های تجربی در نظر گرفته‌اند. علاوه بر آن برداشت‌های زیربنایی درباره ماهیت انساننیز هم بوسیله واقعیت‌های تجربی و هم توسط طیف کاملی از عوامل فردی و انگیزشی هر نظریه پرداز هدایت شده است. اما سوال مهم در باره این نظریه‌های رسمی این است که تجربه‌های شخصی بر نظریه اثر گذاشته است یا نظریه بر تفسیر خاطرات گذشته تاثیر گذاشته است.

رویکردها در نظریه‌های رسمی

روانکاوی

نخستین رویکرد درباره شخصیت در واپسین سالهای قرن نوزده توسط فروید مطرح شد. نظریه پردازهای فروید چنان با اهمیت و گسترده بود که نه تنها در روانشناسیبلکه در فرهنگ، جامعهنیز نفوذ پیدا کرد، بگونه‌ای که آن را یک انقلاب شبیه آنچه داروین با نظریه تکامل ارائه کرد دانسته‌اند. تقریبا تمام نظریه‌های شخصیت که در سالهای پس از فروید روی کار آمدند مدیون دیدگاه او هستند. در واقع نظریه‌های بعدی شخصیت یا در مقام گسترش و پالایش نظریه او بوجود آمدند (نظیر نظریه‌های روان کاوان جدید همچون یونگ ، آدلر ، هورنای و دیگران) و یا در مقام مخالفت بوجود آمدند.

رویکرد تیپ شناسی

صاحب نظران قدیمی‌ترین طبقه بندی تیپ شناختی را به بقراط و جالینوس از حکمای یونان باستان نسبت داده‌اند. بقراط جسم را دارای چهار نوع خلط خون ، بلغم ، صفرا و سودا تصور می‌کرد و برای هر یک از آنها ویژگی‌هایی را تصور می‌کرد. در قرن بیستم و با گرایش روان شناسی به سوی علمی شدن کوشش‌هایی در کارهای کرچمر (Kretschmer) و شلدون به عمل آمد تا این طبقه بندی جنبه علمی بخود بگیرد. ولی با وجود تمام تلاش‌ها به سبب انتقادات صحیحی که به آنها وارد شد، اعتبار علمی آنها کاهش یافت.

رویکرد رفتاری

رویکرد رفتاری که در کارهای بی.اف.اسکینر (B.F.Skinner) و به تبعیت از بنیان گذار آن جان.بی.واتسون منعکس شده است بازتابی است از شکل و صورت اصلی رفتارگرایی افراطی که هر نوع نیرو یا فرآیند منتسب به درون و ناهوشیار را نامربوط دانسته و بشدت رد می‌کند و در عوض توجه خود را با رفتار عینی قابل مشاهده و محرک بیرونی معطوف می‌دارد. اسکینر می‌کوشد تا شخصیت انسان را از طریق پژوهش در آزمایشگاه بجای درمانگاه مطالعه کند. او مخالف روانکاوی است.

رویکرد یادگیری اجتماعی

رویکرد یادگیری اجتماعی که بیشتر در کارهای آلبرت بندورا و جولیان راتر مشاهده می‌شود بسط رویکرد رفتارگرایی اسکینر است. آنها نیز روان کاوی را رد و بر رفتار عینی تاکید می‌ورزند. ولی نکته اختلاف آنها این است که به متغیرهای شناختی درونی نیز اعتقاد دارند، چیزی که در نظام اسکینر مطلقا جایی ندارد.

رویکرد تحلیل عاملی

رویکرد تحلیل عاملی که بیشتر در کارهای آلپورت ، کتل ، آیزنک تجلی یافته است بر این عقیده است که شخصیت شامل مجموعه‌ای از صفت‌ها یا کیفیات متمایز کننده یک شخص است که می‌توان آنها را از طریق تحلیل عاملی (نوعی روش آماری پیشرفته) مشخص نمود. با توجه به اینکه این نظریه‌ها بر نقش صفت‌های بنیادی در ساختار شخصیت تاکید دارند، به آنها نظریه‌های صفات نیز می‌گویند.

رویکرد شناختی

رویکرد شناختی در شخصیت بر شیوه‌هایی که مردم توسط آنها به شناخت محیط و خودشان می‌پردازند، تاکید می‌ورزد. اینکه آنها چگونه ادراک می‌کنند، ارزیابی می‌کنند، تصمیم می‌گیرند و مسائل را حل می‌کنند. این رویکرد در کارهای بسیاری از روان شناسان شناخت گرا بخصوص در کارهای جورج کلی منعکس شده است.

رویکرد انسان گرایی

رویکرد انسان گرایی که بیشتر در کارهای آبراهام مزلو و کارل راجرز منعکس شده است بخشی از جنس انسان گرایی دهه 1960 آمریکا است که با رویکردهای روان کاوی و رفتارگرایی مخالف بودند. این رویکرد و نظریه پردازان آن بر فضایل و آرزوهای انسان ، اراده آزاد آگاهانه و خود شکوفایی تاکید دارند. آنها تصویری زیبا و خوش بنیانه از انسان معرفی می‌کنند، برعکس روانکاوی.

رویکرد حیطه محدود

نظریه پردازان شخصیت عموما دستیابی به جامعیت یا کامل بودن را به عنوان یکی از هدفهای اصلی نظریه پردازی در نظر می‌گیرند. اما هیچ کدام از نظریه‌های موجود را نمی‌توان بدرستی جامع دانست و به علاوه داشتن چنین هدفی می‌تواند غیر واقع بینانه باشد. برخی روان شناسان پیشنهاد می‌کنند که برای رسیدن به درک کاملتری از شخصیت نیاز داریم که تعدادی نظریه جداگانه وضع کنیم که هر کدام گستره محدودی داشته باشد و بر یک وجه محدود و باریک شخصیت تاکید ورزد. در حال حاضر این نوع گرایش بیشتر شده و در کارهای کسانی نظیر دیوید مک کلند ، ماروین زاکرمن و آرنولد باس و رابرت پلامین و دیگران منعکس و قابل مشاهده است.

گوناگونی در رویکردها به شخصیت

رویکردهای مختلف به شخصیت غالبا با یکدیگر همسو نیستند و در جهت مخالف یا اصلاح نظریه قبلی بوجود آمده‌اند، اما این ساده انگاری خواهد بود که تصور کنیم تنها یک از نظریه‌ها درست و بقیه غلط ، در واقع این اختلاف به معنی بی‌اعتباری آنها نیست بلکه هر دیدگاهی تنها بخشی از حقایق مربوط به انسان را بازگو می‌کند و این نقطه را یادآور می‌شود که شخصیت موضوع پیچیده ای است، در شکل گیری آنها شرایطی تاریخی و زندگی شخصی نظریه پرداز تاثیر داشته است و علم روانشناسیعلم جوانی است و روان شناسی شخصیت از آن هم جوان‌تر است.

عوامل موثر بر نظریات شخصیت

نظریه‌های جدید مربوط به شخصیت ناگهان بروز و ظهور نکرده‌اند، بلکه از تحقیقات دانشمندان سلف از بقراط و افلاطونو جالینوس تا ابن سیناو جان لاک و هابس و بسیاری دیگر مایه گرفته‌اند، ولی در دوران معاصر مهمترین عواملی که در تنظیم و تعبیر نظریه‌ها تاثیر مسلم داشته‌اند، عبارتند از:

1.     مطالعات و تحقیقات درمانگاهی (کلینیک) که در سده گذشته با شارکو و پیرژانه فرانسوی آغاز شد و توسط فروید ، یونگ و مکدوگال ادامه یافتند.

2.     گشتالتیا نظریه هیات کل که ورتهایمر و کهلر و کافکا پیشروان آن بوده‌اند.

3.     روان شناسی تجربی و پیشرفتهای آن

4.     روان سنجی و اندازه گیریهای آن

5.     نظریات یادگیری

فواید نظریه‌های شخصیت

  • فایده نظریه‌های مربوط به شخصیت بخصوص در این است که در برابر تحقیقات تجربی و آزمایشگاهی که فقط گوشه‌ها یا جنبه‌های محدودی از شخصیت را مورد مطالعه و بررسی قرار می‌دهند، این نظریات درباره ارتباط این گوشه‌ها و یا جنبه‌ها و در نتیجه درباره چگونگی تشکیل و تحول شخصیت به بحث و تحقیق می‌پردازند.

 

  • فایده دیگر نظریه‌ها این است که نشان می‌دهند، مطالعه و تحقیق در چه زمینه‌ای بهتر است صورت گیرد و این زمینه‌ها و فرضهایی را که در تحقیق شخصیت مهم هستند، معلوم می‌دارند.

 

  • فایده دیگر نظریه‌های شخصیت این است که افکار تازه‌ای به میان می‌آورند و حس کنجکاوی را بر می‌انگیزند و برای تحقیقات دیگر مقدمه می‌شوند و بدین ترتیب به پیش بردن علم کمک می‌کنند.

به سوی یک دیدگاه یکپارچه از شخصیت

هر یک از رویکردهای بالا چگونگی رشد خصوصیات افراد و تعامل آنها با شرایط محیطی را به طریقی توضیح داده‌اند. اما بهترین دیدگاه برای نگریستن به شخصیت یعنی بدست آوردن تصویر یکپارچه از شخص کدام است؟ رشته روانشناسی شخصیتدوره انتقالی پرتحولی را پشت سر می‌گذراند. آشکار است که هیچ نظریه برای تبیین شخصیت کفایت نمی‌کند و روند جاری در جهت در جهت تلفیق رویکردهای مختلف سیر می‌کند.

ختلال درد

اختلال درد که یکی از اختلالات جسمی‌سازی است به معنی اشتغال ذهنی با درد است، بدون اینکه بمیاری جسمی برای توجیه شدت آن وجود داشته باشد. درد، از مسیر نوروآناتومیک تبعیت نمی‌کند. استرس و تعارض ممکن است با شروع یا تشدید درد، ارتباط نزدیکی داشته باشد.

 

  تشخیص، علایم و نشانه‌ها

درد ممکن است با علایم موضعی حسی - حرکتی همراه باشد، مانند بی‌حسی و پارستنزی علایم افسردگی شایع هستند.

- معیارهای تشخیصی DSM-IV-TR برای اختلال درد:

 

الف ـ محور اصلی تظاهر بالینی، درد در یک یا چند نقطه آناتومیک بدن است و آنقدر شدت دارد که توجه بالینی را برانگیزد.

 

ب ـ درد از نظر بالینی باعث ناراحتی شدید یا اختلال در عملکرد اجتماعی، شغلی یا سطوح دیگر عملکرد می‌گردد.

 

ج ـ عوامل روان‌شناختی در شروع، شدت، تشدید یا حفظ درد، دارای نقش مهمی هستند.

 

د ـ علامت یا نقص عمداً ایجاد یا تقلید نمی‌گردد (مثل آنچه که در اختلال ساختگی یا تمارض دیده می‌شود).

 

هـ ـ درد با یک اختلال خلقی، اضطرابی یا پسیکوتیک بهتر توضیح داده نمی‌شود و معیارهای تشخیصی مقاربت دردناک را تکمیل نمی‌کند.

به شکل زیر کدگذاری کنید:

 

اختلال درد همراه با عوامل روا‌ن‌شناختی: عوامل روان‌شناختی نقش اصلی را در شروع، شدت، تشدید یا ادامه درد دارند (اگر یک بیماری طبی عمومی وجود داشته باشد، نقش اساسی در شروع، شدت، تشدید یا ادامه درد ندارد). اگر معیارهای تشخیصی برای اختلال جسمی‌سازی هم وجود داشته باشد. نمی‌توان این نوع از اختلال درد را کدگذاری کرد.

نوع را مشخص کنید:

 

حاد: مدت علایم کم‌تر از شش ماه

 

مزمن: شدت علایم شش ماه یا بیشتر

 

اختلال درد همراه با عوامل روا‌ن‌شناختی و یک بیماری طبی عمومی

 

هم عوامل روان‌شناختی و هم یک بیماری طبی عمومی، نقش مهمی در شروع شدت، تشدید یا ادامه درد دارند. بیماری طبی عمومی یا محل آناتومیک درد در محور سه کدگذاری می‌گردد.

نوع را مشخص کنید:

 

حاد: مدت علایم کم‌تر از شش ماه

 

مزمن: مدت علایم شش ماه یا بیشتر

 

 

  اپیدمیولوژی

شروع می‌تواند در هر سنی باشد، ولی به خصوص در سن سی‌وچهل سالگی می‌تواند شروع شود. در زنان شایع‌تر از مردان است. در خویشاوندان درجهٔ اول شواهدی از میزان بالای درد، افسردگی و الکلیسم وجود دارد.

 

  سبب‌شناسی

- رفتاری: در صورت پاداش گرفتن، رفتارهای مرتبط با درد تقویت می‌شوند (مثلاً علایم درد می‌تواند با رفتار توجه‌آمیز از طرف دیگران یا اجتناب از کاری که مورد علاقهٔ فرد نیست، تشدید گردد). - بین فردی: درد وسیله‌ای برای تحت نفوذ قرار ددن و به‌دست آوردن منافع در یک ارتباط است (مثلاض برای حفظ ازدواجی شکننده). - زیست‌شناختی: در بعضی از بیماران به دلیل نابهنجاری‌های شیمیائی یا ساختمانی در دستگاه لیمبیک و حسی، که آنها ره به درد مستعد می‌کند، به جای بیماری روانی دیگر، اختلال درد ایجاد می‌شود.

 

  روان‌پویشی

بیماران ممکن است به شکلی نمادین، تعارضی روانی را از طریق جشم خود نمایش دهند. فرد ممکن است به شکل ناخودآگاه، درد هیجانی را نقطهٔ ضعف بداند و آن را به بدن خود جابه‌جا کند. درد می‌تواند به‌عنوان روشی برای به‌دست آوردن عشق یا برای مجازات اسفتاده شود. مکانیسم‌های دفاعی که در این اختلال دخیل دانسته می‌شوند، عبارتند از: جابه‌جائی، جایگزینی و واپس‌زنی.

 

  هیپوکندریازیس

ترس بیمارگون یا اعتقاد به داشتن یک بیماری جدی با وجود اینکه بیمارئی وجود ندارد (۱). (۱) . بیماری به‌دلیل دردهای گوارشی به پزشک مراجعه می‌کند. ولی علی‌رغم بررسی‌های متعدد و اطمینان پزشک مبنی بر جدی و خطرناک نبودن علایم، تصور می‌کند. مبتلا به سرطان معده شده است. تشخیص این بیمار کدام است؟ (پیش‌کارورزی، اسفند ۷۸)

الف ـ اختلال تبدیلی

 

ب ـ هیپوکندریازیس

ج ـ اختلال جسمانی کردن

 

د ـ اختلال وسواسی - اجباری

پاسخ: گزینه ب

 

  تشخیص، علایم و نشانه‌ها

ـ هرکدام از اعضاء بدن ممکن است درگیر شوند. از همه شایع‌تر درگیری سیستم‌های گوارشی و قلبی عروقی است. ـ بیمار اعتقاد دارد که بیماری یا اختلال کارکرد وجود دارد. ـ معاینه بالینی یا جواب منفی آزمایش‌ها، تنها به مدت کوتاه موجب اطمینان‌بخشی بیمار می‌گردد. و بعد علایم برمی‌گردد (در هذیان جسمی، نمی‌توان به بیمار اطمینان‌خاطر داد). ـ اختلال حداقل شش ماه طول می‌کشد. ـ اعتقاد، شدت هذیانی ندارد.

 

  اپیدمیولوژی

ـ شیوع ۱۰% از کل بیماران طبی ـ مردان و زنان به نسبت مساوی درگیر می‌شوند. ـ در تمام سنین می‌تواند اتفاق بیفتد، اوج ابتلاء در مردان در سنین سی سالگی و در زنان در سنین چهل‌سالگی است. ـ در دوقلوهای مونوزیگوت و خویشاوندان درجه اول دیده می‌شود.

 

  سبب‌شناسی

ـ روان‌زاد، ولی بیمار ممکن است به شکل مادرزادی به عملکردها و احساس‌های بدنی، حساسیت بیش از حد داشته باشد و آستانه تحملش برای درد یا ناراحتی جسمی پائین باشد. ـ پرخاشگری نسبت به دیگران از طریق قسمت خاصی از بدن، به سمت خود برمی‌گردد. ـ عضو مبتلا ممکن است معنای نمادین مهمی داشته باشد.

 

  آزمون‌های آزمایشگاهی و روان‌شناختی

الف ـ نتیجه معاینه‌های جسمی مکرر برای رد بیماری طبی، منفی هستند. ب ـ در MMPI-2 نمره هیستریک بالا است. ج ـ در آزمون رورشاخ، پاسخ‌های زندگی زیاد است.

 

  روان‌پویشی

واپس‌زنی خشم به دیگران؛ جابه‌جائی خشم به شکایات جسمی، درد و رنج به‌عنوان مجازاتی برای تکانه‌های گناه‌آلود غیرقابل قبول استفاده می‌شود؛ ابطال.

 

  تشخیص افتراقی

تشخیص با اثبات اختلال است، نه با رد اختلالات دیگر باید اختلالات جسمی را رد کرد، با این وجود ۱۵ تا ۳۰% بیمارانی که اختلال هپوکندریاکال دارند، متشکل جسمی هم دارند. بررسی از جهت بیماری طبی ممکن است با اهمیت بیش از حد دادن به شکایت جسمی، باعث تشدید اختلال شود. ـ افسردگی: ممکن است بیمار شکایت جسمی داشته باشد، یا شکایت جسمی قسمتی از سندرم افسردگی باشد. به دنبال نشانه‌های افسردگی باشید (مثلاً بی‌احساسی، فقدان لذت، احساس بی‌ارزشی) ـ اختلال اضطرابی: با اضطراب واضح با علایم و نشانه‌های وسواس فکری - عملی مشخص می‌شود. بی‌تفاوتی زیاد وجود ندارد. ـ اختلال جسمی‌سازی: چند سیستم عضوی درگیر می‌شود؛ شکایات مبهم. ـ اختلال درد: درد شکایت اصلی و معمولاً تنها شکایت است. ـ تمارض و اختلالات ساختگی: در سابقه بستری‌های مکرر و نفع واضح ثانویه وجود دارد. علایم ارزش نمادین ندارند و تحت کنترل ارادی هستند. زیبای بی‌تفاوت وجود ندارد. ـ اختلال جنسی: اگر شکایت اصلی در رابطه با ارتباط جنسی است. تشخیص، اختلال جنسی است.

 

  سیر بیماری و پیش‌آگهی

سیر بیماری، مزمن و همراه با دوره‌های بهبود است. معمولاً دوره‌های تشدید با استرس‌های قابل تشخیص در زندگی همراه است. پیش‌آگهی خوب با شخصیت پیش‌مرضی حداقل همراه است و پیش‌آگهی بد با اختلال جسمی قبلی یا سوارشده بر اختلال فعلی.

 

  درمان

ـ دارودرمانی: درمان داروئی علایم؛ داروهای ضداضطراب و ضدافسردگی برای اضطراب و افسردگی؛ و داروهای سروتونرژیک برای افسردگی و اختلال وسواس فکری - عملی مفید هستند. مصاحبه با کمک دارو می‌تواند باعث پالایش (catharsis) و بهبودی بالقوه نشانه‌های بیماری شود، با این وجود، معمولاً این بهبودی، تنها موقتی است. ـ روانشناختی: ۱. روان‌درمانی پویش روانی مبتنی بر بینش، معنای نمادین نشانه را مشخص می‌کند و مفید است. به بیمار جملاتی مانند 'همه اینها در ذهن تو است' نباید گفته شود. ارتباط طولانی‌مدت با پزشک یا روانپزشک، همراه با اطمینان‌بخشی به بیمار که بستری جنسی ندارد، مفید است. ۲. هیپنوتیزم و رفتاردرمانی برای القاء آرمیدگی مفید است. اختلال تبدیلی طولانی‌مدت می‌تواند ایجاد اضمحلال جسمی کند (مثلاً آتروفی یا سفتی ماهیچه، استئوپروز)، بنابراین توجه به این نکات ضروری است.

 

  اختلال بدشکلی بدن

عقیده خیالی (نه در حد هذیانی) مبنی بر اینکه اختلالی در ظاهر کل یا قسمتی از بدن وجود دارد.

 

  تشخیص، علایم و نشانه‌ها

شکایت بیمار از نقص است (مثلاً چین و چروک، ریزش مو، بیش از حد کوچک بودن پستان‌ها یا آلت تناسلی مردانه، لکه‌های پیری، قد). شکایت بیمار تناسبی با هر نوع ناهنجاری جسمی عینی و خفیف ندارد. زمانی‌که یک ناهنجاری جسمی خفیف وجود دارد، نگرانی فرد بیش از حد معمول است. البته، اعتقاد شدت هذیانی ندارد؛ مثل آنچه که در اختلال هذیانی نوع جسمی (سوماتیک) دیده می‌شود (یعنی فرد این احتمال را می‌دهد که شدت نقص را بیش از حد تخمین می‌زند با اینکه ممکن است اصلاً نباشد).

 

  اپیدمیولوژی

شروع بیماری از نوجوانی تا اوایل بزرگسالی است. مردان و زنان به نسبت مساوی مبتلا می‌شوند.

 

  سبب‌شناسی

- ناشناخته. ـ زیست‌شناختی: پاسخ به داروهای سروتونرژیک، دخالت سروتونین یا ارتباط با بیماری روانی دیگری را مطرح می‌کند (۱). ـ روان‌شناختی: به دنبال تعارض ناخودآگاه در ارتباط با قسمت اعوجاج‌یافته بدن باشید. (۱) . در سبب‌شناسی بیماری که اعتقاد غیرواقعی مبنی بر کوچک بودن آلت خود دارد، که البته به شدت هذیان نبوده و با اطمینان‌بخشی پزشک به‌صورت نسبی اصلاح می‌گردد، کدام انتقال‌دهنده عصبی مطرح است؟ (دستیاری بهمن ۸۰)

الف ـ سروتونین

 

ب ـ استیل‌کولین

 

ج ـ نورآدرنالین

 

د ـ هیستامین

پاسخ: گزینه الف

 

  آزمون‌های آزمایشگاهی و روانشناختی

آزمون نقاشی شکل آدم به‌صورت بزرگتر یا کوچکتر کشیدن یا نکشیدن قسمت مبتلای بدن است.

 

  پاتوفیزیولوژی

هیچ‌گونه ناهنجاری بیمارگون وجود ندارد. ممکن است واقعاً نقص‌های خفیفی در بدن وجود داشته باشد که براساس آن عقاید خیالی شکل می‌گیرد.

 

  روان‌پویشی

مکانیسم‌های دفاعی عبارتند از: واپس‌زنی (در مورد تعارض‌های ناخودآگاه)، اعوجاج و نمادین‌سازی (در مورد قسمت مبتلای بدن)، و فرافکنی (این عقیده که اشخاص دیگر هم بدشکلی خیالی را می‌بینند).

 

  تشخیص افتراقی

تصویر اعوجاج‌یافته بدن در اسکیزوفرنی، اختلال خلقی، اختلال طبی، بی‌اشتهائی عصبی، جوع عصبی، اختلال وسواس فکری - عملی، اختلال هویت جنسی، کورو (نگرانی در مورد اینکه آلت‌ تناسلی مردانه به داخل بدن فرو رود) رخ می‌دهد.

 

  سیر بیماری و پیش‌آگهی

سیر بیماری مزمن است همراه با مراجعه‌های مکرر به پزشکان، جراحان پلاستیک، یا درمانولوژیست‌ها. ممکن است افسردگی ثانویه رخ دهد، در بعضی موارد، بدشکلی تصویری بدن تبدیل به اعتقاد هذیانی می‌شود.

 

  درمان

ـ دارودرمانی: داروهای سروتونرژیک (مثلاً فلوئوکستین و کلومی‌پرامین) به شکل مؤثری، علایم را در حداقل ۵۰% بیماران کاهش می‌دهد. درمان با روش‌های جراحی، درماتولوژیک و روانپزشکی به‌ندرت موفقیت‌آمیز است. ـ روان‌شناختی روان‌درمانی مؤثر است. تعارض‌های مربوط به علایم و احساس عدم کفایت را آشکار می‌سازد.

آمار - نابهنجاریها و اختلالات بد شکلی بدنی BDD

چکیده
کلیات
طرح مسئله و اهمیت آن
همیت موضوع پژوهش
اهداف تحقیق
هدف فرعی
تدوین فرضیة تحقیق
فرضیة اصلی
فرضیات فرعی
سوالهای تحقیق
تعاریف نظری و عملیاتی واژه‌ها
بدشکلی بدنی
چاقی روانی
دانش‌آموزان
جامعة آماری
پیشینه یا ادبیات
اختلالات شبه جسمی در DSMIV
اختلال بدریختی بدن
اختلال جسمانی کردن
برخی از عوامل پویائی مشابه افسردگی
اختلال شبه جسمی نامتمایز
اختلال تبدیلی
اختلال درد
همه‌گیرشناسی
خود بیمار انگاری
تشخیص، علائم و نشانه‌ها
همه گیر شناسی
اختلال بدریختی بدن
انواع هذیانی و غیر هذیانی اختلال بدشکلی بدنی
بدشکلی بدنی به عنوان یک عامل متغییر «وسواسی جبری» (OCD)
بدشکلی بدنی و اختلالات خوردن به عنوان عوامل متغیر یک اختلال تصویر
بدن
بدشکلی بدنی به عنوان یک اختلال روان تنی
همه‌گیر شناسی
سبب شناسی
تشخیص
ویژگی‌های بالینی
تشخیص افتراقی
سیر و پیش آگهی
درمان
اجزاء درمان
شیوه‌های درمانی اضافی)
روش پژوهش
طرح پژوهش
جامعه و نمونه آماری
ابزار پژوهش
روش تجزیه و تحلیل داده‌ها
تجزیه و تحلیل داده‌ها
نتایج بحث و پیشنهاد
بحث و نتیجه گیری و تحلیل فرضیه‎ها
پیشنهادات
فهرست منابع

جوع عصبی

خصوصیات اصلی جوع عصبی عبارتند از دروه های تکرار شونده پرخوری، احساس فقدان کنترل برخوردن در حین پرخوری، استفراغ عمدی و سوء مصرف داروهای ملین یا مدر، روزه داری یا ورزش های افراطی برای پیشگیری از افزایش وزن. پرخوری معمولاً حدود یک سال پیش از اقدام به استفراغ شروع می شود. دوره های تکرار شونده جوع عصبی همراه با احساس از دست دادن کنترل است.

 مزاحمت اجتماعی یا ناراحتی جسمانی- یعنی درد شکمی یا تهوع- پرخوری را خاتمه می دهد و اغلب پس از خاتمه پرخوری شخص دچار احساس گناه، افسردگی یا نفرت از خود می شود. همچنین افراد مبتلا به جوع عصبی برای جلوگیری از افزایش وزن، به رفتارهای جبرانی عودکننده ای نظیر پاکسازی(استفراغ عمدی، استفاده مکرر از مسهل یا مدر) روزه گرفتن یا ورزش مفرط می پردازند. در جوع عصبی، پرخوری و رفتارهای جبرانی باید به طور متوسط حداقل هفته ای دو بار و به مدت 3 ماه روی بدهند. به علاوه بیماران مبتلا به جوع عصبی عمدتاً خود را بر اساس شکل و وزن بدن ارزیابی می کنند. همچنین درصورتی که پرخوری منحصراً طی دوره های بی اشتهایی عصبی روی دهد، تشخیص جوع عصبی را نباید گذاشت. ضمن دوره های پرخوری بیمار از مواد شیرین، پرکالری و نرم مثل کیک و کلوچه استفاده می کند. غذاها مخفیانه و سریع خورده می شوند و گاهی جویده نمی شوند. بیشتر بیماران مبتلا وزن طبیعی دارند.

 این بیماران در مورد اینکه در نظر دیگران چگونه جلوه می کنند و نیز جذابیت جنسی، تصویر بدنی و ظاهر خود نگران هستند. اینها در مقایسه با مبتلایان به بی اشتهایی عصبی که علاقه ای به روابط جنسی ندارند، از لحاظ جنسی فعال هستند. بیماران مبتلا به نوع پاکسازی جوع عصبی ممکن است در معرض عوارض طبی خاصی نظیر هیپوکالمی ناشی از استفراغ و سوء مصرف ملین ها و آلکوز هیپوکلریک باشند. جوع عصبی شایعتر از بی اشتهایی عصبی است. شیوع این اختلال در زن های جوان حدوداً بین 3تا1 درصد است. این اختلال در زنان بسیار شایعتر از مردان است. جوع عصبی در مبتلایان به اختلالات خلقی و اختلالات کنترل تکانه ای بیشتر دیده می شود. همچنین در افرادی که در معرض خطر اختلالات سوء مصرف مواد قرار دارند یا برخی اختلال شخصیت ها گزارش شده است. در این بیماران میزان اختلالات اضطرابی، اختلال دو قطبیI و اختلالات تجزیه ای و سابقه سوء استفاده جنسی بالاتر است.

جوع عصبی یک اختلال مزمن است که سیری صعودی و نزولی دارد. برخی بیماران که سیر خفیف تری دارند دوره های بهبود طولانی دارند. برخی نیز بر اثر این اختلال دچار ناتوانی شده و احتیاج به بستری شدن پیدا می کنند. (یک سوم)این بیماران طی پیگیری 3 ساله وضع مساعدی داشتند، بیش از(یک سوم) آنها بهبودی نسبی نشان داده اندو حدود(یک سوم) آنها در طول 3 سال نشانه های مزمن و فرجام نامساعدی داشتند. در مطاله ای که اخیراً انجام شده است مشخص شد که ظرف 10تا5 سال حدود نیمی از بیماران به طور کامل بهبود یافتند، در حالی که 20 درصد آنها همچنان معیارهای تشخیصی کامل جوع عصبی را دارا بوده اند.

درمان

معمولاً بیماران به درمان سرپایی جواب می دهند.þ

 روان درمانی

 الف) درمان های رفتاری- شناختی با هدف کاهش مصرف غذا، اصلاح دیدگاه بیمار در مورد غذا، تصویر بدنی و وزن انجام می گیرد.

ب) در صورت همراه بودن اختلالات شدیدتر روانی از روان درمانی آنالیتیک و دینامیک استفاده شود.

دارو درمانی

 برای دارو درمانی باید به پزشک متخصص روانپزشک (اعصاب و روان) مراجعه نمود.

 بستری در بیمارستان:

در مواقع شدید و مقاوم به درمان سرپایی و مواردی که بیماریهای همراهþمانند افسردگی شدید توأم با افکار خودکشی،اختلالات شدید شخصیتی، سوء مصرف مواد و اختلالات آب و الکترولیت وجود دارد، بستری در بیمارستان کاربرد پیدا می کند.

مهارت مهار موج خشم

 دکتر بهنام اوحدی*

پیشینه پرخاشگری و خشونت به تاریخچه پیدایش آدمی باز می گردد. اگر قتل بیش تر شامل بیگانگان می شود، خشونت و پرخاش کرداری ست که بیشتر به همکاران، آشنایان و بستگان سمت و سو پیدا می کند. در بروز این کردار، جنبه های زیستی– از جمله عوامل ژنتیک و ارثی – نقش فراوان دارند، اما «پدیده ی نقش پذیری»، یعنی یادگیری کردار پرخاشگرانه و خشونت مآبانه در روند آموزش و پرورش - به ویژه در دوران کودکی و نوجوانی - جایگاهی بنیادین و چشم ناپوشیدنی دارد. از این دیدگاه پرخاشگری یک نوع از کردار اجتماعی آموخته شده است که طی فرآیند «پاداش» - افزایش دوپامین و نور اپی نفرین در راه ها و جایگاه های مربوطه ی مغزی - تقویت می شود. فرضیه «سرخوردگی – پرخاشگری» نیز طی پژوهش های مکرر مورد پشتیبانی قرار گرفته است.

هر چند آموزش راهبردهای مدارا و سازگاری با محدودیت ها و تنگ نظری های اجتماع، گزینه نخست و بنیادین است، اما به نظر می رسد پدید آوردن امکان ارضای درست و مناسب تکانه های شورآفرین در خانواده و اجتماع راهبردی سودمند و اثر گذار در کاهش بسامد پرخاش و خشونت است.

الگوهای زندگی مدرن و صنعتی امروزی، به ویژه در زندگی شهرنشینی ، عاملی دیگر برای افزایش برانگیختگی فیزیولوژیک آدمیان است که امکان و احتمال انجام کردار پرخاشگرایانه از سوی آدمی را فزونی می بخشد. از جمله مهم ترین این الگوها می توان به رقابت ها و چالش های حرفه ای پیگیر و تنگاتنگ اشاره نمود. افزایش شمار آدمیان عاملی مهم در پیدایش این رقابت ها و چالش هاست؛ چرا که توان کارآفرینی محدود و نامتناسب بوده و بنابراین بسیاری از افراد در یافتن کار مناسب و دست یابی به مزایای مادی آن ناکام می مانند.

افزون بر این چالش های اقتصادی، کشمکش های سیاسی و نیز دگرگونی های شتابان فرهنگی - اجتماعی از دیگر الگوهای زندگی آدمی در سده اخیر است که می تواند به ستیزها و کینه توزی های بیهوده و آسیب زا انجامد که خود چرخه ای دیگر از «ناکامی – سرخوردگی - خشم» و «کنش و واکنش پرخاشگرایانه» را آغاز می کنند.

 

شیوه های مهار خشم

1-به افکار منفی کمتر بها داده و بیندیشید. افکار منفی ای که به خشم و دلشوره تان انجامیده است، را با افکار مثبت تری جایگزین کنید.

2- همواره پیش چشم و ذهن بنشانید که فشارهای ریشه گرفته از تنش، توانمندی های تان را هدر می دهد و پرخاش شخصیت تان را مخدوش می سازد.

3- هنگام تنش و فشار عصبی، از مکان و موقعیت رخ دادن آن دور شوید. اندکی تنها قدم زدن، پرتاب دارت یا گوی های بولینگ، رفتن به استخر و جکوزی، یا انجام ورزش یا سرگرمی خوشایندتان جایگزین مناسبی می تواند باشد.

4-     بدین واقعیت بیندیشید که شاید زندگی و گیتی خیلی هم بد نباشد و افکار ناگوار و منفی تان مشکل را پیش چشم و ذهن تان برجسته و درشت ساخته باشد.

5-به راه چاره و شیوه حل مشکل بیندیشید، به جای آن که با خشم و پرخاش بخواهید از عزت نفس تان دفاع کرده و به آماج تان دست یابید.

6-  چشمداشت های تان را کاهش دهید تا سرخوردگی های تان کمتر شود.

7- ناهمنوایی دیگران با پندار و کردار ما، نشانه اشتباه، اشکال یا شکست نیست؛ هر چند اشتباه، اشکال و شکست هم نشانه کاستی شخصیت نیست، بلکه می تواند پل پیروزی باشد.

8- به جای خشم و پرخاش، در برابر انتقاد پذیرا و شکیبا باشید؛ چرا که انتقاد، پرسشگری ست نه سرزنش و نکوهش ! اصلاح در پی انتقاد لازمه کامیابی و سرفرازی است، هر چند باید به یاد داشته باشید که همه حقیقت نزد خرده گیران نیست.

9- همچون پروردگار، بخشنده و مهربان باشید؛ خورشید مهر و لطف تان را همواره برای همکاران، آشنایان و خاندان تان، درخشان و فروزان نگاه دارید و بدی های آن ها را به گذشت و بخشایش بدرقه کنید.

10-در صورت ناکامی در مهار خشم، برای یک دوره کوتاه، از دارو و رواندرمانی زیر نظر متخصص اعصاب و روان سود جویید.

آشنایی با روانشناسی حرص و طمع

 دیو آز

 دکتر بهنام اوحدی*

www.iranbod.com

 نخستین نافرمانی در برابر پروردگار از سه چیز ریشه گرفت: غرور شیطان، آزمندی آدم و حسادت قابیل.

دیو آز از درون بر دل و جان آدمیان چیره شده، و روح و روان او را به حرص و طمع آلوده می سازد؛ آن گاه به ستم به دیگران و زیر پا گذاشتن مال و جان شان در راستای آزمندی های خود دست می یازند.

واقعیت این است که برپایی تمدنی سالم فقط به پشتوانه دل‌های درست ممکناست و تا هنگامی که وجدان‌ آدمیان راست مدارانه و رشد یافته نشود و خواست ها پاک نشود، هرگز از سرکشی‌ های آدمیکاسته نخواهد شد .چرا که در سرشت آدمیان، از کودک تا کهنسال، انبوهی سهمگین از شهوات نفسانی جا گرفتهاست. از این رو آدمیان به آسانی و سادگی به درندگانی دگرگون می شوند که پیدا و پنهان به چپاول و کشتار یکدیگر می‌پردازند. پس شگفت انگیز نیست که می بینیم همه مذاهب آسمانی و مکاتب زمینی که رستگاری آدمیان را در آماج خود نشانده اند، گردآورده‌ای از آداب و آیین و اندرز و رهنمود رابا خود همراه داشته باشد، بلکه چنگال و دندان این دیو درون آز را کوتاه کنند.

آزمندی و حرص و طمع ورزی، پدیده ای سرشتی و غریزی در درون آدمیان است که از اندرون دل و پنهان پندار، در لابه لای گفتار و کردار ایشان پیدا می شود؛ هر چند آدمیان آزمند گمان می کنند که دیگران نمی فهمند، اما آهنگ گفتار و گونه واژگان، نشان دهنده پندار و خمیر مایه اوست و هرگز در پشت پرده های نیرنگ  پنهان نخواهد ماند؛ چرا که از کوزه همان تراود، که در اوست !

دیو درون آز، آدمی را به بند شهوت نام و مال و مقام و ماندگاری کشانده و هراس از مرگ – این واپسین سفر ناگریز – را بر تار و پود و دل و جان آدمی چیره می سازد. آنان که با حرص و طمع، روزهای زندگی شان را سپری می کنند، همواره در بند و گرفتارند و به آزادی و آزادگی دست نخواهند یافت. آزمندی و طمع ورزی، آسان و شتابان، آدمیان را به وادی بردگی می کشانند که در آن، خردها در بند و خواست های آزمدارانه بر تخت پادشاهی اند. آدمیان در بند و گرفتار آزمندی و طمع ورزی، دنیا دیده و پیشکسوت هم باشند، نابرخوردار از خردمندی و حمکت هستند، چرا که دیو آز، خرد و حکمت از دل دانایان و دانشمندان می زداید. این گونه است که در همه مذاهب آسمانی و مکاتب زمینی که رستگاری آدمیان را در آماج نشانده اند، آزمندی و طمع ورزی را ریشه و سرچشمه ویرانی و فروپاشی شایستگی و بزرگ منشی آدمیان شناسانده اند.

رهایی از چنگال این دیو درون، فقط با برخورداری از بسندگی و بزرگمنشی (قناعت و مناعت طبع) می تواند فراهم شود؛ اما این بدان معنا نیست که آدمی از کوشش خودداری و پرهیز کند و به اندک بسازد و به نابرخورداری و فقر بسنده کند !! بلکه به این معناست که آدمی در پس پشتکار و کوشش،  به آن چه « روزی و قسمت » او بوده خشنود باشد و از چشم داشتن و حسادت به دستاورد دیگران خودداری کند.

این به سخت کوشی، پشتکار و کوشش شبانه روزی ارتباط دارد؛ چرا که کسی می تواند به دستاوردهای دیگران چشمداشت نداشته باشد که در زندگی به پشتوانه خود گام بردارد و نیازمند آویزان شدن به این و آن و سرسپردگی ظاهری یا واقعی نباشد.

ممکن است کسی توانگر، دارا و برخوردار باشد و در کنار سخت کوشی و پشتکار فراوان، به بسندگی و بزرگمنشی بهره مند باشد و در همین حال تنگدستی به ظاهر درویش پیشه، تا ژرفای دل و جان گرفتار چنگال دیو آز باشد و بکوشد آسان خواهی و تن پروری و کم کنشی اش را با پوستین درویش مسلکی بپوشاند و توجیه کند.

چنین بسندگی و بزرگمنشی ای، پدید آورنده یک آرامش سازنده و رشد دهنده درونی پایدار و ماندگار است که آدمی را از خستگی و هرزگی بی هوده و اندوه ناگوار و ماندگار رهایی بخشیده و او را بی درنگ آماده جان فشانی و فداکاری آزاده وار خواهد ساخت.

اما چیره شدن منش و خوی آزمندی، آرامش را برای همیشه از آدمی می ستاند تا همواره در درد و دشواری و رنج و عذاب روحی به سر برد. چرا که فزونی خواهی آدمیان آزمند بدان می انجامد که آنان از آن چه دارند، لذت نبرند و همواره در جست وجوی آن چه دور از دسترس ایشان و نزد دیگران است، کوشش بی هوده کنند. این همان دوزخ دایمی آدمیان آزمند است که آنان را از کرامت و شرافت فرسنگ ها دور می سازد.افسوس که آدمیان آزمند این گرفتاری در گرداب خواری و فرومایگی را نمی بینند و بیماری آزمندی شان را با بلندپروازی اشتباه می گیرند.

حسادت، بخل، کینه توزی و ستیزه جویی، همه و همه سرشاخه ها و برآمدهای دیو درون آز هستند. پیآمد واپسین آزمندی، برای آدمی فرومایگی ماندگار خواهد بود، هر چند در کوتاه مدت با دستاوردهای سترگ همراه بوده باشد.

 

*روانپزشک و رواندرمانگر مشکلات جنسی، زناشویی و خانوادگی

 شناخت نقش خویشتن / صفحه پزشکی روزنامه شرق

در لزوم شناخت توانمندی های پنداری و کرداری فرزندان

 شناخت نقش خویشتن

دکتر بهنام اوحدی*

www.iranbod.com

 بسیاری از پدران و مادران در این مرز پر گزند، به ویژه در دهه های گذشته و گاه هنوز، فرزندان شان را وادار به پیگیری خواست ها و پسندهای شان – شاید رویاهای ناکام و آرزوهای از دست رفته خودشان - ساخته و در عمل، آن ها را بدون شناخت توانمندی های پنداری و کرداری شان، برای سال ها و دهه ها به بی راهه می رانند.

چندی پیش دوستی کتاب «شغل مناسب شما چیست؟» انتشارات نقش و نگار را پیش دستم گذاشت و به عنوان سرگرمی مرا وادار به انجام آزمون های روانشناختی آن ساخت. زیر نظر بزرگوارانه ایشان با فرجام به چنگ آمده به صفحه مشاغل مناسب با تیپ شخصیتی ام شتافتیم؛ در گروه علوم تجربی «روانپزشکی»، در گروه علوم انسانی «روزنامه نگاری، روانشناسی، مردم شناسی و جامعه شناسی» و در گروه هنر «سینما» گزینه های نخست متناسب بود؛ بی راهه ره نپیموده ام ! نقش خویش را درست شناخته بودم.

نیک به خاطر دارم که با آن که مادرم، در جاری شدن کتاب و فیلم و سینما به ذهنم نقش آسان و شتابان ساز داشت، اما می پسندید که اکنون که برخلاف پسندش مهندسی رها ساخته و گام به پزشکی گذاشته ام، رادیولوژیست یا جراح پلاستیک شوم. پدرم، در جایگاه جراح زنان و زایمان، یکی از تخصص های یورولوژی، جراحی پلاستیک، ارتوپدی یا بیهوشی را برایم مناسب می دید. اما من تازه برون آمده از سرگشتگی فلسفی سال های میانه پزشکی، در کوران آن دوران نوستالژیک اصلاحات، سودای «جراحی اجتماع» داشتم. مادر و پدرم هر دو سخت مخالف ادامه تحصیل در روانپزشکی بودند.

در هنگامه ما، گام گذاشتن به رشته های علوم انسانی (فرهنگ و ادب) در دوره دبیرستان، جزو خطاهای نابخشودنی و جبران ناپذیر بود. از کودکی به تاریخ، انشا، ادبیات، سینما و ورزش عشق می ورزیدم و پس از این ها، علوم تجربی را به ریاضیات برتری می بخشیدم. در هنر، به ویژه رسم و نقاشی ریپ می زدم و در این دو، از توانمندی و بردباری لازم به کلی نابرخوردار بودم و از پس «چشم چشم دو ابرو، دماغ و دهن و یک گردو» هم بر نمی آمدم ! هر چند، خط خوشی داشتم و میانه ام با قلم درشت و مرکب خوب بود، با آن که در اهمیت فراوان آن روزگارش تردید داشتم.

شاید اگر دوران دبیرستان من در مهر ماه 1377 آغاز می شد، احتمال فراوان داشت که من دوره متوسطه را در رشته علوم انسانی آغاز کنم و هرگز گام به دنیای پزشکی نگذارم؛ اما در سال 1365 ، مگر می بایست نادان یا دیوانه می بودیم، که چنان سویه و گزینه ای برمی گزیدیم. ما رشته ریاضی و علوم تجربی ها حتا اجازه گام نهادن به ساختمان دانش آموزان رشته های فرهنگ و ادب و اقتصاد دبیرستان را هم نداشتیم، تا چه رسد به این که بخواهیم اندیشه ادامه تحصیل در آن رشته ها را به ذهن مان راه دهیم !!

سال سوم و چهارم پزشکی، با همه عشقی که به پزشکی و اتاق عمل - به ویژه جراحی قلب - داشتم، دانستم که پزشکی هرگز به تنهایی پاسخگوی روح و روان تشنه و کنجکاو من نبوده و نمی تواند باشد. دیگر فهمیده بودم که ذهنم با علوم انسانی و همچنین سینما نزدیکی و آشنایی بیشتری دارد تا با فیزیوپاتولوژی طب داخلی، اعصاب، چشم، گوش و حلق و بینی، کودکان و مانند آن.

آن هنگام، جراحی قلب و عروق هنوز جلوه و درخششی تابناک برایم داشت و راه خدمت به میهن و هم میهن را در دور و دراز ساختن و بخشیدن عمر دوباره به بیماران قلبی در پیشگاه مرگ می دانستم. اما سال ها تماشای فیلم، که از ده سالگی با ویدئوهای تی سون بتاماکس سونی پتو پیچ آغاز شده بود، سینما را با تار و پود و تک تک یاخته های مغزم گره زده بود و هر چند غول پر شاخ و دم کنکور نگذاشته بود که آموختن نوازندگی پیانو را ادامه دهم، همین برهمکنش را با موسیقی می آزمودم. نیک می دانستم که توان ذهنی آفرینش نمایشنامه را دارم و کوشش در داستان نویسی، رهی کژ و رو به ناکجا آباد برایم نخواهد بود. این گونه شد که تب و لرز کنار گذاشتن پزشکی و رو آوردن به رشته سینما یا علوم انسانی، سنگین و سهمگین مرا در بر گرفت و پس لرزه هایش، جایگاه شاگرد ممتازی کلاس را فرو ریخت. فارماکولوژی و فیزیوپاتولوژی، در برابر سینما، موسیقی، تاریخ و ادبیات هیچ گونه زیبایی و گیرایی برایم نداشتند. خوانش فرا پزشکی ام و بدین ترتیب، دوری من از طب، هفته به هفته، بیشتر و بیشتر می شد. گاه در میان استادان پزشکانی شیفته و فریفته هنر، سینما، تاریخ و ادبیات می دیدم اما در دهه هفتاد خورشیدی اجتماع برای وزیدن تندبادهای تازه ای در علوم انسانی و هنر کم کم آماده می شد. بالاخره این شتافتن برای مشاوره نزد استاد بزرگوار روانپزشکی ام «دکتر خلیل مومنی» در سال ششم پزشکی بود که راه از میان غبار برایم هویدا ساخت و ادامه تحصیل تخصصی در رشته روانپزشکی را در راستای «پیوند طب با هنر و اندیشه» پیش چشم و ذهنم نشاند. اندک یاری و سودبخشی امروزم به میهن و هم میهن و کامیابی های کوچک من از گذر همان مشاوره و راهنمایی استوار بر شناخت نقش خویشتن است. برای شناخت توانمندی های پنداری و کرداری شان، می توان نوجوانان و جوانان را نزد مشاور دانش آموخته نشاند که «شناخت نقش خویشتن» نخستین پیش شرط کامیابی پیشه ای فرداهای آنان است.

 



*روانپزشک و رواندرمانگر مشکلات جنسی، زناشویی و خانوادگی

 


کبوتر با کبوتر، باز با باز (نگاهی گزیده اما ژرف به «آشنایی پیش از ازدواج»)

 

نگاهی گزیده اما ژرف به «آشنایی پیش از ازدواج»

 

کبوتر با کبوتر، باز با باز

 

دکتر بهنام اوحدی*

 

رشد و افزایش نرخ طلاق، بالاخره چندی ست که بسیاری از خانواده ها را بدان روراندیشی و درایت رسانده است که پذیرای آشنایی پیش از ازدواج جوانان شان باشند، اما این دگرگونی سترگ نیز در مواردی نتوانسته از جدایی و طلاق آمیزشی، عاطفی و قانونی پیشگیری کند. ریشه مشکل در آن است که بسیاری از جوانان در این دوره دچار برانگیختگی احساسات و عواطف فروخورده می شوند و خردمندی و دوراندیشی لازم را در ازدواج پیش چشم و ذهن نمی نشانند. بنابراین، آنان در این دوران سرنوشت ساز و حساس، خوش بینانه و ساده انگارانه، بیشتر خوبی ها و برتری ها را می بینند و امید دارند تا اختلافات بظاهر جزئی بعدها در زیر یک سقف رنگ بازند که در عمل چنین نبوده و نخواهد بود.

به قول یکی از مراجعان مطبم، «ناهمگونی ( تفاوت ) های شخصیتی و مزاجی مان، نخست خیلی برای مان گیرا و زیبا و دلنشین و شیرین بود، اما پس از گذشت چند ماه، خیلی زود برای مان مشکل و دردسرساز شد! در دوران عقد بزرگترهامان اندرزمان دادند که زیر یک سقف که بروید، همه چیز درست می شود و با هم سازگار خواهد شد، که نشد!! بعدها زیر فشارمان گذاشتند که تا بچه نیاورید، دعواها درست نمی شود و ستیزها فروکش نمی کند. فرزند آوردیم و فاصله و فراز و فرودهامان بیشتر شد!!!»

از دیرباز گفته اند که « عشق پیش از ازدواج » لزومن به خوشبختی نمی انجامد؛ این سخن می تواند درست باشد، چرا که عشق روند و فرآیندی ست که پیوستار آن از بهنجار تا نابهنجار درازا داشته و حتا می تواند روند و فرآیندهایی همچون اپیزودهای نیمه شیدایی (هایپومانیا)، کژخلقی (دیس تایمیا) و خلق دوره ای (سیکلوتایمیا) پیدا و پدیدار سازد.

در همین راستا، و البته با نگرش و گرایش به آرمان گرایی های آن چنانی و این چنانی، دهه هاست که در این مرز پر گزند، بر «عشق پس از ازدواج» پافشاری شده است و البته در رویکردی واژگون از انتشار کتاب هایی با مضمون و محتوای دلبستگی و صمیمیت  (Intimacy) یا همان عشق پس از ازدواج، به بهانه ها و دلیل تراشی های گوناگون پیشگیری شده است که صد البته مایه شگفتی فراوان است.

افزون بر ویژگی های پر رنگ و اختلالات و به طور کلی مزاج شخصیتی که به طور مداوم و مستمر بر برهم کنش های همسران اثر می گذارند، ویژگی ها و اختلالات (مزاج) خلقی و اضطرابی نیز می توانند بر کنش ها و واکنش های زندگی دو نفر اثر داشته باشند.

مزاج افراد ممکن است افسرده و کژخلق(دیس تایمیک)، دوره ای (سیکلوتایمیک) یا در فراز (هایپرتایمیک) باشد. آدمیان دارای « مزاج فرازخلق (هایپرتایمیک) »، بشاش و سرزنده، پر شور و شوق، زبان باز و شوخ طبع، بیش از اندازه خوش بین و بی خیال، مغرور، متکی به خود، از خود راضی و بزرگ منش، بلند پرواز، برون گرا و اهل معاشرت، پر از انرژی، ایده، طرح و برنامه، دارای دلبستگی های گوناگون و گسترده، کنجکاو، فضول و مداخله جو، رک، راست، صریح، بی پروا و خواهان جنبش و کوشش هستند. چنان چه فرد دارای مزاج هایپرتایمیک ، همزمان دچار اختلالات اضطرابی همچون «اختلال اضطراب فراگیر»و «اختلال وسواس های پنداری - کرداری»  نیز باشد ، ممکن است هر از چند گاهی و در دوره های فراز یافتن این اختلالات بدبین ، نگران ناشایستگی و شکست ، اندوه گین ، ناخوش و شاکی باشد. 

به گونه ای واژگون ، آدمیان دارای « مزاج افسرده (دیس تایمیک) »، اندوه گین، ناتوان از لذت بردن، شاکی و پر غر و لند، خشک و یبس و عبوس، بدبین و آماده ی فکر و خیال، احساس گناه، عزت نفس پایین، اشتغال ذهنی با ناشایستگی و شکست، درون گرا و دارای زندگی اجتماعی محدود، کم تحرک، زندگی بدون کنش و جنب و جوش، دلبستگی های اندک اما استوار و پایدار، منفعل اما قابل اعتماد، قابل اتکا، وفادار و خوددار هستند.

آدمیان دارای « مزاج خلق دوره ای (سیکلوتایمیک) » به گونه چرخه ای برخوردار از هر دو سری ویژگی های بالا، به گونه چرخه ای اند. 

ویژگی ها و اختلالات اضطرابی و به ویژه وسواس های ذهنی و عملی برای سال ها با فرد همراه می شوند و چنان چه تشخیص داده نشده و درمان نشوند، به آسانی برهم کنش همسران را تحت تاثیر خود قرار می دهند و چرخه ی «ناکامی – سرخوردگی – خشونت و پرخاشگری» را آغاز می نمایند. در این میان و به ویژه در میهن ما «وسواس های پنداری و کرداری جنسی – زناشویی» نقش مهم و جایگاه سترگی دارد که درمان نشدن آن ها، شتابان و آسان، به ناکامی و سرخوردگی عاطفی – زناشویی می انجامد.

سرنخ های همه مزاج های گفته شده و نیز اختلالاتی همچون «بیش فعالی بزرگسالان» و «درخودماندگی (آسپرگر)»، همه و همه باید در دوران سرنوشت ساز و تکرار ناشدنی «آشنایی پیش از ازدواج» موشکافانه کنکاش و جست و جو شده و با بهره گیری از مشاور پیش از ازدواج هوشمند و نکته سنج دوباره مرور و ارزیابی شوند.

گزیده آن که دوران آشنایی پیش از ازدواج، دوران ارزیابی ست و نه دوران دلدادگی، شیفتگی و وابستگی. دورانی که دریابیم سوی دیگر، کبوتر است یا باز؛ به شرط آن که این مهم را پیش تر درباره خودمان دانسته باشیم.



*روانپزشک و رواندرمانگر مشکلات جنسی، زناشویی و خانوادگی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1390ساعت 17:24  توسط دکتر بهنام اوحدی ایران بد  |  نظر بدهید


خودویرانگری های آهسته اما پیوسته (کنش ها و واکنش های خودویرانگرانه) / روزنامه شرق

 

نگاهی به کنش ها و واکنش های خودویرانگرانه

 

خودویرانگری های آهسته اما پیوسته

 

در سال های اخیر، هر از چندی، به بهانه و سببی، و از همه مهم تر نرخ نگران کننده افزایش خودکشی در نوجوانان و جوانان، نوشتاری درباره پدیده خودکشی در روزنامه ها و دیگر نشریات منتشر شده است؛ اما کمتر آن چنان که باید و شاید، به فرآیندهای شبه خودکشی گذرا و دیرپا پرداخته شده است.

شوربختانه، چندی ست این گونه کردارهای خودویرانگرانه که برابر با نابودی پیکری و روانی آهسته اما پیوسته است، فراوان پیش چشم و گوش و ذهن مان می نشینند؛ کنش ها و واکنش هایی که چنان چه بهنگام پیشگیری یا درمان نشوند، بی گمان فرجام های تلخ و تیره ای در پی خواهند داشت.

از آن جا که امکان پرداختن به همه ریشه ها و سرچشمه های این گونه کنش ها و واکنش های خودویرانگرانه، در کنار نام بردن از همه ی آن ها در یک نوشتار هفتصد واژگانی نیست، در این نوشتار تنها به بیان گزیده وار این گونه کردارها بسنده می کنم و پرداختن به ریشه ها و سرچشمه های روانکاوانه ( سایکودینامیک ) و رفتاری – شناختی آن ها را به هنگامی دیگر واگذار می کنم.

1-     مصرف وسواسی و وابستگی اجباری دخانیات (کشیدن سیگار، قلیان، پیپ و ...)

2-     مصرف وسواسی و وابستگی اجباری مواد مخدر، محرک و الکل

3-     پرخوری و کم خوری ( رژیم ) های گزافه آمیز و بیمارگونه

4-     تماشای وسواسی و وابستگی اجباری به هرزه نگاری های مجازی ( اینترنتی ) و ماهواره ای که آدمی را دچار و گرفتار انحرافات جنسی – آمیزشی می سازند.

5-     قماربازی های وسواسی - اجباری بیمارگونه با برد و باخت های خانمان سوز

6-     سرمایه گذاری های ناخردمندانه و تکانشی ورشکستگی آفرین

7-     ولخرجی های تکانشی حساب نشده و بیمارگونه ( و از جمله اس ام اس بازی های مداوم و پشت سر هم )

8-     خریدهای وسواسی – اجباری مهارناشدنی و دگرگون و به روز ساختن پیگیرانه و بی ملاحظه ی مدل خودرو، تلفن همراه، یارانه شخصی و ...

9-     پرداختن وسواسی – اجباری به بازی های رایانه ای و وب گردی و وابستگی روانی به آن ها

10-مجموعه داری ها و دلبستگی های وسواسی – اجباری بیمارگونه و خانمان برانداز که فرد را از توجه به همسر و خانواده باز می دارد.

11-پرخاشگری ها و ستیزهای خیابانی تکانشی اما تکراری

12-ورزش کردن های گزافه آمیز بیمارگونه و به ویژه سود جستن درازمدت از داروهای هورمونی و مکمل های افزایش و کاهش دهنده توده پیکر

13-قانون گریزی ها و قانون ستیزی های عادتی یا تکانشی هیجان آفرین ( همانند رانندگی های پر شتاب و ویراژ، دزدی ها و روسپی گری های بدون انگیزه اقتصادی، گنج یابی های هیجان مدارانه، آتش افروزی های بیمارگونه ) 

14-در پیش گرفتن نادوراندیشانه و تکانشی پیشه های گوناگون دور از هم یا ادامه تحصیل های مکرر وسواسی – اجباری بدون پشتوانه مالی و حرفه ای که به بی هوده از دست رفتن گوهر عمر و سرمایه های مادی آدمی می انجامد.

15-بستن و پاره کردن پیمان زناشویی ( ازدواج و طلاق ) های بی درنگ، نابخردانه و شتابزده

16-برپایی تکانشی رابطه های فرازناشویی بیمارگونه

17-برگزیدن و در پیش گرفتن پیاپی رویکردهای واژگون ( متضاد و متناقض )

18-خودآزاری های کهنه و پیگیرانه گوناگون ( خودزنی، خودارضایی، موکندن، ناخن جویدن، مالیدن یا خراشیدن پیکر و ... )

19-تماشای وسواسی و وابستگی اجباری به فیلم های هراسناک و سینمای وحشت

20-تماشای وسواسی و وابستگی اجباری به فیلم های کتک کاری و مبارزه جویی پر ضرب و شتم

21-همسرآزاری و کودک آزاری های تکانشی و عادتی

22-سود جستن خودسرانه از داروهای مسکن و آرام بخش، بودن نظارت پزشک

23-هنجارگریزی ها و لاابالی گری های جنسی – آمیزشی که فرد را در آستانه دچار و گرفتار اختلالات روانی و همچنین عفونت های آمیزشی – از جمله هپاتیت بی و سی و ایدز – می نشاند.

 

  این گونه اختلالات روانی و رفتاری، که سرشت شان آمیزه ای از اختلالات وسواسی – اجباری و اختلالات کنترل تکانه است، بسیار دور از ذهن است که بدون سود جستن از درمان های دارویی و رفتار درمانی های شناختی که زیر نظر و از سوی گروه روانپزشک و رواندرمانگر انجام می شوند، کنار گذاشته شوند و دگرباره پدیدار نشوند. از این رو هر گونه خوددرمانی، به ویژه با آرام بخش ها و مخدرها – همانند ترامادول – می تواند افزون بر دردها و دشواری های هر یک از این کنش ها و واکنش های خودویرانگرانه، فرد را دچار و گرفتار وابستگی ( اعتیاد ) های پیکری و روانی این داروها و فرجام های ناگوار در پی آن سازد.

 

*روانپزشک و رواندرمانگر مشکلات جنسی، زناشویی و خانوادگی

موسیقی درمانی برای خانواده ها و کودکان

 

موسیقی درمانی رشته های موسیقی ودرمان را باهم تلفیق و ترکیب می کند تا درمان و وسیله ای خلاق را فراهم کند این روش الگوه های موسیقی رابا رویکردهای انسانی ، روان پویایی، رفتاری وبیولوژیکی – طبی تلفیق می کند تا کمک کند که درمان جویان به اهداف درمانی که معمولاً ماهیتی روانی، جسمانی ، عاطفی ، اجتماعی ویا معنوی دارند، نائل شوند . مشکلات یا نیازها از طریق رابطه درمانی میان درمانجو وموسیقی درمانگر وهمچنین مستقیماً از طریق خود موسیقی مورد بررسی قرار می گیرند .

موسیقی یکی از اجتماعی ترین انواع هنر است که به شیوه های بسیار مختلفی بین انسانها ارتباط برقرار می کند. بررسی های متعددی درخصوص تغییرات فیزیولوژیکی مفیدی که توسط موسیقی برروی خلق وخو ، فشار خون ، تنفس ، ضربان قلب ، تعرق ، بازده قلبی ، نبض ، کشش عضلات ، درد وتسکین درد به وجود می آید ، انجام گرفته است . موسیقی به لحاظ درمانی به عملکرد جسمانی ، روان شناسی ، شناختی ، رفتاری ، ویا اجتماعی می پردازد .

متخصصان موسیقی درمانی درشرایط گوناگونی باافرادی که دچاراختلال عاطفی هستند،

با معلولین ذهنی باافرادی که دچار ناتوانی یادگیری هستند،وباافرادی که دچار مشکلات

جسمانی هستند ، کار می کنند . متخصصین موسیقی درمانی همچنین با درمان جویان دچار اختلالات روانی ، افراد دارای مشکلات ناشی از مصرف الکل ومواد مخدر ، وافراد مبتلا به اختلالات نورولوژیکی وافرادی که بطور علاج ناپذیری بیمار هستند ، کار می کنند . متخصصین موسیقی درمانی خدمات خود را در مراکز مراقبتی ماهرانه ومتوسطه ، درمراکز مراقبتی وپرورش بزرگسالان ، دربیمارستان های توانبخشی ، در تسهیلات مراقبتی منازل مسکونی ، دربیمارستان ها ، درمراکز مراقبت های روزانه بزرگسالان ، درمراکز بازنشستگی ،در مراکز وخانه های سالمندان ، دربرنامه های ارزیابی سالمندان ، درمراکز درمان بیماریهای روانی ، ودرسایر مراکز ارائه می دهند . متخصصین موسیقی درمانی همچنین برای موسسات تامین کننده مراقبت های درمانی درمنازل نیز کار می کنند . ازموسیقی درمانی همچنین درمورد افراد سالم وتن درست برای کمک به کاهش استرس ، درزایمان کردن خانم ها ، ودر بازخورد بیولوژیکی استفاده می شود . فرصت های پیش رفته برای تحصیل ومشاغل خصوصی نیز دراین زمینه امکان پذیر است .

موسیقی درمانی برای خانواده ها و کودکان

· زمینه ای برای تشریک تجربیات ولذت وخوشی مشترک به عنوان یک زوج یا خانواده را فراهم می کند .

· به شیوه ای مثبت وخلاق به گذران وقت وزمانی که با یکدیگر صرف می شود معنا می بخشد .

· ازطریق تعامل درمانی کلامی وغیر کلامی برای خانواده ها اتحاد وصمیمیت را حاصل می نماید .

· تمامی حواس را تحریک می کند وکودک را درسطوح مختلف شامل می گردد . این رویکرد "چندحالتی" مهارتهای رشد وپیشرفت را ترویج می کند.

· امکان وقوع طبیعی و مکرر نمایش را فراهم می کند.

· تضادهارا برطرف می کند ، وبه روابط قویتر خانوادگی وگروه همسالان وهمچنین تغییرات مثبت در خلق وخو وحالات احساسی وعاطفی منتهی می گردد .

· می تواند به کودک دراداره موقعیت استرس زا کمک کند .

· اجتماعی شدن ، بیان حال ، برقراری ارتباط وپیشرفت وتکامل حرکتی را تشویق می کند وهمچنین به کشف احساسات شخصی ومسائل درمانی از قبیل عزت نفس یا بینش شخصی کمک می نماید .

· آزمون واقعیت ، حل مسائل ، تمرکز حواس ، حیطه توجه را بهبود می بخشد وهمچنین استقلال ومهارتهای تصمیم گیری را ایجاد می کند .

· چون مغز، موسیقی را درهردو نیمکره مغز پردازش می کند ، بنابراین موسیقی می تواند عملکرد شناختی را تحریک کند ومی توان از موسیقی برای ترمیم بعضی از مهارتهای کلامی / یا زبانی استفاده کرد . (بارتلت ، کافمن ، اسملت کوپ ،1993 ؛ بولت ،1996) .

موسیقی درمانی می تواند به عنوان دریچه مثبت برای تعامل بکار رود ، وفعالیتهای تفریحی را فراهم سازد که والدین ،فرزندان وخانواده های گسترده را شامل گردد . اغلب اوقات موسیقی درمانی این امکان را به وجود می آورد که خانواده ای با تظاهر یافتن نقاط قوت فرزند خود درمحیط موسیقی درمانی با دید دیگری به فرزند خود نگاه کنند . موسیقی درمانی می تواند درمانی التقاطی باشد که مفاهیم موجود در روان درمانی "راجرزی" (انسانی) رفتارگرایی شناختی (یعنی گفتار شخصی مثبت ) وروان درمانی "یونگ" ( آنالیتیک یا روان تحلیلی ) رادربرمی گیرد تابه درمان جویان برای نیل به اهداف درمانی آنها کمک کند .

متخصصین موسیقی درمانی درشرایط بسیار متنوعی درکار باافراد دچار آشفتگی عاطفی، افراد دچار ناتوانی یادگیری، افراد عقب مانده ذهنی ، وافراد دارای مشکلات جسمانی موفق بوده اند .

متخصصین موسیقی درمانی همچنین با درمان جویان دچار اختلالهای روانی ، افراد دارای مشکلات استعمال مشروبات الکلی ومواد مخدر ، افراد دچار اختلال های نورولوژیکی ( عصب شناختی وافرادی که دارای بیماریهای علاج ناپذیر هستند ، کار می کنند . از موسیقی درمانی همچنین درمورد افراد سالم استفاده می شود تابه آنها درکاهش استرس ، در زایمان ، ودر بازخورد بیولوژیکی کمک کند (بارتلت، کافمن ، اسملت کوپ،1993 ، بولت ،1996 ) .

 

 

 

نظرات ()



ضرورت مشاوره
نویسنده: اشوان - سه‌شنبه ٢٢ آذر ،۱۳٩٠

 

) ضرورت مشاوره تحصیلی برای دانش‌‌آموزان
مشاوره تحصیلی به دانش‌آموزان کمک می‌کند ویژگی‌‌ها و استعدادهای خود را بهتر شناخته و به موارد و خصوصیاتی که به آنها توجه نداشته‌اند و یا میزان توجه به آنها کمتر بوده، بیشتر توجه نمایند. علاوه بر این اطلاعات آنها را در زمینه‌های مختلف تحصیلی تقویت کرده و در صورت وجود نواقصی در عملکردشان آنها را شناسایی و راه‌حل‌هایی برای رفع نواقص ارائه می‌دهد و به این ترتیب دانش‌آموزان می‌توانند عملکرد بهتری نسبت به گذشته در زمینه درسی داشته باشند و انتخاب‌های بهتری انجام دهند و اشکالات احتمالی را نیز مرتفع نمایند.


۲) ضرورت مشاوره تحصیلی برای والدین
در امر تحصیل، خانواده و والدین نقش بسزایی دارند به طوری که عامل خانواده از عوامل مهم در زمینه پیشرفت تحصیلی دانش‌آموز یا وقوع افت تحصیلی است. انگیزه‌ها و علایق تحصیلی دانش‌آموز در خانواده شکل یافته و به آن جهت داده می‌شود و مسیری برای هدایت آن فراهم می‌شود. خانواده سرعت دانش‌آموز در رسیدن به اهداف تحصیلی را تنظیم می‌کند.
خانواده‌های بدون انگیزه و بدون اطلاع و غیرفعال موجب کاهش سرعت دانش‌آموزان با استعداد می‌شوند. بدین جهت در فرایند مشاوره تحصیلی لزوم انجام مشاوره با والدین ضرورت و اهمیت خاصی پیدا می‌کند. از این‌رو لازم است والدین و به طور کلی خانواده نیز اطلاعات کافی از ویژگی‌ها و استعدادهای فرزندان خود کسب نمایند و کمک‌ها و یاری مفیدی برای فرزندانشان فراهم نمایند.


۳) ضرورت مشاوره تحصیلی در زمینه انتخاب رشته‌ها و مشاغل
گاه انتخاب‌هایی که دانش‌آموزان در زمینه رشته‌ها و مشاغل انجام می‌دهند عاری از هرگونه دلیل منطقی و اطلاعات مناسب است. معیارهایی که دانش‌آموزان در چنین مواردی برای انتخاب‌های خود برمی‌گزینند ملاک‌هایی کاذب و نامناسب است. مثل انتخاب رشته ریاضی فیزیک به خاطر وجهه اجتماعی آن یا به خاطر چشم همچشمی و یا به خاطر دنباله‌‌روی از یک دوست و یا همراه با او بودن در طول تحصیل. چنین انتخاب‌هایی به احتمال بیشتری محکوم به شکست خواهند بود.
مشاوره از آن جهت ضرورت می‌یابد که اهمیت چنین انتخاب‌هایی به دانش‌آموز گوشزد شود تا او ملاک‌های مناسبی برای تصمیمات خود اتخاذ کند و از احتمال شکست خویش در آینده پیشگیری نماید.


۴) ضرورت مشاوره تحصیلی در زمینه جلوگیری از افت تحصیلی
برخی از دانش‌آموزان به خاطر شرایط ویژه‌ای که دارند بیشتر در معرض افت تحصیلی هستند و برخی از آنها افتان و خیزان تجربه‌هایی از افت تحصیلی داشته‌اند. برخی از علل افت تحصیلی این دانش‌آموزان به عوامل بیرونی مثل: خانواده، مدرسه و ... مربوط می‌شود و برخی علل فردی هستند مثل: انگیزه خود فرد- روش‌های مطالعه، برنامه‌ریزی و ... . مشاوره تحصیلی برای این دسته از دانش‌آموزان اهمیت بسزایی دارد که در جریان مشاوره به این دانش‌آموزان کمک می‌‌شود علت افت‌ها و شکست‌های خود را بشناسند و با راهکارهایی آشنا شوند که به آنها در رفع آن علل و یا کاهش تاثیر آنها در مسائل تحصیلی‌شان کمک می‌کند، در واقع انجام چنین مشاوره‌هایی می‌تواند با احیای نیروهای بالقوه فرد، او را در تمام مسیر تحصیلی‌اش همراهی کند.


۵) ضرورت مشاوره تحصیلی در زمینه سرعت بخشیدن به فرایند تحصیل و مطالعه
برخی دانش‌آموزان و خانواده‌های آنها مایلند عملکرد بهینه خود را در زمینه تحصیل بهبود بخشند. این دانش‌آموزان ممکن است دانش‌آموزانی متوسط و یا قوی باشند. به هر حال تمایل دارند روش‌هایی را بیاموزند و اطلاعاتی مناسب و مفید کسب کنند که کارایی آنها را در زمینه تحصیلی بالا ببرد. مشاوره، چنین راهکارهایی را برای افراد فراهم می‌سازد و بر احتمال موفقیت آنها در سطح پیشرفته‌تر می‌افزاید.


۶) ضرورت مشاوره تحصیلی برای تشخیص و هدایت دانش‌آموزان استثنایی
درصد کمی از دانش‌آموزان در گروه دانش‌آموزان استثنایی قرار دارند. دانش‌آموزان استثنایی شامل دانش‌آموزانی می‌باشند که معلولیت‌هایی در زمینه‌های مختلف جسمی مثل شنوایی، بینایی و یا هوش دارند. لزوم مشاوره برای این دسته از دانش‌آموزان به وفور احساس می‌شود و به دلیل اینکه آنها و خانواده‌هایشان نیازمند اطلاعات بیشتری در ارتباط با آینده تحصیلی و شغلی آنها هستند، با بررسی توانایی آنها در مورد شغل و تحصیلاتشان تصمیماتی اتخاذ می‌شود. این افراد با توجه به ضرورت اینکه زودتر از بقیه دانش‌آموزان باید حرفه و مهارتی را بیاموزند احتیاج مبرمی به مشاوره تحصیلی دارند.


۷) ضرورت مشاوره تحصیلی برای دانش‌آموزان تیزهوش و نابغه
این دسته از دانش‌آموزان، قشر پر نیرو و قابل توجهی برای دست اندرکاران تعلیم و تربیت و جامعه هستند. سرمایه‌گذاری و استفاده از انواع خدمات مشاوره‌ای در کنار سایر امکاناتی که برای آنها در مدارس ویژه فراهم می‌آید ضرورت دارد. از دست رفتن چنین نیروهایی به خاطر انتخاب‌ها و تصمیمات نادرست، زیان‌های قابل توجهی به بار خواهد آورد.
دوره نوجوانی در انتقال علم و دانش به نوجوانان دوره مهمی محسوب می‌شود. از آنجا که نوجوان از نظر ذهنی دارای تفکر انتزاعی می‌شود، علوم را به طور انتزاعی درک می‌کند و معمولا با جنبه‌های مختلف علم و مهارتهای مورد نیاز مشاغل آینده آشنا می‌شود.
عده‌ای از نوجوانان در مسائل تحصیلی دچار شکست می‌گردند که می‌توان گفت مواجهه نوجوان با شکست‌ها و ناکامی‌ها و تحصیل که معمولا با بی‌علاقگی نسبت به مسائل تحصیلی و کاهش نمرات درسی شروع می‌شود افت تحصیلی نام دارد.

باید متذکر شد؛ والدین در مواجهه با افت تحصیلی نوجوانان باید انعطاف پذیر بوده و رفتارهای خشونتآمیزی با وی نداشته باشند و در عوض، موفقیت‌های تحصیلی او را تقویت نموده و به او پاداش دهند زیرا در یادگیری همیشه حضور پاداش و تقویت انگیزه اهمیت بسیاری دارد زیرا فرد از طریق تقویت انگیزه می‌تواند به یادگیری بیشتری دست یابد و در غیر این صورت عدم تقویت فرد در هنگام افت تحصیلی موجب ترک تحصیل نوجوان خواهد شد.
به عبارت دیگر والدین باید به نوجوان توجه کافی را مبذول داشته و روحیه اعتماد به نفس وی را افزایش دهند و در وی نسبت به درس خواندن، انگیزه و هدف ایجاد کنند. در غیر این صورت هر گونه رفتار مخالفی در والدین موجب شکست و از بین رفتن اعتماد به نفس وی خواهد شد. مربیان نیز به هنگام افت تحصیلی نوجوانان باید توجه کافی داشته باشند که افت تحصیلی نشانه عدم توانایی تحصیلی آنها نیست و باید آنها را به اندازه کافی تقویت نمایند. 

 

 

راهنمایی و مشاوره یک جریان یادگیری است
راهنمایی بخش تفکیک ناپذیری از نظام تعلیم و تربیت محسوب می‌شود. هدف تربیت شکوفا کردن و به فعلیت رساندن همه استعدادهای انسان است و شکوفا کردن و به فعلیت رساندن استعدادها، مستلزم شناسایی و پی بردن به کم و کیف آنهاست. کودکی که پا به مدرسه می‌گذارد با مشکلات متعددی در زمینه‌های عاطفی، خانوادگی، تحصیلی و اجتماعی مواجه است، که اگر در وهلهِ نخست برای پیشگیری و درمان آن اقدامهای جدی صورت نگیرد، ممکن است عواقب وخیمی به دنبال داشته باشد و سلامت روانی وی مختل شود.‌
تعلیم و تربیت زمانی با موفقیت و صحیح عملی خواهد شد که دانش‌آموزان اولاً مشکلات عاطفی که مانع یادگیری است، نداشته باشند و ثانیاً محتوای آموزشی با توجه به اختلافات فردی، تدوین و ارائه شود. بنابر این بر هر معلم لازم است که در مرحلهِ نخست اقدام به شناسایی دانش‌آموزانی کند که هرکدام به نوعی با مسائل و مشکلات اجتماعی و عاطفی روبرو هستند.
مرحلهِ دوم شناسایی هریک از دانش‌آموزان از لحاظ استعدادها و تفاوت‌های میان آنهاست. از آنجا که هر فرد شخصیت ویژه و بی‌همتایی دارد، نباید تمام دانش‌آموزان یک کلاس درس را به یک درجه از توانایی‌ها و میزان هوشمندی در نظر گرفت. راهنمایی تاکید دارد که تفاوت‌های فردی دانش‌آموزان در جریان تعلیم و تربیت لحاظ و برنامه‌های آموزشی براساس نیازهای فردی و اجتماعی تدوین و ارائه شوند.
آموزش ابتدایی که پایه و اساس سازندگی بنیادی جامعه است، دورهِ ایجاد رفتارهای پسندیده و پیشگیری از مشکلات آینده نامیده می‌شود و هر اقدام پیشگیرانه، نتایج ارزنده‌ای در رفتار دانش‌آموز در جهت نیل به خودکفایی کشور خواهد داشت.‌
پژوهش‌های بیشماری نشان داده‌اند که بسیاری از مشکلات و اختلالات روانی - عاطفی، ریشه‌های اجتماعی دارند. سازمان بهداشت جهانی (۱۹۹۹) اعلام کرده است که تقریباً، ۱۰ تا ۲۰درصد کودکان در مدرسه دارای گرفتاری‌های عاطفی و روانی هستند و ریشه این نوع مشکلات را باید در خانواده جستجو کرد. با توجه به اینکه کودکان از خانواده‌های متفاوت پا به مدرسه می‌گذارند، دارای مشکلات گوناگونی هستند. ارزیابی کودکان در محیط مدرسه از اهمیت خاصی برخوردار است. در این رابطه، معلمان با عدهِ بسیاری سر و کار دارند و از نزدیک با مشکلات رفتاری آنان در تماسند. بنابر این فرصت مشاهدهِ رفتار آن‌ها را نیز دارند. معلمان با کمک مشاور مدرسه می‌توانند با تشخیص مشکلات رفتاری و عاطفی دانش‌آموزان، میان کودکان دارای مشکل و کودکان عادی تمایز قایل شوند. بنابر این در هر آموزشگاه وجود افراد متخصص در مشاوره و راهنمایی ضروری به نظر می‌رسد. پس باید حداقل یک یا دو مشاور در هر آموزشگاه باشند که در چنین مواردی به راهنمایی و مشاوره دانش‌آموزان بپردازند.‌


●
راهنمایی در مدارس‌
برای آنکه هدف‌های راهنمایی در مدارس روشن شود، بهتر است بدانیم که راهنمایی در دبستان، مدارس راهنمایی و دبیرستان‌ها، شامل چه موضوعاتی می‌شود؟ اگر راهنمایی را جریان پیوسته‌ای از کمک به دانش‌آموز بدانیم، باید این کمک از مقطع ابتدایی آغاز شود و تا پایان تحصیلات دانشگاهی ادامه داشته باشد و مسائل و مشکلات دانش‌آموزان در هر دورهِ تحصیلی توسط گروه راهنمایی و مشاوره مورد بررسی و تحقیق قرار گیرد. در مدارس ابتدایی مسائل و مشکلات دانش‌آموزان متنوع‌تر از سطوح دیگر آموزشی است. در این دوره مساله امنیت روانی و ثبات عاطفی کودکان و دانش‌آموزان از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار است. اگر یک کلاس ابتدایی را با ۳۰ دانش آموز در نظر بگیریم، متوجه می‌شویم که هیچ یک از این دانش‌آموزان چه از لحاظ خصوصیات بدنی، روانی و اجتماعی با هم برابر نیستند. بنابر این، هر دانش‌آموز شخصیت ویژه‌ای دارد که دیگران ندارند. رشد شخصیت صرف‌نظر از عوامل ارثی به محیط خانواده و به دنبال آن به محیط اجتماعی وسیعتر، یعنی مدرسه ارتباط دارد و از این محیط‌ها تاثیر می‌پذیرد. محیط‌های یاد شده می‌تواند در سازگاری و یا ناسازگاری فردی و اجتماعی کودکان مؤثر باشد. رشد شخصیت سالم و متعادل و شکوفایی استعدادهای کودکان در سایه راحتی جسم و امنیت روان و ثبات عاطفی آنان امکان‌پذیر است. بی‌ثباتی عاطفی، دوگانگی احساس و تعارضات روانی، از موانع مهم در فرایند رشد شخصیت و سازگاری فردی و اجتماعی است. کودکانی که دچار تعارض و نبود امنیت روانی هستند، به ناچار بخش قابل توجهی از نیروی فکری خود را صرف حل مسائل خواهند کرد که آنان را اشغال کرده است. بالطبع در این شرایط دقت و توجه مطلوب و مشارکت در فعالیت‌های اموزشی کلاس بسیار اندک خواهد بود. نبود امنیت روانی در کودکان و دانش‌آموزان نه تنها بر چگونگی رشد شخصیت اثر می‌گذارد و عمدتاً موجب بروز و ظهور بسیاری از رفتارهای نامطلوب نظیر گوشه‌گیری و خیال‌پردازی، افسردگی، بی‌قراری، عصبانیت و پرخاشگری و غیره می‌شود، بلکه بیشترین تاثیر را بر شکوفایی هوش و تفکر و پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان خواهد داشت.‌


شیوه‌های رفتار کارکنان مدرسه با دانش‌آموزان نقش بسزایی در سلامت روانی آنان دارد و هرگونه اختلال در روابط، کودکان و نوجوانان را با مشکلات فراوان مواجه می‌سازد. در این میان نقش معلم، بویژه در مدارس ابتدایی اهمیت بیشتری دارد. معلمان و مدیران علاقه‌مند و آگاه، با دانش‌آموزان ارتباط حسنه برقرار می‌کنند، ترس و وحشت آنان را کاهش می‌دهند، ابتدا به موارد مثبت توجه می‌کنند و در جهت رفع نقص‌ها می‌کوشند و برای کمک به دانش‌آموزان با سایر همکاران مشارکت جدی به عمل می‌آورند. ارائه و بهره‌گیری از خدمات راهنمایی و مشاوره در مدارس چنین وضعیتی را آسان و ممکن می‌کند.‌
راهنمایی و مشاوره بهترین نوع تعاون و همکاری در سطح مدارس است. هدف این تعاون و همکاری حل مشکلات و آسیب‌های اجتماعی، خانوادگی، تحصیلی و... است. شناسایی مشکلات دانش‌آموزان با همکاری والدین و اولیای مدرسه با عوامل راهنمایی در مدرسه صورت می‌پذیرد و مشاور نقش اساسی‌را در این رابطه ایفا می‌نماید.‌
نقش معلم در راهنمایی و هدایت دانش‌آموزان به حدی مهم است که موفقیت یا شکست برنامهِ راهنمایی در مدرسه را تا حدود زیادی مرهون همکاری و فعالیت معلمان دانسته‌اند. معلم با شاگردان همه روزه تماس مستقیم دارد و منبع بسیار ارزشمندی در شناخت دانش‌آموزان محسوب می‌شود.

معلم همچنین می‌تواند در شناسایی دانش‌آموزانی که به کمک‌های خاص نیاز دارند گام‌های مهمی بردارد وآنها را به مشاور معرفی کند.
معلم مقام رسمی مدرسه است که از لحاظ تاریخی ارشدیت وی در مدرسه محرز است. معلم می‌تواند نقش تسهیل‌کننده را در راهنمایی به عهده بگیرد. معلم می‌تواند بطور موثر در برنامه تغییررفتار در کلاس درس شرکت کند. در حفظ بهداشت روانی دانش‌آموزان مقام مدیریت به عهدهِ اوست و جانشین والدین دانش‌آموزان است. بنابراین از معلمان انتظار می‌رود که بر طبق آموزش و تجربیات خویش مسئولیت‌هایی را در برنامه‌های راهنمایی و مشاوره مدارس به عهده بگیرند.‌


معمولا در کلاس‌های درس معلمان با برخی از مشکلات تحصیلی، روانی و اجتماعی و عاطفی دانش‌آموزان آشنا می‌شوند که ممکن است سئوالاتی برای آنان مطرح شود و به فکر پاسخ یا چاره‌جویی آن برآیند. برای نمونه ممکن است دانش‌آموز شناخت واقعی از استعدادها، توانایی‌ها و علائق خود نداشته باشد. عواملی چون: وجود نامادری، پدر سخت‌گیر، فقر مالی، محرومیت‌های عاطفی و تعارضات روانی، مانع اصلی ظهور توانائیها و استعدادهای بالقوه شاگردان و شکوفایی اندیشه‌های خلاق است.‌


مشاهده چنین مشکلاتی موجب می‌شود، معلم برای چاره‌جویی با دیگر همکاران خود یعنی مدیر مدرسه، مشاور و مربی پرورشی و والدین دانش‌آموزان به صحبت بنشیند و پس از تصمیم‌گیری گروهی، اقدامات خود را عملاً شروع کند. لازمهِ چنین فعالیتی نیاز به آگاهی و تخصص معلم از اصول، فنون و روش‌های مشاوره و راهنمایی دارد، که باید در برنامه‌های درسی مراکز تربیت معلم واحدهایی از دروس مشاوره و راهنمایی گنجانده شود و در کلاس‌های بازآموزی از طریق مراکز آموزش ضمن خدمت برای تمامی معلمان و اولیای مدرسه، نتایج یافته‌های تحقیقات مشاوره و راهنمایی در اختیارشان قرار داده شود.‌


طبیعی است که در این رهگذر خانواده در سلامت روانی کودکان نقش چشمگیری دارد. اگر محیط خانواده امن و آرام باشد، آنان قدرت سازگاری بیشتری با محیط خواهند داشت و آماده پذیرش مسئولیت و ایفای نقش‌های مختلف اجتماعی خواهند شد. برای ایجاد یک جامعهِ سالم و کارآمد، رفتار والدین باید در جهت مطلوب تغییر کند و توانایی آنان برای تربیت صحیح فرزندشان گسترش یابد. والدین با استفاده از خدمات راهنمایی و مشاوره، با خصوصیات و نیز مشکلات کودکان و نوجوانان آشنا می‌شوند، و شیوه‌های برخورد صحیح با فرزندشان را می‌آموزند و نقش مهمی در هدایت فکری و تربیت اخلاقی و اجتماعی کودکان برعهده خواهند داشت.‌


صاحبنظران معتقدند که راهنمایی و مشاوره در واقع یک جریان یادگیری است که از طریق ارتباط حسنه میان دو نفر انجام می‌گیرد و معلمان به سبب اینکه بیشترین ارتباط را با دانش‌آموزان دارند، می‌توانند از فرصت به موقع استفاده کرده و آنان را منطبق بر نیازمندی‌هایشان یاری دهند تا خود را بهتر بشناسند و با محیط خود نیز سازگار بشوند. یادگیری و سلامت روانی دانش‌آموزان با عوامل مدرسه و عملکرد آنان رابطهِ بسیار نزدیکی دارد و در این رابطه بهره‌گیری از خدمات راهنمایی و مشاوره نیز یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر است. آموزش و پرورش عبارت از فراهم آوردن زمینه‌ها و عوامل متعدد برای به فعلیت رساندن و شکوفا کردن تمام استعدادهای انسان و سوق دادن او به سوی هدفهای مطلوب از طریق برنامه‌ای سنجیده و حساب شده است.
باید توجه داشت که در جریان مطالعه و بررسی مشکلات دانش‌آموزان باید تمام جنبه‌های زندگی کودک مورد توجه قرار گیرد.


مطالعه در خصوص ویژگی‌های بدنی، عاطفی، عقلانی جهت کمک به وی لازم و ضروری است.
در این ارتباط افراد متخصص دیگری نظیر، روانپزشک، پزشک، روانشناس و مددکار اجتماعی هستند که همراه مشاور برای حل مشکل همکاری دارند.‌
در بسیاری از موارد نارسایی‌های جسمی دانش‌آموزان مشکلات تحصیلی و روانی را موجب می‌شوند. مثلا نقص در بینایی و یا شنوایی و یا اختلال در ترشح غدد داخلی ممکن است عقب‌ماندگی تحصیلی و یا نابهنجاری رفتار را سبب شود. در چنین مواردی کشف علل این مسائل و یا نارساییها و کمک به رفع آنها در حوزهِ وظایف پزشک قرار می‌گیرد.‌


روانشناس براساس مطالعات خود، دانش‌آموزان را در جهت رشد و تکامل شخصیتی راهنمایی می‌کند. از طرف دیگر با بررسی‌هایی که انجام می‌دهد راه‌های مفیدی را به معلمان توصیه می‌کند که از آن طریق امکانات و فرصت‌های مناسبی برای رفع مشکلات آنان فراهم سازند.


روانشناس با استفاده از آزمون‌های روانی و با تعبیر و تفسیر نتایج آنها برای معلمان، آنان را یاری می‌کند که از توانایی‌ها، نیازمندیهای روانی و خصائص شخصیتی شاگردان خودآگاه شوند و روش تعلیم خود را با نیازمندیهای فردی آنان هماهنگ سازند.


در بعضی موارد ممکن است دانش‌آموزانی در مدارس مشغول تحصیل باشند که نشانه‌های بیماری‌های روانی در آنها مشاهده شود کمک به درمان این گونه دانش‌آموزان معمولاً از وظایف روانپزشک یا روانشناس بالینی است که از طریق روان‌درمانی و یا شیوه‌های خاص روانپزشکی به درمان دانش‌آموزانی که مبتلا به بیماری‌های روانی هستند، اقدام می‌کند.‌
جلسات گفت و شنود اولیای کودک و آگاه کردن آنان از برنامه‌های راهنمایی و مشاوره و تقاضای همکاری از ایشان و توجه دادن والدین به موضوع مهم بهداشت روانی و ثبات عاطفی کودک و تبعات ناگوار ناشی از تعارض و نبود امنیت روانی می‌تواند کمک مؤثری در این جهت باشد.‌ 

 

 مشاوره و بهداشت حلقه مفقوده نظام آموزشی
جای تردید نیست که مبنای تحول اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی، علمی و صنعتی در هر جامعه از آموزش و پرورش آغاز می شود. در واقع آموزش و پرورش در ادبیات توسعه همه کشورهای دنیا وجود دارد. علی رغم تصور برخی برنامه ریزان، آموزش و پرورش، نهاد مصرفی نیست بلکه نهادی تولیدی است و جایگاه خطیری دارد. آموزش و پرورش مرکز تولید و تربیت اندیشه، نیرو، انگیزه و انسان است. انسان هایی که در آینده مسوولیت محوری ترین بخش توسعه را بر عهده خواهند گرفت.
آموزش و پرورش برای آنکه مبنای توسعه و آغازگر تحولات مختلف باشد، باید از درون متحول شود که برای این کار لازم است ساختار، طرز تفکر، شیوه های آموزشی و نوع ارتباط آموزگار و دانش آموزان متحول شود. در این راستا باید شاخص های مناسب برای تحول تعیین شوند.


آموزش و تربیت در هم تنیده شده اند و از یکدیگر جدا نیستند، بنابراین ما نمی توانیم جریان تربیتی را جدا از آموزش پیش بینی کنیم. جریانی که آموزش را طراحی می کند، تربیت را نیز پیش بینی خواهد کرد و بر عکس، جریانی که تربیت را طراحی و برنامه ریزی می کند، آموزش را نیز در متن خود دیده است. پس آموزش همان تربیت و تربیت همان آموزش است و برای توسعه آنها باید جریان تربیتی و آموزشی به صورت یکپارچه مورد توجه قرار گیرند. به طور کلی در مجموع روند آموزشی جهان، فرآیند یکپارچه سازی آموزش و پرورش تحمیل شده است، یعنی چند فعالیت را نمی توان در کنار هم داشت. به عنوان مثال شما نمی توانید مشاوره را در کنار بهداشت و آنها را در کنار مقوله دیگر ببینید زیرا آنها جریان یکپارچه هستند.


بخش های مختلف آموزش و پرورش برای خود هویت صنفی مستقلی قایل هستند. این دیدگاه از یک زاویه قابل تقدیر است زیرا نشانه تعصب و تلاش هر بخشی برای انجام بهینه کارها است اما از دریچه دیگر موجب محدودیت فعالیت های هر بخش خواهد شد اگر بهداشت بیش از آنکه یک جریان فراگیر تلقی شود، یک جریان صنفی باشد، محدود خواهد شد و به تدریج نوع استقلال طلبی حادث می شود که از درون تجزیه طلبی نشات گرفته است. البته استقلال فنی در هر حوزه تخصصی و کاربردی ضروری است.


اداره کل مشاوره و بهداشت مدارس نیز باید در راستای نهادینه کردن این جریان فراگیر تلاش کند. یکی از مهمترین اقدامات لازم در این خصوص وارد کردن فعالیت های مختلف در برنامه درسی آموزش و پرورش است. اگر برنامه ای وارد برنامه رسمی گردد ماندگار خواهد شد، پس در مرحله، اول باید یک برنامه بسیار فنی، دقیق، گسترده و کارشناسی شده تهیه و اجرا شود تا برنامه های بهداشت و مشاوره بتوانند در برنامه های رسمی آموزش و پرورش وارد شده و از حوزه فعالیت های فوق برنامه خارج شوند. در حال حاضر آموزش در کشور ما نهادینه شده و برنامه و سازمان دارد ولی تربیت در آموزش و پرورش چنین وضعیتی ندارد، البته باید متذکر شد که فعالیت ها و تلاش های فراوانی در زمینه تربیت صورت گرفته و حجم برنامه ها گسترش یافته است.


یکی از دلایل انجام این فعالیت ها در سطح وسیع، جبران ضعف فوق برنامه و فعالیت های تربیتی و هم تراز کردن آنها با فعالیت های آموزشی است. اما ما معتقدیم که برای هم وزن شدن تربیت با آموزش باید فعالیت های تربیتی در برنامه های رسمی وارد شوند. هم اکنون برنامه های تربیتی از جمله بهداشت و مشاوره فوق برنامه محسوب می شوند. از این رو برخی افراد، فعالیت های تربیتی را به عنوان کار درجه دوم تلقی می کنند و تدریس را کار مهمتری می دانند که باید برای آن سختی کار را نیز در نظر گرفت. همان طور که برای جریان آموزش در کشور معاونت آموزشی، سازمان پژوهش و برنامه ریزی درسی، مدیریت آموزشی، معاون و دبیران مختلف با تخصص های ویژه در نظر گرفته می شود، باید برای تربیت نیز چنین توجه مبذول گردد اما در حوزه بهداشت و مشاوره چنین نیست، یعنی یک مشاور به تنهایی انواع فعالیت های مربوط به شاخه های مختلف مشاوره از جمله مشاوره تحصیلی، سازشی، گروهی و.... را در مدرسه انجام می دهد. در سایر حوزه های تربیتی نیز چنین وضعیتی وجود دارد. مثلا تربیت هنری، اجتماعی، اخلاقی، ادبی، دینی و... هر کدام به تخصصی جداگانه نیازمند است. پس در درجه اول ما باید فعالیت های تربیتی را در برنامه های رسمی بگنجانیم و در مرحله بعد سازمانی مناسب برای آن طراحی شود.


شرط بعدی تحول در جریان تعلیم و تربیت، دگرگونی در حوزه مشاوره و بهداشت است. مشاوره و بهداشت باید در قلب هر جریان آموزشی وجود داشته باشد. ما در حال حاضر با حجم انبوه و متراکم کتاب های درسی مواجه هستیم، اما آیا به راستی این کتاب ها براساس نیازهای زمان طراحی شده اند؟ آیا فارغ التحصیلان رشته ها با انبوهی از آموخته ها قادرند به نیازهای اجتماعی پاسخ دهند؟ مشاوره باید گره های کور در این خصوص را باز کند و خود را به هدایت تحصیلی و آزمون استعدادها محدود نکند. 

 

میلیون ها دانش آموز، محروم از مشاور تحصیلی
کارشناسان نسبت به تبعات و آسیب های ناشی از کاستی های مشاوره و راهنمایی در مدارس هشدار می دهند و خواستار توجه و رسیدگی مسئولان امر برای رفع این کاستی هستند، این در حالی است که طی سال های گذشته نه تنها مشاوره و راهنمایی در بسیاری از مدارس دچار ضعف شده بلکه باعث گردیده تا به دنبال آن شاهد افت تحصیلی دانش آموزان در مقاطع مختلف باشیم.
این موضوع زمانی وضعیت هشداری و بحرانی خود را نشان می دهد که بدانیم تعلیم و تربیت هنگامی عملی خواهد شد که دانش آموزان اولا با مشکلات عاطفی که مانع یادگیری آنها است مواجه نباشند و ثانیا محتوای آموزش با توجه به اختلافات فردی ارائه شود. مدیر کل آموزش و پرورش راهنمایی در این خصوص ضمن اعلام این خبر که افت تحصیلی در دوره راهنمایی به ۸/۶ درصد رسیده است؛ بهبود سیستم ارزشیابی و مشاوره در مقطع راهنمایی را در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان و کاهش افت تحصیلی آنان موثر دانست و گفت: راهنمایی و مشاوره بخش تفکیک ناپذیری از نظام تعلیم و تربیت محسوب می شوند و هدف به فعلیت رساندن استعدادهاست که خود مستلزم شناسایی و پی بردن به کم و کیف استعداد دانش آموزان است.


منوچهر فضلی خانی، همچنین از تغییر آیین نامه ارزشیابی دوره راهنمایی در سال جاری خبر داد و اظهار کرد: حذف امتحان نهایی از پایه سوم راهنمایی از جمله محورهای تغییر آیین نامه ارزشیابی است که بر روی کاهش افت تحصیلی دانش آموزان این مقطع و تحقق قبولی بیش از ۹۵ درصدی این مقطع به میزان مطلوب تاثیر خواهد گذاشت. وی نقش معلمان با کمک مشاوران مدرسه را در موفقیت دانش آموزان موثر عنوان کرد و افزود: بر هر معلم لازم است که در مرحله نخست اقدام به شناسایی دانش آموزان کند که هر کدام به نوعی با مشکلات و مسائل اجتماعی و عاطفی مختلف روبه رو هستند. در این زمینه رئیس گروه برنامه ریزی راهنمایی و مشاوره خانواده آموزش و پرورش نیز با تاکید بر اهمیت راهنمایی والدین و دانش آموزان در دوران تحصیل گفت: ۱۴۵ مرکز مشاوره خانواده در مناطق آموزش و پرورش سراسر کشور فعالیت می کنند.


این در حالی است که با وجود ۱۴ میلیون دانش آموز قطعا با کمبود مراکز مشاوره یا حضور فیزیکی مشاوران در مدارس روبه رو هستیم. ناهید ابراهیم زاده با بیان اینکه فعالیت مراکز مشاوره از سال ۱۳۷۱ آغاز شده است گفت: از آن زمان تاکنون تنها ۱۴۵ مرکز مشاوره در ۷۱۶ منطقه آموزش کل کشور راه اندازی شده است. وی بیشترین تعداد مرکز مشاوره را با ۱۸ مورد متعلق به استان تهران دانست و اظهار داشت: امکانات و اعتبارات لازم برای گسترش این مراکز وجود ندارد به همین دلیل نمی توانیم مراکز مشاوره را به تناسب جمعیت دانش آموزی در تمام مناطق راه اندازی کنیم.
رئیس گروه برنامه ریزی و مشاوره خانواده در خصوص اعتبارات اختصاص یافته به مراکز مشاوره آموزش و پرورش گفت: در سال گذشته ۳۶۱ میلیون تومان به این مراکز تعلق گرفت که به دلیل مشکلات اعتباری آموزش و پرورش با عدم افزایش آن مواجه شده ایم.


از آنجا که جایگاه مشاوره و راهنمایی با توجه به مشغله های روز افزون جوامع روز به روز پررنگ تر و نیاز افراد به مراجعه به این مراکز به ویژه مراکزی که اطمینان بیشتری به آنها دارند افزایش می یابد آمارها نشان می دهد استقبال از مراکز مشاوره و راهنمایی وزارت آموزش و پرورش هر سال بیشتر می شود؛ هر چند ۱۴۵ مرکز مشاوره این وزارتخانه با توجه به وجود ۷۲۰ منطقه آموزش و پرورش در سطح کشور و نیاز مردم ناکافی است.


●
افزایش سطح کیفی و کمی مراکز مشاوره و راهنمایی
یکی از عوامل استقبال خانواده ها از مراکز مشاوره و راهنمایی وزارت آموزش و پرورش حق مشاوره پایین این مراکز است به طوری که تمام خانواده ها با هر سطح درآمد می توانند از خدمات این مراکز استفاده کنند. دکتر فریبرز حمیدی، معاون سازمان مرکزی انجمن اولیا و مربیان نیز در این باره معتقد است: به طور میانگین در هر استان سه مرکز و درتهران ۱۸ مرکز مشاوره و راهنمایی وجود دارد اما این میزان کافی نیست و باید گسترش یابد. وی هدف از تاسیس و توسعه مراکز مشاوره در کشور را کمک به تعادل و استحکام خانواده برای مشارکت بهینه در امر تعلیم و تربیت دانش آموزان برشمرد و پیشگیری از بروز اختلالات و مشکلات خانوادگی، تحصیلی، تربیتی و سطح آگاهی و معلومات خانواده ها از وضعیت تحصیلی فرزندانشان را امری ضروری توسط مسئولان امر دانست و اظهار داشت: ارائه خدمات مکمل از قبیل مشاوره و ارجاع خانواده ها به مراکز تخصصی مشاوره و راهنمایی تحصیلی را از جمله اهداف مورد توجه این وزارتخانه باید برشمرد. حمیدی با اشاره به آغاز فعالیت مراکز مشاوره از سال ۷۱ از ابلاغ آیین نامه این مراکز که به تایید وزیر آموزش و پرورش رسیده خبر داد و گفت: آیین نامه جدید مراکز مشاوره و راهنمایی آموزش و پرورش در چهار فصل و ۳۱ ماده تدوین شده است که در یکی از مهمترین موارد این آیین نامه بر روز آوری استاندارد های مراکز و ارائه راهکارهای علمی برای رسیدن به این مطلوب تاکید شده است. همچنین راهکارهایی توصیه شده تا فرهنگ مشاوره در جامعه ترویج پیدا کند و نهادینه شود.


●
مراکز مشاوره آموزش و پرورش همچنان در اختیار این وزارتخانه است
از آنجا که ریشه های راهنمایی و مشاوره در بنیان هر جامعه و فرهنگ آن نهادینه شده است علاوه بر تعریف علمی و تخصصی آن باید در بطن جامعه نیز از نو تعریف شود. مشاوره باید هماهنگ با ارزش های فرهنگی و اخلاقی و اعتقادی و آداب و رسوم مطلوب هر جامعه ارائه شود. آمارها بیانگر آن است که مراجعه به مراکز مشاوره آموزش و پرورش نسبت به مراکز مشاوره خصوصی افزایش قابل توجهی را نشان می دهد، به این معنی که مردم دوست دارند به مراکزی مراجعه کنند که به آن اطمینان خاطر دارند و بر همین اساس نگرش مثبتی در بین خانواده ها برای طرح مشکلات و مسائل خود در این مراکز دیده می شود. معاون سازمان مرکزی انجمن اولیا و مربیان در این خصوص با تکذیب واگذاری مراکز مشاوره آموزش و پرورش به بخش خصوصی گفته است: با وجود مشکلاتی که برخی مراکز در تامین هزینه های خود دارند به طوری که ساختمان ۱۰ درصد از این مراکز استیجاری است اما این مراکز با توجه به استقبال و اطمینان مردم از آنها به بخش خصوصی واگذار نمی شود. وی همچنین بر نگرش مثبت مسئولان آموزش و پرورش در توسعه مراکز مشاوره تاکید کرد و گفت: با آگاهی از مسائل و مشکلات دانش آموزان، خانواده ها و جامعه، گسترش مراکز مشاوره مورد توجه است، در همین زمینه تلاش می شود هر سال ۱۰ مرکز جدید در کشور آغاز به کار کند. این در حالی است که معاون مشاوره و بهداشت وزیر آموزش و پرورش معتقد است مشاوره جایگاه خود را در آموزش و پروش به دست نیاورده است. وی برنامه ریزی صحیح را عامل ارتقای این امر می داند و علت یابی و آسیب شناسی این حوزه را یکی از راه های رسیدن به جایگاه واقعی مشاوره در آموزش و پرورش عنوان می کند. بهنام حکمتی اظهار داشت: نظام مشاوره و راهنمایی منبعث از اهداف آموزش و پرورش است و این نظام آموزشی نیز برگرفته از نظام جمهوری اسلامی و خواسته های مردم است که باید متناسب با این اهداف حرکت کرد.


●
ضرورت مشاوره برای دانش آموزان برای جلوگیری از افت تحصیلی
ایرج وحدانی یکی از کارشناسان مشاوره معتقد است مشاوره تحصیلی به دانش آموزان باعث می شود ویژگی ها و استعدادهای خود را بهتر بشناسند و به شرایط و خصوصیاتی که یا توجهی به آنها نداشته و یا میزان توجه آنان کم بوده است با دقت بیشتری بنگرند ودر صورت وجود نواقصی درعملکردشان آنها را شناسایی و راه حل هایی برای رفع این نواقص ارائه کنند. به این ترتیب دانش آموزان می توانند عملکرد بهتری نسبت به قبل در زمینه درسی داشته باشند و اشکالات احتمالی را نیز رفع کنند. دکتر سبحانی کارشناس مشاوره و راهنمایی تحصیلی نیز در خصوص نقش مشاوره در کاهش افت تحصیلی دانش آموزان اظهار داشت: بسیاری از دانش آموزان به خاطر شرایط ویژه ای که با آن مواجه هستند درمعرض افت تحصیلی قرار دارند و برخی از آنان افتان و خیزان تجربه هایی از افت تحصیلی داشته اند. وی تصریح کرد: برخی از این علل فردی هستند مانند انگیزه خود دانش آموز، روش های مطالعه و برنامه ریزی و علایق و استعدادها که مشاوره تحصیلی برای این دسته از دانش آموزان اهمیت بسزایی دارد و دانش آموز می تواند در جریان مشاوره تحصیلی علت افت ها و شکست های خود را بهتر بشناسد و به عنوان احیای نیروهای بالقوه دانش آموزان در تمام مسیر تحصیلی شان قلمداد می شود.


●
نقش مشاوره را باید جدی گرفت
با استناد به گزارش ها و آمارهای اعلام شده در خصوص تاثیر مشاوره و راهنمایی به این نکته پی می بریم که همه کارشناسان در یک مسئله اتفاق نظر دارند و آن نقش مشاوره و راهنمایی در جلوگیری یا کاهش افت تحصیلی و شناخت استعدادهای دانش آموزان است. پس با این تفاسیر می توان گفت چنین امری در کوتاه مدت میسر نمی شود، بنابراین نباید به امید روزی که معلوم نیست چه زمانی فرا می رسد دست روی دست گذاشت و این مساله را نادیده گرفت زیرا به گفته خود مسئولان هنوز مناطقی وجود دارند که در سیتسم آموزشی خود فاقد این نعمت هستند. به این ترتیب انجام طرح های اصولی و ساختاری برای رفع این معضل اجتماعی، آموزشی و پرورشی باید در دستور کار متولیان امر آموزشی و پرورشی قرار گیرد. از سویی تنها خبر جدی که در این زمینه اعلام شد افت تحصیلی ۸‎/۶ درصدی در دوره راهنمایی است که مدیر کل آموزش و پرورش راهنمایی اخیرا با اظهار تاسف از عدم بهبود سیستم ارزشیابی و مشاوره در مقطع راهنمایی خبر از برنامه ریزی آموزش و پرورش برای کاهش۵/۱ درصدی افت تحصیلی در این مقطع در سال تحصیلی جدید با اتخاذ تدابیر ارزشیابی در این دوره را داده است که شاید بتوان از افت شدید تحصیلی مشهود در نظام آموزشی تا حدی جلوگیری به عمل آید؛ با این اوصاف اجرای طرح فوق حتی در حد مطالعاتی را هم توسط وزارت آموزش و پرورش باید به فال نیک گرفت اما آنچه مشهود است این است که اختصاص اعتبار ۳۶۱ میلیون تومانی در سال گذشته به مراکز مشاوره آموزش و پرورش جوابگوی این امر مهم نمی باشد و به تبع همین مشکلات اعتباری آموزش و پرورش مراکز مشاوره و راهنمایی هیچ گاه بیش از این گسترش نخواهند یافت، بنابراین اعتبارات و امکانات لازم جهت اجرای طرح های گسترده برای ارائه مشاوره و راهنمایی دانش آموزان و اولیای آنان در مدارس کشور به ویژه شهرستان ها و استان ها بسیار ضروری است چرا که با آینده تک تک دانش آموزان و فرزندان مردم و حتی خود مسئولان امر در ارتباط است.  

 

نظرات ()



رابطه زناشویی
نویسنده: اشوان - سه‌شنبه ٢٢ آذر ،۱۳٩٠

 

راه های داشتن یک رابطه زناشویی خوب

پیش نیاز رابطه زناشویی لذت بخش برای زن، عشق است


مسئول آموزش کلینیک سلامت خانواده دانشگاه شاهد با بیان اینکه «تفاوت های جنسی بین زن و مرد به طور طبیعی وجود دارد و این تفاوت ها اختلال نیست و زمانی که زن و شوهر از این تفاوت جنسی خود آگاه نباشند میان آنها فاصله می افتد.»، گفت:« زمانی که مرد بخواهد میزان عشق و علاقه همسر خود را بسنجد یکی از شاخص هایش داشتن رابطه جنسی خوب است و در مقابل زن دوست دارد همسرش عشق و علاقه خود را به صورت کلامی و رفتاری ابراز کند و پیش نیاز رابطه زناشویی برای زن، عشق است.»

دکتر محمد حسین اخوان تقوی در گفتگو با خبرنگار سلامت نیوز اظهار داشت:««تفاوت های جنسی بین زن و مرد به طور طبیعی وجود دارد و این تفاوت ها اختلال نیست بلکه به صورت کاملا طبیعی بین زن و مرد وجود دارد.مهمترین تفاوت جنسی بین زن و مرد تفاوت در چرخه پاسخ جنسی است.با اولین نگاه به منحنی های پاسخ جنسی در مردان و زنان می توان دریافت که چرخه پاسخ جنسی زنان در تمام مراحل کندتر و آرام تر از چرخه پاسخ جنسی آقایان است، یعنی به هنگام روابط زناشویی مرد بلافاصله تحریک شده و به اوج لذت جنسی می رسد در حالی که حالت تحریک در زن تازه شکل گرفته و در حال افزایش است.»

وی افزود:« اگر منحنی پاسخ جنسی را رسم کنیم در این منحنی مرد در حالی که به اوج لذت جنسی نزدیک می شود در زن برانگیختگی جنسی در نیمه و حتی کمتر از نیمه راه قرار دارد، ازسوی دیگر برانگیختگی مرد پس از ارضاء بلافاصله فروکش می کند و به پایان می رسد اما در زن برانگیختگی بسیار کند و آرام فروکش می کند.»

دکتر محمد حسین اخوان تقوی افزود :«این حالت متفاوت در زن و شوهر را می توان به دو دیگ خالی و پر تشبیه کرد، یعنی مرد دیگی لبریز است که می خواهد هر چه سریع تر خالی شود و در مقابل زن دیگی خالی است که می خواهد پر شود.بنابراین مهمترین نکته در این میان فرصت دادن مرد به زن است تا از تحریکات پر شود و اگر چنین نشود زن هرگز از رابطه اش احساس رضایت نمی کند و ناکام می ماند و مرد هم ارضا عمیق و کاملی را احساس نمی کند و بنابراین به دفعات بیشتری خواهان روابط زناشویی است و زمانی که زن زیربار این رابطه به دلیل عدم تحریکات کافی و زمان لازم برای تحریک شدن نمی رود مرد شکایت می کند که همسرش به او توجهی نمی کند در صورتی که اگر یک رابطه به خوبی انجام شود کیفیت خوب باعث می شود کمیت را تحت الشعاع قرار دهد و با داشتن یک رابطه زناشویی خوب نیاز به زناشویی مکرر کم می شود.»

مسئول آموزش کلینیک سلامت خانواده دانشگاه شاهد گفت:«تفاوت جنسی دیگر بین زن و شوهر این است که در یک رابطه زناشویی ممکن است زن بتواند چندین بار اوج لذت جنسی را تجربه کند اما این حس در مردان به این صورت نیست مرد در یک رابطه زناشویی فقط یک بار می تواند به اوج لذت جنسی برسد.»

وی گفت:«ما در مثالی مرد را به خورشید و زن را به ماه تشبیه می کنیم یعنی مردان در پاسخ و برانگیختگی جنسی کمتر دچار نوسان هستند و به طور نسبی همیشه برای برقراری رابطه زناشویی آمادگی دارند اما در زنان همانطور که نمی توان ماه را همیشه به صورت قرص کامل دید زنان نیز چنین هستند یعنی خانم ها در میل جنسی و پاسخ دهی به تحریکات جنسی همسر نوساناتی دارند و این نوسان در طول ماه و حتی در دوره های مختلف زندگی (بارداری ،شیردهی ،.....) وجود دارد.»

دکتر محمد حسین اخوان تقوی در ادامه اظهار داشت:«از دیگر تفاوت های جنسی موجود در بین زن و مرد این است که مرد اگر برای برقراری رابطه زناشویی با همسر خود تمایلی نداشته باشد هرگز نمی تواند نقش بازی کند چرا که در صورت بی میلی قادر به نزدیکی یا انزال نیست .اما زن به راحتی می تواند نقش بازی کند و به دلیل وجود همین تفاوت می توان به یک اصل مهم اشاره کرد که در اکثر مواقع مرد باید برای برقراری رابطه زناشویی با همسرش پیشقدم شود چرا که اگر مرد برای نزدیکی تمایلی نداشته باشد این رابطه ناکام می ماند اما زمانی که مرد برای نزدیکی پیشقدم می شود زن می تواند نقش تحریک کننده را برای همسرش ایفا کند.»

وی گفت:«از دیگر تفاوت های جنسی زن و مرد این است که بعد از بلوغ در مردان و زنان سائقه جنسی ایجاد می شود اما در زنان، برخی آن را احساس نمی کنند و فقط زمانی احساس نیاز می کنند که برانگیخته شوند، ازاین رو پیشقدم نشدن زن برای رابطه زناشویی با همسر نباید به عنوان بی میلی یا سرد مزاجی وی از سوی شوهرش تلقی شود.»

مسوول آموزش کلینیک سلامت خانواده دانشگاه شاهد دتصریح کرد:« زمانی که مرد بخواهد میزان عشق و علاقه همسر خود را بسنجد یکی از شاخصه هایش داشتن رابطه جنسی خوب است و در واقع می توان گفت پیش نیاز عشق برای مرد رابطه زناشویی خوب است و در مقابل زن دوست دارد همسرش عشق و علاقه خود را به صورت کلامی و رفتاری ابراز کند و ایجاد فضاهای عاشقانه و روابط عاطفی و صمیمی و متعهدانه نشان دهنده عشق همسر است و در واقع پیش نیاز رابطه زناشویی برای زن عشق است.»

دکتر اخوان تقوی خاطر نشان کرد:« زمانی که زن و شوهر از این تفاوت جنسی خود آگاه نباشند تفاوت نگرش پیدا می کنند و میان آنها فاصله می افتد و مرد احساس می کند که همسرش سرد مزاج است و زن در مقابل احساس می کند که شوهرش به او فقط به چشم ابزار و وسیله ای برای رسیدن به هدف نگاه می کند و اینجاست که نه زن عشق شوهرش را احساس می کند و نه مرد از یک رابطه زناشویی خوب با همسرش بهره مند می شود.»

منبع : سلامت نیوز

 

نظرات ()



شخصیت شناسی با میوه
نویسنده: اشوان - سه‌شنبه ٢٢ آذر ،۱۳٩٠

 

شخصیت شناسی با میوه

فرض کنید ظرفی پر از انواع میوه های مختلف جلوی شماست میوه مورد علاقه تان را بردارید ولی دقت کنید! ممکن است با انتخاب این میوه اسرار و رموز شخصیت شما به سرعت فاش شود در حقیقت این تست روانشناسی به سادگی نشان می دهد که شخصیت افراد مختلف نسبت به انتخاب میوه مورد علاقه شان چگونه است.

سیب

اگر سیب میوه مورد علاقه شماست فردی افراطی هستید که از روی انگیزه آنی و بدون فکر قبلی کاری را انجام می دهنید رک گو هستید و از مسافرت لذت می برید می توانید خیلی خوب رهبری یک گروه را به عهده بگیرید و کارها را پیش ببرید اشتیاق زیادی برای زندگی کردن دارید که این انگیزه شما از نظر اطرافیان بی همتاست

پرتقال

فردی صبور و پر طاقت هستید که اراده تان بسیار قوی است دوست دارید کارها را به اهستگی ولی بطور جدی انجام دهید خجالتی هستید و نزد اطرافیانتان قابل اعتمادید شریک زندگی خود را با دقت و تمام احساس قلبیتان انتخاب می نمایید و از هر گونه مشاجره و ناسازگاری اجتناب می کنید.

هلو

رفتار دوستانه ای دارید رک گو و پر حرف هستید که به جذابیت شما می افزاید رفتار ناشایست دیگران را خیلی سریع می بخشید و فراموش می کنید برای رفاقت ارزش زیادی قائلید و رگه هایی از استقلال طلبی و بلند پروازی در شخصیت شما دیده می شود که باعث شده شخصی زرنگ و فعال جلوه کنید کمال طلب احساساتی صادق و با وفا هستید. بر هر حال دوست ندارید همه امیال خود را در مقابل دیگران نشان دهید.

گلابی

اگر تمام توجه تان را به کرای معطوف کنید می توانید آن را با موفقیت انجام دهید گاهی در انجام کارهایتان بی ثبات و متعییر هستید و مایلید که از نتایج سعی و تلاش خود خیلی سریع مطلع شوید از شرکت در بحث های خوب و مفید لذت می برید بی طاقت هستید و زود هیجان زده می شوید با توجه به اینکه به سرعت دوستی های خود را بر هم می زنید نگهداری رفقا برای شما چندان ساده به نظر نمی رسد.

گیلاس

اگر گیلاس میوه مورد علاقه شماست زندگی همیشه برایتان شیرین نیست و اغلب با فراز و نشیب های زندگی مواجه می شوید بجای داشتن در آمدی جزئی به شیوه ای برای دریافت مقداری زیادی پول فکر می کنید ذهعن خلاقی دارید و به دنبال فعالیت های خلاقانه هستید یک شریک زندگی صادق و با وفا محسوب می شوید و لی ابراز احساسات برایتان کار ساده ای نسیت خانه شما در حکم پناهگاهتان است و از هیچ چیزی به اندازه اینکه در کنار فامیل های نزدیک و افراد مورد علاقه تان باشید لذت نمی برید

موز

فردی با محبت ملایم خونگرم و دلسوز هستید اغلب اوقات از کمبود اعتماد به نفس رنج می برید و کمی احساس ترس در شما دیده می شود برخی مواقع مردم از اخلاق خوب شما سو استفاده می کند شریک زندگی خود را تحت هر شرایطی که از نظر روحی و جسمی داشته باشید می پرستید و ارتباطات شما با دیگران در وضعیت متعادلی قرار دارد.

نارگیل

جدی متفکر و اندیشمند هستید اگر چه از روابط اجتماعی تان لذت می برید ولی در انتخاب شریک زندگی بسیار سخت گیر هستید در کارهایتان سر سختی و سماجت دارید ولی لزوما بی پروا نیستید زیرکی تیزهوشی و گوش به زنگ بودن از دیگر خصوصیات شخصیتی شماست باید مطمئن شوید که در هر زمینه ای و به ویژه از لحاظ شغلی در راس امور قرار دارید شریک زندگی شما باید فرد باهوشی باشد احساسات در زندگی برای شما مهم است ولی به طور حتم برایتان همه چیز نیست!

انگور سیاه

به طور کلی فردی مودبی هستید به سرعت عصبانی می شوید ولی خیلی سریع به حال اولیه باز می گردید از زیبایی در هر نوع ان لذت می برید فرد محبوبی هستید شما سرشت خونگرم و سخاوتمند دارید. میل زیادی برای زندگی در شما موج می زند و از انجام هر کاری که می کنید لذت می برید شریک زندگی تان باید در هیجانات شما سهیم شود و از پیشنهاداتتان لذت ببرید.

آناناس

به سرعت تصمیم می گیرید و در انجام کارهایتان سریع و چابک هستید تغییرات شغلی شما را نمی ترساند که این موضوع یکی از برتری های شخصیت شماست توانایی استثنایی در سازماندهی کارهایتان دارید و از حجم زیاد وضایف اطرافتان نمی هراسید سعی دارید در ورابط خود با دیگران متکی به نفس صادق و درستکار باشید دوستان خود را خیلی سریع انتخاب نمی کنید ولی اگر شخصی را برگزینید تا آخر عمر با شما خواهد بود به ندرت احساساتی می شوید و شریک زندگی تان اغلب تحت تاثیر یکرنگی شما قرار می گیرد ولی اجازه ندهید که به دلیل عدم توانایی شما در ابراز محبت نا امید شود.

 

نظرات ()



مقابله با مشکلات
نویسنده: اشوان - سه‌شنبه ٢٢ آذر ،۱۳٩٠

 

برای مقابله با مشکلات، شوخ طبع باشید
یک متخصص روانپزشکی در خصوص راهکارهای مقابله با استرس گفت: استفاده از سیستم‌های حمایتی کارشناسان و مشاوران، حل مسئله، آرام سازی، حدیث نفس، شوخ طبعی، ورزش کردن و سیستم خود پاداشی و تشویق خود، هشت راهکار ساده در از بین بردن استرس محسوب می‌شوند.
دکتر حامد محمدی کنگرانی  با اشاره به موقعیت‌های استرس زا در طول زندگی اظهار داشت: زندگی سرشار از وقایع استرس آمیز است که علاوه بر برخی از موقعیت‌های استرس زا همواره می‌تواند با انسان همراه باشد با این حال استرس همیشه مشکل نیست و در بسیاری از موارد قابل کنترل است.
این متخصص روانپزشکی، غربالگری استرس‌ها را امری ضروری دانست و اظهار داشت: استرس‌ها در ابتدا غربال شده و سپس به استرس‌های روزانه و طولانی مدت تقسیم می‌شوند به طوری که برخی از استرس‌ها اختلالات و افسردگی‌ها را به دنبال خواهند داشت، علاوه بر این اگر استرس طولانی مدت درمان نشود، فرد دچار اختلال انطباقی خواهد شد به طوری که اختلال در روابط اجتماعی، کار و خواب را در پی خواهد داشت.
وی در خصوص علائم ابتلا به استرس تصریح کرد: کم خوابی، عصبانیت، اختلال در روابط اجتماعی از شایع‌ترین علائم استرس است، علاوه بر این در صورت تشدید این علائم و برطرف نشدن آنها، افسردگی و اختلال انطباقی به سراغ فرد می‌آید. همچنین مشکلات قلبی، تنگی نفس از اختلالات شایع استرس است.
عضو کمیته رسانه انجمن روانپزشکان، با تقسیم بندی انواع استرس‌ها و پیامدهای آن افزود: اولین نکته در برابر استرس تقسیم بندی آن به استرس مثبت یا منفی است علاوه بر این وقتی فرد دچار استرس می‌شود باید اختلال خود را ارزیابی کرده ودر بررسی ابتدایی میزان ابتلا به استرس خود را سنجیده و سپس میزان ارزش موقعیت در ایجاد استرس و تنش را ارزیابی کند به طوری که این موقعیت تا چه میزان ارزش استرس را داراست.
وی ادامه داد: پس از ارزیابی استرس و در صورت مثبت بودن ارزش استرس، راهکارهای مقابله با آن مطرح می‌شود به طوری که برخی از افراد از روشهای هیجان مدار و یا مسئله دار استفاده می‌کنند به این منظور که فرد در روش هیجان مدار از کاهش هیجان اضطراب، ورزش کردن و یا دعا خواندن استفاده می‌کنند، همچنین جرو بحث از راهکارهای روش مسئله مدار محسوب می‌شود علاوه بر این روشهای سازگارانه و ناسازگارانه از دیگر راهکارهایی است که هر فرد استفاده می‌کند.
عضو کمیته رسانه انجمن روانپزشکان در خصوص روشهای غیردارویی مقابله با استرس افزود: به منظور مقابله و رهایی از استرس هشت راهکار غیر دارویی مرسوم است که ریلکسیشن، اولین حرکتی است که هر فرد می‌تواند استفاده کند بنابراین هر فرد باید از مهارت‌های کنترل خشم و عصبانیت و ورزش‌هایی از جمله شنا و پیاده روی استفاده کند.
دکتر محمدی، در خصوص اشتباه رایج در برابر مقابله با استرس افزود: استفاده از سیستم‌های حمایتی اطرافیان، پزشکان، روانپزشکان و تیم‌های درمانی، گام دوم برای مقابله با استرس محسوب می‌شود با این حال برخی از افراد در این مرحله به اشتباه از مشاوره‌های احساسی دوستان و افراد غیرمتخصص بهره می‌برند. بنابراین انتخاب دوست و روابط اجتماعی در تشدید و یا رفع اضطراب نقش مهمی را ایفا می‌کند.
حل مسئله، موثرترین روش در درمان استرس
متخصص روانپزشکی با اشاره به وظایف مشاور: حل مسئله به همراه آرام سازی موثرترین روش جهت از بین بردن و مهار کردن استرس است به طوری که ارزیابی مشکل و مشاوره با کارشناسان، مهارتی در تصمیم گیری‌های روزانه محسوب می شود. با این حال در مشاوره هیچ فردی حق امر و نهی ندارد بلکه وظیفه اصلی یک مشاور صحبت کردن و نشان دادن راهکارهای درست است که در نهایت تصمیم گیری بر عهده خود مراجعه کننده است.
برای مقابله با مشکلات، شوخ طبع باشید
دکتر محمدی: یکی دیگر از روش‌های آرام سازی، صحبت کردن فرد با خودش است. همچنین برای مقابله با مشکلات و مسائل استرس زا، شوخ طبعی و بهره گیری از طنز کمک بسیاری در آرام سازی افراد می‌کند.
نظم را فراموش نکنید
عضو کمیته رسانه انجمن روانپزشکان عدم مدیریت زمان را عامل برخی از استرس‌ها دانست و اظهار داشت: نامنظم بودن و به هم ریختگی در امور در بسیاری از موارد تنش زا است به همین منظور افراد باید مهارت مدیریت زمان را آموخته و از آن استفاده کنند به طوری که برای فعالیت‌های خود، اولویت بندی کرده و کارهای غیر ضروری را حذف کنند.
این متخصص روانپزشکی در ادامه افزود: یکی از روشهای غیردارویی و موثر در آرام سازی افراد، استفاده از یوگا و شنا است، علاوه بر این منقبض کردن عضلات بدن بدون انجام حرکت فیزیکی نیز عامل موثری جهت از بین بردن استرس به شمار می‌آید به طوری که فرد بهتر است روی صندلی نشسته و پس از چند تنفس عمیق خاطرات خوب ذهن خود را مرور کند، سپس روی عضلات بدن تمرکز کرده و از انقباض سر انگشتان یک دست شروع و به عضلات دست دیگر و زانوها برسد.
دکتر محمدی، تمرکز کردن را روشی علمی دانست و افزود: وقتی فرد روی عضلات بدن خود تمرکز می‌کند به نوعی حواس او از مسائل استرس زا دور شده و با انجام حرکات ایزومتریک و بدون نرمش، آرامش کامل را تجربه خواهد کرد.علاوه بر این روشها، در صورت بروز رفتارهای درست و موثر، برای از بین بردن استرس، فرد خود را تشویق کرده و به خود پاداش دهد.
زنان در برابر استرس حساس‌ترند
این متخصص روانپزشکی، با اشاره به شایع بودن اختلال خلقی در زنان گفت: اختلال خلقی و افسردگی در زنان به علت هورمون‌های زنانه و هیجان مدار نسبت به مردان شایع‌تر است. علاوه بر این، زنان در برابر کنترل و مهارت استرس و همچنین اختلال انطباقی حساس‌تر هستند.
استرس پدر هم به جنین منتقل می‌شود
تاکنون اکثر مطالعات روی تاثیر فاکتورها و عوامل مادرانه روی جنین در دوران بارداری متمرکز شده‌اند اما یک بررسی جدید در اقدامی متفاوت روی نقش پدر در این دوران متمرکز شده است.
این بررسی تایید کرد که رفتارهای تنش زای پدران در دوران بارداری مادر به کودک آنها که هنوز متولد نشده و دوران جنینی را سپری می‌کند، منتقل می‌شود.
متخصصان در این مطالعه نحوه انتقال استرس پدر به جنین را ردیابی کرده و اظهار داشتند که این انتقال صورت می‌گیرد اما چگونگی این فرآیند بسیار پیچیده است.
علاوه بر این خطر ابتلا به افسردگی نیز که در اثر تداوم استرس مزمن تشدید می‌شود، تحت تاثیر محیط زندگی و ژنتیک است.
متخصصان دانشکده پزشکی مونت سنیای در نیویورک برای دستیابی به این نتایج روی موش‌های آزمایشگاهی بررسی کردند. آنها دریافتند تغییرات رفتاری در دوران جنینی فقط در صورت تولید مثل طبیعی صورت می‌گیرد در حالی که در موش‌های متولد شده به روش آزمایشگاهی این تغییرات مشاهده نمی‌شوند.
به گزارش مجله آنلاین لایوسانیس، این مطالعات تایید می‌کند که احتمال بروز استرس و سایر اختلالات مرتبط با آن به شکل رفتاری به نسل‌های آینده قابل انتقال است.

استرس پیش از تولد به چندین نسل بعد منتقل می‌شود
پزشکان معتقدند قرار گرفتن در معرض استرس در ماه‌های نخست بارداری می‌تواند موجب تغییرات و تاثیرات بلندمدت در جنین شود تا جایی که حتی ممکن است این استرس به چندین نسل منتقل شود.
یک آزمایش جدید نشان داده است اگر موش‌های نر در دوران جنینی در معرض استرس قرار بگیرند، پس از پدر شدن بچه موش‌های نر آنها نیز در نسل بعدی پس از بالغ شدن نسبت به استرس حساس و آسیب‌پذیر می‌شوند.
به گفته متخصصان دانشگاه پنسیلوانیا این مطالعه تایید می‌کند که استرس پیش از تولد در یک جنین، پس از تولد و بلوغ به فرزندان و نسل بعدی آن فرد منتقل می‌شود.
این یافته در مجله نوروسانیس منتشر شده است.

با روش‌های تمدد اعصاب استرس‌تان را کاهش دهید
تکنیک‌های تمدد اعصاب استرس را کاهش می‌دهد و به بیماران خاص کمک می‌کند با خوددرمانی آرامش بیشتری داشته باشند.
به گزارش سینانیوز به نقل از پایگاه اینترنتی مایوکلینیک، ریلکسیشن(تمدد اعصاب) تنها یک روش برای آرامش ذهنی یا یک تفریح لذت‌بخش نیست، بلکه به افراد کمک می‌کند استرس‌های روزانه‌شان را کنترل کنند. همچین خطر ابتلا به بسیاری از بیماری‌ها مانند سرطان و دردهای مزمن را کاهش می‌دهد.
به‌طور کلی تکنیک‌های تمدد اعصاب به روش‌هایی گفته می‌شود که فرد توجه خود را به طور کامل به چیزی آرامش‌بخش متمرکز کند و از این طریق میزان آگاهی بدنش را بالا ببرد.
نوع روش تمدد اعصابی که انتخاب می‌کنید چندان اهمیتی ندارد. مهم این است که شما سعی کنید روش‌های تمدد اعصاب را به طور منظم و در فواصل زمانی کوتاه انجام دهید.
فواید تمدد اعصاب
وقتی در زندگی با مسئولیت‌ها، وظایف و خواسته‌های زیادی روبه‌رو می‌شوید، در معرض ابتلا به بیماری‌ها، به‌خصوص بیماری‌های روحی و روانی قرار می‌گیرد. پزشکان و روان‌شناسان معتقدند اعصاب آرام تاثیر مستقیمی در موفقیت و دوری از بیماری‌ها دارد.
اگروقتی در موقعیت‌های مختلف قرار دارید، سعی کنید از طریق تکرار جملات آرامش‌بخش، تنفس آرام و کنترل احساسات به تمدد اعصاب برسید
 
استرس شما بسیار شدید و خارج از کنترل شده یا قبلاً روش‌های ناموفق مهار استرس را امتحان کرده‌اید، می‌توانید از روش‌های تمدد اعصاب استفاده کنید. یادگیری روش‌های پایه‌ای تمدد اعصاب بسیار آسان است.
این روش‌ها معمولاً رایگان یا بسیار ارزان قیمت و کم خطر و قابل دسترس است. پزشکان با تجربه، روانپزشکان و پزشکان طب‌های مکمل، کسانی هستند که می‌توانند تکنیک‌های آرام‌بخش را برای آرامش اعصاب به شما بیاموزند. اما شما خودتان هم می‌توانید برخی از این تکنیک‌ها را یاد بگیرید.
چند روش برای تمدد اعصاب
آرامش درونی این نوع آرامش از درون شما نشات می‌گیرد. وقتی در موقعیت‌های مختلف قرار دارید، سعی کنید از طریق تکرار جملات آرامش‌بخش، تنفس آرام و کنترل احساسات به تمدد اعصاب برسید.
آرامش عضلانی بدین ترتیب که در فواصل زمانی منظم عضلات خود را منقبض و منبسط کنید. بهترین روش برای انجام این کار این است که انقباض و انبساط را از انگشتان پا شروع کنید و به گردن و سر ختم کنید. حداقل پنج ثانیه عضلاتتان را منقبض کرده و سپس منبسط کنید. برای هر ناحیه از بدن این عمل را حداقل به مدت ۳۰ثانیه انجام دهید.
تجسم فیزیکی در این روش شما باید از تصویر ذهنی استفاده کنید و از حواستان ازجمله بویایی،
ورزش، خواب کافی و ارتباط با دوستان و خانواده می‌تواند استرس را تا حد زیادی کم کند و در آرامش اعصاب موثر باشد
 
بینایی، شنوایی و لامسه بهره ببرید. برای مثال تصویر ذهنی اقیانوس را در ذهنتان مجسم کنید و بوی شور آب، صدای موج و گرمای خورشید را تداعی کنید.
هر چه شما به‌طور منظم این روش‌ها را برای آرامش اعصابتان انجام دهید، راحت‌تر می‌توانید بر استرس خود غلبه کنید.
به‌تدریج وقتی علائم استرس را احساس می‌کنید از این روش‌ها استفاده کنید تا بتوانید استرس خود را کنترل کنید. سعی کنید برای انجام این روش‌ها، مهارت‌های لازم را کسب کنید. اگر یک روش را امتحان کردید و نتیجه نداد، دلسرد نشوید و روش بعدی را امتحان کنید. برای اینکه بهترین نتیجه را بگیرید باید صبور باشید.

علائم استرس را کاهش دهید
انجام تمرین‌ها، علائم استرس را کاهش می‌دهد.
•   
کاهش ضربان قلب
•   
کاهش فشار خون
•   
کاهش میزان تنفس
•   
افزایش جریان خون به عضلات بزرگ‌تر
•   
کاهش تنفس عضلانی و درد مزمن
•   
افزایش تمرکز
•   
کاهش عصبانیت
•   
افزایش اعتماد به نفس و قدرت حل مسائل
علاوه بر روش‌های ذکر شده، ورزش، خواب کافی و ارتباط با دوستان و خانواده می‌تواند استرس را تا حد زیادی کم کند و در آرامش اعصاب موثر باشد.
رابطه استرس و سفیدی موها
متخصصان درآمریکا با دلایل علمی نشان دادند که استرس می‌تواند موجب تغییر رنگ موها و سفید شدن آنها شود.
به گزارش ایسنا، این متخصصان در دانشگاه کارولنیای شمالی دریافته‌اند که چطور هورمون استرس موسوم به آدرنالین موجب بروز آسیب‌هایی به بدن شود که حاصل آن ابتلا به برخی از سرطان‌های خطرناک و یا حتی سفید شدن موها است. هرچند این مطالعات هنوز در مراحل اولیه است اما متخصصان امیدوار هستند که یافته‌های آنان در آینده به تولید داروهایی منجر شود که بتوانند با مشکلات پزشکی و بیماریهای ناشی از استرس دائمی مقابله کنند.
به گزارش روزنامه دیلی میل، هورمون آدرنالین در دوره‌های کوتاه استرس برای بدن مفید است چون آن را برای مبارزه یا فرار آماده می‌کند اما وقتی این استرس‌ها دائما وجود داشته باشند و ادامه پیدا کنند به تدریج به مولکول وراثتی DNA که اصلی‌ترین جز از وجود انسان و سایر موجودات زنده است آسیب وارد می‌کند.

مشاغل پراسترس هزینه‌های مراقبت‌های بهداشتی را افزایش می‌دهند
کارشناسان بهداشت عمومی در کانادا تاکید کردند استرس و تنش‌های شغلی و مربوط به محل کار موجب افزایش هزینه‌های مراقبت‌های بهداشتی می‌شود.
نتایج یک بررسی آماری در این کشور نشان داد میزان مراجعه به مراکز و متخصصان مراقبت‌های بهداشتی از سوی کارمندانی که مشاغل پراسترس دارند 26 درصد بیشتر است.
در این بررسی‌ کارشناسان دانشگاه «کونکوردیا» اطلاعات ملی جمع‌آوری شده از مطالعه ملی سلامت جمعیت کانادا را که روی افراد 18 تا 65 ساله انجام شده بود مورد تجزیه و تحلیل قرار داده و نتایج مطالعات خود را در مجله بهداشت عمومی BMC منتشر کردند.
این کارشناسان تاکید کردند: افرادی که در مشاغل پراسترس یا نسبتا تنش‌زا کار می‌کنند خیلی بیشتر از کارمندان در مشاغل کم تنش به پزشکان خانواده و متخصصان مراجعه می‌کنند.
دراین مطالعات تاکید شده است که طبق مدارک و شواهد پزشکی، استرس می‌تواند تاثیرات قابل توجه و مضری بر سیستم ایمنی بدن افراد داشته باشد و در نتیجه خطر ابتلا به بیماری‌ها را افزایش دهد.
بسیاری از مطالعات پزشکی نشان داده است که استرس با بروز کمردردها، سرطان روده و راست روده، بیماری‌های عفونی، مشکلات قلبی، سردردها و دیابت رابطه مستقیم دارد.
استرس شغلی نیز رفتارهای پرخطر مثل گرایش به سیگار، مواد مخدر و الکل را افزایش می‌دهد و تمایل به رفتارهای سالم مثل ورزش و رژیم غذایی مناسب را کاهش می‌دهد. تمام این عوامل دست به دست هم می‌دهد و میانگین سلامت افراد را کاهش می‌دهد که در نهایت بار مالی آن بر سیستم خدمات و مراقبت‌های بهداشتی تحمیل می‌شود.

نظرات ()



اختلال4
نویسنده: اشوان - سه‌شنبه ٢٢ آذر ،۱۳٩٠

 

فوبی اختصاصی و فوبی اجتماعی چیست ؟

فـوبـی اختصاصی عبارت است از : تـرس شـدیـد ، دائـمی ، افـراطی و یا نامعقول که در صـورت وجـود و یـا انتظار شی یـا موقعیتی معیـن ( ماننـد بلنـدی ، حیـوانات ، تـزریـق ، دیـدن خون ، سوار هواپیما شدن ) بروز می کند در این بیماران به محض مواجهـه با محـرک هراس آور مذکور اجتـنـاب می کنند و در غیر این صورت ، با اضطراب یا رنج و عذاب شدید ، آن را تحمل می نمایند . فـوبـی اجتماعی نیـز همانند فوبی اختصاصی است با این تفاوت که هراس ناشی از یک موقعیـت جمعی یا انجام عملی که در آن فـرد در بـرابـر چشمان افـرادی ناآشنا واقع می شود و یـا احتمال موشکافی او ازسوی آنان وجود دارد ، است .

 درمان غیـر دارویی شامل رفتـار درمانی به ویـژه مواجهـه و حساسیـت زدایی منظم است سایـر روش ها مانند هیپنوز ، روان درمانی حمایتی ، خانواده درمانی و درمان های آنالیتیک است .

دارو های ضدافسردگی رایج ترین درمان های  دارویی ضدفوبی هستند.

اختلال پانیک چیست؟

حمله پانیک دوره ای از ترس یا ناراحتی شدید است که ابتدا و انتهای مشخصی دارد و طی آن حداقل 4 تا از علائـم ذیـل به طور ناگهانی پیـدا می شود و در عـرض 10 دقیقـه به حداکثـر شدت خود می رسد . ایـن علائم عبارتند از : تپش قلب ، تـعـریـق ، احساس لـرزیـدن ، احساس کـوتـاه شدن تنفس ، احساس خفه شدن ، احساس ناراحتی یا درد در قفسه سینه ، تهوع  یا ناراحتی شکمـی ، احساس سرگیجـه ، تلوتلو خـوردن ، منگـی یا ضعــف ، واقـعـیـت زدودگی یـا شخصیـت باختگی ، تـرس از دسـت دادن تسلط بـر خود ، تـرس از مـردن ، پـارستـزی ( احساس کرختـی یا سوزن سوزن شدن ) .   این بیماران اغلب نمی توانند علت ترس خود را بیان کنند . حمله پانیک 30 – 20 دقیقه و به ندرت بیش از یک ساعت به طول می انجامد . علائم ممکن است به سرعت یا به تدریج برطرف شود . اختلال پانیک عبارت است از وجـود حملات غیرمنتظـره وعود کننده پانیک ، که لااقل به دنبال یکی از ایـن حملات علایمی نظیر : نگرانی دائم از وقوع حمله ای دیگر ، نگرانی از نتایج ضمنی حمله یا عواقب آن ، پیدایش تـغیـیـر چشمگیری در رفتـار بـه دلیل حملات مزبـور به وجود می آید . اختلال پانیک اغلب با آگورافوبیا (گذر هراسی) همراه است . بیمار از فضاهایی نظیـر خیابان های شلوغ ، فضاهای سربسته ، وسایل نقلیه دربسته ( اتوبوس و هواپیما ) اجتناب می کند . میانگیـن سنی تظاهر این اختلال 25 سالگی است .

 درمان : به بیمار اطمینان دهیـد که گرچه علائم بیماری شدید و ناراحت کننده است ، ولی خطری او را تـهدیـد نمی کنـد . دارو درمانی ، درمان های شناختی – رفتاری ( بیمار از نحوه ایجاد علائم آگاه شود ، تمرینات تنفسی ، مواجهه ) از دیگر روش های درمانی است. نرم افزار سالنامه وزارت بهداشت

اختلال پس ازاسترس تروماتیک و واکنش حاد به استرس چیست ؟

اختلال پس از استرس تروماتیک عبارت است ازمجموعه ای علائم که در پی مواجهـه با عامل فشار آسیب زای بسیار شدید پیـدا می شود . این مواجهه می توانـد به صـورت دیدن ، حضور ، یا شنیدن باشد . فـرد به صـورت ترس و درماندگی به ایـن تجربه پاسخ می دهـد . واقعه را در ذهن خود مجسم می کند و در عین حال می خواهـد از یادآوری آن اجتناب کند . علائم مزبور باید لااقل یک ماه طول کشیـده باشد و بـر حوزه های مهمی از زندگی بـیـمار مانند خانواده و شغل او تاثیـر گذاشته باشد . علائم حدود 3 ماه طول می کشد . اختلال واکنش حاد به استرس نیز شبیه  PTSD  است به جز اینکه علایمش در ظرف چهار هفته پس از واقـعـه پـیـدا می شود و به مـدت 2 روز تا 4 هفته طول می کشـد .

عوامل مستعد کننـده آسیب پذیری که در ظاهر نقش عمـده را در ایجاد یا عدم ایجاد اختلال ایفا می کنند ، عبارتند از : وجود آسیب در کودکی، وجود صفاتی از اختلال شخصیت فردی، بدگمان، وابسته یا ضداجتماعی بی کفایتی نظام حمایتی ، آسیب پـذیـری وراثتی – سرشتی ، بیماری های روان پـزشکی ، بـروز تغییرات پرفشار تازه در زندگی فرد و مصرف مفرط الکل به تازگی .                                                                                                                  ویژگی های بالینی PTSD واکنش حاد به استرس عبارت است از احساس دردناک وقوع مجدد واقعه ، الگویی از اجتناب و کرختی هیجانی و بیـش برانگیختگی نسبتا دادیم . ممکن است اختلال تا ماه ها و حتی سالها پس از وقوع واقعه پیدا نشود . در معاینه وضعیت روانی بیماران ، اغلب احساس گناه ، طرد شدن و تحقیر دیده می شود . خطای ادراکی و توهم نیز ممکن است وجود داشته باشد .                                                                                                                در آزمایش شناختی بیمار ممکن است مختل بودن حافظه و توجه دیده شود . از نظر سیر و پیش آگهی بیماری قابل ذکر است که علائم بیماری ممکن است در طول زمان نوسان داشته باشد . بیشترین شدت  این علائم در دوره هایی است که فشار روانی بیمار زیاد است . حدود 30 درصد بیماران کاملا بهبود می یابند . 10 درصد نیز یا هیچ تغییری درعلایمشان پیدا نمی شود و یا بدتر می شوند. نرم افزار سالنامه وزارت بهداشت

درمان واکنش حاد به استرس

اجازه دهیـد بیمار از نظـر عاطفی تخلیه شود ، او را تشویق کنیـد تا آزادانـه تجربه ناراحت کننده خود را بازگو کند . بیمار می توانـد این کار را در جریان روان درمانی فـردی ، گروهی یا تحـت تاثـیـر هیپنوز انجام دهد . در مـدت کوتاهی از داروهای ضـداضطـراب استفاده شـود  . سعی شود بیمار هر چه سریع تـر به سطح عملکردی قبلی خود باز گردد                                                                                                                                                                                           

درمان  PTSD  : دارو درمانـی - درمان های غیـردارویـی : روان درمانـی فـردی و گـروهـی ، رفـتـار درمانی ، شناخت درمانی ، هیپنوز نرم افزار سالنامه وزارت بهداشت

اختلال اضطرابی ژنرالیزه (فراگیر) چیست ؟

اختلال اضطرابی فراگیر عبارت است از اضطراب و نگرانی مفرط درباره چندین واقعه یا فعالیت در اکثر اوقات روز و طی یک دوره لااقل 6 ماه ، نگرانـی مذکور بـه سختـی مهـار می شود و با علایم جسمی نظیر تنش عضلانی ، برافروختگی ، دشواری در خواب و بی قراری همراه است . علایم عمده آن عبارتند از : اضطراب ، تنش حرکتـی ، پـرکاری دستگاه خودکار و آژیـر بـودن از نظـر شناختی . اضطراب مزبور باید بسیار شدید و مخل سایر جنبه های زندگی فرد باشد .                                                                                                                                شایع ترین تظاهرات تنش حرکتی عبارتند از : لرزیدن، بی قراری و سردرد. تظاهرات شایع پرکاری دستگاه خودکار مانند کوتاه شدن تنفس،تعریق مفرط، تپش قلب و علائم مختلف گوارشی است. برانگیختگی بیمار از نظـر شناختی ، از روی برافروختگـی او و زود از جا پـریدنـش معلوم می شود .

 درمان: تـنـها در مواردی ماننـد ناتوانی و ناراحتی یا علائم شدید از دارو  استفاده کنید.

 درمان های غیردارویی نظیر انواع روان درمانی ، تغییر محیطی ، ورزش ، تمرینات آرام سازی هستند.نرم افزار سالنامه وزارت بهداشت

اختلال وسواس فکری – عملی چیست و علل آن کدامند ؟

وجـود وسواس ها یا اجبارهایی مکرر و چنان شـدیـد است که رنـج و عذاب قـابـل ملاحظه ای را بـرای فـرد بـه بـار می آورنـد . ایـن وسواس ها یـا اجبارها سبـب اتلاف وقـت می شونـد و اختلال قابل ملاحظه ای در روند معمولی و طبیعی زندگی ، کارکرد شغلی ، فعالیت های معمول اجتماعی ، بـا روابط فـرد ایجاد می کنند . بـیـمار مبتلا بـه وسواس ممکن است فقط وسواس فکری ، وسواس عملی یا هر دوی آنها را با هم داشته باشد.                                                              

وسواس عبارت است  از فکر ، احساس ، اندیشه یا حس عودکننده و مزاحم .

 بـرخلاف وسواس فکری که یک فرآیند ذهنی است . اجبار یا وسواس عملی نوعی رفتار است . بیمار وسواسی از غیر منطقی بـودن وسواس هایش آگاهی دارد . میـزان شیوع حدود 2 تا 3 درصد است . احتمال ابتلا در بزرگسالان در زن و مرد یکسان است اما در نوجوانان به خصوص در پسرها است . میانگیـن سن شروع حدود 20 سالگی است . مجردها بیش از متاهل ها مبتلا می شونـد . ایـن بیماری چهارمین بیماری شایع در روان پزشکی است . علت احتمالی اختلال در دستگاه عصبی و بهم خوردن تنظیم ماده ای به نام سروتوئین در مغـز است ، هرچنـد مطالعات جدید در صدد یافـتن سایر موارد دخیل در ایـن بیماری هستـنـد . عوامل ارثی هم در ابتلا بـه ایـن بیـماری نقش دارند و بعضی از افراد درجه اول خانواده بیماران وسواسی نیز به این بیماری مبتلا هستند .گاهی فرد پس از بروز حادثه ای مثل بیماری ، حاملگی و ضربه روحی به طور ناگهانی دچار علائم وسواس می شود . مسائل رفـتـاری از جملـه سخت گیـری زیـاد والدیـن بـه کودکـان جهت رعایت تـمیـزی و شست و شوی فراوان ، نیز گاهی سبب بروز علائم وسواس در بزرگسالی می گردد.

برای درمان بیماران وسواسی چه اقداماتی نیاز هست ؟

موارد شدیـد وسواس باعـث اختلال در کار روزانـه و غـیـبـت از محل کار می شود . چون بیماران علایم خود را مخفی نگـه می دارنـد ، بهتـر است در خانواده بـه ایـن موارد تـوجـه شود و در صورت مشاهده  رفتارهای مکرر و خارج از معمول آنها را جهت درمان به روان پزشک ارجاع دهند . جلوگیـری از انجام کارهای تکراری مانند شستن و نظافت زیاد و کنترل فراوان سبب ازدیاد اضطراب مبتلایان وسواس می شود . خانواده این بیماران می توانند نقش موثری جهت ارجاع و درمان آنها ایفا کنند                                                                                                                                                                                                                        

      داروهای موثر و روش های درمانی موثر و مفیدی جهت درمان وسواس در دسترس است . مطابق بررسی ها و تحقیقات انجام شده در زمینه درمان بیماران وسواسی ، بهترین اقدام ، رفتار شناختی – درمانی و دارو درمانی می باشد .  درمان وسواس عملی: بهترین روش غیرداروی یارویارویی است.  ( exposure ) این روش شامل                                                                                                                       

1-رویارویی ارادی و عمدی با همه موقعیت های اجتنابی قبلی

 2 - رویارویی مستقیم با محرک های ترسناک ( از جمله افکار ) 

 3 - جلوگیـری از آیـیـن مندی های اجباری و رفـتـارهای خنثی ساز و از آن جمله رفتارهای ناآشکار (یعنی جلوگیری از پاسخ) .

هدف این روش درمانی ارائه شده ، قراردادن فرد در بالاترین سطح ممکن  رویارویی و در عین حال حذف هر نوع خنثی سازی است . درمان با مشارکت بیمار و با این هدف که بیمارهرچه زودتر در فرآیند درمان ، مسئولیت برنامه ریزی و ادامه آن را خود بپذیرد ، صورت می گیرد . استفاده گسترده از تکالیف خانگی ( Task ) باعث می شود که نیل به هدف های درمان زودتر و با کارایی بیشتری انجام پذیـرد . در مراحل بعدی درمان ، بیمار ، خود مسئولیت اجرا و برنامه ریزی درمان را بر عهده می گیرد.

درمان وسواس فکری شامل دو روش است                                                                                                                                        

عادت آموزی : بـر ایـن فرضیـه استوار است که تمـریـن های اولیه بایـد به طور مکرر پیش بینی نـاپـذیـر ،

 1-افکاری را در طی دوره لازم بـرای کاهش اضطراب ، بـرانگیـزاننـد و در عیـن حال ، هر نوع اجتناب نهفتـه و رفتارهای خنثی سازی را متوقف نماید .

 برای آنکه بتوان افکار را به طور مکرر و به شیوه ای پیش بینی پذیر مطرح کرد ، چند راهبرد وجود دارد :                                                                                                        الف - بازخوانی آگاهانه فکر و فکر را ایجاد کنید ، تا زمانی که نگفته ام نگه دارید و بعد مکث کنید. این کار را چند بار تکرار کنید .

ب - نوشتن فکر به طور مکرر                                                                                                        ج - گوش دادن به یک « نوارلوپ » فکر با صدای خود بـیمار . خصوصا ترکیبی از این راهبردها که با نوار لوپ شروع می شود ، میزان اثر بخشی را بیشتر می کند .                                                                               2-ایجاد وقفه در فکر: درمانگر از بیمار می خواهد که صحنه برانگیزاننده فکر و سوالی را تجسم نماید . در صورت لزوم فکر و سوالی را توضیح دهد ، پس یک دفعه درمانگر  دستور توقف فکر را به صورت بس کن می دهد و بعد از بیمار می پرسد که چه اتفاقی در مورد فکر وسواسی افتاد؟

  تریکوتیلومانیا ( وسواس موکنی ) چگونه است ؟ 

ویـژگـی اساسی تریکوتیلومانیا یا وسواس کنـدن مو ، عبارت است از کندن مکرر مو که سبب از دست دادن محسوس مو می شود . پیش از اقدام به کنـدن مو ، بیمار دچار حس فـزایـنـده ای از تنش می شود و با کنـدن مو احساس رضایـت یا تسکیـن به وی دست می دهد .

در ایـن اختلال همه مناطق بدن ممکن است درگیر شود ، ولی کندن موی سر شایع تر از سایر قسمت هاست. سایر نواحی درگیر عبارتند از : ابروها ، پلک ها و ریش . کندن مو دردناک نیست ، هرچند خارش و سوزش در نواحی مبتلا ممکن است وجود داشته باشد .  این بیماران معمولا به نظر نمی رسد از رفتارشان ناراحت باشند . در زنان شایع تر از مردان است. عموما در کودکی یا نوجوانی آغاز می شود .

 درمان آن عبارت است از :

 الف )مرحله اول که شامل سه قسمت است.

 1 - رفتاردرمانی به ویژه بیزاری درمانی:همراه کردن یک محرک دردناک مثل شوک خفیف الکتریکی با عمل کندن مـو به وسیله بـیـمار ، سبب شرطی شدن وی نسبت به کندن موها می شود . یا بـه بـیـمار تـوصیـه می شود ، یک کش لاستیکی به دور موچ خود ببندد و در مواقعـی که احساس اجبار برای کندن موهایش دارد ، به جای آن از کش لاستیکی استفاده نماید .

 2 - درمان با هیپنوتیزم و تلقین                                                                             

خانواده درمانی   3-

ب ) درمان دارویی

اختلال انفجاری متناوب:

شخیص اختلال انفجاری متناوب زمانی مطرح می شود که شرح حال بیمار نشان دهنده وجود چنـدیـن دوره مـشـخـص بـاشـد که در طی آنـهـا شخص قـادر بـه مـقـاومـت در بـرابـر تـکـانـه های پرخاشگرانه نیست و منجر به اعمال تهاجمی جدی و اعمال تخریبی می شود . میـزان پرخاشگری ابراز شده در طی هر دوره هیچ تناسبی با عوامل زمینه ساز روانی اجتماعی استرس زا ندارد .                                                                                                            سوابـق بـیـمار معمولا  نشان می دهد که دوران کودکی در جـوی ازاعتـیـاد به الکل ، خشونـت و بی ثبـاتی هیجانی سپری شده است . سوابـق کاری بیماران بد است و اغلب اظهار می کننـد ، شغلشان را از دست داده اند و دچـار مشکلات زنـاشویـی و درگیـری با قـانـون هستـنـد . معمولا بیماران مبتلا بـه ایـن اختلال ، مردان تنـومنـد و وابستـه ای هستند که حس مردانگی آنها ضعیـف است .                                                                                                      پس از دوره خشونت اغلب خود دچار اضطراب ، احساس گناه و افسردگی شدیـد می شود . در اکثر موارد شدت اختلال با شروع میانسالی فروکش می کند .                                                                                                   درمان غیر دارویی شامل : روان درمانی فردی و گروهی ، خانواده درمانی و درمان دارویی است

اختلالات تجزیـه ای:

ویـژگـی اساسی اختلالات تجزیـه ای « حالت گسیختگی هشیاری ، حافظه ، هویت و یا ادراک محیط » ذکر شده است . چهار اختلال تـجزیـه ای شامل فـراموشی تجزیه ای ، فـرار تجزیـه ای ، اختلال هویت تجزیه ای و اختلال مسخ شخصیت است.

فراموشی تجزیه ای:

این فراموشی بین اختلال فراموشی، فرار و اختلال هویت تجزیه ای مشترک است. نشانه کلیدی آن ناتوانایی در به خاطر آوردن اطلاعاتی است که معمولا با حادثه ای آسیب رسان یا استرس زا در زندگی فـرد ارتباط دارند  ایـن ناتوانایی را نمی توان بـا فـراموشکاری عادی توجیه کرد و قرائنی به نفع اختلال مغزی زمینه ای وجود ندارد . ایـن بیـماران بـه جـز فـراموشکاری مشکل دیگری ندارند و عملکرد آنان سالم است .

فـرامـوشکاری ممکن است بـرای بـیـمار ، نفع اولـیـه یـا ثانویـه داشتـه باشد . علایـم فراموشکاری تـجـزیـه ای معمولا بـه طور ناگهانـی برطرف می شوند و بـهبـودی کامل است و عود بـه ندرت روی می دهد.

 فـرار تجزیـه ای :

بیمار معمولا در مسیر هدفداری از خانه خود دور می شود و این حالت اغلب چند روز طول می کشد . در خلال ایـن دوره بیمار نسبت بـه زندگی و ارتباطات گذشته خود فراموشی کامل دارد . آنها قادر نیستنـد جنـبـه های مهم هـویـت پیشین ( نام - خانواده - شغل ) را بـه یـاد آورنـد . ایـن اختلال نادر و کوتـاه مدت است که چنـد ساعت تا چنـد روز طول می کشد . بـه طـور کلی بهبود سریـع و خود به خودی و عود آن نادر است

اختلال هویت تجزیه ای:

ایـن اختلال که قبلا به اختلال شخصیت چندگانه نـیـز مشهـور بـود ، علت آن به طور مشخص با حوادث آسیب رسان و معمولا با سوءرفتار جنسی یا جسمی در کودکی مربوط است .                                                                     ایـن افـراد دو یـا چنـد شخصیـت مجزا دارنـد که هـر یـک از آنها در دوره ای که آن شخصیـت خاص تسلط دارد ، تعیین کننده رفـتـار و نگرش فرد است . گذر از یک شخصیت به شخصیت دیگر  اغلب به صورت ناگهانی و نمایش گونه صورت می گیرد . بـیـماران به طور عمده در هر وضعیـت شخصتی ، از وجود شخصیت های دیگر و رویدادهایی که در جریان تسلط  آنها گذشته است ، آگاه نیستند

مسخ شخصیـت:

ایـن اختلال که عبارت است از یک احساس مداوم یـا عود کننـده جدایی از فرایندهای ذهنی یا بدنی به طوری که گویی شخص از بـیـرون نظاره گـر ایـن فـراینـدهاست . در خلال احساس مسخ شخصیـت ، واقعـیـت سنجی فـرد دست نخورده می مانـد . هم چنـیـن اختلال به حدی است که سبب اختلال در کارکردهای شغلی ، اجتماعی و یا سایر کارکردهای مهم فرد می شود .                                                                                                                               ویژگی اساسی آن ، کیفیت غیـرواقعی بودن و بیگانگی است . مسخ شخصیـت بـه عنوان تجربـه اتفاقـی در زندگی بسیـاری از افـراد ، پـدیـده ای شایع است ولی لزوما بیمارگونـه نیست . مسخ گذرای شخصیت در 70 درصد کل جمعیت ممکن است روی دهد .                                                                                                                  درمان: مصاحبه کامل روان پزشکی و تخلیه هیجانی،مصاحبه با استفاده از دارو و تخلیه هیجانی، مصاحبه با استفاده از هیپنوتیزم،روان درمانی و دارو درمانی از انواع روش های درمانی این اختلال است.

اختلالات انطباق:

اختلالات انطباقـی و واکنـش های غـیـر انطباقـی کوتـاه مـدت نسبـت بـه مـوضـوعاتی هستـنـد که شخص عادی آن را یک مصیبت شخصی و روانپزشک آن را یک استرس زای روانی - اجتماعی می دانـد . انتظار می رود که اختلال انطبـاق مـدت کوتاهی پـس از رفع عامل استـرس زا بـرطرف شود و یا اگر پایدار می ماند ، سطح جدیدی از سازگاری حاصل شده باشد .                                                                                                                                استرس زاها بیشتر رویدادهایی روزمره هستند که به کرات دیده می شوند. مثل فقدان شخصی محبوب ، تغیـیـر شغل یا تغیـیـر وضعیت مالی .

 اختلالات انطباق یکی از شایع تـریـن تشخیص روان پزشکی در بیمارانی است که به دلیل مشکلات جراحی و طبی بستـری شده اند .

 فهم عواملی نظیر ماهیت عامل استرس زا ، معنی خودآگاه و ناخودآگاه عامل استرس زا و آسیب پذیری قبلی بیمار مهم است . اختلال انطباقی ممکن است توام با خلق افسرده ، اضطراب ، آشفتگی رفتاری و هیجانی باشد و درمان آن شامل دارو درمانی و روان درمانی است.

اختلال فراموشی:

اختلال فراموشی عبـارت است از « اختلال حافظه که همراه بـا اختلالات چشمگیـر کارکردهای شناختی نباشد » .

ویـژگی اصلی اختلال فرامـوشی ، مختـل بـودن حافظه است که باعـث افـت کارایـی شغلی فـرد می شـود . معمولا در اختلال فراموشی حافظه کـوتـاه مـدت و حافـظـه اخیـر مختل می شود ولی حافظه دور و حافظه فوری مختل نمی شود . در برخی از بـیـماران اختلال به قدری شدید است که جهت یابی زمان و مکان دچار مشکل می شود .                                   باید توجه داشت که اگر فراموشی همراه با اختلال بارز هوشیاری باشد ، تشخیص دلیروم مطـرح می شـود و چنانچه کارکـردهای شناختـی فـرد بـه تـدریج مختل شود ، تشخیص دمانس بـایـد در اولویت قرار گیرد .                                 مقداری از علل مهم بیماری عبارتنـد از : کمبود ویتامین ، هیـپـوگلسمی ، هیپوکسی ، تشنج ها ، درمان با الکتروشوک ، اختلالات جریان خون مـغـزی و انجام جراحی مغز و بیماری MS را نام بـرد . 

درمان: درمان کلی برای این بیماری وجود ندارد . بهترین کمکی که می شود به این بیماران کرد ، اقدامات حمایتی و درمان و کنترل علت ایجاد کننده است . نرم افزار سالنامه سلامت وزارت بهداشت

دلیریوم:

دلیریوم عبارت است از اختلال در هشیاری و کاهش میزان آگاهی فـرد از محیط پـیـرامـون که در طی مدت زمانی کوتاهی بروز نمایـد . علامت عمده دلیریوم ، اختلال هشیاری است که معمولا با اختلالاتی در کارکردهای شناختی فـرد همراه می شود . در صورت یافـتـن علت ایجاد کننده آن و درمان مناسب ، بهبود به سرعت حاصل خواهد شد .             دلیـریـوم یک سندرم است نه بیماری . علل ایجاد کننده دلیـریـوم متعدد است . برخی از ایـن علل عبارتند از : صرع  ، نارسایی کبدی و کلیوی ، مسمومیت با برخی از داروها . دلیـریـوم ، اختلالی شایع است و بیشتـریـن درصد دلیریوم متعاقب عمل جراحی قلب است که تـا 90 درصد گزارش شده است . سن بالا ریسک فاکتور مهمی است .                   درمان : دارو درمانی - درمان های عمومی و حمایتـی ( حتی المقـدور افـراد آشنا بـر بالیـن بـیـمار حضور یابند ) - از علائم نشان دهنده زمان مانند ساعت و تقویم استفاده شود . تغذیه کافی - خودداری از ایجاد محرومیت یا تحریک حسی بیش از حد ( نور و صدا) نرم افزار سالنامه وزارت بهداشت

دمانس:

دمانس عـبارت است از «  نـواقصی در کارکردهای شناختـی فـرد  » که شامـل اختلال حافظه می باشد . اصولا کارکردهایی که در دمانس مختل می شوند ، شامل حافظه، هوش ، یادگیری، زبان ، توانایی حل مسئله ، جهت یابـی ، ادراک ، تـوجه ، تمرکز ، قضاوت و توانایی های اجتماعی و شخصیت است . هم چنین ایـن نواقص بـه تدریج اختلال چشمگیـری در کارکردهای اجتماعی یا شغلی فرد ایجاد می کند . سیر دمانس ممکن است پیشرونده یا ثابت، پایدار یا مواج باشد . با وجود آنکه دمانس ویژه سنین بالاست ، اما گاهی در سنیـن  50 – 40  سالگی نـیـز دیـده می شود که بـه آن دمانـس زودرس می گویند . شایع ترین نوع دمانس ، آلزایمر است . تقریبـا 5 درصد افراد سنیـن 65 سال ، آلزایمـر دارند  ریسک فاکتـورهای دمانس نـوع آلزایمـر عبارتنـد از : جنس مونـث ، سابـقـه ایـن بیماری در بستگان درجه اول ، سابقه ضربه سر.

چه کسانی خودکشی می کنـنـد:

امروزه بیـشتـر محققـیـن غربی خودکشی را پدیـده اجتماعی پیچیده ای می دانند که با عوامل روان شنـاختـی ، بـیـولـوژیـک و اجتماعی در ارتـبـاط است . اعتـقـاد بر ایـن است که خودکشی از احساس غیر قابل تحمل بودن زندگی به وسیله فرد ناشی می شود . این افراد مرگ را تـنـها راه گریز از درد و مصیبت های فراوان ، بیماری های لاعلاج ، شکست های عاطفی و ... می دانـنـد .                                                                                                شخصی که خودکشی می کنـد ، تـنهایـی و ناامیـدی را تـجربـه کرده است . ایـن افـراد تعارضات دوگانه ای بین زندگی همراه با استرس بی پایان و عدم امکان هرگونه تغییر یا بهبود در شرایط آن را دارند . بـه طور کلی نمی توان خودکشی را یک عمل تصادفی دانست ، بلکه خودکشی نـوعی رهایی از مشکلات و بحران هایی است که رنج بسیار زیادی را برای فرد ایجاد کرده است . 95 درصد افرادی که خودکشی می کنـنـد ، دچار نـوعی بیماری روانی هستنـد که در ذیل توضیح داده می شود                                                                                                 

شایع ترین بیماری روانی در این بیماران افسردگی ( به ویژه بیماران افسرده هذیانی ) است.

1- مهم ترین عامل پیش بینی خودکشی در بیماران افسرده ، احساس ناامیدی و درماندگی است .

 2 - اسکیزوفرنی 10 درصد موارد را شامل می شود. این بیماران به دلیل افکار هذیانی یا توهمات شنوایی آمرانه دست به خودکشی می زنند .                                     

 3 - دمانـس و دلیـریـوم در 5 درصد مـوارد علت خودکشی هستـنـد . در ایـن بـیـماران علـت اصلی افسردگی یا اختلال شناختی همراه با دنمانس یا دلیریوم است .                                                                                            4 - اختلالات همراه به ویژه اعتیاد به الکل یا موادمخدر یا اختلالات شخصیتی نیز از اختلالات زمینه ای موجود در بیمارانی است که اقدام به خودکشی می کنند .                                                                                        5 - پنچ درصد افرادی که خودکشی می کنند ، بیماری روانی خاصی ندارند . از دست دادن روحیه ، بیماریهای کشنده و انتهایی ، دردهای مزمن ، از علل خودکشی در این گروه است .                                                                   سایر عوامل موثر در ارزیابی خطر خودکشی عبارتند از : انزوای اجتماعی و نداشتن منابع حمایت کننده ، داشتن یک هدف و نقشه برای خودکشی ، سابقه خودکشی های قبلی به خصوص اگر آخرین اقدام جدی و برنامه ریزی شده بوده است ، احساس اینکه خودکشی تنها راه حل است ، جنس مذکر ، افزایش سن ، تجرد ( مرگ همسر یا طلاق ) ، بیکاری و مهارت های شغلی پایین .                                                                                                               درمان : بهترین درمان پیشگیری است . چرا که اغلب خودکشی ها در بیماران روان پزشکی اتفاق می افتد ، که با درمان مناسب می توان از بروز آن جلوگیری کرد .                              

 الف : درمان سرپایی و فرستادن بیمار به خانه ( در بیمارانی که افکار جدی خودکشی ندارند و افراد خانواده یا دوستان بتوانند در منزل از بیمار حمایت و مراقبت کنند ، درمان سرپایی انجام می شود ولی اگر بیمار تنها زندگی می کند ، نباید به حال خود رها شود ) .                                                                                                               ب - بستری کردن در بیمارستان عمومی ( این حالت خصوصا در بیمارانی به اجرا در می آید که دنبال اقدام به خودکشی دچار عوارض جسمانی شده اند . در این بیماران مشاوره روان پزشکی الزامی است ) .                                                                                                                                                                                   ج - بستری کردن در بخش روان پزشکی                                                                                             د - درمان اختصاصی بیماری اولیه نرم افزار سالنامه وزارت بهداشت

پرخاشگری:

رئیـس اداره معاونـش را مـورد سرزنـش قـرار می دهـد ، معاون کارمند خود را تـوبـیـخ می کند ، کارمند بر سر آبدارچی فریاد می کشد ، آبدارچی در خانه زنـش را مـورد اهانـت قرار می دهد ، و زن و فـرزندش را تنبیـه بـدنی می کند و سرانجام فـرزند خانواده گربـه خانه را با لگدی از در بیـرون می اندازد ... ایـن نمایشنامه غم انـگیـز و کوتاه اداری - خانوادگی بیانگر « پـرخاشگـری » است و واقعیتی را که در زبان روان شناسی به « جابجایی » موسوم است نشان می دهد .                                                                                                                                   زمانی که فـرد نـتـوانـد در مـوقـعیتـی احساس اصلی خـود را ابـراز کنـد و جرات گفتگو با مافـوق را نداشته باشد ، آن احساس به شکل پرخاشگری بر سر زیـر دست فرو می ریـزد . فـردی که خود را درمعرض اجحاف و زورگویی می بیند، اگر نیاموخته باشد که به روشی پخته و انسانی واکنش نشان دهد، آنگاه یا دست به پرخاشگری مستقیم می زند و یـا به طور غیر مستقیم با لجبازی ، مـخفـی کاری ، تـرشـرویـی و مانـع تـراشـی پـرخاشگـری خویش را به شکل نهفتـه ابراز می دارد ( پرخاشگری انفعالی ) . عموما افراد پـرخاشگر ، کسانی هستنـد که روشهای سازنده رویارویی با ناکامی و شکست را نـیـاموخـتـه و تـنـها بـه روش ابتدایی خشونت مجهـزنـد . اگر کودکی در محیط نامناسـب خانواده ، خواسته های خود را با داد و فریاد و پا به زمین کوبیدن و مشت زدن به دیگران به دست بـیـاورد و به ادامه ایـن روش تشویق شود ، پس از مدتی با فرد بزرگسالی مـواجـه می شویـم که در بـرابـر ناکامی ها به جای برخورد سازنده ، با ابـراز خشم و پـرخاشگری واکنش نشان می دهد و یـا بـه گریستن و افسردگی پنـاه می بـرد که نوعی تغییر جهت پرخاشگری به سوی خود است . اما در محیط مناسب و پـرمهـر کودک به تدریج صبـرکردن ، اعتماد ، مدارا ، تـوجه بـه دیگران ، سازگاری و ملایمت را می آمـوزد

چه عواملی در پرخاشگری نقش دارند:

هر چند عجیب به نظر می رسد ، اما در ظاهر پرخاشگرترین افراد،شیرخواران و کودکان هستند به ویژه در سه سالگی پرخاشگری کودک به بیشترین حد می رسد ، شاید به این دلیل که کودکان پـرخاشگری خویش را بـه روش آشکار و مستـقـیـم ابـراز می کنـنـد و بـه روش های غیـر مستقیم خودآگاه یا ناخودآگاه برای نمایش آن مجهز نیستند .                   یک ویژگی کودک که با پرخاشگری های او پیوستگی نزدیک دارد ، عبارت است از خودمداری : کودک فقط خود را می بیند و تنها دیدگاه خویش را نسبت به امور می شناسدو در نتیجه تنها آن را درست می داند. برای او عجیب است که دیگران چون او نیندیشند. روشن است که جلوگیری از پرخاشگری ها تنها با زور و قوه قهریه عملی نیست زیرا ایـن خود نقص غرض است. تنها زمانی می تـوان پرخاشگری را رفـع کـرد که زمینـه آن را از بیـن بـرده شود . اگر همچون دوران کودکی به دیگـران فـرصـت گفت و شنـود بـدهیم ، آن گاه در می یابند لزوما همه مردم به یکسان و چون آنان نمی انـدیشنـد و هـر یـک بـه دلیلـی ممکـن است دیدگاهی دیـگـر داشتـه بـاشنـد . انـسان بالـغ می کوشد از این تنوع دیدگاه ها به هماهنگی و وحدت دست یابد .                                                                                                         در باب پرخاشگری پنج فرضیه وجود دارد :                                        

 1 ) دیدگاه روان کاوی : اگر غـریـزه مرگ مـهـار نشـود مـنجـر به انهدام خود می شود مگر اینکه از طریق «والایش» یا «جا به جایی» تـغیـیـر کنـد .                                                                                                          2 ) دیدگاه لـورنـز : پـرخاشگری از غـریـزه جـنـگ سرچشمـه می گیـرد که بـیـن انسان و جانـوران مشترک است .       3 ) دیدگاه سائـق بـرانگیختـه : پـرخاشگری بـه طور عمده از موقعیت های بیرونی ریشه می گیرد که منجر به ناکامی شده اند .                                                                                                                                  4 ) پرخاشگری به عنوان رفتار آموخته شده :پرخاشگری هم به علت واکنش های پرخاشگرانه که از راه تجربه کسب شده اند و هم به علت پاداش ناشی از رفتارهای پرخاشگرانه روی می دهد .                                                          5 ) دیدگاه زیست شغلی تکاملی : نظربه اینکه پرخاشگری دارای شالوده زیست شناختی است و از جمله تحریک نواحی گوناگون « هیپوتالاموس » درمغزوافزایش یا کاهش برخی مواد شیمیایی چون سروتونین سبب ایجاد دگرگونیهایی در رفتارپرخاشگرانه می شود . در انسان فعال شدن مکانیسم های پرخاشگری در اختیار کنترلهای شناختی و تحت تاثیر مغز است . افراد دچار آسیب مغزی ممکن است در برابر محرکی که به طور طبیعی رفتار پرخاشگری پدید نمی آورد ، واکنش پرخاشگری نشان دهند . در بیماران « روان پریش » بروز پرخاشگری بیش از جمعیت عادی است . در بیماران اسکیزوفرنیک احتمالا پردازش نادرست اطلاعات موجب رفتار پرخاشگرانه می شود .  در مبتلایان بـه شخـصـیـت های « ضد اجتماعی » و « بدبیـن » هم در اثـر مجموعه ای از عوامل زیستی و روانی و اجتماعی ، رفتارهای پرخاشگرانه خیلی بیشتر از مردم عادی است . حال آنکه در شخصیت ها اسکیزوئید ( گوشه گیـر ) ، افـسرده ، وابسته ، اجتنابی ، وسواسی - اجباری ، رفتارهای پرخاشگـرانه آشکار خیلی از جمعیت عادی کمتر است و ایـن افـراد اصولا قادر به ابراز خشم و عصبانیت خود نیستند

بیش فعالی:

ایـن اختلال عبارت است از « الگوی پایدار بیش فعالی و یا کمبود توجه » به طوری که شدت آن بیش از حد طبیعی یـک کودک در طی روند رشد باشد . بـرای تشخیص این اختلال لازم است که دست کم بـرخی از علائم تـا قبـل از سن 7 سالگی بـروز نـمایـد . علائم بـایـد حداقل 6 ماه باقی بمانند و علائم ایـن اختلال دست کم در دو محل از بیـن مدرسه ، خانه و محیط کار و ... مشاهده شود . ممکن است کودک فقط یکی از مجموعه علائم بیـش فعالی یا کمبـود توجه و یا رفتارهای تکانشی را داشته باشد . کم توجهی و بی دقتی عدم موفـقیـت تحصیلی ، بی اعتنایی بـه خواست های والدیـن ، رفـتـارهای تـکانشی ، عدم ثـبـات هیجانی ، رفتارهای تحریـک پـذیـر و تهاجمی ، از جمله علائم بالینی این اختلال هستنـد . معمولا کودکان بیش فعال بیـشتـر از کودکان کم توجـه بـه نـزد پزشک برده می شوند.

درمان بیش فعالی:                                                                                       

الف ) آموزش خانواده والدین نبایـد خود یا دیگران را به خاطر مشکل کودک سرزنش کنند و یا احساس گناه نمایند . والدین بـایـد روش مشابـه در تربیـت کودک به کار گیـرند . روش های فرزندپروری به والدین آموزش داده شود ، برخی از مشکلات مانند اختلال در تـوجه و تمرکز ، با اقدامات تربیتی و روان شناختی بـهبـود نمی یابـنـد . اما برخی از مشکلات نـیـز مانند عدم همکاری در مـصـرف دارو و نافـرمانـی با اقدامات تربیتی و روان شناختی بهبود می یابند. اصل رفتار درمانی به والدین آموزش داده شود . توجه به رفتار درمانی شامل تشـویـق درفتارهای منـاسـب ، نـادیده گرفتن و عدم توجه به رفتـار های نامناسب کودک است .

ب ) روان درمانی کودک:

روان درمانی فـردی هم شامل از بـیـن بردن احساس حقـارت و افـزایـش اعتماد بـه نـفـس در کودک و جلب همکاری وی در مصـرف دارو و گروه درمانـی کودکانی است که مشکلات مشابه دارند .                                        

ج ) آموزش آموزگاران                              

د ) دارو درمانی

تیک های عصبی:

تیک عصبی یاشایعترین مشکل روانی و راه حل آن

تیک‌، یکی از شایع‌ ترین مشکلات روانی است که به گفتهکارشناسان دلایل شیوع آن چندان مشخص نیست، ولی تخمین زده می‌ شود بین 5 تا 25 درصدکودکان در سنین مدرسه نیز نوعی از اختلال تیک را تجربه می ‌کنند. تیک ‌ها حرکاتغیرطبیعی ناگهانی، مکرر، سریع و هماهنگی هستند که معمولا به راحتی قابل تقلیدهستند...
حرکات به‌ صورتی مشابه مکررا رخ می ‌دهند و بیمارقادر است به ‌صورتی ارادی برای مدتی کوتاه آن ها را مهار کند، اما این امر ممکن استسبب اضطراب بیمار شود. تیک‌ ها در نتیجه فشار روانی تشدید می ‌شوند و حین فعالیت‌های ارادی و تمرکز فکری کاهش یافته و در خواب از بین می‌ روند.
روان‌شناسان تیک‌ ها را فعالیت‌های حرکتی - صوتیمی ‌دانند که به ‌صورت ناگهانی اتفاق می‌ افتند و در آن، فرد توان مقاومت خود را ازدست داده و ظاهرا مقابله با‌ آن هیچ فایده‌ای نخواهد داشت.

پریدن گوشه‌ چشم، پرش در ناحیه ‌گردن و حرکاتاضافه در شانه را از تیک ‌های حرکتی می ‌داند و در تیک ‌های صوتی در این ‌گونه تیک‌ ها علاوه بر تکان‌های عضلات، سیستم صوتی نیز(مانند صافکردن گلو، خرخر کردن و بالا کشیدن بینی وغیره) درگیر می ‌شود.تیک‌ هایی که به تازگیآغاز شده‌اند، اغلب نیاز به درمان ندارند.
توصیه مناسب به والدین و اطرافیانکودک مبتلا به تیک این است که توجهی به تیک ‌ها نداشته باشند، زیرا تمرکز روی تیک،باعث تشدید آن می‌ شود.
اکثر تیک‌ هایی که تازه آغاز شده‌اند، مسیر محدود وگذرایی دارند و به سمت اختلال جدی ‌تری پیش نمی ‌روند و حداکثر طی دوره‌های استرس‌آور عود می‌ کنند. معدودی از تیک‌ ها بیشتر از یک ‌سال طول می ‌کشند.
تیک درآقایان سه‌ برابر بیشتر از خانم ها است و تیک‌ های مزمن بیشتر بین سنین 6 تا12سالگی دیده می ‌شوند.

تیک‌ ها را می‌ توان بر اساس ساده یا متعدد بودن،گذرا و مزمن بودن به 4 گروه تقسیم کرد:

تیک‌های ساده گذرا:
در کودکی بسیار شایع‌اند ومعمولا پس از یک ‌سال (‌اغلب طی چند هفته) خود به‌ خود بهبود می ‌یابند و عمدتانیاز به درمان ندارند. تیک‌ های حرکتی معمول که اغلب در حدود 5/3‌سالگی شروع می‌شوند ،به کودکان کمک می‌ کنند تا انرژی عصبی را آزاد کنند. 75 درصد از کودکان، ایننوع تیک را در عرض 6 ماه پشت سر می ‌گذارند.
تیک به دفعات در طول روز، برای حداقل 4 هفته، رخ می دهد.طول دوره بیماری کمتر از 12 ماه است . شروع اختلال قبل از 18 سالگی است . حدود 24 - 5 درصد تمام کودکان سنیـن مدرسه سابقـه ای از تیک را می دهند . نسبـت ابتلا پسرها به دخترها 3 به 1 است . اگر چه تمام انـواع تیک بـا استـرس یا اضطـراب تشدیـد می شوند ، اما تـاکنـون هیچ مدرکی دال بـر اثبـات ایـن موضوع پـیـدا نشده است                                                                                                                            

درمان : در موارد خفیف درمان لازم نیست . تنها به والدین و اطرافیان توصیه می شود از توجه زیاد به کودک و دادن تذکرات مکرر به او یا تحقیر وی خودداری نمایند. اگر تیک ها به حدی شدیـد است که سبب ناتوانی فـرد و یـا اختلال هیجانی بارز شده اند ، معاینـات کامل نورولـوژی اطفال تـوصیـه می شود . شما می ‌توانید برای جلوگیری از تبدیل شدن این عمل به یک عادت، با تمرین کردن روش ‌های پیشگیرانه، به کودکان تان کمک کنید، ولی تیک ‌های گذرا نباید در برنامه کامل ترک عادت مورد توجه قرار گیرد.

روان درمانی : در موارد شدیـد از رفتار درمانی به ویژه اشباع ، روان درمانی فردی و یا گروهی و دارو درمانی استفاده می شود.

تیک‌ های مزمن:
اگر تیک بیش از 12ماه ادامه یابد،تیک مزمن محسوب می‌ شود. تیک‌ های مزمن پایدار هستند و معمولاً انقباض ماهیچه در آنها بیش از حد و بسیار شدید است. این تیک ‌ها مشخصاً به‌ صورت حمله‌ های دوره‌ایهستند و غالباً شدت آن ها ماه به ماه، روز به روز یا حتی ساعت به ساعت تغییر می‌کند. در حقیقت رفتار تیکی ممکن است برای هفته‌ ها یا ماه‌ها کاملاً محو، امادوباره ظاهر شود.
ممکن است در هر سنی پدیدار شوند، اما اغلب در کودکی شروع می‌شوند. درمان در اکثر موارد لازم نیست. باید به بیمار توضیح داد که این اختلالاهمیتی ندارد.

تیک‌ های ساده یا متعدد مداوم:
معمولا از کودکی یانوجوانی و قبل از 15‌سالگی آغاز می ‌شود. در بسیاری از موارد تیک ‌های موردی روی می‌دهد، اما بهبود کامل در خاتمه نوجوانی رخ می‌ دهد.

سندرم تیک‌ های حرکتی و صوتی متعدد مزمن:
اینسندرم به نام پزشک فرانسوی ‌ای که نخستین بار این بیماری را توصیف کرد، "سندرم ژیلدولا توره" نامیده می ‌شود.
این اختلال معمولا همراه با تحریک ‌پذیری و وسواساست که می ‌تواند موجب رانده شدن فرد از اجتماع شود و این واکنش ‌های اجتماعی منفیمی ‌‌تواند فرد را به افسردگی دچار کند و حتی در بعضی مواقع او را به سوی خودکشینیز سوق ‌دهد. تیک ‌های توره درصورت عدم ‌درمان می ‌توانند به حالتی مزمن در فردتبدیل شود. در این افراد حرکات لب و دهان شان به‌ گونه‌ای هست که انگار حرف‌ هایرکیک به زبان می‌ آورند، در صورتی که این طور نیست. به جز تیک ‌های گذرا در سایرتیک ‌های عصبی احتمال بازگشت وجود دارد.

علت‌ ها:
زمانی اعتقاد بر این بود که تیک‌ هاعلائم بیرونی احساسات سرکوب شده و کشمکش‌های درونی ‌اند. امروزه در بسیاری از نقاطجهان آن را ترکیبی از عوامل محیطی و زیستی می ‌دانند. تیک تقریباً در یک سوم موارد،پایه ژنتیک دارد، اما در برخی حالات ممکن است. این عادت از طریق تقلید به دستآید. همچنین مشخص شده است که رفتارهای تیکی در زمان فشارهای عصبی افزایش می ‌یابدکه این امر به "تیک عصبی" منجر می ‌شود.

در صورتی که از وجود تیک‌ های عصبی در کودک ‌تان رنجمی‌ برید، نکات زیر را مد نظر داشته باشید:

کاهش فشار روحی:
به لحاظ این که رفتارهای تیکیغالباً با فشار روحی تشدید می‌ شوند، مواردی را در زندگی کودک ‌تان جست ‌وجو کنیدکه ممکن است منشأ ناراحتی یا نگرانی او باشند. مثلا ببینید آیا او تلاش می‌ کند کهاز تکالیف مدرسه و درس‌ها عقب نمانند؟ آیا انتظارات ورزشی او بالاست؟
برای کاهشتنش‌های احتمالی کودک و ایجاد آرامش و اطمینان در او، تا آنجا که ممکن استموقعیت‌های فشارزا را از بین ببرید و با او مهربان باشید. تعداد تیک ها اغلب باکاهش فشار روحی، تقلیل می‌ یابند.

چه باید کرد؟
یکی از نکاتی که درباره ی انواع تیک‌ها حائز اهمیت است، نوع برخورد و نگاه عوام به آن است که باعث می ‌شود، فرد مبتلادچار احساس ناخوشایندی شود و خود را از انظار پنهان کند و در صورت افزایش بیش از حداین اختلال، حتی در رفتارهای اجتماعی او نیز تاثیر بگذارد.
اگر افراد با نشانه‌های طولانی‌ مدت تیک مواجه شدند، باید برای جلوگیری از اختلالات وسیع  تر به روان‌پزشک یا روان ‌شناس مراجعه کنند

ناخن جویدن:

ناخن جویدن ممکن است از سنین پایین (حتی یک سالگی ) شروع شود و میزان بروز آن تا 12 سالگی افزایـش یـابـد . معمولا تمام ناخن ها بـه یک نسبت جویـده می شونـد . در موارد شـدیـد صدمه ناخنها جدی است و ممکن است منجر به عفونت انگشتان و بستر ناخن ها شود . ناخن جویدن در موقعیت های اضطراب آور و ناکامی ها تشدید می یابد :                                                                                                                                                        الف ) چند توصیه به والدین                                                                                                                                                                                                           

1-تا آن جا که ممکن است این رفتار را نادیده بگیرند .

 2 - کودک را تنبیه نکنند.

 3 - محیط امنی برای کودک فراهم آورند تا نیاز او به این گونه رفتارها کاهش یابد.                    

 4 -  توجه کودک را به رفتارش جلب نکنند.                                                                  

 5 - کودک را بـه ویـژه هنگام خواب سرگرم نـگـه دارنـد ( مثلا با اسبـاب بازی ) تـا حواسش از ایـن عادت به فعالیت دیگری منحرف شود .                                                                                                                  

ب ) دارودرمانی ( در موارد بسیار شدید و در کودکان بالای 7 سال) نرم افزار سالنامه وزارت بهداشت

اوتیسم:

این بیماری قبل از 30 ماهگی بـروز می کنـد و شاخص تـریـن علائم و نـشانـه های مهارت های ارتباطی کلامی و غیـر کلامی رشـد نـیافـتـه یاکم رشـد یافـتـه ، الگوهای گفتـاری غیـر طبیعی ، اختلال در بـرقـراری ارتباط کلامی ، بـازیهای اجتماعی غیـرطبیعی ، فقدان همدلی و ناتوانی در برقراری دوستی است .                                                        حرکات کلیشه ای بـدن نـیـاز به حفظ یکنواختی ، محدود بودن علائق و مشغولیت ذهنی با اعضاء بدن نیز شایع اند .  بیمار کناره گیر بوده و اغلب ساعات طولانی را به بازی و تنهایی می گذارد .                                                  علت اوتیسم بـراحتمالات گوناگونی نـظیـر آسیـب مـغـزی ، آسیـب پذیـری ذاتی ، آفازی تکاملی ، نارسایی در سیستم فعال کنـنـده مشبک ، اثـر متقابـل نـامساعـد عوامل رشد عصبـی و روانی و تغییرات ساختمانی درمخچه تاکید کرده اند .        روش های درمانی متعددی در این اختلال به کار رفته ولی میزان موفقیت محدود بوده است .                                 برای پیشرفت در یادگیری گفتار از رفتار درمانی و برای رفتار مخرب و پرخاشگری از کنترل رفتاری و دارودرمانی استفاده می شود. نرم افزار سالنامه وزارت بهداشت

لکنت زبـان:

لکنت زبـان عبارت است از اختلال در روان بـودن والگوی زمانی تکلم بـه نحـوی که نامتنـاسب با سن فرد باشد . در لکنت زبان یک یا چند مورد از موارد ذیل دیده می شود : تکرار اصوات، طولانی کردن کلمات ، مکث هایی دروسط کلمات ، عوض کردن کلمات به منظور جلوگیـری از گیر کردن و بلاخره توقف ها یا مکث های بارز .                     در بیشتر افراد این اختلل از دوران کودکی آغاز می شود . لکنت زبان ممکن است در طی تمرینات شفاهی یا آواز خواندن یا حرف زدن با اشیا یا حیوانات خانگی برطرف کرد .                   

درمان : گفتار درمانی ، آمـوزش ریلکسیشن ، انجام هیـپنـوتـیـزم همراه با تلقـیـن ، روان درمانی و خانواده درمانی ( در صورت وجود پاتـولـوژی بارز در بیمار و خانوداه ، روان درمانی و خانواده درمانی انـدیکاسیـون دارد ) ، تکنیک جدید درمانی ( Self – Therapy ) است با فرض اینکه لکنـت زبان یک علامت نیـست ، بلکه رفـتـاری قابل تـعدیـل است و درمان دارویـی هـم نـوعی دیـگـر از روش های درمانی است.اینترنت

برای کمک به کودکی که لکنت زبان دارد ، چه اقداماتی باید انجام داد؟

1-برخوردی کاملا آرام ، صمیمی و عادی با او داشته باشید .

 2- با صبر و حوصله به صحبت های اوگوش کنید .                                                      

 3 - هرگز از نحوه صحبت کردن او تقلید نکنید .                                                                                   

  4 - مراقب باشید تا او با بینی هوا را وارد ریـه و از دهان خارج نـکنـد (تمرینات تنفسی مناسب) .

  5 - به او آموزش دهید که شمرده و آرام صحبت کند و مراقب وضعیت تنفسی خود باشد .      

  6 - از او بخواهید که با آرامش کامل در مقابل آینه با خودش یا شما صحبت کند .                                              7 - بـرای اصلاح تکلم فـرد لکنـتــی از کلمـات و جملات ساده شـروع کنیـد و پـس از آن بـر مـیـزان دشواری آن بیفزایید

 8 - او را بـه صحبـت در جمـع تـشویـق کنـیـد ، بـهتـر است در ابتدا از جمع کودکان یا افراد کوچکتر استفاده کنید و پس از آن از او بخواهید تا در شرایط پیچیده تر نیز صحبت کند. برای مثال از فردی که با عجله سرکار می رود ، آدرسی بپرسید .

 9 - به او آموزش دهـیـد که قبل از صحبـت کردن به مطالبی که می خواهد بیان کنـد ، بیندیشد و آنها را در ذهن خود نظم دهد و پس از آن ، مطالب را به زبان آورد .                                                                                        

 10 - هیچ گاه به خاطر مشکل او اظهار تاسف نکنـیـد و همواره مشوق او در صحبت کردن و اظهار نظر نمودن درباره پدیده ها و امور مختلف زندگی باشید .                                             

 11 - با دادن مسئولیت هایی که از عهده آنها برمی آیـد و مایل است آنها را انجام دهـد ، اعتماد به نفس او را تقویت کنید . 12 - حس مشارکت اجتماعی و گروهی را در او افزایش دهید و موجبات ارتباط با دیگران را فراهم سارید                                                                                                                                                                                                                                   نباید انتظار داشته باشید که با شروع درمان،لکنت زبان فرد فورا بـرطرف شود. گاهی ممکن است بهبودی نسبی چند ماه طول بکشد.

یک سوم ایرانیها بیمار روانی هستند

دکتر دماری عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران، سوم یعنی 35 درصد از جمعیت ایران، بیماری روانی دارند. روند بیماری روانی در میان ایرانیان، همچنان رو به افزایش است. به نظراو" سال 79 شیوع بیماری‌های روانی 21 درصد بود در حالی که اکنون این رقم به  34 و 9 دهم درصد افزایش یافته است و طبق پیمایش‌های کشوری و داده‌های اولیه این روند رو به افزایش است." " در سیاستگذاری‌های کلان کشور، بعد اجتماعی و معنوی رها شده است."

در رتبه‌بندی نشاطملتهای جهان، در سال 2006 رتبه ایران در میان 170 کشور 96 بود. اکنون با توجه به اینکه در نمودار توزیع جمعیت ایران بیشتر به سمت سنین بالای دوره جوانی متمایل است، می توان محاسبه کرد در ایران بیش از 25 میلیون بیمار روانی زندگی می کنند.

حسین باهر رفتارشناس: فقر جامعه امروز ما ، فقر فرهنگی است و تنها فقر اقتصادی نمی تواند عامل اصلی ارتکاب عمل خلاف قانون باشد: روان پریش بودن 75 درصد از زنان در جامعه ایران نشان ازنبود امنیت ذهنی آنان دارد و این که زیر ذره بین بودن زنان در جامعه ما باعث بلا تکلیفی آنان در اجتماع شده و درنهایت زنان نمی دانند باید درچه جایگاهی چه هنجارهایی را رعایت کنند.

بیماریهای روانی، اولین عامل بیماری در ایران

محققان بارها هشدار داده اند تهدید سلامت ایرانیها، ابتدا با بیماریهای روانی انجام می شود.

"بیشترین بار بیماری‌ها در ایران به بیماری‌های روانی، حوادث و تصادفات و امراض قلبی- عروقی اختصاص دارد."

اصلی ترین عوامل مربوط به شیوعبیماریهای روانی را متوجه بخش دولتی عهده دار سلامت مردم می داند: " نبود برنامه‌ای مشخص در این زمینه از سوی وزارت بهداشت، ضعف نظارت،اجرا نشدن قوانین و ضوابط موجود سر راه ساماندهی بیماریهای روانی در کشور است."

" عمده برنامه‌های کشوری در برخی حوزه‌های خاص- و نه همه حوزه‌های سلامت روانی و اجتماعی- تعریف شده و معطوف کودکان، زنان و سالمندان است و به سلامت روان مردان جوان و میانسال و اختلالات جنسی با منشاء روانی که تهدیدگر زنان و مردان در گروه‌های سنی مختلف هستند، تبعات روانی منفی تجرد در این برنامه‌ها توجه چندانی نشده و نمی‌شود."

" وزارت بهداشت چندی پیش در ساختار جدید خود، دفتر سلامت روانی - اجتماعی و اعتیاد را به حاشیه راند و فعلاً باید منتظر نتایج دورخیز این وزارتخانه برای ایجاد تحولی تازه در عرصه نظام سلامت و پرداختن بیش از پیش به بهداشت روان آحاد مردم ماند."

محققان می گویند بیماریهای روانی یکی از عوامل اصلی بروز جرایم و ناهنجاریهای اجتماعی مانند کودک آزاری، خشونتهای خیابانی، قتل و حتی اختلافات مالی است. گفته می شود در سال 88، اصلی ترین عامل شکایات مردم از همدیگر، "ضرب و جرح" بوده که نشان می دهد آستانه تحمل افراد به دلیل مشکلات فراوان زندگی، به شدت پایین آمده. این مشکلات، هم اکنون سلامت ایرانیان را نیز به خطر انداخته و امروز اعلام می شود بیش از یک سوم ایرانیان، بیمار روانی اند.اینترنت

شخصیت متعادل و میانه

روح، نفس و عقل سه عنصر از عناصر اصلی ساختار وجود انسان می‌باشند که هر کدام از این سه عنصر در مثبت و یا منفی نمودن هویت آدمی نقش مهمی را ایفا می‌کنند و هرگونه عیب و نقصی در یکی از این عناصر، موجب آشفتگی و بی‌نظمی در هویت انسان می‌شوند، دوره‌ی سنی، سطح درک و فهم، اصول فکری و فرهنگی و محیط زندگی از جمله چیزهای هستند که در ساختار عناصر سه‌گانه تأثیرگذار می‌باشند.
به همین خاطر است که در رشته‌های روان‌شناسی، اجتماعی و علوم تربیتی به این سه عنصر اصلی توجه بیشتری می‌شود و اصول، قواعد علمی و قانونی را برای آن طرح‌ریزی می‌نمایند و تمامی جوانب و صور قدرت و ضعف هویت آدمی را مورد بررسی قرار می‌دهند تا بتوانند عوامل پیشرفت و عقب افتادگی را به بیانی شیوا و رسا بیان دارند و در نهایت شخصیتی متعادل و متوازن و میانه را معرفی کنند که مورد پذیرش خدا و مردم باشد.
پس برای مسلمان آگاه و فهیم لازم است که خود را به آن صفات مزین کند و خود را در آن قوالب جا دهد و به طرف آن قدم بردارد.
اینک ویژگیهای یک هویت متعادل و میانه:
 
1-تعامل و واکنش متوازن
گذر زمان، وقایع روزگار و مواضع گوناگون، از جمله نکاتی هستند که انسان را عجول پرورش می‌کنند و او را از میانه‌روی دور می‌نمایند و در نهایت آثاری منفی را بر پیکر او به جا می‌گذارند، پس لازم است هر کس به مقتضای اوضاع و شرایط و به اندازه‌ی نیاز و طبق موضوع در میدانهای مختلف زندگی و در حین ارتباط با دیگران تعادل خویش را حفظ کند و از آن محافظت و پاسداری نماید.
و از جمله مواضعی که لازم است انسان واکنشی متعادل و میانه را در برابر آن نمایش دهد موارد زیر می‌باشند:
▪
در هنگامی که چیزهای مختلفی با هم قاطی و مخلوط و مفاهیم آنها مبهم و پیچیده می‌شود.
▪
در هنگام اجرای امور.
▪
کشش میان دو امر و تعامل میان دو واجب.
▪
در هنگام مسابقه و مبارزه.
▪
هنگام رو در رویی با مشکلات و مواضع سخت و ناگوار.
اینها مشتی از خروار در میان بسیاری از میدانها می‌باشد که لازم است انسان واکنشی میانه را در برابر آن اتخاذ نماید.
 
2-تولید کننده و مولد
این شخصیتی تولید کننده و سازنده است، زیرا طبق قوانین و برنامه‌‌‌های زندگی قدم بر می‌دارد و از تمامی عوامل خیر برای رسیدن به اهداف عالی خویش استفاده می‌کند.
تولیدات در زمینه‌‌‌های مادی، اقتصادی، سیاسی و... به همان اندازه‌ی درخواست و اهداف تحقق می‌یابد و امکان‌پذیر می‌باشد و انسان نیز متناسب با آن قدم بر می‌دارد و تولید می‌کند.
اما بهترین روش آن است که انسان طبق فقه اولویات و مقایسه و متعادل‌سازی میان تولیدات قدم بردارد و دستاورد خویش را بر عرصه‌ی زندگی به نمایش بگذارد.
 
3-نرمش و انعطاف‌پذیری
نرمش صفت جذابی است که در زمینه‌‌‌های مختلف زندگی انسان را برای پذیرش صفات متعالی آماده و مهیا می‌سازد.
و از جمله قدرتهای که انسان در این زمینه کسب می‌کند نکات زیر می‌باشد:
▪
توانایی بر شکل‌گیریهای گوناگون و عادات مختلف.
▪
توانایی کامل بر برنامه‌ریزی و طراحی‌‌‌های صحیح و درست.
▪
توانایی بر تعامل با محیطهای گوناگون و شخصیتهای مختلف.
▪
توانایی بر تغییرات مثبت و متعالی.
▪
توانایی بر رویارویی با فاجعه‌‌‌ها و مشکلات.
▪
توانایی برای تحولات در میدانهای تلاش و کوشش.
▪
توانایی بر کنترل وسائل و روش استفاده از آنها.
 
4-به کارگیری تجربه‌‌‌های شخصی و استفاده کردن از تجربه‌‌‌های دیگران
شخصیتهای پیروز و نوآور و خلاق، این گزینه را بسیار مورد استفاده قرار می‌دهند و از دیدنیها و شنیدنیها و خواندنیها بهره می‌گیرند؛ به طوری که بدیها را به دیوار می‌زنند و بهترینها را دنبال می‌کنند و همچنین از تجربه‌ها و تواناییهای پیروزمندانه‌ی خویش در میدانهای مختلف زندگی بهره برداری می‌کنند.
پس شخصیت متعادل کسی است که در تمامی میدانها پا به پای ضروریات زندگی نکات زیر را دنبال می‌کند:
▪
حلال مشکلات
▪
تکمیل پروژه‌‌‌ها
▪
تسهیل فرامین
▪
چگونگی ارتباطات
و در برنامه‌ی اسلامی نیز با توجه به قرآن و سنت نبوی استفاده کردن از تجربه‌ها، مسأله ای واضح و دنبال شدنی است، زیرا مدام قرآن به ما یاد می‌دهد که تجربه‌‌‌های پیغمبران و امتهای گذشته را مورد بررسی خویش قرار دهیم و از آنها پند و اندرز بگیریم (وکلاً نقص علیک من أنباء الرسل ما نثبت به فؤادک وجاءک فی هذه الحق وموعظة وذکری للمؤمنین = این همه از اخبار پیامبران بر تو فرو می‌خوانیم، کلا برای این است که بدان دلت را بر جای و استوار بداریم. برای تو در ضمن این حق آمده است و برای مؤمنان پند و یاد آوری مهمی ذکر شده است ) ‹‹ ۱۲۰ / سورة هود ›› ( لقد کان فی قصصهم عبرة لأولی الباب ( و پیغمبر (ص) نیز جهت پند و اندرز و پرورش امت خویش، ضرب المثلها و داستانهای گذشتگان ( همانند سه نفری که وارد غار شدند ) را برای پیروان خویش تعریف می‌کند. و خود نیز از تجربیات عصر خویش استفاده می‌کرد و آنها را به کار می‌گرفت ؛ مسأله‌ی تلقیح درختهای خرما در کتابهای سیره مشهور و زبان زد خاص و عام است.
به طور عموم این مسأله از جانب دین حنیف و عقل سلیم مقبول و مؤید می‌باشد و شخصیتهای متعادل به صورت متوازن از این مسأله بهره می‌برند و بدون هیچ گونه افراط و تفریط و یا تعصبی با آن برخورد می‌کنند.
 
5-تعامل و برخورد اجتماعی
به خاطر اهمیت داشتن این ویژگی لازم است از همه بیشتر به این مسأله اهمیت بدهیم، زیرا انسان طبیعتا موجودی اجتماعی است و داشتن این طبیعت ویژگیهای عقلانیت و روحانی بودن و تعادل درونی و رفتار با هم نوعان خویش را در انسان به وجود می‌آورد، پس شرعا و عقلا لازم است بر حسب واقعیات و نیازمندیها با دیگران رفتار نمود.
این ویژگی تمامی میدانهای زندگی را در بر می‌گیرد و در بسیاری اوقات پایه و مغناطیسی برای شهروندی و همبستگی و رهیافت متقابل می‌باشد.
پس لازم است اشخاص فهیم و دانا قوانین این ویژگی و عامل اساسی تأثیر گذاری را بپذیرد.
و اینک جهت آسان جلوه دادن مسئولیات این ویژگی پایه‌‌‌های محکم و اساسی آن را معرفی می‌نماییم:
▪
احساس به وابستگی شهروندی
▪
توجهی متعادل و میانه به دایره‌ی عاطفه‌‌‌ها
▪
اجرا کردن مسئولیتهای شهروندی
▪
ضایع نکردن حقوق شهروندی به دلیل مشکلات جانبی
▪
تقسیم کردن دائره‌‌‌های اجتماعی طبق نقشه‌ای میانه و متوازن
▪
صبر کردن در برابر مشکلات شهروندی با استفاده از روحیه‌ای متعالی و تفاهم واقعی
 
6-تعادل در میان کلیه‌ی میدانهای زندگی
بدون شک هر کدام از ما از جوانب مختلفی با زندگی ارتباط و هماهنگی داریم پس انسان عاقل و منظم کسی است که با استفاده از نسبتهایی متوازن در میان کلیه‌ی میدانها، تعادل و توازنی دقیق و مدام را راه اندازی می‌کند و متعادلانه میان آنها زندگی را به سر می‌برد.
و این را هم اضافه کنم که تساوی نسبتها با هم مهم نیستند، بلکه آنچه مهم و حساس می‌باشد عبارت است از اینکه اهتمامی جدی به آن نسبتها در کلیه‌ی زمینه‌‌‌های زندگی بشود ؛ به عنوان مثال:
تاجر می‌تواند ۵۰/. از وقت خویش را مخصوص تجارت و مسایل اقتصادی نماید و تنها ۱۰/. و یا کمتر را برای کسب علم و دانش باقی بگذارد، ولی باید به طوری دقیق و جدی روی آن درصد پافشاری کند و از آن غافل نشود. و بعد دستاور موفق و عالی خود را برای دیگران بیان دارد و به نمایش بگذارد. و باید همین گونه در کلیه‌ی زمینه‌‌‌ها به درصد تعیین شده توجه و اهتمام داده شود.
زمینه‌‌‌های اصلی در زندگی- نه به طور کلی - حول برنامه‌‌‌های زیر می‌چرخند.
 
1-برنامه‌ی تربیت فرهنگی، درونی، روانی
 
2-برنامه و پروژه‌‌‌های امرار معاش و فراورده‌های حلال
3-در حد نیاز آگاهی از سیاست روز، دعوت، نقشه کشی و طراحی کردن
 
4-پروژه‌‌‌های اجتماعی میان زندگی خانواده و ارتباط با دیگران همراه با رعایت کردن اختلاف مقام و منزلت اجتماعی و مرحله‌ی سنی و اهتمام دادن مرحله ای برای هر جنسی بر حسب ظروف و شرایط خویش.
به این امید که همه‌ی ما بتوانیم در زندگی متعادلانه و به گونه‌ای میانه قدم برداریم و زندگی را سپری بنماییم.

شاخص‌های یک شخصیت متعادل در اجتماع چیست؟

تا تعادل را به چه معنا و مفهومی فرض کنیم. امروزه روان‌شناسانی که به علوم رفتاری گرایش‌دارند و شاخه اصلی مطالعاتشان رفتارشناسی است (‌مانند حکما و اطبای قدیم که سخن از مزاج و اخلاط‌ می‌کردند معتقدند که یک "‌شخصیت متعادل" وجود ندارد. از این رو صحبت از معتدل فرضی می‌کنند. در نظر‌اینان یک شخصیت متعادل اجتماعی شخصیتی است که در سازگاری کامل با فرهنگ اجتماع خود بوده و در‌تعاملات خود با جامعه دچار هنجارها و ناهنجاری‌های افراطی و تفریطی نمی‌گردد. البته باید توجه داشت که‌کلمه سازگاری به معنای متابعت، پیروی یا کنار آمدن با فرهنگ نیست، بلکه به معنای کنش و واکنش‌های‌معقول است. ندا گاهی سازگاری با یک فرهنگ در ترک آن فرهنگ و هجرت از آن جامعه معنای می‌یابد و گاه در‌تلاش برای اصلاح آن و... به هر صورت، یک شخصیت متعادل اجتماعی در نزد روان‌شناسی امروز شخصیتی‌است که نقش اجتماعی) سوسیودرام) و نقش روانی (‌پسلیکودرام) خود را به گونه مطلوب و معقول ایفا‌می‌کند. اینترنت

نظرات ()



اختلال3
نویسنده: اشوان - سه‌شنبه ٢٢ آذر ،۱۳٩٠

 

اختلال شخصیت گسیخته گون یا اسکیزوتایپال:این نوع شخصیت ، غیرعادی ترین اختلالات شخصیتی را تشکیل می دهد که نزدیکی زیادی با بیماری اسکیـزوفـرنیا یا روان گسیختگی دارد . ادراک ها ، فرآیندهای اندیشه ، رفتار و عاطفه این افراد عجیب و غریب است . با این همه به حدی نمی رسد که بتوان آن را به وضوح اسکیزوفرنیک دانست . اختلال بالنسبه شایعی است .  گوشه گیـری ، رابطه ضعیـف با همسالان ، اضطراب در جمع ، دستاوردهای ضعیـف در مدرسه ، حساسیت بیش از حد نسبت به رفتار و دیدگاه دیگران ، خیال بافی ها و انتقادات فکری شگفت انگیز و غیر عادی از جمله مسائلی است که در کودکی و نوجوانی این افراد ملاحظه می گردد . این افراد ممکن است خرافاتی باشند . اعتقاد شدید به پیشگویی آینده ، برای نمونه به وسیله فال بینی ، اعتقاد به انتقال فکر از فردی به فرد دیگر یا تله پاتی ، اعتقاد به وجود حس ششم و یا این که می تواننـد اندیشه دیگران را بخواننـد از ایـن جمله است . افکار جادویی و گاه تجربیات ادراکی غیرمعمول دارنـد

آیا اختلال شخصیت گسیخت گون قابل درمان است:خیلی از اوقـات بـه نظـر می رسد ، ایـن اختلال شخصیتـی منـتـهـی بـه بـیـماری اسکیزوفرنـیـا می شود . در عین حال بسیاری از افراد اسکیـزوتـایـپـال سیر ثابتی از این اختلال دارند و به رغم قرابت هایی که در آنان وجود دارد ، کار می کنند و تشکیل خانواده می دهند . ایـن اختلال نـیـز دارای جنبه ژنتیک هست و نه تنـها در بستگان درجه یک بیماران شایع تر است ، بلکه در بستگان نسبی درجه یک بیماران اسکیـزوفـرنیـک نیـز شایع تر است . برای درمان این اختلال شخصیت می توان از روان درمانی استفاده کرد و درمان    « اختلال شخصیت اسکیزوتایپال » از اختلال شخصیت اسکیزوئیـد متفاوت نیست . درمانگر در مواجهه با این بیماران باید سر راست و صریح رفتار کند و از تبیین های دفاعی بپرهیزد . روان درمانی انفرادی با این افراد یک روش حرفه ای و به دور از گرمی و صمیمیت زیاد را اقتضا می کند

اختلال شخصیت پرخاشگر انفعالی چگونه است:ایـن نـوع اختلال شخصیتی به نظـرمی رسد که با تـوجـه بـه نحوه پـرورش کـودک در خانواده و جو اجتماعی ، درکشورما شیوع زیادی داشته باشد . مبتلایان به آن ، افرادی هستند که جرات ابـراز خشم و نـارضایـتـی خـود را بـه صـورت مستقیـم نـدارنـد ، لیـکـن به گونـه ای ناخودآگاه آن را به صـورت مسامحـه و تعلل ، مانع تراشی ، لجاجت ، ناراضی کـردن دیگران ، کج خلقی و قیـافـه عبوس به خود گرفتن و عدم کارایی ابراز می کنند . بـه نظـر می رسد که در بیـن همـه انواع اختلالات شخصیتـی ، نـقـش عوامل پرورشی ، روانـی ، اجتماعی و در کل محیط ، در شکل گیری شخصیت پـرخاشگـر انفعالی مهمتر تـر ازعوامل زیست شناختـی و ارثـی باشد.  والـدیـن ایـن کودکان در بـرخـورد با فـرزندان خـود بسیار جدی ، قاطع و پرخاشگر هستند . ایـن والدیـن بـه دلیل کشمکش های درونی خویـش و تظاهـر به قاطعیـت ، رفتار طبیعی را در کودکان خود تنبیه یا مهار می کنند و نیازهای وابستگی آنان را با اکراه و تنها به طور نسبی برآورده می کنند . در نتیجه این کودکان چنین می آموزند که خشم خود را به صورت آشکار ابراز نکنند . در نگاه نخست کودکان مودب و غیـر متوقعی به نظـر می رسنـد ، در حالی که به صورتی نهانی ، فـرد مورد خشم خویش را با عدم کارایی تنبیه می کنند . رنجش نسبت به هر چیز در ایشان با ابـعاد بیمارگـونـه وجـود دارد . بسیاری از آنان حالت تخاصمی و متعارض ، رقابـت جـو و جاه طلب دارنـد و دیگران را به برخورد غیردوستانه تحریک می کنند . در ارتبـاط با دیگـران حتـی دوستان و خویـشان لحن تنـد ، گزنده و کنایه آمیـز دارند و در بـرابـر خواستـه های بـر حق دیگران به صـورت پرخاشگرانه مقاومت می کنند

درمان اختلال شخصیت پرخاشگر انفعالی چگونه است:بـررسی ها نشان می دهـد ، بـیـماران پرخاشگـر انفعالی که تحـت روان درمانی حمایتـی قـرار می گیرند ، از سرانجام بهتـری بـرخـوردار می شوند . اما مـسیـر روان درمانـی بـا بیـمار پرخاشگـر انفعالی از لبه پـرتـگاه های سختی می گـذرد . بـرآوردن نیـازهای آنان اغلـب بـه معنـی حمایـت از بیماری آنان و امتناع از برآوردن این تقاضاها ، به مفهوم طرد ایشان است . بیشتر گزارش های بالینی حاکی از میزان بالای عدم موفقیت و قطع درمان این بیماران است . به هر حال درمان های پـویـا (دینامیک) و رفتـاری - شناختی در بـرخـی موارد ، نـویـدبخش بـوده اند . تظاهـر به خودکشی که در ایـن بیـماران فـراوان دیـده می شود ، بـایـد بـه عنوان نمودی از خشم پنهان ، نه به عنوان تظاهر افسردگی اولیه درمان کرد .  داروهای ضدافسـردگی تـنـها در صـورت ضـرورت بالینی کامل قابل تجویـز است . فنون درمانی که منجـر به هدایت خشم بیمار از مقاومت به سوی یادگیری سازنده شود ، مفید است . فنون رفتـار درمانی همچون آموزش جرات ورزی ، درمان های پویا یا گروه درمانی مفید است

افسردگی چیست:افسردگی به عنوان خلق یا عاطفه، احساس یا هیجان ، از همراهان همیشگی تجارب طبیعی انسان و دگرگونی هایی است که در زندگی او پدید می آید. فقدان ها، محرومیت ها،جدایی ها، نارسایی ها و ناتوانی ها ایجاد افسردگی می کند . کدام مادر است که وقتی فرزند او به سفر می رود اندوهگین و افسرده نشده باشد ؟ ایـن نوع افسردگی ها بـیـماری نیسـت ، بلکه طبیعی است . آنها جزئی از طبیعت انسانی ماست که بودن ها ، داشتن ها و توانستن ها را برایمان خوشایند و معنی دار می کند و در ما این انگیزه را ایجاد می کند که قدر چیزهای خوب را بدانیم و چون با کسی که از آنها محروم است ، رو به رو شویم ، خود را به جای او بگذاریم و با همدردی در صدد رفع نیاز و محرومیت او برآییم . انسانی که افسـردگی را نشناسـد ، از شادی نـیـز چیـزی نخواهـد دانست . پـس ، نـه هـر فـرد افسرده ای بیمار است و نه هر افسردگی ناپسند است ، اما مرزی نیز میان این دو وجود دارد

چگونه افکار با افسردگی ارتباط دارند:محققان دریافتـه اند که یک عامل مهم آن است که فـرد افسـرده ، بسیاری از موقعیـت ها را به نادرستی تعبیر و تـفسیر می کند . احساسات او از شیـوه نـگرش او بـه آنچـه که در اطرافـش می گذرد ، تاثـیـر می پذیـرد . به عبارت دیگر احساس تنهایی و غمگینی فرد افسرده بـدیـن علت است که به اشتباه تصور می کند که نالایق و ناشایست است و کسی به او اهمیت نمی دهد . بنابراین می توان به فرد افسرده کمک کرد تا به جای آن که روی خلق افسرده اش تاکید کند ، به تغییر دادن خطاهای شناختی اش بپردازد . در حال حاضر روان درمانگران توجه خـود را بـر اظهارات مختلفی که ایـن افـراد درباره خـود به ذهن می آورند ، یعنی به شیوع منفی ، احساس افسردگی اشان افزایش می یابد و در عین حال این افکار عموما بـر واقعیـات مبتنی نیستند و فـرد را از آنچـه که موقـعیـت اقـتـضا می کند ، غمگیـن تر می سازند .

 بیمار می تواند به شیوه های زیر به خود یاری رساند .

 الف ) شناسایی افکار منفی خود

 ب ) تصحیح افکار منفی و جایگزین ساختن افکار واقع بینانه تر.

چگونه افکار منفی خود را شناسایی کنیم:هرگاه متوجه شدید که خلقتان تغییـر کرده یا بدتر شده از خودتان بپـرسیـد : در حال حاضر چه چیزی از ذهنم می گذرد ؟ ممکن است افـکـار شما واکنـش به واقـعـه ای باشد که بـه تازگی یـا دقایـق اخیـر اتـفـاق افـتـاده باشد و با آنکـه واکنـش نسبت بـه مجمـوعه ای از حوادث گذشته در ذهنـتـان خطـور کنـد . آگاهی یافتن درباره موارد زیر در مورد افکار افسردگی زا از اهمیت برخوردار است .

 1 - افـکار منفی بیشتر حالت خودآینـد را دارند . در واقع آنها بـراساس منطق یا استدلال به ذهن نمی رسند ، بلکه یکباره به ذهن خطور می کنند .

 2 - این افکار غیر منطقی و نامعقول هستند و به هدف مفیدی نمی انجامند . آنها احساس بیمار را بـدتـر می کننـد و مانـع از دستیابی او به اهـدافـی می شونـد که در حقیقت از زندگی توقع دارد . اگر آنها را به دقت ارزیابی کنیـد ، احتمالا در خواهید یافـت که به نتیجـه گیـری عجولانه ای دست زده است که در حقیقت درست نیستند .

 3 - اگر چه این افکار غیرمنطقی هستنـد ، ولی زمانی که به ذهن بیمار خطور می کنند ، کاملا قابل قبول به نظر می رسند . دقیقاً مانند یک فکر واقعی ، مانند این که تلفن زنگ می زند، باید گوشی را بردارم .

 4 - بیمارهرچه بیشتر به این افکار منفی معتقد باشد ، احساس بدتری دراو به وجود می آید . اگر اجازه دهد که در چنگال این افکار غوطه ور شود ، درمی یابد که همه چیز را به شکل منفی تفسیر می کند . از آنجا که همه چیز توصیه کننده به نظر می رسد ، بیشتر تسلیم و نومید می شود. اوبا یادگیری شناخت افکار منفی خود و با درک این که این افکار به چه دلیل نادرست و غیر منطقی اند ، می تواند به خود کمک کند

خطاهای شناختی خاص افسردگی کدامند:افکار نادرست ، باعث افسردگی و وخیم تر شدن آنها می شود. شما احتمالا مرتکب یک یا چند خطای فکری زیر می شوید. این ها را بخوانید و ببینید که کدام یک شامل حال شما می شود .

 1 - اغراق و مبالغه : شما به امـور و وقایع معینی به طـور مبالغـه آمیـزی نگاه می کنیـد . شما در شدت مشکلات و آسیبی که احتمالا به بار خواهد آمد ، اغراق و مبالغه می کنید . در عین حال ، توان خود را بـرای مقابله و رویـارویی با آنها دست کم می گیـریـد . بـدون هیچ گـونـه شواهـدی ، عجولانه نتیجه گیری می کنید و بر این باورید که نتیجه گیـری شما صحیح است .

 2 - تعمیم بیش از حد : شما عبارت های کلی و عریض و طویلی را به ذهن خود راه می دهید که بر جنبه های منفی تاکید می کنند ، نظیر اینکه ، هیچ کس مرا دوست ندارد .

 3 - نادیده انگاشتن جنبه های مثبت : شما صرفا تحت تاثیـر افکار منفی قـرار می گیریـد و معمولا این افکار در ذهنتان فعال هستند

افسردگی فصلی چیست:در چند سال گذشته معلوم شده است،کسانی که تنها در فصل زمستان افسرده می شوند ، از نوع خاصی افسردگی رنج می برند که اختلال عاطفی فصلی نامیده شده است . زنان بیش از مردان به این اختلال دچار می شوند . دکتر نورمـن روزنتال در سال 1980 از طریـق سازمان بهداشت جهانی تبییـن خاصی را ارائـه داده است. به این ترتیب که در خلال ساعات تاریک غده کماجی ( اپی فیز ) که دارای ساختار بسیـار کوچکی در پایـیـن مـغـز است ، هـورمـون های ملاتـونـیـن تـرشح می کنـنـد که با خواب آلودگی و سستی و بی حالی در ارتباط است . نـور مانع تـرشح ایـن هورمون می شود . در افـراد بـهنجار تعادل شیمیایی بـدن به دلیل افزایـش ملاتونـیـن در زمستان دچار اختلال نمی شود ولی مبتلایان به افسردگی فصلی تحت تاثیر بیش از اندازه این هورمون قرار می گیرند .اگر نـبـود نـور مـوجـب افـسردگی فصلی می شود ، درمـان ایـن افـراد به سادگی عبارت است از قـرارگرفتـن بیشتـر در معرض نور

آیا خوشحالی هم نوعی بیماری است:اگر کسی افسـرده باشد حتما درصدد رفع آن بـر می آیـد . اما در مورد شادی ، حتی اگر بیش از حد یا بدون توجیـه عقلی یا بی تناسب با موقعیت باشد ، چنان نیست . در واقـع نوعی بیـماری وجـود دارد که زمـیـنـه اصلی آن را خلق بالا و سرخوشی بـیـش از حـد و تـوجـیـه نـاپـذیـر تشکیـل می دهـد. علاوه بر آن فشار صحبت ، افزایش تحرک ، کاهش نیاز به خواب و غذا ، افزایش میل جنسی ، سهل انگاشتن همه امـور ، سرمایـه گذاری های مالی غیـر منطقـی ، ولخرجی ، بـزرگ پنـداشتـن خود و گاهی حالت تحـریـک پـذیـری و عصبانـیـت و پرخاشگری در ایـن بـیـماران ملاحظه می شود . مجموعه این نشانه ها ، مشخص کننـده بیماری خاصی به نام « مانیا » است . ایـن بیماری جنبه دوره ای دارد . جنبـه ارثی در این اختلالات وجود دارد و در صورتـی که مـوردی از آن در یـک خانواده دیده شد ، بهتـر است از ازدواجهای همخون پـرهیـز شود . در این مورد درمان با داروهای متعادل کننده خلق فراهم می شود

اختلال خلقی دو قطبی 1و2چیست:اختلال خلقی دوقطبی | عبارت است از : داشتـن حداقل یک یا چنـد حمله مانی بـه تنـها و یـا همـراه با حملات افـسردگی ماژور و یا بروز حملات مختلط در سیر بالینی بیماری . اختلال دوقطبی || عبارت است از : وجـود سابـقه حداقل یک حمله افـسردگی ماژور و یک حمله هیپومانی . در اختلال دو قطبی || در سابـقـه بـیـمار هـرگـز حمله مانی وجـود نداشته است . حمله مانی با خلق غیـرطبیعـی ، مدام سرخـوش و گسترده یا تحریک پـذیری که حداقل یک هفته طول کشیده باشد ، مشخـص می شود . در ایـن بـیـماران بـه هم ریـختـگـی خلق بـه قـدری شـدیـد است که کارکردهای شغلی یا فعالیـت های معمول اجتماعی یا روابط فـرد با دیگران به وضوح مختل شده است . زمانی مـی تـوان دو حمله مانـی را از هم جدا دانست که حداقـل دو ماه فـاصلـه  بـدون علایـم چشمگیـر مانی یا هیپومانی بین آنها وجود داشته باشد . در حملات هیپومانی برخلاف حملات مانی ، در کاردکردهای اجتماعی یا شغلی فرد اختلال واضحی ایجاد نمی شود . درمان شامل دارو درمانی است

اختلال خلق دوره ای چیست: اختلال سیکوتایمیک(خلق دوره ای) شکل علامتی خفیفی از اختلال دوقطبی || و مشخصه اش وجود حملات هیپومانیا و حملات خفیف افسردگی است . در این اختلال دوره های متعددی با علایم هیپومانی و نیـز دوره های متعددی با علایم افسردگی بـدون آنکه واجـد معیـارهای حمله افسردگـی عمده باشنـد ، به مدت حداقل 2 سال وجود دارد . طول این دوره در کودکان و نوجوانان حداقل یک سال است . این بیماران در طی این دو سال هیچ حمله ای از نوع افسردگی ماژور(عمده) ،مانیایا (سندرمی درست برخلاف جهت افسردگی است و به عنوان قسمتی از اختلال دو قطبی شناخته می شود.) یا مختلط نداشتـه انـد . همچنـیـن طی ایـن دوره 2 ساله بیمار هرگز بیش از 2 ماه فاقد علایم نبوده است . اینها به ویژه کسانی هستند که از مشکلاتـی در زمـیـنـه زنـاشـویـی و روابط بین فردی شکایت دارند . نـسبــت زن بـه مـرد در اخـتـلال سیـکـلـوتـایـمـیـک حدود 3 بـه 2 است . در 75 - 50 درصـد از کل ایـن بیماران سن شروع 25 - 15 سالگی است .     

 درمان : دارودرمانی - روان درمانی ( فردی ، گروهی و خانوادگی)

 

بیماری اسکیزوفرنیا چیست ؟:درحال حاضر تنها راه تشخیص این بیماری، نشانه های بالینی آن است . یعنی علایمی که به وسیله خود بیمار ابرازمی شود و یا اطرافیان و پزشک آنها را می بینند یا می شنوند . نشانه های بالینی ایـن بـیـماری عبـارت است از :

هـذیـانها- بـاورهـای نادرستـی هستـنـد که نـشانـه ای از سوءتعبـیـر ادراک ها و تجربـیـات است و با واقعیـت وفق نـدارد و با زمینـه هوشی ، فرهنگی و اجتماعی فرد هماهنگ نیست ، اما وی هیچ دلیلی را بر رد آنها نمی پذیرد . بـه طور مثال ممکن است معتقـد باشد که دستگاهی در سر او گذاشته انـد که افکار او را کنترل می کند و بـر آنها فرمان می رانـد . توهمات - بـه معنی ادراک حسی بـدون وجود محـرک در عالم بیرون است . یعنی فرد بدون اینکه کسی حرف زده باشد ، صدای او را در گوش خود می شنود .

 تفکر بی سازمان - فرد ممکن است از مسیـر تفکر خود بلغـزد و در موضوعی دیگر که به آن ارتباط ندارد ، سیـر کنـد . رفتار بـه شدت آشفته و بی سازمان - ممکن است فـرد به روشی غیر عادی لباس بپـوشد .

 نشانـه های منفی اسکیزوفرنیا - بـه مفهوم کاهـش در کارکردهای طبیعی روانی یا فقدان کامل آنهاست . به طور مثال از دست دادن انگیزه و میل بـه پیشرفـت و مسطح شدن خلق و عاطفه بـه گونـه ای که رویدادهایی  که به طور معمول همراه با بار عاطفی هستنـد ، در ایـن بـیـمار هیچ واکنشی را بـرنمی انگیـزد .  نـشانـه های پنجگانه فـوق بـایـد حداقل 6 ماه تـداوم داشتـه باشد تا تشخیص اسکیزوفرنیا مطرح گردد

اسکیزو فرنیا چگونه پدید می آید:بـیـشتـر محققان و روان پزشکان معتقـدنـد که ایـن بـیـماری نماینـده اختلالی در مـغـز است که ساختار و یا فیزیولوژی آن را شامل می شود . عوامل روان شناختی و اجتماعی به صـورت عوامل آشکارساز نقش دارند . یعنی عوامل روانی – اجتماعی و رویدادهای ناخوشایند زندگی می توانند این بیماری را که به صورت نهفته است ، آشکار کنند . ژن ها بـه یقیـن نقشی را در پیدایـش ایـن بیـماری بـر عهده دارند . عوامل محیطی و بیماری های ویـروسی و صدمات وارده به جمجمه در شهـرها و استـرس بالای زندگی شهـری هم نقشی در افزایش میزان اسکیزوفرنیا داشته است.بـرپایـه فرضیات روان شناختی ، بـیـمار می کوشـد تعارض های روانی ، ناتوانی ها و ناکامی های خود را به وسیله انکار واقـعیـت خشن و دردناک و زندگی در یک دنیای تخیلی حل کنـد . می تـوان گفت که بیـشتـر بـیـماران اسکیزوفرنیک در آن واحد در دو جهان زندگی می کنـنـد یکی دنیای غیرواقعی و دیگری جهان واقعی

راه ها ی درمان اسکیزو فرنیا کدامند:پایه درمان اسکیزوفرنیا یا بیماری روان گسیختگی را دارو تشکیل می دهد . که به عنوان کلی «ضد روان پریشی» معروف هستند، که سبب تخفیف یا بهبود کامل نشانه هایی همچون توهم ، هذیان، اندیشه و رفتار آشفته می شوند. بیماری که نشانه های شدید دارند یا احتمال می رود که برای خود یا دیگران خطری پدید آورند ، باید در بیمارستان بستری شوند . در انواع خاصی از این بیماران، درمان با تشنج برقی (الکتروشوک) مفید است . کاهش فشارهای روانی و کاهش توقع ، سرزنش و انتقاد نسبت به بیمار نیـز در تداوم بهبـود و جلوگیری از بازگشت بیماری موثر است . در حدود 1/4 بیماران پس از نخستیـن حمله بیماری به طور کامل بهبـود می یابند . 1/4 دیگر هم در حد چشمگیـری بهبود می یابنـد ، به طوری که می تواننـد بـه صـورت مستقل به زندگی و کار بپردازند . اما حدود نیمی از بیماران نیاز به کمک دارند تا بتوانند ادامه زندگی بدهند . بـرخلاف باور عامـه ، ازدواج نه تنها کمکی به بهبـود حال این بیماران نمی کند ، بلکه عموما سبب وخامت حال آنان نیـز می شود و با توجه بـه جنبـه ژنتیک بیماری احتمال تولد فرزندان مریض وجود دارد

اختلال تبدیلی چیست:این اختلال عبارت است از یک یا چند نشانه عصبی که با اختلال طبی یا عصبی شناخته شده قـابـل توجیـه نیسـت . فلج ، کـوری و کـری شایـع تـریـن نشانه های اختلال تبدیلی هستـنـد . در اختلال تبدیلی بی حسی و پارستـزی به خصـوص در انتهای اندام ها شایع است . در این اختلال ممکن است تمام وجـوه حسی درگیـر شونـد . نـشانـه های حرکتـی اختلال تبدیلـی نـیـز شامـل حرکات غیـر طبیعی ، اختلال در راه رفتـن ، ضعـف ، فلج و ... است و به طور کلی هنگام توجـه به این حرکات شدت آنها بیشتر می شود . هیچ کدام از علائم مذکور بـه طور عمـد ایجاد نمی شود و بیمارادای آنها را در نمی آورد . اختلال تبدیلی در هـر زمانی از زنـدگی ممکن است شـروع شود ولی در بـیـن نوجوانان و بالغیـن بیـشتـر است . اغلب علائم تبدیلی خود بـه خود یـا بـه دنبـال درمان های رفتـاری ، تلقـیـن و ایجاد محیـط حمایت کننده از بین می رونـد .

 درمان علامت حاد به طور عمده از طریق تلقیـن بـه تنهایی یا توام با روش های ذیل است : تحریک فارادیک عضو مبتلا ، هیپنوتیزم و دارودرمانی

اختلال جسمانی کردن چیست:وجه مشخصه اختلال جسمانی کردن علایم جسمی متعددی است که با معاینات جسمانی و بـررسی های آزمایشگاهی کافی قابل توجیـه نیست . در سیر این اختلال ، بیـمار باید حداقل از چهـار نـشانـه دردنـاک ( مانند درد شکم ، سر ، پشت ، مفاصـل ، اندام های انتهایـی ، سیـنـه ، راست روده ، در خلال قاعدگی ، رابطه جنسی و یا ضمن ادرار کردن ) دو نشانه گوارشی ( مانند تهوع ، نفخ ) یک نشانه جنسی ( مانند بی میلی جنسی ، اختلال در نعوظ ، بی نظمی قاعدگی ) و یک نشانه عصبی ( فلج یا ضعف موضعی ، توهمات ، خفگی صدا ) شاکی بـاشد که البتـه هیـچیک از آنها با معاینات جسمی و بـررسـی های آزمایـشگاهـی قـابـل توجیه نبوده باشند . هم چنیـن قابل ذکـر است که علائم به طـور عمـد ایجاد نشده و بیـمار ادای علائم را در نمی آورد ( برخلاف تمارض ) .

 مهمترین اصل در درمان این بیماران،ارتباط درمانی مناسب بین بیمار و پزشک است . پزشک باید شکایات بیمار را به عنوان ابرازعواطفش نه به عنوان علائم جسمانی و مسیر کلام بیمار در نظـر بگیـرد . از علائم جسمانی به مشکلات شخصی و اجتماعی و روابط با دیگـران هدایت شود. نرم افزار سالنامه وزارت بهداشت

خود بیمار انگاری یعنی چه:اشتغال ذهنی بیمار با ترس از بـیـمار شدن یا اعتقاداو مبنی بر ابتلا به یک بیماری جدی را خود بیمارانگاری می گویند . ایـن ترس یا اعتقاد هنگامی ایجاد می شود که بیمار علائم یا کارکردهای بدنـی را اشتباه تفسیـر کنـد . ایـن باور اشتبـاه بایـد حداقل 6 ماه علی رغم فـقـدان یـافـتـه های پاتولوژیک در معاینات طبی وعصبی دوام داشته باشد و نشانه ها باید به شدتی باشد که سبب ناراحتـی هـیـجـانـی بـیـمار شـود و یـا تـوانـایـی بـیـمار را در کارکـردهای حـوزه های مهم زندگیش مختـل کنـد .سیر خود بـیـمار انگاری معمولا بـه صـورت دوره ای است ، دوره های بیـماری از ماه ها تا سال ها طول می کشنـد و در فواصل آنها دوره های آرامش با طول مدت مشابـه دیـده می شـود . حدود 2/1  تا  3/1 بیماران در نهایت بهبودی قابل ملاحظه ای می یابند .

درمان:مناسب تـریـن فـرد بـرای درمان ، پـزشک عمومی بـیمار است که بهتر است تنها پـزشک بـیمار نیز باشد . در حد امکان از انجام تست های تشخیصی ، ارزیابی های آزمایشگاهی و اعمال جراحی خودداری شود . گروه درمانی ، رفتار درمانی ، شناخت درمانی ، هیپنوتیزم و دارو درمانی از روش های دیگر درمان این بیماری است

اختلال بد شکلی جسمی چیست:اختلال بدشکلی جسمی ، اشتغال ذهنی با نقص تخیلی یا تحریف مبالقه آمیز یک عیب خفیف و جزئی در ظاهـر جسمانی است . بـرای ایـنـکـه ایـن اختلال روانی محسوب شود ، باید اشتغـال ذهنی سبـب ناراحتی عمـده بـیـمار شود و یا با اختلال در زندگـی شخصی ، اجتماعی یا شغلی وی همراه باشـد .شایع تـریـن نگرانی به عیب های صـورت (مثل بینی) مربوط می شود . بیماران در سیـر اختلال خود به طور متوسط در مـورد نقاطی ازبـدن نگرانی هایی دارنـد . در جریان ابتلا بیمار به اختلال مزبور ممکن است قسمت های موردنظر تغییر یابند .تقریباً همه بیماران از رویارویی اجتماعی و شغلی دوری می جویند. حدود (یک سوم)بیماران خانه نشین می شوند و(یک پنجم) آنها اقدام به خودکشی می کنند. شروع بیماری معمولاً تدریجی است. بیمار ممکن است برای رسیدگی به مشکل فرضی خود در جستجوی کمک طبی یا جراحی برآید. میزان نگرانی در مورد مسأله ممکن است در طول زمان کاهش یا افزایش یابد، گرچه در صورت عدم درمان این اختلال معمولاً به صورت مزمن درمیآید.

شایعترین سن شیوع بیماری20 تا 15 سالگی است. زنان تا حدودی بیش از مردان گرفتار می شوند. مبتلایان مجرد هستند. بیش از 90 درصد این بیماران دوره ای از فسردگی عمده را در طول زندگیشان تجربه کرده اند. حدود 70 درصد مبتلا به اختلال اضطرابی بوده اند.

 علائم شایع در این بیماران عبارتند از : باور یا هذیان واضح ( معمولا در مورد توجه دیگران به عیب ادعایی بـدن ) اجتناب از آیـنـه و سطوح شـفـاف و یـا بـرعکس نگاه کردن بـیـش ازحـد در آیـنـه و کوشش بـرای پنهان کردن نـقص فرضی ( با آرایش یا لباس ) تقریبا همه بیماران از رویارویی اجتماعی و شغلی دوری می جویند.                                                                                                        

 درمان جراحی ، درماتولوژیک ، دندانپـزشکی تقریبا ناموفـق است . روان درمانی ، درمان دارویی ، آنالیتیک(روان تحلیل) و شناختی شناختی و رفتاری موثر است.

اختلال درد یعنی چه: اختلال « درد » عبارت است از وجـود درد در یـک یـا چنـد نقطـه که کانـون اصلی تظاهـر بالینـی بـیـماری است . شدت درد به حدی است که اختلال در کارکرد اجتماعی ، شغل و ... فـرد ایجاد می کند . این درد با اختلالات غیرروانی طبی یا عصبی قابل توجیه نیست . عوامل روان شناختی در شروع ، تشدید و یا حفظ نشانه ها نقش مهمی دارند . ایـن بـیـماران بـه طور عمـد یا از روی تقلیـد اظهـار بـه درد نمی کننـد . درد ممکـن اسـت عصبی ، عضلانی ، اسکلتی ، نوروپاتیک یا متعاقب ضربه باشد . شدت درد جسمانی کم و زیاد می شود و به شدت تحت تاثیر عوامل هیجانی ، شناختی ، توجه و موقعیت است  دردی که تغییر نمیکند و نسبت به هر یک از این عوامل مقاوم است،احتمالا منشاء روانی دارد . درد در اختلال درد معمولا به طور ناگهانی شروع می شود و ظرف چند هفته یا چند ماه شدت آن افزایش می یابد .

 درمان: شامل دارو درمانی و درمان های غیـر دارویی نظیـر بیـوفیدبک در میگـرن ، دردهای عضلانی صورت و سر درد های تنشی ، هیپنوتیزم همراه با تلقین ، روان درمانی ، شناخت درمانی و رفتار درمانی است

گرسنگی عصبی چیست:خصوصیات اصلی گرسنگی عصبی عبارتند از : دوره های تکرار شونده پرخوری، احساس فقدان کنترل بر خوردن در حین پرخوری ، استفراغ عمدی و سومصرف داروهای ملین یا مدر ، روزه داری یا ورزش های افراطی برای پیشگیری از افزایش وزن . همچنین افراد مبتلا به گرسنگی عصبی برای جلوگیـری از افزایـش وزن به رفتارهای جبرانی عود کننـده ای نظیـر پاکسازی ( استفـراغ عمـدی ، استفاده مکرر از مسهل یا مدر ) روزه گرفتن یا ورزش مفرط می پردازند . این بـیـماران در مـورد اینکه در نظـر دیگران چگونه جلوه می کننـد و نیـز در مورد جذابیت جنسی ، تصویـر بدنی و ظاهر خود نگران هستنـد . شیوع این اختلال در زن های جوان حدودا 3 تا 1 درصد است . درمان:معمولا بیماران بـه درمان سرپایی جواب می دهنـد . روان درمانی و درمان های شناختی رفتاری با هدف کاهش مصرف غذا ، اصلاح دیدگاه بیـمار در مـورد غذت ، تصویـر بدنی و وزن انجام می گیـرد و در صـورت هـمـراه بـودن اختلالات شـدیـد روانی علاوه بـر دارو درمانی از روان درمانی آنالیتیک استفاده شود.

بی اشتهایی عصبی یعنی چه:ایـن بـیـماران از حفظ وزن بدنشان در سطح حداقل وزن مـورد انتظار یا بالاتـر از آن ( مثلا کاهش وزن به حدی که وزن بدن به کمتر از 85 درصد وزن مورد انتظار برسد ) و یا افزایش وزن مورد انتظار در دوره رشد خودداری می نمایند . این بیماران به طور مشخصی از چاق شدن می ترسند . وجه مشخصه بیماران مبتلا به بی اشتهایی عصبی اختلال عمیقی است که اینها در برداشت از تصویر بدنی خود دارنـد . لذا ایـن افراد بی وقفه در پی لاغری هستنـد و بـرای ایـن منظور حتی تا مرحله گرسنگی کشیدن هم پیش می روند . اکثـررفتارهای غیرعادی که ایـن افـراد بـه منظور کاهش وزن خود انجام می دهند ، در خفا صورت می گیرد . با توجه به اینکه بیمار اغلب مشکل خود را انکار می کند ، یادآوری لزوم درمان به بیمار و خانواده اش و آشنا کردن آنها با عوارض بیماری از جمله احتمال مرگ و میر ضروری است . دارو درمانی با احتیاط انجام شود ( با توجه به وضعیت جسمانی بیماران ) به منظور اصلاح تصویر بدنی فرد از خود ، روان درمانی انجام می شود.

اختلال سایکوز پس از زایمان چگونه است:علائم بیماری اغلب در عرض چند روز پس از زایمان شروع می شود . به طور مشخص ، بیمار از خستگی ، بی خوابی و بـی قـراری بسیـار شکایـت می کـند و ممکـن است حمله هایی از گـریـه کـردن و نـوسـان خلقی داشتـه بـاشـد . کم کم و بـه مـرور زمـان علامـت هایـی نـظیـر سوءظن ، اغتشاش فکری ، بی ربط گویی ، اظهارات غیـرعاقلانـه بـروز می کنـد و ممکن است نگرانـی های وسواسی در مورد سلامت و رفاه بچه اش پیدا کند . شکایاتی نیـز در مورد ناتوانی در حرکت کردن و ایستادن شایع است. بیمار ممکن است،احساس کند که دلش نمی خواهد از بچه اش مراقبت کند،بچه اش را دوست ندارد، گاه دلش می خواهد به خودش یا بچه اش هر دو صدمه بزنـد و ممکن است اصلا منکر تولد بچه اش شود . بیشتـر این مادران اول زا هستند .                                                    درمان : سایکوزهای زایمانی یک اورژانس روان پزشکی است . روان درمانی و الکتروشوک در موارد شدیدکه بیمار قصدخودکشی دارد توصیه می گردد.

کابـوس اختلال وحشت خواب و راه رفتن در خواب چگونه است: کابوس رویای ترسناک و طولانی است که شخـص هراسان از آن بـیـدار می شود .کابـوس ها همیشه در خلال خواب REM و در اواخر شب پـدیـد می آیـنـد ، بـرخی از افـراد در تمام طول عمـر دچار کابوس های مکرر هستنـد ، بـرخی نـیـز بیشتـر در مـواقـع استــرس و بـیـماری دچار کابـوس می شوند .

 درمان : بیـدارکردن فردی که در حال کابوس دیدن است ، مشکلی ایجاد نمی کنـد و علاوه بـر آن می توان از روش دارو درمانی استفاده کرد .

اختلال وحشت خواب عبارت است از بـرخاستـن از خواب در 1/3 اول شـب در حیـن خواب NREMخواب تقریبـا همیشه عمیـق (3 و 4) . وحشت خواب تقریبـا همیشه با گریه یا فریادی گوشخراش و همراه با تظاهرات رفـتـاری ، اضطراب شدیـد تا حد حمله پانیـک آغاز می شود . بـه طور مشخـص ، بـیـمار با حالتـی وحشت زده در بستر می نشیند ، جیغ بلندی می کشد ، گاهی بلافاصله بیدار شده و احساس وحشت شدیدی به او دست می دهد . بیمار ممکن است در حالتی از اختلال جهت یابی بـیـدار بماند ولی اغلب به خواب می رود و دوره مزبور را فراموش می کند .                                     

 درمان : وقتی فرکانس حملات کم است ، درمان خاصی لازم نیست ، دارو درمانی و برطرف کردن استرس های خانوادگی و محیطی نیز استفاده می شود .  راه رفتن در خواب یا خوابگردی شامل یک رشته رفتارهای پیچیده است که در 3/1  اول شب و در خلال (مراحل 3 و 4) شـروع می شونـد و اغلب بـه تـرک بستـر و راه رفـتـن خلال درخـواب می انجامد که بدون هشیاری کامل و خاطره بعدی از این دوره است .          

 درمان : بـیـمار را می توان در حین خوابگردی بدون هیچ گونه عارضه سویی بیدار کرد ، باید اشیاء خطرناک از محیط زندگی بیمار دور شوند و دارو درمانی از دیگر روش های مورد استفاده است

بی خوابی چیست؟آیا قابل درمان است:بی خوابی عبارت است از اشکال در شروع یا دوام خواب که ممکن است مداوم یا گذرا باشد . بیخوابی کوتاه مدت معمولا همراه با اضطراب و یا با انتظار یک تجربه اضطراب انگیـز (مانند امتحان) است.این حالت معمولا نیـازی بـه درمان اختصاصی ندارد و اگر هم استفاده از دوره های خواب آور جایز باشد ، درمان دارویی کوتاه مـدت خواهـد بـود . بی خوابی مداوم گـروه نسبتـا شایع تـری از اختلالات را تشکیل می دهـد که در آنها مشکل عمده در به خواب رفتن است نه تداوم خواب .

  بی خوابی به دو نوع اولیه و ثانویه تقسیم می شود .اصطلاح اولیـه حاکی از آن است که بی خوابی ارتباطی بـه اختلالات طبی یا جسمانی شناختـه شده دیگری ندارد .بی خوابی اولیه اغلب عبارت است از دشواری در به خواب رفتن و بیدار شدن های مکرر یا عدم احساس راحتـی پـس از بیـدار شـدن از خواب ، که بـایـد حداقل بـه مـدت یـک ماه به طول انجامیده باشد . هـر چـه بیـمار بیشـتـر سعی می کنـد بخوابـد ، احساس ناکامـی و ناراحتـی او بیشتـر شده و به خواب رفتن ، دشوارتر می شود . و در ثانـویـه ، بی خوابی ناشی از اختلالات طبـی یا جسمانی یا بیـماری های روانی دیگـر مانند درد ، افسردگی ، اضطراب و وابستگی یا قطع دارویی است .                                                                        

درمان : اصول کلی و بهداشت خواب - رختخواب محل تماشای تلویزیون، مطالعـه و یا کار نیست . اگر پس از 30 دقیقه به خواب نـرفتیـد ، رختخواب را ترک کنیـد و تا زمانی که کاملا احساس خواب آلودگی نکرده ایـد به رختخواب برنگردید ، قبل ار خواب از روش های  relaxation  ، ماساژ یا دوش آب گرم استفاده کنید، در ساعات معینی بخوابید و بیدار شوید، از چرت زدن در طول روز خودداری کنید ، ورزش منظم ، نخوردن غذای سنگین و درمان دارویی از جمله این موارد است.

فشارهای روانی ( بیماری های روان تنی ) چه تاثیری بر اختلالات عضوی دارند ؟

اکنون بـه گروهـی از بـیـماری ها بـر می خوریم که در جامعـه نمونـه های زیادی دارد و حدفاصل روان پـزشکی بـا پـزشکی داخلی بـه شمار می رود . افـزایـش اولیـه فشارخون ، بی نظمی های ضربان قلب ، سکتـه های قلبی ، زخم دوازدهه ، کولیـت عصبی ، کولیـت زخمدار ، کهیـر مزمـن ، اگزما ، جوش غـرور جوانـی ، آسم ، سردردهای تنشی و میگـرنی ، التهاب روماتیسمی مفاصل ، سرطان و بدخیمی های دیگر، دیابت ، التهاب تیروئیـد، اختلالات قاعدگی ، بی اشتهایی عصبی ، چاقی ، همه بیماری های شایع و نگـران کننـده ای هستنـد که بـا وجـود تفـاوت های فراوان ، یک وجه مشترک دارند . همه این بیماریها جزء بیماری های روان – تنی به شمار می روند ، به این مفهوم که فشارهای روانـی و عواطـف شدیـد از طـریـق دستگاه عصبـی خودکار سبـب اختلالات عضـوی و آسیـب های بافتـی در بدن می شود و در نتیجه رفع آنها نـه تنها بـه معنی پیشگیـری از این بـیـماری هاست ، بلکه منشا روانی نقش عمده ای در تداوم این بیماری ها دارد .                                                                                                                                  به طور کلی تاثیـر مسائل روانی بر جسم از چشم پوشیده نیست . خود شما هم تجربه کرده اید که در اثـر مسائل روحـی تغیـیـرات جسمی پـیـدا می کنیـد . شرم مـوجب بـرافـروختگی چهـره و لرزش صدا و ترس سبب خشکی دهان ، پریدگی رنگ و لرزش بدن می شود . نگرانی، مشکلات شغلی ، مشاجـرات خانوادگی و دیگـر تجربـیـات ناراحت کنـنـده عاطفی بـر وضع معـده و روده اثـر می گذارد .اما نشانه بیماری « روان – تنـی » تمایل زیـاد دارند که در جست و جوی یک منشا جسمی برای نـشانـه های بیـماری خـود باشنـد و علل روان شناختـی را انکار می کنند و از پـذیـرش آنها اکراه دارندبـه ایـن تـرتـیـب هـر چنـد بـیـماران « روان – تـنـی » بـه صـورت خـودآگاه آرزوی رهـایـی ازنشانه های بیماری خویش را دارند ، اما در بـرابـر تدابیـر درمانی ریشـه ای که بـه مفهوم شناخت اشکلالات ویژه شخصیتی و سوءانطباق های منبع اضطراب است ، ناخودآگاه مقاومت می کنند .                                                                                 بجاست که اکنـون بـر جامعیـت انسان بـه عنوان یک واحد « زیستی – روانی - اجتماعی » تاکیـد کنیم. انسان نه تنها فرآورده ژنها و سرشت و ساختمانی بدنی و عضوی خویش است، بلکه تحت تاثیر تجربیات خاص روانی و محیط اجتماعی ویژه ای که در آن زندگی می کند ، نیز قرار دارد .                                                                       ایـن واحـد زیـستی - روانی - اجتماعی ممکن است در طول زندگی خویش تحت تـاثـیــر عوامل یـا استرسـورهـایـی قـرار گیـرد که آنها نـیـز ممکن است جنبـه زیستی و فیـزیکی ، روان شناختی یـا جامعه شناختی داشته باشند . واکنش انسان در برابر استرسـور شدید روان شناختی محسوب می شود . در یک نـفـر سبب بـیـماری عروق اکلیلی قلب و سکتـه قلبی و در یک نـفـر دیگر سبـب افسردگی و در شخصی دیگر موجب روی آوردن به اعتیاد می شود.

رابطه هیجان و اضطراب با بیماری های جسمی چگونه است ؟

گاهی ضایعه ای که در اثـر بیماری یا ناتوانی جسمی به زندگی عاطفی و بهداشت روانی فـرد وارد می شود ، مهمتر و پایاتر از نتایج جسمی ضایعـه عضوی است . حالت های مزمـن هیجانی که عموما منجر به اختلال کارکرد فیزیولوژیک می شونـد ، معمولا ارتباطی نزدیک با مشکلات جاری زندگی دارند .                                                             وجود مشکل در روابط انسانی بین افراد، سهم عمده ای در تنش ها و اضطرابهایی که انسان ها را احاطه می کند ، دارد و سبب منقلب شدن کارکرد بدنی آنان می شود . نبود محبت و احترام و ارضای عاطفی در روابط از مهمترین این عوامل است . روان پزشک در بیمار روان - تنی در جست و جوی موقعیت هایی است که ممکن است موجب اضطراب، تخاصم، پـرخاشگری ، احساس گناه ، رنجش فروخورده، نارضایتی سرپوش گذاشته شده و دیگر عواطف ناخوشایند شوند و علت آغاز یا عامل تشدید یک اختلال جسمی محسوب شوند. در نتیجه بیمار به ندرت از اضطراب و افسردگی شکایت می کنـد ، زیـرا قادر به احساس و ابـراز آنها نیست بلکه بیشتـر از ناراحتی در کارکردهای جسمی شکایت میکند.

تیپ شخصیت های(ای)و(بی)چه ویژگی هایی دارد ؟

یکی از پژوهشگران رفـتـار ، شخصیت نوع (A) را این گونـه تعریـف می کند . مجموعه ای ویژه از تحرک و هیجان که بـه وسیله افـرادی اعمال می شود که درگیـر تلاشی همیشگی برای رسیدن به موفقیت های نامحدود در کوتاه ترین زمان ممکن هستند .                                                                                                                            ویژگی های شخصیت (A) را شاید بتوانیم تا حدودی در این فهرست ملاحظه کنیم . پرخاشگری ، تهاجم ، جاه طلبی، سخت کوشی، فعالیت زیاد، کم حوصلگی ، تمایل به شرکت در فعالیت های رقابـت آمیـز ، عهده دار بـودن مشاغلی که فشـار زیـاد بـه آنان می آورد تـا بیـشتـر تـولیـد کننـد و مسئولیت های فراوانتری را متحمل شوند، صحبت پرجوش و پرحرارت، بی قراری، حرکات ناگهانی دست با مشت های گره شده ، حرکات صورت با پوست کشیده . اما کسانی هستـنـد که تحت عنـوان شخصیـت تیـپ (B) تـعـریـف می شونـد که روی دیگـر سکه هستند : آرام ، صبـور ، ملایـم ، با اخلاق متعادل ، همـه وقـت خـود را صرف کسب موفـقیـت های حرفـه ای یا رقابـت های اجتماعی نمی کنـنـد ، کار یکنواخت و پایـدار دارند ، دچار کمبـود وقـت و فرصت نیستند ، وقت مناسبی را هم برای فعالیت های  مورد علاقه خویش در بیرون از محیط کار اختصاص می دهند ، آرام و شمرده صحبت می کنند . شایـد بیندیشیـم که افـراد شخصیـت تـیـپ (A) موفـق تـرنـد ، اما چنیـن نیست .درواقـع بـرخی اطلاعات حاکی است که افـراد تیـپ (B) نسبت به (A) موفق تر هستند واین علی رغم اشتیاق شدید افراد نوع (A) برای دستاوردهاست .

بـرخی از عوامل رفتـار (A) ممکن است در ابتلا به بیماریهای شریان اکلیلی قلب اهمیت بیشتـری داشته باشند . بـرای نمونـه  خشم و رنجش ابـراز نشده ، از متغیـرهای عمده در ترکیـب عواملی هستنـد که استعداد بیماری شریان اکلیلی را ایجاد می کند . در مورد کارمندان دفتری ، نداشتن فعالیت جسمی و نپرداختن به ورزش، بیش از فشارکاری در ابتلای آنان به بیماری شریانی قلبی اهمیت دارد . در پـژوهشی ، تـاثـیـرات فشارهای شغلی در یک گـروه حسابدار مرد که مسئولیـت تـهـیـه صورت مالیت های پرداختی را برعهده داشتند، ارزیابی شد هنگامی که این افراد مجبور بودند ساعتهای طولانی برای آماده کردن صورتها کار کنند ، سطح کلسترول بالا می رفت و زمان انعقاد خون کوتاه می شود . وقتـی که فشار کار نـبـود ، سطح کلسترول پایین می آمـد و زمان انعقاد خون طبیعی می شد . این تغییرات با درگرگونی در رژیم غذایی ، وزن و فعالیت بدنی وابستگی نداشت .

جهت پـیـشگیـری از عوامل موجـه خطـر ابتلا به بیماری های شریان اکلیلی قلب اقدامات زیـر لازم است :                                                                          

1 - درمان حمله                                                                                                                          2 - پـیـشگیـری از حمله ها و اجتنـاب از فـعـالیـت شدیـد بدنی و ورزش سنگیـن ، درمان اختلالات روانی و رفع مشکلات محیطی بیمار ، رعایت رژیم غذایی و ترک دخانیان .                                                                   

  3 - درمان علت زمینه ای و اساسی که سبب افزایش کار قلب شده است و رفع عوامل استرس زای محیطی که موجب اضطراب و دیگر عواطف شدید می شود.

نظرات ()



اختلال2
نویسنده: اشوان - سه‌شنبه ٢٢ آذر ،۱۳٩٠

 

چگونه می توان اختلالات شخصیت را تشخیص داد:تشخیص اختلالات شخصیتی را از 18 سالگی به بعد می توان مطرح کرد و این سنی است که در آن شخصیت شکل گرفتـه است . ایـن اختلالات بسیار شایع هستنـد و نزدیک به 10 درصد کل جمعیت بالای 19 سال به یکی از انواع آن و یا بیش از یک نوع آن مبتلا هستند و نسبت کلی زنان و مردان مبتلا برابر است . می توانیم اختلالات شخصیتی را در سه گـروه عمـده جای دهیم که هر یک از این گروه ها نیـز به انواعی تقسیم می شوند :

 الف - گـروه عجیـب و  غیـر عادی شامـل اختلالات شخـصیتـی بـدبـیـن ( پارانوئیـد ) ، گسیخته وار ( اسکیزوئید ) ، گسیخته گون (اسکیزوتایپال ) .

ب - گروه نمایشی و هیجانی شامل اختلالات شخصیتـی نمایشی ( هیستریونیک ) ، خودشیفته (نارسیتیک ) ، مرزی  ضداجتماعی (آنتی سوشیال ) .   

ج - گروه مضطـرب ، خلقی و ترسان شامل اختلالات شخصیتی اجتنابی ، وابسته ، وسواسی - اجباری ، پرخاشگری انفعالی ، افسرده

عوامل پدید آورنده اختلالات شخصیتی کدامند:این عوامل دو دسته اند : 1- علل زیـست شناختی است که تحت عنـوان گـرایـش ذاتـی و سـرشـت هم مـورد بحث قـرار می گیـرد و می تـوان به مسائل ژنتیک و ارث ، ضربـه بـه جمجمـه قبـل یا حیـن تولد ، زایمان های طولانی و سخت و التهاب و تورم اشاره کرد .

از مهم تریـن علل روان شناختی اختلالات شخصیتـی می تـوان به مـوارد زیـر اشاره کرد . فـقـدان یا غیبت پدر و مادر و یا یکی از آن دو و تماس های اجتماعی محدود ، برآورده نشدن نیازهای بنیادی کودک همچون عشق ، تفاهم ، احترام ، امنیت و موفقیت .

 2- علل روانـی - اجتماعی است که ناشی از محیط پـرورشی و تـربـیـتـی نامناسـب است .

ایـن عوامل باعث می شوند کودک نتواند هـویـت مثبت مبتنی بـر سازگاری اجتماعی کسب کنـد و حتـی مـوجـب می شوند، کودک هـویـت منفی پیـدا کنـد و تبـدیل بـه فـردی رنـجـیـده ، طغیانـگر و ضد اجتماعی شود .

اختلال شخصیت وسواسی:مبتلایان به اختلال شخصیـت وسواسی ، افـرادی هستنـد با پشتکار و سخت کوشی زیـاد که گاه کار آنها جنبه سماجت و بسیاری از اوقات شکل سر سختی به خود می گیرد . در عین حال در تصمیم گیـری های خود دچار تردیدهای زیاد هستنـد ، به نظم و ترتیب و کمال آرمان گرایانه ای دلبسته اند که نیل به آن در جهان خاکی ما بسی دشوار است . مبتلایان به شخصیت وسواسی قادر بـه ابـراز عواطف و هیجانات مثبت و منفی خود نیستند و این عـواطـف را تنـها بـه صـورت غیر مستقیم ابـراز می کنند . ایـن افـراد با سخت گیری و تنگ نظری ، زندگی را بر همسر و فرزندان و همکاران و زیردستان تلخ میکنند و تازه در شگفت هستند که چرا محبوب نیستند و چرا دیگران در پذیرش رفتارها و دیدگاه های آنان مشکل دارند . این افراد قادرند برای ساعات متمادی کار کنند و از نظر شغلی عموما افرادی با کفایت هستند و شیفته کسانی هستند که خواسته های خود را به روشی مقتدرانه اعمال می کنند . بـه نـدرت از کسی تعریـف می کنـنـد ، اما در دلسرد کـردن دیـگـران استاد هستـنـد . خانواده ، دوستان و همکاران ایـن افـراد ممکن است از خشکی و سرسختی همیشگی آنان سرخورده شونـد . اینها پیرو افراطی ایـن ضـرب المثل هستند « هر چیز که خوار آید یک روز به کار آید » . دور ریختن اشیای بی مصـرف را مصلحت نمی داننـد . در ابـراز عواطـف و احساسات لطیـف و ظریـف مشکل دارنـد . به عنوان پدر و مادر یا رئیس خیلی زیاد به جزئیات زندگی و رفتـار فـرزنـد یا زیـردست خود توجه نشان می دهند و می خواهند از همه چیز سر در بیاورند نرم افزار سالنامه وزارت بهداشت

چه عواملی در ابتلا به شخصیت وسواسی دخالت دارند:در سابـقـه زنـدگی ایـن افـراد اغلـب انضباط سخـت در دوران کودکی را می تـوان کشف کـرد . عموما عقیـده بـر ایـن است که سخت گیـری پـدر و مادر در آموختن زودهنگام رفتارهای شایسته اجتماعی و از جمله کنتـرل کامل ادرار و مدفـوع تـا پیش از دو سالگی ، از عوامل ایجاد شخصیـت وسواسی است . بـرخی عقـیـده دارنـد که رفتـارهای دفاعـی ناخودآگاه علیـه تمایل بـه بی نظمی و بی بـرنامگی و کثیـف بودن است . چنیـن پـنداشته می شود که فـرد با توسل به رفتارهای تشریفاتی ، وسواس خود را در برابـر اضطراب شدیـد و مـزمـن حفظ می کنـد و منـش های وسواسی ، سدی در بـرابـر انگیزه های تهاجمی و پرخاشگری و احساس گناه ناخودآگاه هستند . این بیماران در میان سایر مبتلایان اختلال شخصیت،مستثنی هستنـد و اغلب با آگاهی از مشکل خود بـه درمان می پـردازنـد . با روان درمانی طولانی و پیچیـده و بااستفاده ازداروهای جدیـد ، امکان کنترل این اختلال فراهم آمده است

اختلال شخصیت مرزی یعنی چه:مهم تـریـن ویژگی های « شخصیت های مرزی » عبارت هستنـد از : بی ثباتی دائمی در روابط با افراد دیگر ، بی ثباتی در هویت و ارزیابی از خویشتن ، بی ثباتی در عواطف و رفتارهای ناگهانی و مهارنشدنی به ویژه به صورت تظاهر شدید خشم و پرخاشگری . بدیهی است که ایـن بی ثباتی ها و ایـن فوران های خشم با روابط شغلی ، دوستی و زنـاشویی سازگاری نـدارد . آغـاز ایـن اختلال از اول جوانـی است و اگـر درمان نـشـود بـرای همیشـه ادامـه می یابـد و وخیم می شود . عـوارض آن تنها بـه احساس ناراحتـی و رنـج محـدود نمی شود ، بلکـه به شکل صدمـه بـه خود ، خودکشی ، اعتیاد و ضرب و جرح اطرافیان نیز تظاهر می یابد . وضعیـت ایـن مبتلایان چنان است که گویی همیشه در بحران هستند . نوسانهای خلقی در آنها شایع است . فـرد در یک لحظه مجادله گر و در لحظه بعد افسرده است . رفتار ایـن افراد ، پیش بینی ناپـذیـر و به میـزان زیـاد به زمینه ارتباط آنان با دیگران مرتبط است

چه عوامل در ابتلا به شخصیت مرزی دخالت دارند:اختلال شخصیت مرزی در میان بستگان درجه یک مبتلایان به این اختلال ، پنج درصد کل جمعیت مبتلایان است . در خانواده این بیماران میزان اختلال شخصیت ضد اجتماعی ، اعتیاد و افسردگی نیز بالاتر از جمعیت عادی است . این نوع شیوه خانوادگی نماینده عوامل ژنتیک و یادگیری است که همراه یکدیگر اثر می کنند و شخصیت مرزی را پدید می آورند . در بسیاری از افراد مرزی، دوره هایی از افسردگی شدید وجود دارد که گاه تبدیل به نشانه های پابرجای افسردگی می شود. این بیماران از درمان، چه به صورت سرپایی و چه به صورت بستری در بیـمارستان ( در زمان بی ثباتی شدیـد و بـحران های افسـردگی و روان پـریـشی سوء رفتار ) استقبال می کنند . روان درمانی انفرادی طی جلسات متعدد به بیمار کمک می کند تا دگرگونی های بنیادی در ساختار شخصیتی خود پدید آورد . یاری گرفتن از اعضای خانواده ، بهبـود در موقعیت های نامناسب خانوادگی ، تغیـیـر در روابط بیمار گونه اعضای خانواده و خانواده درمانی مفید است. دارو درمانی نیز برای کنترل نشانه های خاص موثر است

اختلال شخصیت بدبین یاپارانوئید:مهم تریـن ویژگی این اختلال عبارت است از سوءظن و بی اعتمادی به دیگران . مبتلایان چنین می پندارند که دیگران آنان را مورد آزار ، بهره کشی یا فریب قرار می دهند ، در حالی که واقعیت چنین نیست . این افراد بدون هیچ دلیل ، یا بر پایه شواهد ناچیز و بی اهمیت، دچار این شک هستند که دیگران بـر ضد آنان توطئـه می کننـد . درباره وفاداری همسر ، بستگان و دوستان خویش همیشه تـردیـد دارند و اعمال آنان را به دقت مورد ریزبینی قرار می دهند تا شواهدی حاکی از نیات خصمانه آنان بیابند . حتی تشویق و تعریف ، اغلب مورد سوءتعبیـر قـرار می گیـرد . این افراد به صورت بیمار گونه ، حسود هستند . اغلب بدون اینکه شواهدی موجود باشد ، مظنون به خیانت همسرشان هستند . از آنجا که قادر به اعتماد کردن به دیگران نیستند ، نیاز شدید به خودکفایی و استقلال دارند

چه عواملی در بروز اختلال شخصیت بد بین نقش دارند:عوامل ارثی را در ایـن اختلال دخیل دانسته اند ، اما به نظـر می رسد نقش محیط اولیه پرورش کودک نیز بسیار مهم است.محیط خانوادگی سرد، انزواجو، بی اعتمادی و سوءظن، موقعیت های برانگیزنده حسادت و کاهنده احترام به نفس ، بدرفتاری از سوی والدین و رفتار و گفتار طعنه آمیز و دارای معانی دوگانه از سوی آنان همه در ایجاد شخصیت پارانوئید نقش دارند . این اختلال در 5/. تا 5/2 درصد کل جمعیت جهان گزارش شده است .

 درمان اختصاصـی اختلال « شخصیت پارانوئید » عبارت است از :

1-روان درمانـی . اما ویـژگی های شخصیتی ایـن بیماران مانع عمده ای در ایجاد رابطه درمانی مناسب است .

2-درمان دارویی بـرای مقابله با اضطـراب و پریشانی بیـمار و یا دوره های آشفتگی شدید و اندیشه های شبه هذیانی او مفید است

اختلال شخصیت وابسته یعنی چه:مهمترین ویژگی های این اختلال عبارت هستند از : داشتن اطمینان به افراد ، وابستگی کامل به دیگران ، رفتار تسلیم جویانه ، کم رویی ، تردید و پرهیز از مسئولیت ها . نیـاز بیش از حد شخصیـت وابستـه بـرای اینکه تحت حمایت و مراقبت قرار گیـرد ، سبب می شود تسلط دیگران و اجحاف و بدرفتاری آنان را بپـذیـرد . تـرس وی از جدایی موجب می شـود . رفتـاری تسلیم جویانه و حقارت آمیز و در بـرابـر دیگران در پیش گیـرد . این رفتارها در ابتـدای جوانی ظاهـر می شود و در زمینه های گوناگون تجلی می یابد . یک شخصیت وابستـه در تصمیم گیـری های معمولی روزانـه هم مشکل دارد . ایـن افـراد هیچ گاه نمی تواننـد آغازگـر کاری باشنـد و تـوانایـی نه گفتـن را هم ندارنـد . او می خواهد روابط خـود را با دیگـران به هـر قیـمـت حفظ کند پس مجبـور به تحمل انـواع پستی ها می شود و پیـونـدهای او با دیگران نامتوازن و مخدوش است . ایـن افـراد دیـدی منفی و بدبیـنانـه و مـردد نسبـت به خویـش دارنـد و تـوانایی های خود را نـاچیـز می شمارند . افسردگی و اضطراب در این افراد بسیار شایع است

چه عواملی در بروز اختلال شخصیت وابسته نقش دارند:تـشخیـص اختلال شخصیـت وابـستـه زمانـی امکان داردکه فـرد با وجـود امکاناتی که دارد ، رفـتارهای وابستـه را ادامه می دهـد . روابط اجتماعی مبتلایان ، محدود به افـراد مـورد اتـکایشان است و از نظر خانوادگی هم بسیاری از آنان نسبت به بدرفتاری جسمی یا روانی از سوی همسر در رنج هستند ، اما جرات اعتراض ندارند  در صورت قطع رابطه با فـرد مورد وابستگی ، در معرض خطر افسردگی شدید قرار می گیرند . در عین حال در صورت درمان ، امکان بهبـود ، زیاد است . بنیـان درمان بـر روان درمانی و دارو درمانی است . روان درمانی بینش گرا بیـمار را قادر می سازد که زمینـه رفتار خود و چگونگی شکل گیری آن را دریابد . بیـمار با حمایت پزشک می تواند نسبـت بـه پیـش از درمان مستقل تـر ، پـرجرات تـر و متکی تر به خود شود . رفتار درمانی، درمان جرات ورزی، خانواده درمانی و گروه درمانی موفقیت آمیز بوده اند و جهـت مقابلـه با علائم اضطـراب و افسـردگی شایـع در ایـن بیـماران تـرکیـب روان درمانی و دارو درمانی موثر است

اختلال شخصیت گسیخته واریا اسکیزوئید: بنیادی ترین ویژگی اختلال شخصیت اسکیزوئید عبارت است از دوری گزیدن از روابط اجتماعی . ایـن افراد در ارتباط با دیگران قادر بـه ابراز عواطف عادی نیستند و اصولا دامنه عواطف آنان محدود است . این ویژگی از ابتدای جوانی و در زمینه های گوناگون زندگی آنان ، چه در محیط خانه و چه در تحصیل ، چه در کار و چه در زناشویی قابل ملاحظه است . ایـن افراد اشتیاقی برای برقراری دوستی و صمیمیـت با دیگران ندارند . از رابطه با دیگران پـرهـیـز می کنند و بـر خلاف اکثـر انسان ها که از تـعـلـق بـه خانـواده یا گـروه های اجتماعی دیـگر لـذت می برنـد ، از ایـن تعلقات رضایـت خاطر ندارند . آنها کار شبانه را بـه کار روزانه ترجیـح می دهند ، زیـرا به ایـن ترتـیـب مجبـور نیستند با عده زیادی سر و کار داشته باشنـد . دوستان نزدیک یا افراد مورد اطمینان ندارند . این افراد در نخستین دیدارها معذب و ناراحت به نظـر می رسنـد و از تماس چشمی دوری می کنند . در ابراز خشم خود حتی در واکنش به تحریک مستقیم مشکل دارند که در نتیجه این تاثیر را پدید می آورد که آنان فاقد هیجان هستند اینترنت.

چه عواملی در ابتلابه شخصیت اسکیزوئید نقش دارند:دوره کودکی یا نوجوانی مبتلایان به اختلال شخصیت اسکیزوئید ممکن است با انزوا ، روابط کم با همسالان و دستاوردهای پایین تـر از انتظار در مدرسه مشخص شود . ایـن کودکان یا نوجوانان به علت تفاوت با دیگران مورد اذیت و آزار همسالانشان قـرار می گیرنـد که طبعا بر انزواطلبی آنان می افزایـد .  رابطه ژنتیک بین ایـن اختلال با اسکیـزوفـرنیا و اختلال شخصیت اسکیزوتایپال ذکـر شده است . مبتلایان بـه اختلال شخصـیـت اسکیزوئید می تـوانـنـد بـیـماران خوبـی بـرای درمان بـه شیـوه روان درمانی باشنـد . تمایـل آنـان بـه درون گـری با انتظارات روان درمانـگـر سازگار اسـت . بـا بـرقـراری اعتماد نسبـت بـه پـزشک ، ممکن است به تدریج و بـا هـراس فراوان ، خیال پـردازی ها ، دوستان تـصـوری و تـرس از وابستگی ، حتی درباره ارتباط بـا درمانـگـر فـرد را آشکار کنـنـد . درمان دارویـی بـا مـقـادیـر جـزیـی از داروهای ضـد روان پریشـی ، ضـدافسـردگی و محرک های روانی در بـرخـی بیماران موثر بوده است نرم افزار سالنامه وزارت بهداشت

اختلال شخصیت ضد اجتماعی یاآنتی سوشیال:ویـژگی اصلی ایـن اختلال شخصیـت ، نداشتـن ظرفیـت بـرای دلبستگی و وفاداری به دیگران یا قوانـیـن زندگی اجتماعی است . این افـراد احساس مسئولیـت ندارنـدو بی عاطفه به نظر می رسنـد و تنها لذت های آنی وفوری بـرایـشان مهم است . بـا دلیـل تـراشی های لفاظانه ، خود را متقاعد می کنند که اعمالشان منطقی و مجاز است . به نظر می رسد ایـن افـراد نمی توانند دریابند اعمالشان چه نتایج و عواقب ناخوشایند و دردناکی برای دیگران به بار می آورد ، از این رو به دنبال کارهای مصیبت بار خود احساس پشیمانی و گناه نمی کنند . این افراد به دنبال لذت های آنی هستند و تصمیم گیـری های آنان شتابـزده و ناشی از انگیـزه های فـوری است . از ایـن رو قادر بـه برنامه ریزی بـرای آینـده نیستـنـد و درگرگونی های ناگهانی در شغل ، محل زندگی و روابط فردی بین آنان شایع است . در همیـن خانواده هاست که پایـه شخصیـت ضداجتماعی و یا ده ها مشکل روانی دیگر در کودک گذاشته می شود

عوامل ایجاد کننده شخصیت ضد اجتماعی کدامند:در سـوابـق خـانـوادگی مبـتـلایـان بـه « اختـلال شخـصـیــت ضـداجتـمـاعـی » نـارسایـی ها و ناهنجاری های فراوان در رابطه پدر و مادر با کودک و با یکدیگر دیده می شود . شیوع بیشتر شب ادراری، تمایل به بازی با آتش و بی رحمی با جانوران در دوران کودکی دیده می شود. مشکل زمانی حادتر می شود که کودک به سن بلوغ می رسد . او به صـورت یک نوجوان ، فـردی بی عاطفه ، خودخواه ، خودشیفتـه و قـدرناشناس بـه نظـر می رسـد . بی اعـتـنـایـی به امکانات خانوادگی ، مهارت های شخصی و مقتضیات اجتماعی از مشخصات برجسته این گروه است . اگر عوامل اجتماعی در ایجاد شخصیت ضداجتماعی نقش داشته باشنـد ، تغییـر دادن آنها یا دور کردن فرد ضداجتماعی از آن محیط توصیـه می شود . بنیادی تـریـن عامل برای درمان موثـر عبارت است از : جای دادن کودک و نوجـوان ضداجتماعی در یک محیـط گـرم و پـذیـرنـده انسانی و حفـظ انضباط و رعایـت اصـول اخلاقی به مدت لازم در آن محیط . داروها نیز برای ایجاد تغییرات پابرجا در شخصیت و رفتار مبتلایان مفید است

اختلال شخصیت خود شیفته یا هیستریونیک یعنی:خودشیفتگی در زبـان های اروپـایـی بـه « نارسیسم » موسوم است . واژه نارسیس از همـان نرگس که در زبان فارسی است منشا می گیـرد . این افراد خود را بدون جهت بزرگ می پندارنـد که ممکن اسـت بـه صـورت رفتـارهای بـزرگ منشانه هم تظاهـر یـابـد . نسبـت به ارزیابی خود به وسیله دیگران بسیار حساس هستند .اینها نیازمند توجه و ستایش دایمی هستند و اگر دیگران از این کار غفلت کنند ، خود به جست و جوی تحسین می پـردازنـد و به لطایف الحیل ، دیگران را وادار به تـمجیـد از خویش می کننـد . اگر دوست یا همسـر آنان لحظه ای دست از تحسیـن آنان بـردارد ، خشمگیـن ، مضطـرب و افـسرده می شوند و با رنجیدگی او را به قدرناشناسی و حماقت متهم می کنند . نرم افزار سالنامه وزارت بهداشت

 درمان این بیماران و حتی متقاعد کردن آنان برای مراجعه به روانپزشک کار دشواری است زیرا آنها اظهار می کنند که مـن از دکتـر بیشتـر می دانـم . به هـر حال روان درمانی با هـدف ایجاد بینـش بـرای بیـمار ، درمان اصلی را تشکیل می دهد

اختلال شخصیت نمایشی چگونه است:مهم تـریـن ویژگی مبتلایان به ایـن اختلال شخصیتی عبارت است از تمایل به جلب توجـه . آنها برای این کار دست به کارهای غیرعادی می زنند،از جمله پوشیدن لباس های عجیب،آرایش های نابهنجار و زننده،اغواگری و تکبر.این شخص اگر در جمعی مورد توجه قرار نگیرد به شدت احساس ناراحتی می کند و به هر ترتیب می کوشد توجه دیگران را به خود جلب نماید . عواطف ایـن افـراد به صورت شدید و نمایشی و اغراق آمیـز ابـراز می شود ، اما از عمق بـرخوردار نیست . می توان گفت این افراد رفتارهای کودکانه ای دارند . برای نمـونـه بسیار تلقیـن پـذیر و به اصطلاح دهن بیـن هستند . شیفتـه مدهای جدیـد و تغییـرات پی در پی هستند ، بی آنکه واقعا نیـازی به این تغیـیرات باشد . اصـولا به دست آوردن و سپس رها کردن ، یکی از ویـژگی های بارز آنان و نماینده عدم بلوغ عاطفی است. اقدام به خودکشی های نمایشی و حملات غش و ضعف در برابر ناکامی رسیدن به خواسته ها در زنان و مردان هیستریونیک فراوان است

اختلال شخصیت اجتنابی چگونه است:ویـژگی اصلی اختلال شخصـیـت اجتنابی عبارت است از : احساس ناشایستگی ، حساسیت شدیـد به ارزیابی منفی دیگران ، ناتوانی در مهار رفتـارهای اجتماعی و لذت نبـردن از زندگی . ازآنجا که این افراد دچار ترس شدید از خرده گیری ، عدم پذیرش یا طرد از سوی دیگران هستنـد ، از هر فعالیتی که متضمن تماس و ارتباط با دیگران باشد ، اجتناب  می کنند.ایـن فعالیـت ها ممکن است ، شغلی ، تحصیلی ، ورزشی ، تفریحی و یا هـر نوع دیگـر باشد . از ازدواج خودداری می کنند ، زیرا می ترسند که از عهده خواسته های همسر برنیایند و مورد انتقاد قرار گیرند . پیشنهاد ارتقاء مقام را رد می کنند ، زیرا بار مسئولیت های جدید ممکن است توام با انتظاراتی از سوی مافوق و همکاران باشد و منجر به خرده گیری از سوی آنان شود .آنها همیشه گـوش به زنـگ و مراقـب حرکات و حالات چهـره دیگران هستـنـد و در جست و جوی نشانه های تمسخر و استهزاء و رنجش و نفرت از سوی دیگران نسبت به خود هسـتنـد . دیگران این افراد را به عنوان خجالتی ، ترسو ، تنها و منزوی توصیف می کنند

چه عواملی درایجاد اختلال شخصیت اجتنابی نقش دارند:در ایـن افراد اختلالات اضطرابی و افسردگی شایع است . وجود توام اختلال شخصیت اجتنابی با اختلال شخصیت وابستـه زیـاد ملاحظه می شـود زیـرا افرادی با شخصیت اجتنابی بـه آن عده افراد معدودی که با ایشان دوستی دارند ، خیلی پیوسته و وابسته می شونـد . رفـتـار اجتنابی اغلب از دوره شیرخوارگی یا کودکی با خجالت ، انزوا و ترس از بیگانگان و موقعیت های تازه آغاز می شود . هنگامی که روابط اجتماعی با مردم ناآشنا اهمیت بیشتر پیدا می کنـد یعنی در دوره نوجوانی و ابتدای جوانی ، فرد به نحوی فزاینده خجالتی تر و رفتارهای او اجتنابی تـر می شود . درمان در درجه نخست عبارت است از روان درمانی . درمانگر ضمن اینکه رفتارهای اجتنابی بیمار را در ابتدا می پذیرد و نسبت بـه آن تفاهم نشان می دهد به تدریج بـیـمار را تشویق می کند که به سوی جهان بیرون برود و آنچه را به عنوان خطرات بزرگ، تحقیر ، طرد و شکست تلقی میکند ، بپذیرد . درمان گروهی و آموزش جرات که نوعی رفتار درمانی است هر دو می تواند مفید باشد . داروهای ضد اضطراب و ضدافسردگی قابل استفاده است

نظرات ()



اضطراب
نویسنده: اشوان - سه‌شنبه ٢٢ آذر ،۱۳٩٠

 

اضطراب

همه ما در مراحل مختلف زندگی اضطراب را تجربه می کنیم و طبیعی است که هر فردی در مواجهه با موقعیت های تنش زا مضطرب شود. اما احساس اضطراب شدید و مزمن بدون وجود دلیل آشکار بیرونی عادی نیست و بیماری یا اختلال محسوب می شود.

 
اضطراب با احساساتی همچون نداشتن اطمینان، درماندگی و نگرانی شدید همراه است و به طور کلی احساس بسیار ناخوشایند همراه با دلواپسی است که با واکنش های جسمانی مانند تنگی نفس،تپش قلب، تعریق یا سردرد بروز پیدا می کند.

در بیشتر موارد فرد می تواند با در پیش گرفتن چند راهکار ساده این علایم را تحت کنترل درآورد اما در مواردی مراجعه به روان شناس ضروری است. امروزه در زندگی شهری با وجود مشکلات عدیده اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، قطعا همه ما گهگاه دچار اضطراب می شویم بنابراین خواندن ادامه مطلب را به خوانندگان توصیه می کنیم.

تفاوت اضطراب و ترس
دکتر اکرم پرند روان شناس و مشاور در این باره می گوید: آن چه عامه مردم از اضطراب می دانند، اضطراب فراگیر است که یکی از انواع اختلالات اضطرابی محسوب می شود. اختلالات اضطرابی دامنه گسترده ای از اختلالات روانی شامل انواع وسواس های فکری و عملی، اختلالات وحشت زدگی ، هراس ها یا ترس های مرضی و اختلالات اضطرابی ناشی از مصرف مواد مخدر یا الکل را تشکیل می دهد اما شایع ترین آن همان اضطراب فراگیر است که نگرانی مفرط و مداوم است.

در واقع نگرانی بدون منشاء اضطراب نامیده می شود، مثلا مادری که به محض خارج شدن فرزندش از منزل دایم نگران اوست و دچار اضطراب می شود. نکته این جاست که هراس ها دسته ای از اختلالات اضطرابی است که با اضطراب فراگیر توسط عموم اشتباه گرفته می شود. این دسته از هراس ها که به «فوبیا »معروف است ، منشاء دارد یعنی فرد از یک جسم یا موقعیت یا فضای خاص می ترسد و یا ممکن است از ارتفاع، آسانسور یا خون دچار هراس شدید شود.

 
هم چنین ممکن است فردی دچار هراس های اجتماعی شود مثلا از حضور در جمع یا گفت وگو با دیگران هراس داشته باشد و مدت ها طول می کشد تا به بی دلیل بودن هراس خود پی ببرد. از این رو ترس ها در واقع زیرمجموعه اختلالات اضطرابی قرار می گیرد. اضطراب فراگیر شایع ترین نوع اضطراب محسوب می شود و ممکن است در درازمدت به اضطراب شدید، مزمن و بیمارگونه تبدیل شود.

بیشتر علایم اضطراب فراگیر به صورت واکنش های جسمی بروز پیدا می کند. تپش قلب، تعریق فراوان، احساس بی قراری و بی تابی و خستگی مفرط در بیشتر موارد قابل مشاهده است اما گاه علایم دیگری هم بروز می کند. مثلا ممکن است فردی به پرخوری یا کم خوری روی آورد و اگر به اضطراب مزمن تبدیل شود ممکن است فرد را پرخواب یا کم خواب کند. در بسیاری از مواقع کیفیت خواب فرد تحت تاثیر قرار می گیرد و او ممکن است وحشت در خواب را تجربه کند.

عوامل ایجاد اضطراب
دکتر پرند با اشاره به این که اضطراب مانند دیگر اختلالات روانی منشاء درونی یا بیرونی دارد،می گوید: ژنتیک ازجمله عوامل درونی است که در ایجاد اضطراب نقش مهمی دارد. ویژگی های شخصیتی بعضی از افراد در ابتلا به اختلالات اضطرابی نقش دارد به عنوان مثال افراد کمال گرا بیشتر از دیگران در معرض ابتلا به اضطراب قرار دارند زیرا همواره انتظارات و توقعات بالایی دارند و ممکن است نتوانند به آن ها برسند.


 
ازجمله عوامل محیطی موثر در ایجاد اضطراب نیز می توان به بعضی از مشاغلی که استرس زاست، اشاره کرد که تاثیر قابل توجهی در بروز اضطراب دارد.

نکته این جاست که این دسته از اختلالات مانند دیگر اختلالات روانی، مسری است و وقتی یکی از اعضای خانواده مضطرب باشد، آن را ناخودآگاه به دیگران منتقل می کند. اما نبود اضطراب باعث کاهش بار انگیزشی عملکرد و رفتارهای فرد می شود. کسانی که هیچ اضطرابی ندارند و در اصطلاح به آن ها «خونسرد» می گویند، افرادی هستند که درباره انجام امور و کارهای روزانه نگرانی ندارند و بیشتر کارهایشان را با خونسردی افراطی انجام می دهند و ممکن است همین امر مانع پیشرفت آن ها شود.

 
بنابراین اگر اضطراب به اختلال تبدیل نشود می تواند مفید باشد و به فرد کمک کند تا به پیشرفت و ترقی برسد. اضطراب طبیعی توسط خود فرد قابل تشخیص است اما مشاور می تواند با یک سری سوالات درباره کیفیت خواب، خوراک، فعالیت های روزانه و بررسی واکنش های جسمی سطح اضطراب فرد را تعیین کند.

هم چنین پرسش هایی درباره تحریک پذیری، بی قراری، ناآرامی و ... به مشاور کمک می کند تا سطح اضطراب فرد تعیین شود. اضطراب به ۳ دسته خفیف، متوسط و شدید تقسیم می شود و بسته به نوع و شدت آن درمان ها آغاز می شود.

درمان های اختلالات اضطرابی
دکتر پرند درباره شیوه های متفاوت درمان اختلالات اضطرابی چنین توضیح می دهد: یکی از شیوه های درمانی، روان تحلیل گری است که شیوه درمانی بسیار طولانی و زمان بری است و توسط روانکاو صورت می گیرد. شیوه رایج تر درمان، شیوه شناختی و رفتاری است که طی آن مشاور به فرد کمک می کند تا بتواند به ریشه اضطراب پی ببرد و آن را درمان کند.

روان شناس در این روش ها روی افکار و باورهایی که در شکل گیری اضطراب نقش داشته است، تمرکز و به فرد کمک می کند تا این باورها را اصلاح کند. اصلاح این باورها باعث می شود فرد زندگی و پیرامون خود را از زاویه جدیدی ببیند و دچار اضطراب های بیهوده نشود.

پس از اصلاح باورها، او باید به صورت عملی کارهایی انجام دهد تا اضطرابش کنترل شود. به عنوان مثال او وضعیت جسمی خود را به هنگام احساس اضطراب مشاهده و سعی می کند با اضطراب مقابله کند. کنترل ضربان قلب، نبض، وضعیت تعریق و... به او کمک می کند تا دریابد با اضطراب در واقع چقدر بدن خود را مستهلک کرده است و به خود آسیب می زند. به این ترتیب می تواند با کنترل شرایط جسمی با اضطراب مقابله کند.

 
این روان شناس با اشاره به این که اضطراب از بدو تولد با انسان همراه است، تاکید می کند: اگر نیازهای اولیه یک کودک به غذا، توجه، امنیت و پوشاک را تامین نکنید، می توانید اضطراب را در او ببینید، بنابراین زمانی که نیازهای انسان برآورده نشود، اضطراب خود را نشان می دهد.

همان طور که قبلا اشاره کردیم اگر اضطراب سلامت روانی و جسمانی فرد را تحت تاثیر قرار ندهد، مفید است و مشکلی برای وی به وجود نمی آورد. دکتر پرند با بیان این که اگر فردی «چراهای »زیادی در ذهن داشته باشد و جوابی برای آن نیابد باید روی تغییر افکار و باورهایش تلاش کند، تصریح می کند: بعضی افراد تفکر همه یا هیچ دارند یعنی می خواهند در زندگی فردی یا اجتماعی خود به تمام افکار و باورهای خود پای بند بمانند و انعطاف پذیری لازم را در زندگی اجتماعی ندارند.

این دسته از افراد در طول زمان حمایت اجتماعی اطرافیان را از دست می دهند و ممکن است به علت پای بند بودن به این باورها دچار مشکلات بیشتری شوند، درون نگری و سپس ارزیابی باورها و تلاش برای اصلاح و تغییر باورها یکی از اولین راهکارهای مقابله با اختلالات اضطرابی محسوب می شود.

پذیرش، کلید رفع اضطراب
آنچه بیش ازهرچیزدیگری در جوامع امروز باعث افزایش اضطراب می شود، بالا رفتن سطح توقعات و انتظارات انسان از خود و اطرافیانش است. وی می گوید: هر قدر سطح توقعات بالاتر باشد، دستیابی به آن چه موردنظر است دشوارتر و اضطراب فرد بیشتر خواهد شد، بنابراین داشتن انتظارات منطقی به افراد کمک می کند تا کمتر دچار اضطراب شوند.

از سوی دیگر رفع تنش ها و گرفتاری های روزانه با دید منطقی و صحیح سطح اضطراب را کاهش می دهد. در بسیاری از موارد توجه به علایق و نیازهای فردی در زندگی روزمره در مقابله با اضطراب کمک کننده است. این موضوع به ویژه در مورد مادران صادق است زیرا همواره عادت دارند تمام زندگی خود را صرف فرزندان کنند غافل از این که توجه صد در صد به فرزندان در طول زمان و نادیده گرفتن علایق و نیازهای فردی اضطراب زاست و سلامت روان را به خطر می اندازد.

 

عامل بروز اضطراب و افسردگی چیست؟

روانشناسان در یک مطالعه جدید دریافته‌اند کودکانی که سریعتر بالغ می‌شوند اضطراب و افسردگی بیشتری را تجربه می‌کنند.

این روانشناسان تایید کردند با توجه به این یافته والدین و معلمان مدرسه باید علاوه بر سن بالغ شدن، سرعت بلوغ را نیز در مواجهه با نوجوانان در نظر بگیرند.

کریستین مارئسو، نویسنده اصلی این مطالعه خاطرنشان کرد: ما جزئیات فراگیر بیشتری از آنچه که در دوران بلوغ در بدن یک نوجوان اتفاق می‌افتد، بدست آوردیم و بررسی کردیم که چرا حاصل این تغییرات می‌تواند بروز مشکلات رفتاری باشد.

دکتر الیزابت سوسمان از دانشگاه ایالتی پن که سرپرستی این مطالعه را برعهده داشته اطلاعات مر بوط به 364 پسر و 373 دختر نوجوان را مورد تجزیه و تحلیل قرار داد. این اطلاعات از انستیتو ملی سلامت کودک و رشد انسان جمع‌آوری شده و نتایج مطالعات در مجله روانشناسی رشد منتشر شده است.

به گزارش روزنامه واشنگتن پست، این متخصصان می‌گویند: وقتی تغییرات مهم مربوط به دوران بلوغ در یک مدت زمان کوتاه بروز می‌کنند نوجوانان زمان کافی برای کنارآمدن و هماهنگ شدن با آنها نخواهند داشت، بنابراین به لحاظ احساسی و اجتماعی آمادگی تمام این تغییرات را ندارند و در نتیجه دچار مشکلات رفتاری می‌شوند که مشکلات درونی به مشکل اضطراب و افسردگی بروز می‌کند.

 

زنان 2برابر مردان دچار اضطراب می‌شوند

یک روانپزشک گفت: زنان بیشتر از مردان دچار اضطراب می‌شوند؛ البته این مسئله در انواع اضطراب‌ها متفاوت است مثلاً در اختلالات وسواسی حدوداً نسبت زن و مرد مساوی است ولی در اکثر اضطراب های دیگر تقریباً زنان 2برابر مردان دچار اختلال می‌شوند.
 
حمید طاهرخانی درباره اختلال اضطراب با بیان اینکه اضطراب درحد معمول، جزئی از زندگی روزمره است میگوید: کمی نگرانی و اضطراب می‌تواند به تمرکز و انگیزه فرد کمک کند اما اگر اضطراب زیاد و بیش از اندازه باشد، ممکن است احساسی از ناامیدی به همراه گیجی و همچنین احساس نگرانی بیش از حد نسبت به رویدادهای غیر جدی و معمولی زندگی به وجود آورد. در واقع افزایش نگرانی و اضطراب به حدی که بر زندگی روزمره تسلط یابد پدیده ای طبیعی نیست و اضطراب هنگامی در فرد بروز می‌کند که شرایط استرس‌زا در زندگی او بیش از حد طولانی شود یا به‌طور مکرر رخ دهد که در این صورت بدن فرسوده و در برابر بیماری‌های جسمی و روانی آسیب‌پذیر می‌شود.
 
علل‌ بروز اضطراب: با فعال‌ شدن‌ مکانیسم‌های‌ دفاعی‌ بدن‌ برای‌ مبارزه‌ یا استرس ترشح‌ آدرنالین‌ از غدد فوق‌کلیوی‌ افزایش‌ می‌یابد، و موادی‌ که‌ از تجزیه‌ آدرنالین‌ در بدن به نام کاتکول‌ آمین‌ها جمع‌ می‌شوند نهایتاً بخشهای‌ مختلف‌ بدن‌ را تحت ‌تأثیر قرار می‌دهند. تلاش‌ برای‌ پرهیز از اضطراب،‌ خود موجب‌ اضطراب‌ بیشتر می‌شود و استرس‌ با هر منشاء مثل مشکلات‌ اجتماعی‌ یا مالی، سابقه‌ خانوادگی‌ اضطراب‌، خستگی‌، کار زیاد یا بیماری‌ جسمانی، بروز اضطراب را تسریع می‌کند.
 
اضطراب یکسری علائم بدنی و فیزیولوژیک مانند لرزش و گرفتگی عضلات، احساس گرفتگی یا پری در ناحیه گلو یا قفسه سینه، نفس تنگی و افزایش ضربان قلب، سبکی سر یا گیجی، عرق سرد و دستان مرطوب، انقباض و دردهای عضلانی، خستگی مفرط، اختلال در خواب دارد.
 
اضطراب‌های معمولی برای همه رخ می‌دهد و معمولاً گذراست ولی پذیرش اضطراب‌های شدیدتر برای فرد معمولاً سخت است و آن را به صورت عدم احساس راحتی، بی قراری، احساس تحریک‌پذیری بیش از اندازه، نگرانی بیش از حد تجربه می‌کند. همچنین ممکن است ترس دائم از اینکه اتفاقی بد در حال وقوع است یا احساسی مبنی بر اینکه دنیا به آخر رسیده است یا اینکه عدم توانایی در تمرکز برای فرد رخ می‌دهد.
 
اضطراب به تنهایی یک بیماری محسوب نمی‌شود و انسان‌ها حتی در بعضی از وضعیت‌های مثبت مانند ازدواج‌کردن، بچه‌دارشدن، ارتقای تحصیلی و غیره دچار اضطراب می‌شوند ولی اگر اضطراب‌ها طول‌کشنده باشند یا اینکه به قدری شدید باشند که عملکرد روزانه فرد را تحت تاثیر قرار دهد، می توان از آنها به عنوان اختلالات اضطرابی نام برد.
 
‌ اختلالی که نزدیک به بحث ماست اختلال اضطرابی منتشر است و بدین معنا است که فردی حداقل در یک دوره 6ماهه اضطراب و دلشوره مداوم داشته باشد. ولی اختلالات اضطرابی دیگر نیز داریم که می‌توان از پانیک یا هراس، فوبیا یا ترس مرضی، وسواس و اختلال استرس پس از سانحه نام برد که هرکدام تعریف مشخص خود را دارند.
 
زنان بیشتر از مردان دچار اضطراب می‌شوند. البته در انواع اضطراب‌ها متفاوت است مثلاً در اختلالات وسواسی حدوداً نسبت زن و مرد مساوی است ولی در اکثر اضطراب های دیگر تقریباً زنان 2 برابر مردان دچار اختلال می‌شوند.
 
شاید بتوان گفت که تمام اضطراب‌ها نیاز به درمان ندارد ولی تمام اضطراب‌هایی که منجر به اختلال عملکرد می‌شود و فرد را آزار می‌دهد یا به نوعی در دسته اختلالات اضطرابی قرار می‌گیرند باید درمان شوند.
 
طاهرخانی در پاسخ به این سوال که آیا درمان اضطراب فقط داروهای آرامش‌بخش است یا نه تصریح کرد: این سوال مهمی است و باید توجه کنیم که کلاً درمان اضطراب می‌تواند بر اساس درمان دارویی به علاوه روان‌درمانی باشد ولی متاسفانه مصرف خودسرانه داروهای خواب آور و آرامبخش مثل دیازپام و غیره برای کنترل اضطراب خیلی شایع است. درست است که برای موارد کوتاه مدت اضطراب می‌توان از این داروها استفاده کرد ولی درصورت وجود اضطراب‌های طولانی‌تر از یک ماه نباید به هیچ وجه این داروها بدون تجویز روانپزشک مصرف شود چرا که داروهای خواب‌آور و آرامبخش می‌تواند در درازمدت اعتیادآور باشند.
 
این روانپزشک گفت: دراضطراب‌های طولانی‌مدت باید از داروهای دیگری استفاده کرد که حتما باید با تجویز روانپزشک باشد. علاوه بر دارودرمانی و روان‌درمانی، توصیه‌های مفیدی برای کاهش شدت یا حتی جلوگیری از اضطراب وجود دارد که امتناع از خوردن کافئین مانند قهوه، چای، کولاها و شکلات یکی از این راه‌هاست چرا که کافئین فرد را در یک حالت تحریک‌پذیر قرار می‌دهد. خودداری از مصرف سیگار نیز راه دیگر است زیرا نیکوتین موجود در سیگار سبب افزایش تحریک پذیری، افزایش انقباض عروقی و افزایش کارکرد قلبی می‌شود.از طرف دیگر انجام فعالیت بدنی به طور منظم می‌تواند بسیار کمک‌کننده باشد، حتی یک پیاده‌روی کوتاه می‌تواند شخص را آرام نگه دارد.
 
طاهرخانی: داشتن رژیم غذایی سالم، افزایش اعتماد به نفس، عدم گوشه‌نشینی و اجتماعی بودن نیز از دیگر مواردی است که می تواند به شخص درجهت کنترل اضطراب کمک کند.

 

چگونه احتمال وقوع حملات اضطرابی را کاهش دهیم؟

اضطراب شامل احساس عدم اطمینان، درماندگى و برانگیختگى فیزیولوژیکى است. به ‌طور کلى اضطراب یک احساس بسیار ناخوشایند، همراه با دلواپسى است که با واکنش‌های جسمى مانند تنگى قفسه سینه، تپش قلب، تعریق یا سردرد بروز می‌کند. در برخی موارد ممکن است فرد بتواند با چند راه ‌کار موثر این علائم را در کنترل درآورد اما در موارد شدیدتر که کنترل دشوار می‌شود مراجعه به روانپزشک ضروری است.

کارشناسان بهداشت روانی در مرکز تخصصی مایوکلینیک در یک مقاله جدید که در سایت این مرکز به چاپ رسیده به چند اقدام موثر برای کاهش احتمال حملات اضطرابی توصیه کرده‌اند. در این مقاله آمده است:

-
از خوردن کافئین خودداری کنید چون کافئین شما را در یک حالت تحریک پذیر قرار می دهد.

-
سیگار نکشید زیرا نیکوتین موجود در سیگار سبب افزایش تحریک پذیری فیزیکی و فیزیولوژیکی

می‌شود، همچنین سبب افزایش انقباض عروقی و افزایش کارکرد قلبی خواهد شد.

-
انجام ورزش روزانه می‌تواند در کنترل اضطراب بسیار موثر باشد. حتی یک پیاده روی کوتاه اطراف آپارتمان می‌تواند شما را آرام نگه دارد.

-
درمانهای شناخت رفتاری نیز تا حد زیادی در کنترل اضطراب و حمله‌های ترس موثر هستند.

-
از تکنیکهای آرام سازی مثل مراقبه و رلکسیشن استفاده کنید.

-
به اندازه کافی استراحت کنید و اگر برای خوابیدن مشکل دارید حتما با مراجعه به پزشک این مشکل را حل کنید.

-
همیشه برای خود یک سرگرمی یا شغل مناسب داشته باشید. برای لذت بردن به بیرون بروید و در فعالیت‌هایی چون تماشای یک فیلم کمدی، پیاده روی و یا کوهنوردی شرکت کنید.

-
برنامه ریزی روزانه داشته باشید، داشتن کار بیش از حد و یا بیکار بودن در طی روز می تواند به اضطراب شما بیفزاید.

-
علائم خود را یادداشت کنید و گاهی با یک دوست صمیمی آنها را بازگو کنید. گاهی اوقات درد و دل کردن با یک دوست از اضطراب شما می کاهد.

-
در گروه‌های اجتماعی شرکت کرده و یا داوطلبانه به دیگران کمک کنید.


نور هم به اندازه تاریکی درایجاد ترس و اضطراب موثر است

روانشناسان و متخصصان زیست شناسی از مدتها پیش دانسته‌اند که نور روی خلق وخو تاثیر می‌گذارد اما در یک مطالعه جدید معلوم شده است که نور می‌تواند نقش مهمی در تغییر و میزان ترس و اضطراب داشته باشد.

متخصصان روانشناسی در دانشگاه ویرجینیا با استفاده از مدل‌های آزمایشگاهی دریافته‌اند که نور شدید می‌تواند موجب ترس و اضطراب موش‌های شب بیدار شود. نکته جالب این است که با مکانیسمی مشابه در انسانها تاریکی می‌تواند موجب ترس واضطراب شود.

به گزارش شبکه خبری ای بی سی، بریان ویلتگن استادیار روانشناسی و کارشناسی آموزش در دانشگاه ویرجینیا در این باره گفت: در آزمایشات تاثیر نور را روی ترس اکتسابی بررسی کردیم چون نور یک ویژگی حاکم و اثرگذار در محیط زیست است که پیامدهای عمیق و شدیدی روی رفتار و فیزیولوژی دارد.

ویلتگن تصریح کرد: ترس اکتسابی یک خصیصه ذاتی نیست بلکه از تجاربی چون موقعیت‌های خطرناک و بد ناشی می‌شود و این یادگیری می‌تواند ما را از خطرات محافظت کند.

این مطالعات نشان می‌دهد که نور روی یادگیری، حافظه و اضطراب تاثیر می‌گذارد. نور همچنین در تنظیم یا تغییر واکنش‌های ترسی شرطی تاثیرگذار است.

این یافته می‌تواند در بررسی و بهبود اختلالات روانشناسی کاربردهای سودمندی داشته باشد.

 

چگونه اضطراب را در بیماران سرطانی کاهش دهیم؟

یک بررسی آماری نشان داد گوش دادن به موسیقی مناسب و ملایم در کاهش اضطراب مبتلایان به سرطان مفید است و در عین حال تأثیرات مثبتی در بهبود خلق و کیفیت زندگی بیماران و کاهش درد در آن‌ها دارد.

در بررسی‌ کارشناسان روی گروهی از بیماران مبتلا به انواع مختلف سرطان مطالعه کردند که در جلسات مختلف موسیقی درمانی شرکت کرده بودند.

دکتر جوک برادت از کارشناسان دانشگاه فیلادلفیا و دستیاران وی اطلاعات مربوط به 1891 بیمار را که در 30 آزمایش بالینی شرکت کرده بودند مورد تجزیه و تحلیل قرار دادند.

به گزارش روزنامه سان، نتایج بررسی‌ها نشان داد: موسیقی درمانی در مقایسه با سایر روش‌های درمانی استاندارد در کاهش اضطراب بیماران تأثیر بیشتری دارد و بعلاوه کیفیت زندگی بیماران را نیز بهبود می‌بخشد. این روش هم‌چنین به میزان کمتری در بهبود ضربان قلب، فشار خون و عملکرد دستگاه‌ تنفس تأثیر مثبت دارد.

نظرات ()



جک
نویسنده: اشوان - سه‌شنبه ٢٢ آذر ،۱۳٩٠

 

دختره داشته بافتنی میبافته میبینن هر دفعه ای یک بوئی هم میاد ، میپرسن پس این بو چیه ، میگه مامانم گفته یکی زیر میبافی یکی رو یکی ول میکنی

---------------------------------------------------------------

ملا یه نفر رو تو خیابون دید و پرسید: شما علی پسر ممدآقا پاسبان نیستی که توی کرج سر کوچه چراغی مأمور بود؟ پسر گفت: چرا!؟ ملا گفت: ببخشید! پس حتما عوضی گرفتم

---------------------------------------------------------------

به یکی میگن یه موجود نام ببر ، میگه یخ ... ، میگن آخه یخ که موجود محسوب نمیشه ، میگه چرا من خودم صد بار دیدم نوشتند یخ موجود است

---------------------------------------------------------------

نکته زمخت و نه چندان ظریف : هیچ وقت به رسانه ها کاملا اعتماد نکنید ، میدونید چرا ؟ چون اگر تبلیغات ماهواره را ملاک قرار بدهیم، مردم ایران کچل‌های چاقی هستند که ناتوانی جنسی دارند و می‌خواهند یک هفته‌ای ویزای کانادا بگیرند و اگر تلویزیون داخلی را ببینید خلاصه خبرهای صدا و سیما این است : باور کنید اوضاع در همه جای دنیا از ایران بدتر است

---------------------------------------------------------------

شوتیه عینکش را دور دستش می چرخونه بعد میزنه چشمش، سرش گیج میره میخوره زمین هوا میره ، نمیدونی تا کجا میره

---------------------------------------------------------------

پسره تو خواستگاری از یه دختره می پرسه اسم شما چیه؟ دختره می گه اسم من توی تمام باغچه ها هست. پسره می گه: آهان فهمیدم ، اسمتون شلنگه

---------------------------------------------------------------

از یه کچل می پرسن اسم شامپوت چیه؟ می گه من شامپو لازم ندارم از شیشه پاک کن استفاده می کنم!

---------------------------------------------------------------

حکمتی برای فهیمان : یارو داشته دنبال جای پارک می گشته اما پیدا نمی کرد! در همون حال گشتن به خدا میگه: خدایا اگه یه جای پارک برام پیدا کنیا من نماز می خونم، روزه می گیرم که یه دفعه یه جای پارک می بینه و به خدا می گه! خدا جون نمی خوادخودم پیدا کردم

---------------------------------------------------------------

رئیس: خجالت نمی‌کشی تو اداره داری جدول حل می‌کنی؟ کارمند: چکار کنیم قربان، این سروصدای ماشینها که نمی‌ذاره آدم بخوابه!

---------------------------------------------------------------

این جریان واقعی است : یکی از دوستان دکتر تعریف میکرد برای یه بنده خدائی شیاف تجویز کردم ، یارو رفت و یکهفته بعد اومد گفت آقای دکتر حالم خوب نشد بدتر هم شدم گفتم چرا ، گفت نمیدونم تا این کپسول ها که دادین را میخورم دلم آشوب میشه

---------------------------------------------------------------

غضنفر می‌میره می‌ره اون دنیا، ازش می‌پرسن چی شد مُردی؟ میگه داشتم شیر می‌خوردم ! میگن: شیرش فاسد بود؟ میگه نه بابا، گاوه یهو نشست

---------------------------------------------------------------

نصیحت یه شوهر به زنش: هر وقت یه سوسک تو دستشویی دیدی با دمپایی فورا نکوب رو سرش…

بی توجه از بغلش رد شو… این کار از صدتا فحش براش بدتره

---------------------------------------------------------------

طرف یه تیکه آشغال می پره  تو چشمش . می ره جلوی آینه  تو چشش فوت میکنه. خانمش بهش میگه دیوونه تو فوت نکن بذار اون فوت کنه!

---------------------------------------------------------------

به مشنگه میگن اگه یه دختر بهت پا بده چی کار می کنی؟ میگه خوب میدمش به یه جانباز!

---------------------------------------------------------------

یه روزی از طرف دامپروری میرن گاوداریه یه بابایی. میگن شمابه گاواتون چی میدی میخورن. میگه پوست هندونه، طالبی و ... دویست هزار تومن جریمش میکنن. چند ماه دیگه دوباره میان می پرسن چی میدی میخورن یارو می ترسه میگه: چلوکباب، چلومرغ، و ... اینبار دویست و پنجاه هزار تومن جریمش میکنن. میرن چند وقت دیگه میان میگن چی میدی میخورن؟ میگه والا نمیدونم پولشو میدم خودشون میرن میخرن می خورن!

---------------------------------------------------------------

یه پیرمرد چاخانه داشته خاطره تعریف میکرده، میگه: ما سال چهل و نه با دو نفر دعوامون شد، ‌البته سال چهل و نه که مثل الان نبود دو نفر خیلی بود

---------------------------------------------------------------

به یکی میگن با ارّه برقی 100 تا درخت قطع کن ، 96 تا قطع میکنه خسته میشه. بهش میگن پاشو روشنش کن 4 تا دیگه بیشتر نمونده ، میگه مگه روشنم میشه

---------------------------------------------------------------

یارو داشت واسه دوستش تعریف میکرد: آره، چند وقت پیش داشتم توی جنگل می رفتم، که یک دفعه یک شیر وحشی بهم حمله کرد، منم نتونستم فرار کنم اونم منو گرفت و خورد
دوستش میگه: آخه چطوری میشه؟ تو که الان زنده ای و داری زندگی می کنی!!
یارو میگه: ای بابا، کدوم زندگی؟ تو هم به این میگی زندگی

---------------------------------------------------------------

به یکی میگن اگه تو دریا کوسه بهت حمله کنه چکار می کنی؟ می گه می رم بالای درخت .می گن : تو دریا که درخت نیست یارو می گه: مجبورم می فهمی ؟ مجبورررررم

---------------------------------------------------------------

یکی از این جوون های مغز قاطی پارچه می بره خیاطی می گه آقا اینو واسم کت شلوار بکن فردا نیام بگی سوزنم شکست چرخم خراب شد حال نداشتم اصلا پدر سگ بده نمی خوام بدوزی

---------------------------------------------------------------

از یکی میپرسن فرق کچل با هواپیما می دونی چیه؟ میگه بابا ما سرمون میشه کچل که اصلا فرق نداره هواپیما هم نکته انحرافی است

---------------------------------------------------------------

مشتری: این کت چنده؟
فروشنده: ۱۰۰ هزار تومان
مشتری: وای! اون یکی چنده؟
فروشنده: وای وای!!

---------------------------------------------------------------

یارو سکه میندازه صندوق صدقات ٬ سوارش میشه

---------------------------------------------------------------

دو تا تنبل دراز کشیده بودند یکیشون داشته خمیازه میکشیده اون یکی میگه داداش تا دهنت بازه لطفا این اصغر ما رو هم صدا کن

---------------------------------------------------------------

عروس میره گل بچینه ، شهرداری میگیرتش

---------------------------------------------------------------

طرف خودشو میمالیده به سپر ماشین ! میگن چی کار میکنی بابا, میگه دارم اوقاتمو سپری میکنم

---------------------------------------------------------------

یکی زنگ میزنه 118 میگه شماره غضنفر رو دارید یارو میگه نه ، میگه پس من میگم تو یادداشت کن داشته باشی

---------------------------------------------------------------

به یارو میگن ۱۲ امام رو میشناسی؟ میگه آره. میگن خوب نام ببر؟ میگه اونجوری که نه. اگه ببینمشون میشناسم

---------------------------------------------------------------

اگه دیدی یه سوسک پشت و رو افتاده و داره دست و پا می زنه، فکر نکن با دمپائی زدنش... داره به قیافه تو می خنده

---------------------------------------------------------------

غضنفر میره برای عضو شدن تو بسیج مسئول ثبت نام ازش می پرسه معنی قدس سره الشریف یعنی چی؟ غضنفر یه خورده فکر می کنه میگه همون دمش گرم خودمونه دیگه

---------------------------------------------------------------

یارو میره خواستگاری، از دختره خوشش نمیاد، به بابای عروس میگه : ما میریم یه دور میزنیم ، بر می‌گردیم ، راستی تا ساعت چند بازید ؟

---------------------------------------------------------------

یه بنده خدا پتروس فداکار رو با دهقان فداکار قاطی می‌کنه، میره انگشت می‌کنه تو حلق راننده قطار

---------------------------------------------------------------

یارو با دختره دوست می شه می گه ببخشید اسم شما چیه؟ دختره می گه من اسمم شراره است ولی بچه ها صدام می کنن شراب. طرف می گه : منم اصغرم بچه ها صدام می کنن عرق سگی

---------------------------------------------------------------

یه دفعه دو تا هزار پا همدیگر رو بغل میکنن میشن زیپ

---------------------------------------------------------------

یه نفر میره جوراب فروشی میگه آقا جوراب میخوام فروشنده میگه:مردونه ؟یارو دست میده میگه: مردونه

---------------------------------------------------------------

یه یارو زنگ میزنه پیتزا فروشی میگه یه پیتزا می خواستم. فروشنده میگه . به نام ... ؟ یارو میگه . آخ آخ . ببخشید .به نام خدا , یه پیتزا می خواستم

---------------------------------------------------------------

از طرف می پرسند چرا پرنده ها زمستان از شمال به جنوب پرواز می کنن ؟ میگه : آخه من امتحان کردم..... پیاده خیلی راهه

---------------------------------------------------------------

پسره رو ختنه می کنن می گن باید دامن بپوشی. می گه نامردا مگه چقدشو بریدین؟

---------------------------------------------------------------

دختره میره تعلیم رانندگی ... ازش میپرسند چطور بود ؟ میگه : بد نبود ! اما معلمش خیلی مذهبی بود. میگن : واسه چی؟ میگه : والا من هر کاری میکردم هر جایی میپیچیدم میگفت : یا اباالفضل ...یا حضرت عباس...یا امام حسین

---------------------------------------------------------------

 تست فیزیک کنکور : سرعت نور چه قدر است؟  1- بد نیست  2- خوب است  3- الحمدالله   4- تو خوبی؟

---------------------------------------------------------------

یه نفر یه سگ فلج داشته، هر وقت دزد میومده، سگه رو می گذاشته توی فرغون و دنبال دزده می‌دویده

---------------------------------------------------------------

اخیرا کشف کردند که حرف مورد علاقه ی دختر های ایرانی در زبان فارسی ( پ ) و ( خ ) می باشد، مثلا : دوست دارند که ( پول ) ( خرج ) کنند. ( پسر ) ( خر ) کنند. ( پدر ) ( خام ) کنند. ( پراید ) ( خرد ) کنند.  ( پاسپورت ) بگیرند برن ( خارج) . ( پر رو ) و ( خوشگل ) باشند و ... ادامه دارد

---------------------------------------------------------------

تست هوش :  به 750 گرم میگن چی؟؟؟ ........... میگن نیم کیلو و نیم

---------------------------------------------------------------

بر اساس جدیدترین تحقیقات ، تنها 20% از مردها عقل دارند! ... مابقی همگی زن دارند

---------------------------------------------------------------

یه نکته جدی : ترجیح می دم روی موتورسیکلتم باشم و به خدا فکر کنم تا اینکه تو کلیسا باشم و به موتورسیکلتم فکر کنم - مارلون براندو

---------------------------------------------------------------

شرمنده ، بی ادبیه ولی ..... از فردا طرح قهوه ای ایرانسل در سراسر کشور : فقط با پرداخت صد هزار تومان هر گوهی میخواهید بخورید

---------------------------------------------------------------

آیا میدانستید که بزبزه قندی اولین بز دیابتی تاریخ است !

---------------------------------------------------------------

یارو لنگ بوده با کشتی میره سفر...وقتی برمیگرده رفیقش میگه خب سفر خوش گذشت؟؟ میگه نه بابا همش استرس داشتم هی می گفتن لنگرو بندازین تو آب

---------------------------------------------------------------

به یه نفر گفتن چه وقتی خیلی ضایع شدی گفت : یه روز دختر خالم بهم زنگ زد گفت: بیا خونه خالیه!! منم خوشحال شدم رفتم. در رو که باز کردم دیدم کسی نیست! دختر خالم گفت: من میرم تو اتاق تو هم 5 دقیقه دیگه بیا تو!! منم 5 دقیقه بعد رفتم تو دیدم همه میگن تولد تولد تولدت مبارک. بعد به طرف میگن خب چه ربطی داشت! میگه: اخه لخت رفته بودم تو

---------------------------------------------------------------

توصیه دخترانه : اگه یه موقع مورد حمله یک پسر قرار گرفتی شلوار اونو بکش پایین دامن خودتو بده بالا ! فکر بد نکن! آخه اینجوری تو میتونی بدوی ولی اون نمیتونه

---------------------------------------------------------------

به ملانصرالدین میگن جوان ها شراب میخورن قمار میکنن تریاک میکشن دختر بازی میکنن ... حکم چیه ؟ میگه : گیشنیز

---------------------------------------------------------------

سرهنگه داشته امتحان رانندگی می‌گرفته. از یارو می‌پرسه: اگه یه نفر وسط خیابون بود، بوق میزنی یا چراغ؟ طرف میگه: برف پاک کن جناب سرهنگ! سرهنگه کف می‌کنه می‌پرسه: یعنی چی؟ یارو میگه: یعنی یا برو این طرف یا برو اون طرف

---------------------------------------------------------------

یه روز یه پسره رو میبرن کلانتری ، میگه چرا منو آوردین اینجا ؟؟ میگن واسه عرق خوری .. میگه پس چرا نمیارین بخوریم؟

---------------------------------------------------------------

پسر خوب چگونه پسری است ؟ پسری که اولا دوست دختر نداشته باشه - دوما دوست دختر نداشته باشه - سوما دوست دختر نداشته باشه - چهارما دوست دختر نداشته باشه..... چون دوست دختر بنای اولیه منحرف شدن این گل پاک و معصوم است

---------------------------------------------------------------

پشت کنکوریه نذر میکنه اگه دانشگاه قبول بشه ،،،ننه اش رو با پای برهنه بفرسته کربلا

---------------------------------------------------------------

میدونی به یه دختر خوشگل که لباس خواب پوشیده چی میگن؟.............. میگن : شب بخیر

---------------------------------------------------------------

روزگاریست همه عرض بدن میخواهند / همه از دوست فقط چشم و دهن میخواهند / دیو هستند ولی مثل پری می‌پوشند / گرگ‌هایی که لباس پدری می‌پوشند / آنچه دیدند به مقیاس نظر می‌سنجند / عشق‌ را همه با دور کمر می‌سنجند / خب طبیعی ست که یک روزه به پایان برسد / عشق‌هایی که سر پیچ خیابان برسد

---------------------------------------------------------------

دختره تو جلسه خواستگاری یه باد صدا دار ازش در میره ، داماد از بس میخنده می افته می میره رو سنگ قبرش می نویسند نسیمی آمد و گلی بر باد رفت

---------------------------------------------------------------

پسره تو کلیسا نشسته بوده، یهو می‌بینه یه دختر خیلی خوشگل  میاد تو. میدوه میره پشتِ یه مجسمه قایم میشه. دختره میاد میشینه جلوی محراب و میگه: ای خدا! تو به من همه چی دادی ، پول دادی ، قیافه دادی ، خانواده خوب دادی... فقط ازت یه چیز دیگه میخوام... اونم یه شوهر خوبه ...یا حضرت مسیح‌! خودت کمکم کن! پسره از پشت مجسمه میاد بیرون میگه: عیسی هل نده!‌ هل نده زشته ، خودم میرم!

---------------------------------------------------------------

طرف عروسی میکنه، هفته بعد دست خانوم رو میگیره میبره دکتر ، میگه: اقای دکتر ما بچه دار نمیشیم!! دکتره میپرسه: چند وقته ازدواج کردین؟ طرف میگه: یک هفته است!! دکتره شاکی میشه، میگه: داداش من، این زنه ، مایکرووِیو که نیست

---------------------------------------------------------------

یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم ، وقت پرپر شدنش سوز و نوایی نکنیم ، پر پروانه شکستن هنر انسان نیست ، گر شکستیم ز غفلت،من و مایی نکنیم ، یادمان باشد سر سجاده عشق ، جز برای دل محبوب دعایی نکنیم ، یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد ، طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم

---------------------------------------------------------------

شکمو داشته نوار روضه گوش میداده میزنه آخر نوار ببینه شام میدن یا نه

---------------------------------------------------------------

غضنفر میره رستوران، گارسون میخواد بزارتش سر کار میگه: غذای امروز «کوجی پورو تیاپوفو ساخارینو گلاسه» با «لیمو» است! غضنفر میگه : «کوجی پورو تیاپوفو ساخارینو گلاسه» با چی

---------------------------------------------------------------

پسره ، دختر محلشون را نشون میکنه ، رفیقاش میان با سنگ میزنن

---------------------------------------------------------------

تُو قلبمی ، تُو خونمی ، تُو تموم وجودمی ........ رفتم دکتر ، میگن انگل داری

---------------------------------------------------------------

به دختره می گن اگه دنیا رو بهت بدن چی کار می کنی می گه من فعلا می خوام درسمو ادامه بدم

---------------------------------------------------------------

دو تا دانمارکی با هم همسایه بودن ... هر سی ثانیه برق یکیشون می رفت ... تحقیق می کنن می بینن از چراغ راهنمایی برق میدزدیدن

---------------------------------------------------------------

به عضنفر میگن از قفل فرمونت راضی هستی میگه آره فقط سر پیچ اذیت می کنه!

---------------------------------------------------------------

دیگه از چشم افتادی . می فهمی؟ ..............صاف افتادی تو قلبم

---------------------------------------------------------------

شیرفرهاد میره تو صف نونوایی، شاطر نونوائی میگه: نون تا اینجا بیشتر نمی‌رسه، بقیه برن. شیرفرهاد میگه: ببخشید اگه میشه جمع‌تر وایسین نون به ما هم برسه

---------------------------------------------------------------

یه مرده ، زنشو تو یه فیلم بد می بینه آخر فیلم میگه خدا شکر که فیلم بود

---------------------------------------------------------------

یارو میره حرم داد می‌ زنه : آقایون شلوغ نکنید! حاجت ها قاطی‌ می‌شه! من پارسال اومدم ، حامله شدم

---------------------------------------------------------------

غضنفر میره بالای پل عابر پیاده داد می زنه حالا من خر،من نفهم، آخه شما این رودخانه می بینید که اومدین روش پل زدین

---------------------------------------------------------------

همیشه برای کسی بخند که میدونی به خاطر تو شاد میشه... واسه کسی گریه کن که میدونی وقتی غصه ‏داری و اشک میریزی برات اشک میریزه... برای کسی غمگین باش که در غمت شریکه... عاشقه کسی ‏باش که دوستت داشته باشه

---------------------------------------------------------------

پیروزی افتخار آمیز دانشمندان ایرانی در عرصه انرژی هسته ای و دستیابی آن عزیزان به اورانیوم غنی شده رو ولش کن "خودت چه طوری؟

---------------------------------------------------------------

یه برره ای به رفیقش می گه من یه تمساح پیدا کردم چیکارش کنم؟ میگه ببرش باغ وحش. فردا رفقیش می گه بردیش؟ یارو می گه : آره ، تازه امشب هم می خوام ببرمش سینما

---------------------------------------------------------------

یک گاو نر دنبال یک گاو ماده می افته گاو ماده هی فرار می کرده دست آخر به یک کوچه می رسه که بن بست بوده برمی گرده و با حالت درماندگی می گوید آخه چی از جون من می خوایی گاو نر می گه مااااااااااااااااااااااچ

---------------------------------------------------------------

گوش بده ببین چی میگم . اگه یکی بهت پی ام داد گفت من حسن هستم و سراغ منو از تو گرفت بگو نمی شناسمش. این یارو شماعی زاده فکر می کنه گیتارش دست منه

---------------------------------------------------------------

یه پسره  به دختره میگه بوس میدی؟  میگه نه ! پسره میگه به جهنم بخاطر خودت گفتم من خودم زن دارم

---------------------------------------------------------------

یه برره ای  میمیره ، شب اول قبر ۶۲ تا فرشته میان سراغش. ۲تاشون سوال می کردن  .... ۶۰ تاشون حالیش می کردن

---------------------------------------------------------------

سپاس و ستایش دانشگاه آزاد را ، که ترکش موجب بی مدرکی است و به کلاس اندرش مزید در به دری ، هر ترمی که آغاز می شود موجب پرداخت زر است  و چون به پایان رسد مایه ضرر ، پس در هر سال دو ترم موجود و بر هر ترمی شهریه ای واجب ..... از جیب و جان که بر آید ...... کز عهده خرجش به در آید

---------------------------------------------------------------

یه دفعه یه پسره داشته راه میرفته میخوره زمین هواااااااااا میره نمیدونی تا کجاااااااا میره

---------------------------------------------------------------

یارو  زنگ میزنه ۱۱۰ میگه آقا پدال گاز و پدال ترمز و پدال کلاچ و فرمون و دنده رو دزدیدن! پلیس میگه ، برو صندلی جلو بشین

---------------------------------------------------------------

یه بچه خوشگله ریش بزی میذاره ، گرگه میاد میخورتش

---------------------------------------------------------------

یه روز سه تا خانوم مرغه به هم میرسن اولی میگه چه روزگاری شده ، دیشب تو کیف دخترم یه عکس جوجه خروس پیدا کردم ..... دومی میگه این که چیزی نیست یه روز دیدم دخترم تو خیابون داره با یه خروسه میگه و میخنده .... سومی میگه اینها که چیزی نیست من دیشب تو کیف دخترم یه تخم مرغ پیدا کردم

---------------------------------------------------------------

یارو ماشینش تو برف گیر میکنه زنجیر نداشته ،  سینه میزنه

---------------------------------------------------------------

گرگه میره در خونه شنگول و منگول در میزنه ، مامانشون میگه بیا تو بچه ها نیستن

---------------------------------------------------------------

زن خوب برای ازدواج باید سه تا خصلت داشته باشه : 1 - نجیب باشه یعنی با جیب آدم کاری نداشته باشه ........... 2 - خانه دار باشه یعنی از خودش خونه داشته باشه

4 - مثل ماه بمونه یعنی شبها بیاد و صبح بره خونه باباش ............... 5 - البته در حد متعالی این که باباش وضعش توپ باشه و 3 تا سکته هم کرده باشه

---------------------------------------------------------------

به آسمون نگاه میکنم تو رو میبینم ... به دریا نگاه میکنم تو رو میبینم ... به دشت های سبز نگاه میکنم تو رو میبینم و حتی وقتی به قلبم نگاه میکنم تو رو میبینم ... بابا بیا برو اونطرف بگذار یه چیز بهتر ببینیم

---------------------------------------------------------------

این هم یه شعرواسه بعضی دخترهای امروزی :

آخر یه روز تیک میگیری  ،  لباسهای شیک میگیری  ،  بابات را میکنی کچل  ،  تا بینی رو کنی عمل ،  با همراهت زنگ میزنی  ،  عینک رنگ رنگ میزنی  ،  این دل و اون دل میزنی  ،  هی به موهات ژل میزنی  ،  جنس لباسات تریکو  ،  موزیک فقط از انریکو  ،  جوراب های فسقلکی  ،  روسری های الکی  ،  با اشوه های شُتری  ،  میشینی پشت موتوری  ،  تو خیالت خیلی تکی  ،  فکر میکنی با نمکی  ،  خوشی با این تیپ خفن  ، حالا قشنگی مثلا ؟

-----------------------------------------------------------------

از یه نفرمیپرسن اولین کسی که رفت مکه حاجی شد کی بود میگه حاج زنبور عسل

-------------------------------------------------------------------

آقا ماشا ا... میره تو بانک وام بگیره ، ضامن نداشته منفجر میشه

-------------------------------------------------------------------

آقا ماشاا... را میبرن بهشت ، زیر پای مادران له میشه ( آخه بهشت زیر پای مادران است )

--------------------------------------------------------------------

یه دفعه بامشاد داشته با پیچگوشتی به ناف شکمش ور میرفته یکهو  پیچ شکمش باز میشه باسنش می افته

----------------------------------------------------------------------

به آقای پشندیمیگن سه تا اسم بگو توش الله داشته باشه .. میگه شکرالله ، حمدلله ، سیندرلاه

 ----------------------------------------------------------------------

یه دفعه یهآفتاب پرست میره رو جعبه مداد رنگی " هنگ " میکنه

----------------------------------------------------------------------

!!!! یه دفعه پلیس  ( بامشاد )  را میگیره بهش میگه کارت ماشین ،گواهینامه ، بیمه ..... بامشاد میگه باید با اینها جمله بسازم

----------------------------------------------------------------------

یک روز تو ی جهنم شلوغ بوده و همه می زدند و می رقصیدند
یکی می پرسه چی شده ..... می گویند : آخ جون پروند ه ها گم شده ، پروند ه ها گم شده

----------------------------------------------------------------------

دکتر نظام وظیفه پسر لاغری را معاینه کرد و در برگه نوشت : معاف، به دلیل ضعف جسمانی
پسره با خوشحالی گفت : آخ جون  فوری میرم زن میگیرم
دکتره نوشت : و همچنین ضعف عقلانی 
 

-----------------------------------------------------------

یه روز چند تا رفیق میخواستن برن گردش ، اولی میگه ماشینش با من ، دومی میگه نهارش هم با من ، سومی هم میگه تخمه و چای هم با من ، چهارمی میگه پس حالا که همتون یه چیز میارین منم داداشم را میارم

-----------------------------------------------------------------------

یه روز میبینن عزرائیل ماکسیما خریده  ، میگن عزرائیل وضعت خوب شده ، میگه حقوق اضافه کاری های زلزله بم را جمع کردم

-----------------------------------------------------------------------

مادر : پسرم ، من دارم می رم خرید یه وقت به کبریت دست نزنی ها
پسر : نه مامان جون  من خودم فندک دارم 
 

-----------------------------------------------------------------------

از خشایار پرسیدند : گاو بهتره یا گوسفند
خشایاره میگه : گاو بهتره
می پرسند چرا
میگه : گاو وقتی میخواد بره آنطرف جاده اول سمت راست نگاه میکنه بعد سمت چپ رو ، بعد میره ، ولی گوسفند عین گاو سرشو میندازه پایین رد میشه 
 

-----------------------------------------------------------------------

بهروز خالی بند یه زن حامله رادر اتوبوس میبینه و به او میگه : خانم این چیه
خانومه میگه : معلومه بچه ام است دیگه
بهروزه میگه : دوستش داری
خانومه : آره خوب، خیلی
میگه : پس چرا قورتش دادی

-----------------------------------------------------------

یه بچهایی تازه بدنیا اومده بوده ، شیر مامانشو نمی خورده ، هر زن دیگه ای هم آوردن ،فایده نداشته بچه شیر اونا رو هم نمی خورده تا اینکه یه زن سیاه میارن بچه شیرشو میخورهبابائه می گه : آهان ، پدر سوخته ، تو شیرکاکائو می خواستی ما نمی دونستیم
 

-----------------------------------------------------------------------

خشایارقله اورست رو فتح میکنه ، خبرنگارها جمع میشن و ازش می پرسند : آقا رمز موفقیت شماچی بود
خشایاره میگه : والله آقا من این چیزها حالیم نیست ، اگه بازم بهم بار بخوره میارماین بالا

-----------------------------------------------------------------------

آقا غلامتو اتوبوس کنار یه خانم چاقی نشسته بود یه نیگاه به خانومه کرد و گفت : راستی خانماسم شما چیه
خانمه گفت : غنچه
آقاغلام گفت : شما وا بشین دیگه چی چی میشید

----------------------------------------------------------------------
یک روز غضنفر خوابمیبینه بزرگترین نون بربری دنیا را خورده صبح که بلند میشه میبینه لاحافش نیست

------------------------------------------------------------------------

فالگیر: فردا شوهرتون میمیره!
زن: اینو که خودم میدونم. بهم بگو گیر پلیس میفتم یا نه!

------------------------------------------------------------------------

 فرق یک مرد با یک گربه چیه؟
- یکیشون یه موجود دله است که بی چشم و روئه و براش مهم نیست که کی بهش غذا میده, اون یکی یه حیوان ملوس خانگیه.

------------------------------------------------------------------------

یه نفر داشته با زنش دعوا میکرده که :   تو که از من خوشت نمیومد پس چراسر سفره عقد با صدای بلند داد زدیبـــــــــــله،،، زنه میگه : من به تو نگفتم بله ،، یکی از من پرسید با این مرتیکه عوضی میخواهی ازدواج کنی منداد زدمبـــــــــــله 

به خشایار میگن با شمشیر جمله بساز ، میگه فولاد فدات شم  شیر بخور

خشایار و بهروز خالی بند  را میبرن جهنم ، اما وسط راه میگن به شما یه آوانس میدیم ،، میگن چیه ،میگن اینجا 2 نوع جهنم داریم یکی جهنم ایرانی ها یکی جهنم خارجی ها ، میپرسن فرقش چیه ، میگن تو جهنم خارجی ها هفته ای یک بار قیـر داغ میریزن تو دهنتون اما تو جهنم ایرانی ها هر روز ،،،، خلاصه خشایار میگه من میرم تو جهنم خارجیا و بهروز هم میاد تو جهنم ایرانیا ..... یه چند ماهه بعد خشایار میبینه خیلی ناجوره اینجا میگه بیچاره بهروز خالی بند که هر روز قیر میخوره ، خلاص میره میبینه بهروز با رفیقاش نشستن دارن حال میکنن و چاخان  خبری هم از قیر داغ نیست ،خشایاره  میگه جریان چیه ، مگن بابا اینجا آخه جهنم ایرانی هاست یک روز قیرش نیست ، یک روز قیرش هست قیفش نیست ، یه روز  دو تاش هست یارو نمی یاد سر کار

آقا غلام زنگ میزنه 110 میگه آقا  صدی ده  طرف میگه بله بفرمائید غلامه میگه بی انصاف تو بازار صدی پنج نزول میدن

خشایار به رفیقش میگه: میخوام دختر شاه رو بگیرم! رفیقش میگه: چرت نگو مومن! مگه کشکیه؟!  خشایار میگه: بابا من که راضیم، ننه ام هم که راضیه، فقط مونده شاه و دخترش!

مهران مدیری 2 تا دزد میگیره زنگ میزنه به 220 

طرفخیلی شاکی میره ثبت‌احوال، میگه: آقا این اسم من خیلی ضایعه ، باید حتماٌ عوضش کنم. کارمنده ازش میپرسه، مگه اسمتون چیه؟ طرف میگه: خشایارِ گهُ‌چهره! کارمنده میگه: آره خوب حق دارید، باید حتماً عوضش کنید. حالا چه اسمی میخواید بگذارید؟  خشایار میگه: خشایار ان‌چهره!

  بهروز خالی بند پرتقال خونی میخوره، ایدز میگیره

5-  از خشایار میپرسن: میدونی USA مخفف چیه؟ میگه: یوم‌الله سیزده آبان!         نــــــــــــــه غلام

6- بهروز خالی بند رفته بوده تماشای مسابقه دو و میدانی، وسط مسابقه از بغلیش میپرسه: ببخشید، اینا واسه چی دارن میدون؟! یارو میگه: برای اینکه به نفر اول جایزه میدن. بهروز خالی بند یوخده فکر میکنه، میپرسه: پس بقیشون واسه چی دارن میدون؟!

9- بهروز خالی بند تصادف میکنه، ملت علاف میریزن دورش و شروع میکنن نظر کارشناسی دادن. بالاخره بعد یک مدت افسر راهنمایی میاد، منتها اونقدر ملت هرکدوم واسه خودشون چرت و پرت میگفتن که صدای افسره به جایی نمیرسیده. بهروز خالی بند شاکی میشه، داد میزنه: ساکت.. ساکت...  دیگه اینجا کسی جز جناب سروان حق گه خوردن نداره ها!

11- بهروز خالی بند زنگ میزنه فلسطین، میبینه اشغاله!

12 - آقا غلام دست میذاره به برق فیوز می پره ، فیوز رو میزنن غلامه می پره

13- بهروز خالی بند سوار آسانسور میشه، میبینه نوشته‌: ظرفیت 12 نفر. باخودش میگه: عجب بدبختیه‌ها! حالا 11 نفر دیگه از کجا بیارم؟!

14- به اکبر عبدی میگن دوست داری خشایار بمیره ارثش به تو برسه ، اکبره میگه نه ، دوست دارم بکشندش تا دیه هم بگیرم

15- از آقای خیابانی میپرسن: به نظر شما اگه آمریکا افغانستان و عربستان رو بگیره، به کره و چین هم حمله کنه تکلیف ایران چی میشه؟ خیابانی میگه: چی میشه نداره که، ایران میره جام جهانی! 

17 - خشایار مستوفی داشته میمرده ، ملت ریخته بودند دورش ببینند دم آخری چی میگه ، خشایار میگه به ارواح باباتون من همه نماز روزه هام را گرفتم فقط 60 سال واسم طهارت بگیرین !

18- از ناتاشا میپرسن: چند تا بچه داری؟ 4 تا از انگشتاشو نشون میده، میگه: 3 تا! ملت کف میکنن، میگن: بابا اینا که 4تاست؟ ناتاشا انگشت کوچیکشو نشون میده، میگه: این بچة همسایمونه، ولی همیشه خونة ماست!

19-  مامان بهروز داروخونه داشته، یک روز  جلو در مغازه بزرگ مینویسه: سوسک کش جدید رسید! خلاصه بعد یک مدت یک بابایی میاد تو میگه: ببخشید، جریان این سوسک‌کش جدید چیه؟ این خونة ما رو سوسک سر گرفته. ننه بهروز میگه: این دارو خیلی جدیده و بازدهیش هم تضمینیه. شما این دارو رو میریزیدتو یک قطره چکون، بعد کشیک میکشید تا سوسکها رو بگیرید. هر سوسک رو که گرفتید، در روز سه نوبت (صبح و ظهر و شب) تو هر چشمش دو قطره ازین دارو میچکونید، بعد از یک مدت سوسکها کور میشن و خودشون از گشنگی میمیرن! یارو کف میکنه، میگه: خوب آخه اگه سوسکها رو بگیریم که همونجا درجا می‌کشیمشون!  طرف ما  میره تو فکر، بعد یک مدت میگه: آره خوب، ازون راهم مِشه!

21- میخواستن بهروز خالی بند رو شکنجه روحی بدن، میفرستنش تو یک اتاق گــرد، میگن برو یک گوشه بشین!

26- یه بابائی  تو یک شب برف و بورانی داشته از سر  زمین برمیگشته خونه، یهو میبینه یکجا کوه ریزش کرده، یک قطار هم داره ازون دور میاد! خلاصه جنگی لباساشو درمیاره و آتیش میزنه، میره اون جلو وامیسته. رانندة قطاره هم که آتیشو میبینه میزنه رو ترمز و قطار وا میسته. همچین که قطار واستاد، یارو یک نارنجک درمیاره، میندازه زیر قطار، چهل پنجاه نفر آدم لت و پار میشن! خلاصه یارو  رو میگیرن میبیرن  بازجویی، اونجا بازجوه بهش میتوپه که: مرتیکة خر! نه به اون لباس آتیش زدنت، نه به اون نارنجک انداختنت! آخه تو چه مرگت بود؟! طرف میزنه زیر گریه، میگه: جناب سروان به خدا من از بچگی این دهقان فداکار و حسین فهمیده رو قاطی میکردم!

28- طرف کلیدش رو تو ماشین جا میگذاره، تا بره کلید ساز بیاره زن و بچش دو ساعت تو ماشین گیر میکنن!

29- بعد از عمری داریوش میاد ایران، اجرا زنده میگذاره تو استادیوم آزادی. خلاصه دیگه ملت داشتن خودشون رو خفه میکردن، داریوش هم میاد خیلی حال بده، از ملت میپرسه: چی میخواین براتون بخونم؟ یک مشنگه ازون پشت داد میزنه: اِبـــی بـخـــون.. اِبـــی بـخـون!

30- از ننه بهروز میپرسن چندتا بچه داری؟ انگشت کوچیکشو نشون میده، میگه: هفت تا! ملت کف میکنن، میگن: بابا این که فقط یکیه! میگه: آخه دادم mp3شون کردن!

31- مشنگه میره مسابقه بیست سوالی،  رفقاش از پشت‌ صحنه بهش میرسونن که: جواب برج ایفله،  فقط تو  زود نگو که ضایع شه. خلاصه مسابقه شروع میشه، مشنگه میپرسه: تو جیب جا میگیره؟ میگن: نه. مشنگه میگه:...ها!  پس حتماٌ برج ایفله!

32- غلام میره مسابقه بیست سوالی،  رفقاش از پشت‌ صحنه بهش میرسونن که: جواب خیاره،  فقط تو  زود نگو که ضایع شه. خلاصه مسابقه شروع میشه، غلامه میپرسه: تو جیب جا میگیره؟ میگن: نه. غلام میگه: بابا این عجب خیار گنده‌ایه!

33- یه جوونه میخواسته تو یک ادارة دولتی استخدام شه، میبرنش گزینش. اونجا یارو ازش میپرسه: شما وقتی میخواین وارد مستراح شید، با پای راست وارد میشید یا با پای چپ؟!  طرف هول میشه، میگه:  شما منو استخدام کنید، من با سر وارد میشم!

35- ماشین بهروز رو تو روز روشن، جلو چشماش میدزدن، رفیقاش میدون دنبال ماشینه و داد میزنن: آااای دزد! بگـــیـــرینش!  یهو خشایار  داد میزنه: هیچ خودتونو ناراحت نکنید.. هیچ غلطی نمیتونه بکنه! رفیقاش وامیستن، میپرسن: چرا؟ خشی  میگه:  من شمارشو برداشتم!

36- فولاد میافته تو چاه، فامیلاش سند میگذارن درش میارن!

39- یه بابائی سوار هواپیما میشه، میشینه کنار دست یک پیرمرده. خلاصه سر صحبت باز میشه و این دوتا نسبتاٌ با هم رفیق میشن. وسطای راه، یک مهمون دار میاد از پیرمرده میپرسه، پدر شما شکلات میل دارید؟ پیرمرده میگه: نه خیلی ممنون، من بواسیر دارم. مهمون داره از طرف میپرسه: شما چی؟ یارو میاد تریپ رفاقت بگذاره، میگه: نه مرسی. این رفیقمون بواسیر داره، باهم باز میکنیم میخوریم!

40- شیخ پشم الدین کشکولییه کارت تلفن میخره، عجالتاً اول میده پرسش کنن!

41- یه پیرمرده و یه پیرزنه و یه پسره و یه دختره تو یه کوپه قطار با هم بودن،‌ قطار میره تو تونل و همه جا تاریک میشه،‌ یهو یه صدای ماچ و بعد هم یه صدای کشیده میاد! قطار از تونل میاد بیرون همه نشسته بودن سر جاشون. پیرزنه با خودش میگه: عجب دختر متین و باحیاییه! با اینکه جوونه و دلش میخواد ولی به کسی راه نمیده، تا یارو بوسیدش ، گذاشت زیر گوشش! دختره با خودش میگه: عجب پیرزنه نجیبیه! با اینکه سنش بالاست و کسی تحویلش نمیگیره، بازم  نمیذاره کسی ازش سوء استفاده کنه. پیرمرده هم با خودش میگه:‌ بابا عجب بدبختیه‌ها! یکی دیگه حالش رو میکنه ما کشیده رو می‌خوریم! پسره هم با خودش میگه: چه حالی میده آدم کف دستش رو ببوسه محکم بزنه تو گوش بغلی!

42- به یارو میگن تا حالا موز خوردی؟ میگه: آره ولک، همون که هستش یک وجبه؟!

47- سه تا پسره با هم کل گذاشته بودن، اولی میگه: بابای من مهم‌ترین آدم مملکته. دوتای دیگه میپرسن: مگه بابات چیکارس؟ میگه: بابای من رئیس‌جمهوره. هر قانونی که بخواد گذاشته بشه روباید اول بابای من امضا کنه. دومی میگه: برو بابا حال نداری. بابای من عمری پوز بابای تورو میزنه! اولیه میگه: مگه بابات چیکارس؟ پسره میگه : بابای من نماینده مجلسه.. تا بابای من رای نده، عمری قانونای بابای تو تصویب نمیشن. سومی برمیگرده میگه: باباهای شما جلوی بابای من پشم هم نیستن! اون دو تا میپرسن: مگه بابات چیکارس؟ پسره میگه: بابای من پاسبونه... جلوی خیابون وامیسته، پونصدتومن میگیره، میشاشه به قانون باباهای هردوتون!

48- پسره میره خواستگاری، اسم دختره پروانه بوده ولی پسره قاط زده بوده، یک بند بهش میگفته آهو خانوم! خلاصه وقتی دختره میاد چایی تعارف کنه، پسره میگه: دست شما درد نکنه آهو خانوم! دختره شاکی میشه، میگه: بابا اسم من پروانه‌ست نه آهو.پسره میگه: ای بابا فرقی نداره... حیوون حیوونه دیگه!

49-  یه بچه مومنی سنگ مینداخته تو صندوق صدقات، ازش میپرسن: بابا این چه کاریه میکنی؟! میگه: میخوام به انتفاضه کمک کنم!

51- میخواستن الهی قمشه‌ای رو ترور کنند، تو سشوارش بمب میگذارن!

52- تو تبریز حکومت نظامی بوده، یارو سروانه به سربازش میگه که تو اینجا کشیک بده، از هفت شب به بعد هرکسی رو خیابون دیدی در جا بزنش. حرفش که تموم میشه، تا میاد بره سوار ماشینش شه، میبینه صدای گلوله اومد. برمیگرده میبینه سربازه زده یک بدبختی رو کشته! داد میزنه: احمق! الان که تازه ساعت پنج بعد از ظهره! سربازه میگه: ایلده قربان این یک آدرسی پرسید که عمراٌ تا ساعت نه شب هم پیداش نمیکرد!

54- به ملانصرالدین میگن: میدونی امام حسین کجا دفن شده؟ میگه: نه. میگن: کربلا. میگه: ای خوشا به سعادتش!

56- سه تا رفیق رفته بودن ایستگاه راه‌آهن، تا میرسن تو یهو قطار حرکت میکنه، اینها هم میگذارن دنبال قطار حالا ندو کی بدو! خلاصه بعد از هزار بدبختی، یکیشون میرسه به قطار و میپره بالا و دستشو دراز میکنه دومی رو هم سوار میکنه، ولی سومی بندة خدا هرچی میدوه نمیرسه. خلاصه خسته و کوفته برمیگرده تو ایستگاه، یک بابایی بهش میگه: آقاجان چرا اینقدر خودتونو خسته کردید؟ قطار بعدی نیم ساعت دیگه حرکت میکنه، وامیستادید با اون میرفتید. پسره نفس زنان میگه: منم نمیدونم! والله من فقط قرار بود برم، اون دوتا رفیقام اومده بودن بدرقم!

57- یه نفر میره زیر ماشین، رفقاش با دمپایی و سنگ میزنن درش میارن!

60- دو نفر رفته بودن شکار، اولی از دور یک شیر میبینه، نشونه میگیره میزنه... تیرش خطا میره و میخوره به دم شیره. شیره هم شاکی میشه، میدوه طرفشون که سرویسش کنه. اولی جنگی میره بالای درخت، میبینه رفیقش همینجور اون پایین واستاده، بهش میگه: بابا بیا بالا، الان میاد دهنتو سرویس میکنه. یارو یک نگاهی بهش میکنه، میگه: برو گمشو ! مگه من زدم؟!

62- یه پشت کنکوری ادعای پیغمبری میکرده،رفیقاش بهش میگن: بابا همینجوری که نمیشه! باید بری چهل روز بشینی تو غار، تا از خدا برات وحی بیاد. خلاصه جوونک میره، دو روز بعد با دست و پای شکسته و خونی مالی برمیگرده!  رفیقاش میپرسن: چی شده؟! یارو میگه: ما رفتیم تو غار، یهو جبرئیل با قطار اومد!

63- یک بابایی داشته از سر کار برمیگشته خونه، یهو میبینه یک جمع عظیمی دارن تشییع جنازه میکنند، منتها یجور عجیب غریبی: اول صف یک سری ملت دارن دو تا تابوت رو میبرن، بعد یک یارو مرده با سگش راه میره، بعد ازون هم یک صف 500 متری ملت دارن دنبالشون میرن. یارو کف میکنه، میره پیش جناب سگ دار، میگه: تسلیت عرض میکنم قربان، خیلی شرمندم... میشه بگید جریان چیه؟ یارو میگه: والله تابوت جلوییه خانممه، پشتیش هم مادر خانومم... هردوشون رو دیشب این سگم پاره پاره کرده! مرده ناراحت میشه، همینجور شروع میکنه پشت سر یارو راه رفتن، بعد از یک مدت برمیگرده میگه: ببخشید من خیلی براتون متاسفم، میدونم الانم وقت پرسیدن اینجور سوالا نیست، ولی ممکنه من یک شب سگ شما رو قرض بگیرم؟! مرده یک نگاهی بهش میکنه، اشاره میکنه به 500 متر جمعیتی پشت سر، میگه: برو ته صف!